منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، منوچهری دامغانی، شفیعی کدکنی، ابراهیم ادهم

دانلود پایان نامه ارشد

گذشت از نظرم، ص 358)
وجه شبه: درخشندگی است که هم در اشک و هم در گوهر وجود دارد.
ـ کودک طبع من از آسمانی جلوهها گشت یکباره برون از دستگاه اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: پاک نهادی که در کودک و طبع شاعر هر دو موجود است.
ـ به کشوری که در آن عدل حکمفرما نیست زنند باد حوادث نمیتوان آسود
(رواق آوارگان، ص 77)
وجه شبه: ناگهانی بودن و ویرانکنندگی که در هر دو موجود است (تندباد و حوادث).
ـ آفتاب آن مرده نوبهارش افسرده سیل اشک و خون برده بوستان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
سیل: اشک و سیل: خون وجه شبه: جاری شدن خون، اشک و سیل
6. وجه شبه تخییلی:
وجه شبه تخییلی آن است که مورد شباهت در هر دو طرف تشبیه یا در یکی از آنها خیالی باشد و شاعر از رهگذر تخییل خویش آن را به مشبه و مشبهبه یا یکی از آنها نسبت میدهد؛ مثلاً «فلان مثل شمع میگرید».139 گریستن، صفت حقیقی شمع نیست، بلکه شاعر از باب تخیل آن را به شمع نسبت داده است.
ـ یک شیشة دل وز همه سو سنگ حوادث قربان شوم این کارگه شیشهگری را
(والاگهری، ص 5)
وجه شبه: شکنندگی (در مفهوم لازمی و متعدی آن). در مورد دل تخییلی است. دل به شیشه تشبیه شده است.
حوادث: سنگ وجه شبه شکنندگی (در مفهوم متعدی آن) در مورد حوادث تخییلی است.
ـ این آفتاب زندگی تابد چو بر احوال ما گلهای خوشبختی دمد از گلشن آمال ما
(سرود معلم، ص 205)
زندگی: آفتاب وجه شبه: (تابیدن) در مورد زندگی تخییلی است.
خوشبختی: گل وجه شبه: (دمیدن) در مورد خوشبختی تخییلی است.
ـ از یاد مرغهای فلکتاز در هوا با مرغ آرزو به هوا میپرستمت
(به پیشگاه وطن، ص 57)
آرزو: مرغ وجه شبه: (پرواز کردن) در مورد آرزو تخییلی است.
ـ خفته اینجا گنج حکمت را گرامی گوهری کز فروغش اهل دانش فیض کردی اکتساب140
(در رثای قاضی عطاء محمدحسنخان…، ص 278)
قاضی عطاء محمدحسنخان را به گوهری گرامی تشبیه کرده است.
وجه شبه: فروغ داشتن که در مورد مشبه، قاضی محمدحسنخان، تخییلی است.
ـ گر شدم پیدا که پردازم سخن شمعسان سوزم میان انجمن
(راز آفرینش، ص 483)
خود را به شمع تشبیه کرده است. وجه شبه سوختن، در مورد خود شاعر تخییلی است.
ـ همه مشت خار گشتم که زنی شرارم امشب به هوا دمی فشانی همهجا غبارم امشب
(به حضرت مولانا، ص 6)
شاعر خود را به مشت خار تشبیه کرده است. وجه شبه، راحت سوختن و شعلهور شدن که در مورد خود شاعر تخییلی است.
ـ بود طبع روشنت دریای مواج سخن لب چرا بربسته از نطق و سخن بازآمدی
(بزمگاه رفتگان، ص 189)
سخن: دریا وجه شبه: مواج، در مورد سخن تخییلی است.
ـ در شب تیرة غم شکر که غمخواری هست بسته شد گر در اغیار در یاری هست
غم: شب وجه مشبه: تیرگی، در مورد غم تخییلی است. (به بارگاه سعدی، ص 185)
ـ یک چشم بیش نی و بود هر مژه تو را خونریز نیزهها همگان از زر آفتاب
(آفتاب، ص 53)
مژه: نیزههای زرین وجه شبه: خونریزی و تیزی
در مورد خونریزی، تخییلی است، اما در مورد تیزی تحقیقی
ـ جز اشک و خون خلق چه بینی به روی خاک ای تکسوار کجرو ای اعور آفتاب
(آفتاب، ص 53)
خورشید: تکسوار یکچشم وجه شبه: کجرو و اعور، در مورد خورشید تخییلی است.
ـ دل ماتمزده امروز چون گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
وجه شبه: خندان، در مورد دل تخییلی است، به معنی چاکچاک بودن
7. وجه شبه دوگانه (استخدام):
گاهی وجه شبه دو معنی دارد، در مورد مشبه یک معنی و در مورد مشبهبه یک معنی دیگر، در این صورت غالباً یکبار حسی است و یکبار عقلی.
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی اما کلید آن برون از اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
وجه شبه: تاریک و سیاه در مورد زندان، همان معنای واقعی خودش را دارد و حسی است ولی در مورد زندگی، سختیها و مشکلات است و عقلی بهحساب میآید.
ـ چون شمع کشته سر به رواقش فرو نهم چون پرشکسته مرغ به بامش فراپرم
من (خود شاعر): مرغ (تابوت آتشین، ص 118)
وجه شبه: پرشکستگی، در مورد شاعر منظور از پرشکستگی، ضعف و ناتوانی است.
من (خود شاعر): شمع
وجه شبه: کشته شدن، در مورد شاعر منظور از کشته شدن، بیحاصلی و رنگباختگی است.
ـ در شب تیرة غم شکر که غمخواری هست بسته شد گر در اغیار در یاری هست
(به بارگاه سعدی، ص 185)
غم: شب وجه شبه: تیرگی. چنانکه شب تیره (سیاه) است غم نیز تیره (غمانگیز و بیحاصل است).
ـ بود طبع روشنت دریای مواج سخن لب چرا بربسته از نطق و سخن بازآمدی
(بزمگاه رفتگان، ص 189)
سخن: دریا وجه شبه: مواج (مواج در مورد سخن یعنی شعر، نیرومندی و قدر و استحکام آن است).
ـ مهین بانیو شاه بیتاب شد سراسیمه مانند سیماب شد
مهین بانو: سیماب (ابراهیم ادهم…، ص 437)
وجه شبه: سراسیمه (در مورد سیماب منظور از سراسیمگی همان حرکت و سیلان است).
ـ دل ماتمزده امروز چون گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
دل ماتمزده: گل وجه شبه: خندان (خندان بودن گل باز بودن برگهای آن است)
ـ جز اشک و خون خلق چه بینی به روی خاک ای تکسوار کجرو ای اعور آفتاب
(آفتاب، ص 53)
خورشید: تکسوار وجه شبه: کجروی و اعور بودن (کجرو و اعور بودن آفتاب آن است که برخلاف مراد افراد و بدون توجه به حال و وضع آنان به حرکت خود ادامه میدهد).
نتیجه:
در شعر خلیلی از میان تشبیهات با وجه شبههای واحد، متعدد و مرکب، وجه شبه واحد بیشترین بسامد را دارد. بعد از آن، وجه شبه مرکب و به تبع آن تشبیه مرکب یا تمثیلی است. اما وجه شبه متعدد از بسامد پایینی نسبت به دو نوع دیگر برخوردار است. و در میان تشبیهات با وجه شبه تحقیقی و تخییلی و دوگانه (استخدام)، وجه شبه تخییلی بیشترین آمار را از آن خود ساخته است و در مرتبه بعد وجه شبه تحقیقی است. البته باید گفت که در تشبیهات خلیلی از هر دو مورد شواهد بسیاری میتوان یافت، اما در همهحال بسامد تخییلی بیشتر از تحقیقی است. خلیلی از صنعت استخدام نیز در تشبیهات خود، بهرهها برده است که از نظر بسامد، بعد از دو نوع دیگر قرار میگیرد.
نکتة قابل ذکر اینکه، در بررسی وجه شبه در اشعار خلیلی اکثر وجه شبههای تخییلی دارای صنعت استخدام نیز هست؛ همانطور که در شواهد آورده شده است.
نگاهی کلی به تشبیه در شعر خلیلالله خلیلی:
* اگر بخواهیم احوال درونی و شخصیت استاد خلیلالله خلیلی را از دریچة تشبیهاتش ببینیم او را بهحق باید شاعری طبیعتگرا دانست. شاید بتوان گفت در بسیاری موارد راه تقلید از منوچهری دامغانی در پیش گرفته است بهخصوص درآوردن تشبیهات مرکب به مرکب. عناصر طبیعت در تشبیهات و در کل اشعار وی جایگاهی بس ویژه دارد. هرگاه او میل به تشبیه کرده است، در اولین قدم به سراغ عناصر محسوس و مشهود طبیعت رفته است و در مقایسه با عناصر طبیعت کمتر به موضوعات دیگر پرداخته است. این ادعا را در نمونههای ارائه شده به وضوح میتوان دید عناصری همچون: آبگون سیارهها، گلستان، سحر، مرغ چمن، مار، ماهی، فلک، رنگینکمان، شب، سنگ، آشیان، مرغ، صرصر، آفتاب، نخل، کلک، گوهر، اشک، عقاب، شهباز، دریا، کوه، طوفان، ابر، ستاره، کوبتر و موارد بیشمار دیگر.
* علیرغم استفادة فراوان خلیلی از عناصر طبیعت در تشبیهات، مقصود او همچون منوچهری دامغانی جنبههای نشاطانگیز و شادیبخش طبیعت نیست بلکه نقطة مقابل او قرار میگیرد. خلیلی وقتی از عناصر طبیعت سخن میگوید آن را با سایهای از غم و تیرگی و تباهی میپوشاند. او اگر از چمن سخن میگوید، چمن در بدری است و اگر از سنگ و شام سخن میگوید، سنگ جفا و شام جفا مراد اوست. اگر از مرغ طبع میگوید این مرغ پرشکسته است و ارگ از طوفان میگوید، طوفان مرگخیز است و اگر از شب، شب تیرة غم مقصود است و اگر از عقاب میگوید، منظور عقاب پیری است که سنگ به بالش خورده است. و اگر کبوتر میگوید، کبوتر او دام دیده است. اگر کامیابی را به مزرعی تشبیه میکند، این مزرع از برق حرمان سوخته است و اگر آرزو را به خرمنی تشبیه میکند، این خرمن به باد انتظار نابود گشته است و اگر از برق سخن میراند، این برق، برق حرمان است.
آری، آوارگی و غربت و دربدری در روح شاعر خوشقریحة افغانستانی آنچنان اثر کرده است که در شعر او، از عناصری که باید بوی سرور و شادی و طرب به مشام برسد، پیوسته بوی یأس و غم و شکستهدلی و ماتم استشمام میشود.
* با توجه به اینکه مشبهبه و وجه شبه در تشبیه،‌مبین شخصیت و حالات شاعر است از تشبیهات خلیلی چنین برمیآید که او در عین آزادگی و بلندطبعی و تدین، قلبی پر از اندوه در سینه دارد و گویی چنین برمیآید که او خواسته است با استفاده از پدیدههای طبیعت نغمة شادی بسراید، ولی درد و غم و غربت به او اجازه نمیدهد و او را ناچار میکند که از پدیدههای شد، نوای غم به گوش مخاطب برساند.
* خلیلی در تشبیهات خود، در انتخاب وجه شبهها گاه دقت کافی نداشته است بهطوری که به زحمت میتواند میان مشبه و مشبهبه در این تشبیهات، وجه شبه مناسبی یافت و همین امر باعث شده است تا بعضی از تشبیهات وی، بهخصوص تشبیهات بلیغ اضافی، از زیبایی کافی و وافی برخوردار نباشد؛ مثلاً: (چمن دربدری) در این بیت:
ای شاخ شکوفه به نظر جلوه میفروز سرمازدگان چمن دربدری را (ص 5)
میان «دربدری» و «چمن»، با توجه به سیاق شعر نمیتوان وجه شبه مناسبی یافت. اگر منظور سرسبزی یا طراوت باشد که به هیچوجه پذیرفتنی نیست و اگ رمراد، شباهت این دو از نظر وسعت و امتداد باشد باز هم به زحمت میتوان پذیرفت، زیرا اول اینکه، چمن همیشه وسیع نیست و چهبسا مساحت کوچکی داشته باشد. دوم اینکه، چمن راحتی و آرامش و لذت را به ذهن تداعی میکند نه زجر و زحمت را تا بتوان آن را به دربدری تشبیه کرد. مگر اینکه آن را نوعی تشبیه تهکم بگیریم یعنی از سر تهکم و استهزاء دربدری را چمن خوانده باشد و یا اینکه اثرپیذری شاعر از سبک و شیوة هندی مخصوصاً بیدل دانست که اهالی افغانستان بیشتر با این شیوه انس و الفت داشتهاند. در نمونه زیر این مطلب را به نحو برجستهتری میتوان یافت.
ـ چه گلها چیدهام از آرزو در دامن فردا که سازم ازبهار و هم رنگین گلشن فردا
(بهار وهم، ص 3)
بهار وهم در این بیت، مانند چمن دربدری دربیت قبل است.
* در دیوان خلیلی، با توجه و دقت بر روی وجه شبه دوگانه (استخدام) و وجه شبه تخییلی باید گفت که اکثر وجه شبههای تخییلی وی دارای صنعت استخدام نیز هست.

فصل چهارم:

استعاره در اشعار خلیلی

استعاره
استعاره از نظر لغوی مصدر باب استفعال به معنی عاریت خواستن است اما از نظر ادبی تعاریف در باب استعاره فراوان و متفاوت است. به قول دکتر شفیعی کدکنی: «یکی از پریشانترین تعریفها در کتب بلاغت پیشینیان تعریف استعاره است. تعریفهای مختلف و نمونههای گوناگونی که از این کلمه در آثار متقدمان آمده، نشان میدهد که ایشان همواره دربارة حوزة معنوی این کلمه متزلزل بودهاند».141
دکتر شمیسا، استعاره را از یک نظر، مجاز به علاقة مشابهت میداند و از منظری دیگر، تشبیه فشرده، «یعنی آنقدر تشبیه را خلاصه کنیم تا فقط مشبهبه از آن باقی بماند».142
اساس استعاره مبتنی بر تشبیه است. استعاره را باید بزرگترین کشف هنرمند و عالیترین امکانات در حیطة زبان هنری و کارآمدترین ابزار تمثیل و به اصطلاح ابزار نقاشی در کلام دانست.143
دکتر بهروز ثروتیان در کتاب «بیان در شعر فارسی» استعاره را چنین تعریف میکند:
«استعاره پیش چشم آوردن یک چیز است به صورت چیز دیگر با اسناد دادن یکی از لوازم این چیز اخیر به آن دیگری».144
در این فصل، استعاره در چهار بخش بررسی شده است: 1. استعارة مصرحه 2. استعارة مکنیة تخییله 3. استعارة تبعیه 4. استعارة مرکب و برای هریک تقسیمبندی خاص و انواع مختلف آورده شده و برای هر نوع تعریف، فرمول و نمونههایی از شعر استاد خلیلالله خلیلی آمده است و سپس هر نوعی از نظر بسامد مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان به ذکر نکاتی کلی در مورد استعارههای خلیلی پرداخته شده است.
الف) استعارة مصرّحه (آشکارا):
استعارهای است که در آن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ابراهیم ادهم، ارکان تشبیه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه مشبهبه، قرینة، صارفه، شعر: