منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، امام خمینی، امام خمینی(ره)، آستان قدس رضوی

دانلود پایان نامه ارشد

سوي برهنه پايان مظلوم، استثناي ديگري است كه تكرار ندارد. اگر شما مشاهده كرديد به ما هم نشان دهيد. اين فقط خليلي است كه درحرکت به سوي مبارزان و آزادگان كشورش، سرزمين ناز و نعمت را رها مي كند. در اينجاست كه بغض ۷۰ ساله اش را مي تركاند، مي نويسد و مي گويد آنچه را تا هنوز نگفته است. اين سيرحركت پرشكوه تاريخي واجتماعي، زيستنامۀ پرافتخاري است كه به گونۀ استثنايي، ويژۀ خليلي مانده است و خواهد ماند.

خليلي درآيينه اشعار:

نگرشي براشعار وسروده هاي استاد خليلي، نشان مي دهد كه شعرخليلي فرياد است، اعتراض است، آواي درد وعصيان است، جرقه وانفجار آتشفشاني است كه تماشاگران از روشنايي اش شادمان اند، حال آنكه مذابۀ دل وخونابۀ روحي است كه به فوران آمده است.

اكثر غزلهاي استادخليلي برعكس شاعران ديگركه ازعشق وزندگي هاي شادمي گويند، باعناوين اندوه بار آغاز گرديده است. برخي اين عناوين را بابيت هاي بگونۀنمونه تذكر مي دهيم تادريافته باشيم كه خليلي حتي درغزل ومغازله، خون مي خورد.

عنوان غزل

ظلمت سرا:
شب عمرم درين ظلمت سرا بادردوغم بگذشت
ندارم بعدازين چشم اميد ازروزن فردا

(كليات اشعارص۳)

درماتم شهركابل:
سرو سرنگون گشته، سبزه تربخون گشته
بخت واژگون گشته، باغبان كابل را

(كليات، ص۴)

ميوۀ تلخ:
من به پيكارحوادث مي روم باتيرآه
ازفلك گيرم اگررنگين كمان بايد مرا

(كليات، ص4)

گوشۀ قفس:
به خون واشك نگارين نمودصفحۀ دل
چوطرح هستي ماخامۀ قدرمي ريخت

(كليات اشعار، ص۵)

راه نيستان:
ناله به دل شد گره راه نيستان كجاست
خانه قفس شد زغم طرف بيابان كجاست

(كليات، ص۷)

سفرهای خلیلی به ایران

خلیلی در دوران ظاهرشاه به عنوان نماینده فرهنگی افغانستان، سفرهای زیادی به ایران انجام داد و با شاعران و پژوهشگران این کشور از نزدیک آشنا شد و این آشنایی تا پایان عمر وی ادامه داشت.

محمد کاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر معاصر افغان در رابطه با سفرهای خلیلی به ایران در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: خلیل‌الله خلیلی از دهه 30، رفت و آمد خود را به ایران آغاز کرد و به عنوان نماینده فرهنگی افغانستان سفرهای زیادی به این کشور داشت.

وی با بیان این که خلیلی در نشست‌های فرهنگی و ادبی زیادی در شهرهای مختلف ایران حضور داشت، گفت: او با چهره‌های مطرح ادبی آن زمان چون استاد بدیع الزمان فروزانفر و استاد سعید نفیسی و بسیاری از چهره‌های مطرح ادبی آن روزگار آشنا شد.

خلیلی و قصیده‌ای برای امام رضا(ع)

خلیلی در یکی از سفرهای خود در سال 1339 شمسی که همزمان با میلاد امام رضا(ع) بود در حرم آستان قدس رضوی، قصیده‌ای برای حضرت رضا(ع) سرود:

فرخنده کشوری که تویی شهریار آن
آسوده مردمی که تویی غمگسار آن

گلزار شرق را نبود تا ابد خزان
ای رحمت خدا! چو تویی نو بهار آن

رخشنده خاتمی است در انگشت مرتضی
نازد به نام تو گهر آبدار آن

شادم زبخت خویش کز این آستان برم
امروز بر جبین ارادت غبار آن

تبریک عید مولد فرزند مصطفی
تا صبح حشر بس بودم افتخار آن

همسایگان کوی رضاییم، ای خدا!
رحمی نما به ما به طفیل جوار آن

از ما درود باد به این مرجع امید
تا هست چرخ و گردش لیل و نهار آن

سرود شهیدان، قصیده‌ای برای امام خمینی(ره)

منظومه «سرود شهیدان» عنوان قصیده‌ای است که خلیلی برای امام خمینی(ره) سروده است.

کاظمی در مقدمه دیوان خلیلی از این منظومه نام برده و چنین می‌نویسد، سرود شهیدان در سال 1364 در اسلام آباد منتشر شد.

قصیده‌ای که با مطلع آیت الله خمینی ای امام مسلمین آغاز می‌شود.

اشعار خلیلی در رثای چهره‌های ادبی ایران

خلیل الله خلیلی در دیوان خود اشعار فراوانی برای شاعران و پژوهشگران ایرانی سروده است.

«قافله سالار ادب» عنوان غزلی است در رثای بدیع الزمان فروزانفر در سال 1349 در بغداد سروده شده است:

استاد فضلا رفت فروزانفر و حیف
که جهان خالی از آن عارف والا باشد

بلخ تا قونیه بر مرگ کسی می‌نالد
که به راز دل این طایفه بینا باشد

وصف این شیخ گرانمایه نیابد پایان
مژه گر خامه شو، دیده چو دریا باشد

پیام به ملت بزرگ ایران: دو بازویی که بود متصل به یک اندام

«از برادر به برادر» عنوان قصیده‌ای است که خلیلی خطاب به ملت بزرگ ایران در دوران جهاد و مقاومت علیه روس‌ها سروده است:

به پیشگاه تو ای ملت خجسته! سلام
زملتی که شده صبح روشنش چون شام

سلام کشورآتش گرفته محروم
سلام ملت در خون تپیده ناکام

سلام ملت همدر و همدل و هم کیش
شریک شادی و انبار محنت و آلام

دو شاخه‌ای که بر آورده سر ز یک گلشن
دو بازویی که بود متصل به یک اندام

به بام خانه همسایه چون فتد آتش،
به حرم کیش و خرد خواب غفلت است حرام

فصل دوم:

تعریف تشبیه و استعاره

(انواع تشبیه(

انواع تشبیه به صورت خلاصه، در یك جدول 

 
اركان تشبیه
مشبه (انچه كه مانند می شود) شب
شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریك

مشبه به (آنچه بدان مانند می كنند) چاه بیژن

وجه شبه (صفت یا وجه مشتركی كه بین مشبه و مشبه به وجود دارد.) تنگی و تاریكی

ادات تشبیه (واژه هایی كه شباهت را به وسیله آن نشان می دهند) چون

 
انواع تشبیه
ازجهت وجود و یا عدم ادات تشبیه
مرسل یا صریح
اگر در تشبیه ادات تشبیه ذكر شود   (شب سیاه بدان زلفكان توماند)

مؤكد
اگر ادات تشبیه حذف شود. (سودای تو آتشی جهان سوز  ـ هجران تو ورطای خطر ناك)

به اعتبار وجه شبه
ذكر یا عدم ذكر وجه شبه
مفصل
اگر وجه شبه ذكر شود  (صحبت ابلهان چو دیگ تهی است ـ كه از درون خالی ، از برون سیهیاست)

مجمل
اگر وجه شبه ذكر نشود  (همچو چشم سوزنی شكل دهانش ـ بسته زناری چو زلفش بر میانش)

بلیغ
اگر هم ادات تشبیه و هم وجه شبه حذف شود  (تو شبنمی، تو بهاری، سپیده سحری ـ تو عطر پونه عشقی، نشاط گل هایی)

به اعتبار مفرد یا مركب بودن  وجه شبه
وجه شبه مفرد
وجه شبه یك صورت ذهنی بیشتر نباشد.  ( من چو لب لاله شدهخنده ناك  ـ  جامه به صد جای چو گل كرده چاك )

وجه شبه مركب
وجه شبه هیأتی مركب از چند صورت ذهنی باشد  «از امور متعدد تركیب یافته باشد» (سر از البرز بر زد قرص خورشید ـ چو خون آلوده دزدی سر زمكمن)

تشبیه تمثیل
تشبیهی كه وجه شبه آن مركب باشد.  (همیشه داغ دل دردمند من تازه است ـ  كه شب خموش نگردد چراغ بیماران)

به اعتبار حسی، عقلی و تخییلی بودن  وجه شبه
وجه شبه حسی
وجه شبه از امور حسی (شنیدنی، دیدنی، چشیدنی، پسودنی، یا بوییدنی باشد.

وجه شبه عقلی
وجه شبه از عقلانی و كیفیات نفسانی باشد. (تو را به حاتم طایی مثل زنند خطاست ـ گل شكفته كه گوید به ارغوان ماند)سخاوت و بخشندگی

وجه شبه تخییلی
وجه شبه در دو طرف تشبیه  یا در یكی از طرفین خیالی و ادعایی باشد. (از غم و درد چون گل و نرگس ـ روز و شب با سرشك و با سهرم) گریندگی و بیداری در شاعر حقیقی و در گل و نرگس خیالی

به اعتبار طرفین تشبیه
به اعتبارمحسوس یا معقول بودن طرفین
محسوس به محسوس
مشبه و مشبه به از امور حسی باشند «حواس پنجگانه» ُ(در زلفچون كمندش ای دل مپیچ كانجا ـ سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت )

معقول به محسوس
مشبه از امور عقلانی و كیفیات انسانی ، مشبه به از امور حسی ُ (عمر   جام جم است كایامش ـ بشكند خرد پس ببندد خوار)

محسوس به معقول
مشبه از امور حسی ، مشبه به از امور عقلانی و كیفیات انسانی  (از بس كه كوته است و سیه زلف یارمن ـ گویی كه عمر من بود وروزگار من)

معقول به معقول
مشبه و مشبه به هر دو از امور عقلانی و كیفیات انسانی   (خردهمچو جان است زی هوشیار ـ خرد را چنین خوار مایه مدار)
(تشبیه وهمی : تشبیهی كه مشبه به آن موجود و واقعی نباشد.)

به اعتبارمفرد (از یك صورت ذهنی)  یا مركب بودن (تركیب چند صورت ذهنی) طرفین
مفرد به مفرد
مفرد مجرد به مفرد مجرد
(مردگی كفر و زدگی دین است ـ هر چه گفتند مغز آن این است)

مفرد مجرد به مفرد مقید
(زیرها چون بیدلان مبتلا نالنده سخت ـ رودها چونعاشقان تنگدلگرینده، زار)

مفرد مقید به مفرد مجرد
گاه چون بحر ، طبعم (= طبع من) اندر موج ـ گه چو خورشید ذاتم (= ذات من) اندر جوش)

مفرد مقید به مفرد مقید
دوش گفتی زتیرگی شب من  ـ زلف حور است ورای اهریمن )

مفرد به مركب
مشبه مفرد مجرد یا مقید، مشبه به مركب  (اشك تو چون در كهبگذاری و برریزی به زر ـ اشك منچون ریخته بر زر همی برگ سمن)

مركب به مفرد
مشبه مركب  ، مشبه به مفرد مجرد یا مقید (با هم گل و سبزه وبنفشه ـ چون قوس قزح به رنگ الوان)

مركب به مركب
مسبه و مشبه به هر دو هیأتی مركب از چند صورت ذهنی (زشاخ درخت آنچنان می درخشد ـ كهپروین زبرج دو پیكر ، شكوفه)

به اعتبارتعدد طرفین
تشبیه ملفوف
چند مشبه با هم و چند مشبه به باهم كه به طریق لف و نشر باه ارتباط دارند. (آن نه زلف است وبناگوش كه روز است و شباست)

تشبیه مفروق
چند تشبیه كه هر مشبه و مشبه به كنار هم باشند. (زمین چو كام نهنگ و گیا چو پنجه شیر ـ سپهر چون دم طاووس و شب چو پر غراب)

تشبیه تسویه (مزدوج)
مشبه متعدد و مشبه به یكی (روزگار من و زلف تو سیه همچوشب است ـ لب جانبخش تو و گفته من چون رطب است)

تشبیه جمع
مشبه یكی و مشبه به متعدد (ایماه چو ابروان یاری گویی ـ یا نی، چو كمان شهریاری گویی ** نعلی زده از زر عیاری گویی ـ در گوش سپهر گوشواری گویی)

اقسام دیگر تشبیه
تشبیه معكوس یا عكس یا مقلوب
شاعر تشبیهی می آورد و بعد جای مشبه و مشبه به را عوض می كند. (شعر او چون طبع او هم بی تكلف هم بدیع ـ  طبع او چون شعر او هم با ملاحت هم حسن)

تشبیه مشروط (شرطی)
با شرط یا شروطی مشبه را به مشبه به مانند می كند. (ماهی، اگر ماه را زسرو بود قد ـ سروی اگر سرو را زماه بود بر)

تشبیه تفضیل
مشبه را به نوعی بر مشبه به برتری دهد (تو را گر چه مه گفتم، ای هور جنت ـ درون آی و بیرون بر از اشتباهم)

تشبیه اضمار (نهان، پنهانی، مضمر، ضمنی)
كلام را طوری می آورند كه گویی خیال تشبی ندارد.  (نرگس طلبد شیوه چشم تو، زهی چشم ـ مسكین، خبرش از سر و در دیده حیا نیست)
 
 
اغراض تشبیه
بیان امكان مشبه
مشبه به ظاهر عجیب و ناممكن باشد، با تشبیه آن به مشبه بهی كه در ممكن بودن آن شك و شبهه ای نیست، آن را ممكن و شدنی و پذیرفتنی جلوه دهند. (تو ای شه گر زجنس مردمانی ـ بود یاقوت نیز از جنس احجار)

بیان حال مشبه
به وسیله تشبیه چگونگی مشبه را آشكارا بیان كنند در صورتی كه حال مشبه به از پیش بر همه روشن باشد. (بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران ـ كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران)

بیان مقدار حال مشبه در كمی و زیادی یا قوت و ضعف
مانند پنبه دانه كه در پنبه تعبیه است ـ اجرام كوهها نهان در میان برف (برف زیاد باریده است)

بیان شگفتی مشبه
صفتی شگفت را به وسیله تشبیه برای مشبه ثابت كنند (روی او ماه است اگر بر ماه مشك افشان شود ـ قد او سرو است اگر بر سرو لالستان بود)

تحسین و تعظیم مشبه
تن سیمینش می غلتید بر آب ـ چو غلتد قاقمی بر روی سنجاب

تقبیح و زشت جلوه دادن مشبه در چشم مخاطب
گوشت حدیث می شنود، هوش بی خبر ـ در حلقه ای به صورت و چون حلقه بر دری

استعاره

استعاره، در لغت به معنای “عاریه خواستن لغتی به جای لغت دیگر است.” و در اصطلاح ادبیات فارسی بکار بردن واژه­ای است به جای واژه دیگر با علاقه شباهت، با وجود قرینه. استعاره در واقع تشبیهی موجز و فشرده است؛ که تنها “مشبه به” آن باقی مانده باشد. علاوه بر آن شاعر در تشبیه، ادعای همانندی دو پدیده را دارد؛ اما در استعاره ادعای یکسانی آن دو را. این دو ویژگی، استعاره را هنری­تر و خیال­انگیزتر از تشبیه می­کند. همچنین استعاره نوعی مجاز

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ملک الشعرا، مشهد مقدس Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تاریخ ادبیات، منوچهری دامغانی، سهراب سپهری، تاریخ ادبی