منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، شورای امنیت، جنگ ایران و عراق، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

بزرگ‌ترین مشکل سیاست خارجی خود را آبرومندانه و با حفظ پرستیژ، حل و فصل کنند (رحمتی 1389).
مسکو برای رسیدن به این مقصود با پیوند زدن سرنوشت جنگ ایران و عراق به حل بحران افغانستان، سیاست چند بعدی را در پیش گرفت. مسکو در آغاز تلاش کرد با جلب نظر ایران در مورد مسأله افغانستان، زمینه پایان جنگ ایران و عراق را نیز فراهم کند. در پی این هدف، چرنینکو معاون وزیر خارجه آن کشور، در فوریه 1986 به عنوان بلندپایه‌ترین مقام شوروی از زمان انقلاب، از تهران دیدن کرد. وی در تهران اعلام کرد (رحمتی 1389، 370 ).
این گفته چرنینکو ظاهراً با سیاست اصلی شوروی در برابر جنگ که حفظ موازنه بین طرفین متخاصم بود مغایرت داشت. لیکن روس‌ها در این زمان می‌دانستند جنگ به بن‌بست رسیده و بر این باور بودند به سبب برقراری توازن بین دو کشور درگیر، احتمال پایان جنگ از طریق عملیات نظامی و پیروزی یکی از طرفین وجود ندارد. بنابراین مسکو تلاش می‌کرد از این بن‌بست در جهت جلب نظر ایران در زمینه حل و فصل بحران افغانستان استفاده کند. هدف از این سیاست نیز تعدیل مواضع ایران در برابر مسائل منطقه‌ای و گرفتن امتیاز در افغانستان بود. با فتح فاو توسط ایران، دیپلماسی شوروی در جلب نظر ایران با شکست رو به رو شد و توازن جنگ به نفع ایران به هم خورد. روس‌ها بلافاصله تغییر موضع داده و به دلجویی از عراق پرداختند (درودیان 1380، 52).
البته قرائن موجود حاکی از آن است که روس‌ها در این مقطع زمانی به هیچ وجه خواهان پایان جنگ ایران و عراق نبودند. از نظر آنها این جنگ مهم‌ترین اهرم فشار برای کسب امتیاز از آمریکا و ایران، که از طرف‌‌های ذی‌نفوذ در مسأله افغانستان بودند، به شمار می‌آمد بنابراین تا به دست آمدن توافق کامل در مورد حل و فصل بحران افغانستان، باید این جنگ ادامه پیدا می‌کرد. بر این اساس و در پی افشای ماجرای ایران گیت که نوعی نادیده گرفتن نقش روس‌ها در منطقه و جنگ بود، مسکو تمام تلاش خود را صرف جلوگیری از پایان جنگ تا رسیدن به توافق کامل در مورد افغانستان کرد (رحمتی 1389)
درخصوص ایران، هر موشک اسکاد روسی که از سوی عراق به طرف تهران شلیک می‌شد این پیام را برای دولتمردان ایران به همراه داشت که نباید نقش شوروی را در جنگ نادیده بگیرند و باید سیاست‌‌های خود را با سیاست‌‌های منطقه‌ای مسکو هماهنگ کنند. اما در ارتباط با آمریکا، روس‌ها با مشاهده انفعال سیاست خارجی واشنگتن در منطقه به سبب افشای طرح ریگان، سیاست نزدیکی با کشور‌های منطقه را در پیش گرفتند و حتی اسکورت نفتکش‌‌های کویتی را پذیرفتند تا با در اختیار گرفتن اهرم‌‌های جدید، آمریکا را به دادن امتیاز در افغانستان و منطقه مجبور سازند. در این راستا، واشنگتن حاضر شد امتیازات مورد نظر شوروی را در افغانستان جهت جلب نظر آن کشور برای پایان دادن به جنگ خلیج فارس بدهد (رحمتی 1389). به دست آمدن توافق بین قدرت‌‌های بزرگ در سطوح مختلف بین‌المللی و منطقه‌ای، که به دنبال نشست سران در ژنو به دست آمد به پایان یافتن جنگ سرد در مناسبات جهانی منجر گردید و راه را برای پایان بحران‌‌های محلی و منطقه‌ای هموار ساخت.
از تابستان 1987 مسکو در مقطعی کوتاه با توجه به تمایل عراق به تقویت روابطش با آمریکا به نوعی به سمت ایران متمایل شد و این امر، موجبات سردی روابط عراق و شوروی را فراهم آورد. در این زمان، شوروی با قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران مخالفت کرد. تعلل روس‌ها در تصویب قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران، باعث شد آمریکا که خواهان پایان هر چه سریع‌تر جنگ بود، برای جلب موافقت مسکو، آمادگی خود را برای امضای پیش‌نویس مقدماتی کنفرانس ژنو درخصوص افغانستان اعلام نماید. در مقابل، شوروی نیز اعلام کرد از این پس سد راه تصویب طرحی مطابق با نظر اکثریت اعضای شورای امنیت سازمان ملل نخواهد شد (صدقی 1386، 264). کرنسکی، فرستاده ویژه مسکو به عراق، در این زمینه گفت: “اگر تحریمی علیه ایران برای وادار ساختن تهران به قبول قطعنامه 598 شورای امنیت در مورد آتش بس ضروری باشد، دولت شوروی هیچگونه مخالفتی با آن نخواهد داشت” (صدقی 1386، 265).
در پی آن، پنج عضو دائمی شورای امنیت بر سر پیش نویس قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران در 20 فوریه 1988 به توافق رسیدند و این در حالی بود که مذاکرات ژنو بین آمریکا، شوروی، پاکستان و افغانستان بر سر مناقشه افغانستان به نتایج نهایی خود نزدیک می‌شد. سرانجام در 14 آوریل 1988 این چهار کشور، موافقتنامه ژنو مبنی بر خروج نیرو‌های روسی از افغانستان را امضاء کردند (صدقی 1386، 267). یک ماه بعد در 5 مه 1988یعنی دو هفته قبل از سفر ریگان به مسکو برای شرکت در نشست سران دو ابر قدرت، قوای شوروی عقب‌نشینی از خاک افغانستان را آغاز کردند. بدین ترتیب راه برای واشنگتن برای وارد آوردن فشار بر تهران به منظور پذیرش قطعنامه 598 هموار شد (صدقی 1386، 268). به دنبال آن در 18 آوریل 1988 آمریکا با حمله به دو سکوی نفتی رشادت و سلمان و درگیر شدن با نیروی دریایی ایران، جنگ محدود اعلان نشد‌های را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد. همزمان با اوج‌گیری بحران در خلیج فارس و تشدید درگیری بین ایران و آمریکا، عراق از فرصت به دست آمده استفاده کرد و با حملات گسترده زمینی و هوایی به همراه کاربرد وسیع عوامل شیمیایی، شهر فاو و سایر مناطق اشغالی را از نیرو‌های ایران بازپس گرفت (درودیان 1380، 81).
تضعیف موقعیت ایران در جبهه‌‌های جنگ در کنار توافق علنی دو ابرقدرت برای پایان دادن به جنگ، که در حمله ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران در سوم جولای 1988 و سکوت مطلق روس‌ها تجلی یافت، تهران را به این جمع‌بندی رساند که تداوم جنگ نمی‌تواند به نفع ایران باشد. جمهوری اسلامی ایران در در تاریخ 26/4/1367 (18 جولای 1988) اعلام کرد قطعنامه 598 را می‌پذیرد. بدین ترتیب یکی از دستاورد‌های بسیار مهم همگرایی آمریکا و شوروی در نیمه دوم دهه 1980 یعنی وادار کردن ایران – کشوری که با استقلال عمل خود، منافع هر دو ابرقدرت را تهدید می‌کرد – به پایان دادن جنگ هشت ساله با عراق، به دست آمد (مستوری کاشانی 1371، 149).
با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، روابط ایران با اتحاد جماهیر شوروی بهبود یافت. اعزام یک هیئت سیاسی از سوی امام خمینی (ره) به مسکو در 11 دی ماه 1367 ه. ش و ملاقات آن هیئت با گورباچف و همچنین سفر آقای ‌هاشمی رفسنجانی به شوروی و امضای یک موافقتنامه همکاری اقتصادی (11 تیرماه 1368) سرفصل نوینی را در روابط دو کشور گشود.
 2-3-8- روابط ایران و روسیه پس از فروپاشی‌ شوروی
در آخرین روز‌های حیات شوروی، سفر برنامه‌ریزی شده حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، رییس وقت مجلس شورای اسلامی (که کمتر از دو ماه‌ بعد به ریاست جمهوری رسید)، در ژوئن 1989 یعنی‌ تنها سه هفته پس از فوت امام خمینی (ره) به مسکو، به‌ طور رسمی شروع مرحله جدیدی در روابط دو کشور را به نمایش گذاشت. به موازات فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کنار رفتن اندیشه‌ی مارکسیستی، روابط تهران و مسکو وارد مرحله تاز‌های شد. اگر چه در ابتدا به دلیل نابسامانی سیاسی گسترده در جامعه روسیه و نیز حاکمیت رویکرد‌های غرب‌گرایانه رهبران جدید روسیه به ویژه آندرو کوزیروف، وزیر خارجه وقت این‌ کشور، روابط تهران-مسکو با رکود نسبی مواجه شد؛ اما در نهایت در سال 1992 طرفین توانستند زمینه‌ روابط جدیدی را بنیان‌گذارند. در اوت همین سال‌ ایران توانست در توسعه روابط هسته‌ای خود با روسیه‌ گام مهمی بردارد. در این تاریخ به عنوان بخشی از یک برنامه دراز مدت همکاری اقتصادی و تجاری، دو موافقتنامه بین ایران و روسیه در مورد ساخت یک‌ نیروگاه هسته‌ای در ایران و استفاده صلح‌آمیز از انرژی‌ هسته‌ای امضاء شد. همکاری هسته‌ای شامل ساخت‌ نیروگاه هسته‌ای برای ایران، چرخه سوخت هسته‌ای، تحویل راکتور‌های تحقیقاتی و از همه مهم‌تر تکمیل‌ نیروگاه هسته‌ای بوشهر بود که متاسفانه به یکی از نقاط تامل برانگیز و تلخ روابط دو کشور در طی دو دهه گذشته تبدیل شده است (کوزه‌گر کالجی 1388، 2).
تغییر فضای سیاسی در ایران در دوران‌ پس از جنگ و نیاز کشور به بازسازی اقتصادی‌ در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی، کنار رفتن‌ جریان غرب‌گرای افراطی در روسیه به ویژه آندره‌ کوزیروف و جایگزینی آن با یوگنی پریماکف و نیز تشدید فشار‌های سیاسی و اقتصادی واشنگتن، فضای‌ مساعدتری را برای توسعه روابط دو جانبه میان ایران‌ و روسیه فراهم ساخت. روند بهبود مناسبات با روی‌ کار آمدن سید محمد خاتمی در ایران از یک سو و به‌ قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین در قامت نخست‌وزیری‌ روسیه تداوم یافت. ارتقاء پوتین از نخست‌وزیری به‌ مقام ریاست‌جمهوری روسیه در آغاز سال 2000، نگاه‌ به ایران در سیاست خارجی روسیه را پر رنگ‌تر کرد. دیدار سید محمد خاتمی از مسکو در 21 مارس 2001 و دیدار با پوتین یکی از نقاط عطف روابط دو کشور به‌ شمار می‌آید. در این دیدار دو کشور در خصوص دریای‌ خزر توافق کردند که به طور رسمی هیچ مرزی را در دریا مورد شناسایی قرار ندهند و رژیم حقوقی را تنها با توفق پنج کشور ساحلی به رسمیت بشناسند. از سرگیری فروش تسلیحات به ایران که از سال 1995 و تحت فشار‌های واشنگتن لغو شده بود، یکی‌ دیگر از نکات قابل توجه سفر خاتمی به مسکو بود. دیدار‌های مجدد رهبران دو کشور در سال 2002 در جریان اجلاس سران کشور‌های ساحلی دریای خزر در عشق‌آباد ترکمنستان و نیز در سال 2003 در مالزی‌ در جریان اجلاس سران کشور‌های عضو سازمان‌ کنفرانس اسلامی در ظاهر روند بهبود و تعمیق‌ مناسبات تهران-مسکو را به نمایش می‌گذاشت. به کارگیری کلمه «ظاهر» در روند بهبود مناسبات از آن رو صورت گرفت که در این مقطع به‌ تدریج چالش‌‌های پنهان روابط مسکو-تهران متاثر از شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی به تدریج نمایان‌تر شد. وقوع حادثه تروریستی 11 سپتامبر در ایالات‌ متحده و همسویی پوتین با آمریکا در جریان مبارزه‌ علیه تروریسم بهویژه در حمله نظامی به افغانستان، اقدامات یک جانبه روسیه در دریای خزر، احساس‌ نگرانی روس‌ها از تلاش‌‌های مخفیانه ایران برای‌ غنیسازی اورانیوم و همچنین دلسردی آن‌ها از به‌ بازی نگرفتن این کشور در مذاکرات هسته‌ای ایران و اروپا (در چارچوب مذاکرات از سه‌ کشور بریتانیا، آلمان و فرانسه) مهم‌ترین چالش‌‌های روابط دو کشور در این مقطع به شمار می‌رود. لغو سفر برنامه‌ریزی شده‌ کمال خرازی به مسکو در فوریه‌ سال 2002 از سوی تحلیل‌گران‌ به عنوان یکی از نشانه‌‌های ایجاد تردید در روابط دو طرف ارزیابی‌ شد (کوزهگر کالجی 1388، 3).
در فاصله سال‌‌های 2002 تا 2006 با طرح پرونده هسته‌ای ایران در آژانس بین‌اللملی‌ هسته‌ای، تغییر ترکیب مذاکرات‌ از تروئیکای اروپا به گروه موسوم به پنج بعلاوه یک، فرا رسیدن زمان بهره‌برداری از نیروگاه هسته‌ای بوشهر و مذاکرات پیرامون انتقال سوخت هسته‌ای از روسیه به ایران و همچنین بازگرداندن پسمانده‌‌های آن به روسیه دور جدیدی از روابط چالش‌زا میان دو طرف بوجود آورد. با روی کار آمدن جریان اصول‌گرا در صحنه سیاسی ایران و به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد، روابط تهران- مسکو وارد مرحله‌ پیچیده‌تری شد و دور نمایی از همکاری و تعارض در روابط دو طرف به نمایش گذاشت. از یک سو در چارچوب نگاه به شرق حاکم بر تیم جدید سیاست‌ خارجی ایران و به موازات افزایش تنش با جهان‌ غرب، گسترش روابط ایران با کشورهایی مانند چین، روسیه و هند در دستور کار مقامات ایرانی‌ قرار گرفت که پذیرش عضویت ایران در سازمان‌ همکاری شانگ‌های به عنوان عضو ناظر را به دنبال‌ داشت. حضور مرتب احمدی‌نژاد در اجلاس سران این‌ سازمان و ملاقات مقامات بلندپایه دو کشور از جمله‌ دیدار پوتین از تهران در نشست دریای خزر از جمله‌ مصادیق این امر به شمار می‌رود (کوزهگر کالجی 1388، 4-3).
در عین حال تاخیرها و بدقولی‌‌های مکرر روس‌ها در راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، اتخاذ مواضع دو پهلو در قبال پرونده ایران از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌ شورای امنیت، دادن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه جنگ ایران و عراق، افغانستان، سیاست خارجی، خلیج فارس Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دریای خزر، آسیای مرکزی، مواد مخدر، سیاست خارجی