منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، زبان فارسی، ناصر خسرو، شعر عاشقانه

دانلود پایان نامه ارشد

ر آنها قبلاً در مجموعة «ماتمسرا» چاپ شده بود.
آثار منثور استاد خلیلی بعد از تجاوز شوروی:
1. ترجمة فارسی داستان کابلی والا10:
این داستان اثر تاگور است به نثر و گویا استاد این کتاب را بر دیگر آثار تاگور ترجیح داده است.11
2. نخستین تجاوز روسیه در افغانستان (1308هـ.ش./ 1929م.):
در اردیبهشت 1363هـ.ش. در اسلامآباد به خواهش برهانالدین ربانی به چاپ رسیده است.
3. غوث الاعظم:
رسالة کوچکی است در 36 صفحه که در سال 1361ش. چاپ شده است. عبدالغفارگداز آن را به اردو ترجمه کرده است. موضوع این رساله، شرح حال و آثار شیخ عبدالقادر گیلانی است.
4. شیخ الاسلام صاحب مبارک تگاب: رسالهایی است در 132 صفحه، چاپ پیشاور، در شرح زندگاین شیخالاسلام محمد حمیدالله که مؤلف، طی آن دربارة شجرة طریقت شیخالاسلام و اذکار و آداب قادریه و نقشبندیه و طریقة چشتیه و سهروردیه و اذکار طریقة سهروردیه و چشتیه بحث کرده است.
5. ایار از نگاه صاحبدلان:
رسالة کوچکی است در 40 صفحه که به همت سید علی نوازگردیزی در اسلامآباد چاپ شده است. استاد آن را در 1362هـ.ش. در نیوجرسی تألیف کرده است. استاد در این رساله شرح حال ایاز را از کتب تاریخ و تذکره مانند: تاریخ بیهقی، تذکرةالاولیا، چهار مقاله، جوامع الحکایات آورده است.
6. یمگان:
رسالهای است. دربارة زندگی حکیم ناصر خسرو، آرامگاه و آثار او که از نگاه تاریخی ارزش بسزای دارد؛ زیرا در آن مدارکی معرفی شده که از مقبرة حکیم ناصر خسرو بدست آمده و مربوط به دورة تیموریان (اواخر قرن نهم تا سال 1290هـ.ق) است.
ج) درونمایههای شعر خلیلی
اگر به دنبال درونمایههای شعر خلیلی در حوزة اندیشه و معنی باشمی و از میان اشعار او شخصیت فکری او را جستجو کنیم قبل از هر چیز باید آثار او را به دو دسته تقسیم کنیم: اول: آثاری که در عشرتسرای کابل سروده است و دوم: آنچه در ماتمسرای غربت ساخته است (اشعار ایوانی و اشعار میدانی).12 و دیگر اینکه هجوم ارتش سرخ شوروی را به وطن شاعر باید به عنوان نقطة عطفی در شعر و اندیشة او دانست. بعد از این رویداد است که خلیلی و شعر او از «ایوان» به «میدان» روی میآورد و ندای آزادگی سر میدهد. در همه حال، از بررسی دیوان استاد، چند موضوع در بیان درونمایههای شعر او حضوری چشمگیر دارد.
1. عشق به میهن
مهمترین موضوع اشعرا او بخصوص پس از اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، عشق به وطن است. خلیلی «پس از رویدادهای افغانستان کمتر شعر عاشقانه سرود و اگر سخنش از رمز و رازهای عشق و شیفتگی نشانی داشت، این شوریدگی جز در راستای عشق به میهنش نبود».13 نام بلخ و غزنه و بامیان و هرات و جوزجان و کابل و قندهار و گردیز و غور و جلالآباد و بدخشان و… با خلیلی همان کار را میکند که نام دیار معشوق با عشاق صادق. خلیلی فردی است روشن و آگاه، عشق او به میهنش عشقی کور نیست، این همه هواخوانی برخاسته از معرفت و آگاهی و شناخت ویژه است.14 و این عشق گاه چنان او را مجذوب خود ساخته است که از حد ابراز علاقه و شیفتگی فراتر میرود و به حد ستایش و پرستش میرسد:
داند خدا كه بعد خدا مي پرستمت

هان اي وطن مپرس چرا مي پرستمت
ذرات هستيم زتو بگرفته است جان
چون برتري زجان، همه جا مي پرستمت
در نيمه شب كه باز كند آسمان درش
با صد هزار دست دعا مي پرستمت
چون پر شكسته مرغ، كه از آشيان جداست
اينك ز آشيانه جدا مي پرستمت
پيري نمود قامتم از بار درد، خم
زاري كنان به قد دوتا مي پرستمت
از ياد رودهاي كف آلود نعره زن
ديوانه ام به شور وصدا مي پرستمت
از ياد آن فضاي فروزان نور بار
در زير اين گرفته فضا مي پرستمت
از ياد مرغهاي فلك تاز در هوا
با مرغ آرزو به هوا مي پرستمت
از ياد آن چنار كهنسال سبز پوش
در پيش برگ برگ، جدا مي پرستمت
چون بوي گل به ياد تو ام مي برد به باغ
با لرزش نسيم صبا مي پرستمت
هر جا كه مطربي كند از شوق نغمه سر
در پرده های ساز ونوا مي پرستمت
بُعد مكان اثر نكند در ديار عشق
اي دور از نظر به كجا مي پرستمت
با آن همه مصيبت وزندان كه ديده ام
با گونه گونه جور وجفا مي پرسمت
ثروت مدار شهر سزاوار ذكر نيست
از بهر آن يتيم گدا مي پرستمت

از ياد كشتگان به خون غرق گشته ات
در خون واشك كرده شنا مي پرستمت
از ياد آنكه بر لب شمشير آبدار
صد بوسه داده روز وفا مي پرستمت
از ياد سنگري كه سر افراز مردمان
با خون خويش كرده بنا مي پرستمت
در تنگناي زندگي وخوابگاه قبر
در عالم فنا وبقا مي پرستمت
هم با صرير خامه وهم با زبان دل
هم آشكار هم به خفا مي پرستمت
2. اتحاد و همبستگی مسلمانان
خلیلی علاوه بر استادان سلف، سبک اقبال لاهوری را پسندیده و مانند او خواستار یگانگی مسلمانان است.15 او همچون سید جمالالدین و اقبال، برخورد آگاهانه را خواهان است و خوب میداند که بسیاری از کالاهای اندیشه و صنعت که از بازار بیگانهها وارد میشود، شهد زهرآلود است. نیاز آموختن علم و صنعت را به نیکی درک میکند، ولی از آن بیم دارد که آسانگیری در خریدن و آموختن به بهای گران تمام شود. برخورد آگاهانه با تمدن غربی از اینجا ضرورت مییابد:
اینک آمد کاروان غیر، چشمت بازدار زشت و زیبایش ببین اینش بگیر آتش مگیر
علم وی تحصیل کن، از مکر وی دوری گزین چشم بگشا، گوش بر الفاظ بیجانش مگیر
در جایجای اشعار او فکری بلند انعکاس یافته که دغدغة نوع بشر و نابسامانیهای جهان را بیان میکند.16
3. موضوعات اجتماعی، انتقادی، عرفانی و اخلاقی
اشعار گوناگون خلیلی تحت نامهای مختلف بیانگر اندیشههای وطنی، اجتماعی، انتقادی، عرفانی و اخلاقی و نیز شامل مضامین لطیف غنایی و اوصاف دلکش از طبیعت و گاه اخوانیات است که شاعر در هر زمینه لطف طبع و قدرت بیان خود را نشان داده است. «اشعارش صرفنظر از بار حماسی آکنده از سوز عرفانی و دقایق ادبی است».17 او پیوسته نگران سرنوشت انسان و نابسامنیهای جهان است. اینگونه آثار وی نظیر قصیدهیی که با عنوان «به ویرانههای غزنه» به مناسبت هزارمین سال تولد ابوریحان بیرونی سروده شده است، درخششی بارز دارد.18
4. تقابل غم و شادی
گزاف نیست اگر گفته شود اشعار شاعر پارادوکسی از شادی و غم است. «هرجا جلوهای از نشاط است سایة سنگین غم به گستردگی جامعة بشری، ژرفای عواطف و احساس آدمی را تکان میدهد».19 با وجود این اگر در پی مقایسة موضوعی غم و شادی در شعر خلیلی باشیم، بیشک کفة ترازو از غم سنگینتر است.
5. دلبستگی به زبان فارسی
در دلبستگی و علاقة شدید استاد خلیلی به زبان فارسی همین بس که او خود پشتوزبان است اما اکثر فریب به اتفاق شصت و یک اثری که از وی باقی مانده است به زبان فارسی دری است. شعر خلیلی نمایانگر «هویت ملّی» جامعة افغانستان است. این احساس همبستگی یا هویت ملی به شعرش رسالتی میدهد که درهمشکنندة مرزهای نژادی و قومی و طبقاتی و بیانگر ارزشهای اجتماعی است که چگونگی روابط ملی را ترسیم میکند.20 استاد، اتحاد بین کشورهای ایران، پاکستان و افغانستان را میخواست؛ زیرا به عقیدة او مردم این سه کشور از قرنهای متمادی دارای یک فرهنگ مشترک اسلامی بوده و به همدیگر بسیار نزدیکاند:21
کابل از لاهور چندان دور نیست غزنه دور از شهر نیشابور نیست
این سه کشور غمگساران هماند در حوادث رازداران هماند
د) سبک و قالبهای شعری خلیلی
شعر خلیلی در استحکام و قوت ترکیب و انسجام معانی، یادآور کلام شعرای قدیم چون ادیب شاعر، عمعق، بخاری و سید حسن غزنوی و خاقانی و همسنگ اشعار بدیعالزمان فروزانفر و ملکالشعراء بهار و فرخی یزدی از معاصران است. سبک خراسانی را تتبع کرده و جلوههایی از نوآوری در لفظ و معنی را بر آن مزید کرده است.22 به عنوان نمونه ترکیباتی چون «سیمینه اژدر»، «شام نشاط»، «سیمینسوار»، «پرورشگاه خیال»، «سرمة عبرت»، «جبین عجز سرشت» و «کشور آوارگی»، نهتنها طراوت و تازگی دارد بلکه توأم با ظرافتهای هنری و لطافت عاطفی زبان شاعر است.
دکتر کزازی در مورد شعر خلیلی میگوید: «اگر بخواهیم کامکارترین سخنور در پیروی از استادان بزرگ سبک خراسانی را نام ببریم من گمان ندارم که آن کس جز خلیلی تواند بود. با همة آن که خلیلی بر شیوة استادان کهنه میرود، از آنچه در روزگار وی میگذرد ناآگاه نیست».23
از نظر قالبهای شعری استاد در هر قالبی طبع خویش را آزموده است و از عهدة هریک به زیبایی برآمده است. گرچه بزرگان ادب فارسی بیشتر روی قصاید او نظر داشتهاند.24 اما، قالبهای دیگر چون: مثنوی، غزل، دوبیتی، قطعه و ترکیببند در مجموعة اشعار وی فراوان به چشم میخورد که اکثر آنها از زیبایی و گیرایی بالایی برخوردار است. در مجموعة دیوان او، مثنوی حجم زیادی دارد. حدود صد حکایت مثنوی دارد که به سبک و سیاق بوستان آنها را سروده است و موضوعایت از قبیل: اخوانیات، ساقینامه، اجتماعیات و حتی نمایشنامه و اتوبیوگرافی را دربرمیگیرد.25 علاوه بر اینها وی را از معدود شاعرانی میدانند که برای اولینبار سبک نیمایی را در شعر افغانستان بهکار برده است و از طرف دیگر نمایندة مسلم سبک خراسانی در شعر افغانستان است.26

استاد خليلالله خليلي از نگاه شعرا و سخن‏سرايان
الف) سخنوران هموطنش
استاد خليلي درميان سخنوران، انديشمندان و شاعران افغانستان به عنوان ملک الشعرا از محبوبيت و شهرت خاصي برخوردار است. محبوبيت و شهرت خليلي از اظهار نظر، سخن و بيان هموطنانش در توصيف و تمجيد وي آشکار است. چند نمونه آورده می شود:
۱. سرور گويا اعتمادي
شادروان سرور گويا، دوست و هم­وطن استاد خليلي در تقريظ بر ديوان وي چنين مي­نگارد:
«استاد خليلي به شيوه استادان خراسان قصيده انشاء ميکند و معناي نويني را که زاده انديشه پخته و فکر رسيده اوست. در پيکر اسلوب عنصري و فرخي ميريزد. در قصيده نظر وي به اسلوب فرخي بيشتر است. در مثنوي داستاني به شيخ بزرگوار گنجه اقتفا ميکند .
شاعر ما با وصف آلام زمانه طبعي بس لطيف و نشاط انگيز دارد. کمتر مي­توان او را غير­متبسم و گرفته خاطر ديد. محضر او بسيار گرم و پر­شور است و لطايف و حاضر جوابي­هاي او همواره مايه­ي نشاط دوستان و مسرت ياران بود.»
۲. مير غلامرضا مايل هروي
مير غلامرضا مايل دانشمند و اديب هروي، در مقدمه بر کتاب «از اشعار استاد خليلي» در­باره شخصيت استاد خليلي چنين اظهار نظر ميکند:
«چشم انداز استاد خليلي بلند است و ساغري بزرگ از ادب دارد که از حرکت و حيات لبريز است. اين سخنور بلند نظر، در هر نوع شعر چيره دست است. سنخ فکري و روش ادبي و هنري او به رنگ روز بوده، سبکش سبک خراسان و از همه مکتبها حتي پارناسيزم (هنر براي هنر) پيروي ندارد. غالب پارچه­هاي ادبي و هنري او در خدمت بشر گذاشته شده و او در مکتب ادب براي حرکت در زندگي و در خدمت اجتماع پرورده شده و دلش آکنده از مهر بشري است».
۳. عبدالرحمن پژواک
عبدالرحمان پژواک شاعر و سخن­سراي افغانستان که از دوست­داران خليلي است، در تقريظ خود بر ديوان خليلي درباره وی چنين مي­نويسد:
«خليلي در آغوش عشرت و نعمت فراوان زاد و شير زندگي را از پستان لذت مکيد، تا آن­که روزگار او را به آلام حيات آشنا ساخت. اين آشنايي آغاز آموزش حقيقي وي بود. در پيکر کاينات نهفته­هاي بزرگ و زيبا را مي­جويد و راه خود را در رگ­هاي درد و لذت اين پيکر عظيم مي­پويد. در اين رگ­ها جوي­هاي شير و درياهاي خون روان­اند. شعر خليلي گاهي افسانه­ي آن جوي شير و گاهي پيام اين درياي خون است. آن­چه را اين دو مظهر جريان زندگي انسان به ساحل انديشه بشري مي­افکنند، گل مي­چيند و به شيفتگان جمال معنوي و جلال فکري ارمغان مي­فرستد».
پژواک در قصيده­اي که در جواب خليلي فرستاده، وی را شاعر گرامي و از مفاخر کشور معرفي مي­کند. او را سلطان کشور شعر و اگر شعر آسمان است، خليلي را ستاره­ي آن آسمان و جانشين فرخي و سنائي و چهره­ای فرامرزي و فرازماني معرفي مي­کند:
چو در بر، دل تو را نوميــد گـردد بخــوانــي نامــه­اي اميــد پــرور
دوهــمدم جو، از اين فرخنده نامه دل سـوزنــده­اي و ديــده­اي تــر
يکــي درد و يکــي ســوز محبت دراين نامه دوپيغام اســت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، افغانستانی، دانشگاه کابل، خواجه عبدالله انصاری Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، دانشگاه تهران