منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ارکان تشبیه، استعاره تبعیه، گروه اسمی

دانلود پایان نامه ارشد

است؛ با این تفاوت که اگر علاقه(ارتباط بین معنای حقیقی و مجازی) از نوع مشابهت باشد، استعاره است و اگر علاقه، مشابهت نباشد، مَجاز است.
گفتیم استعاره نیاز به قرینه(علامت و نشانه­ای که ذهن را از معنای ظاهری به معنای مورد نظر رهنمون کند.) دارد تا معلوم شود، معنای اولیه و ظاهری کلمه، مورد نظر نیست؛ مثلا اگر کسی بگوید: “شیری را دیدم” و منظورش فرد شجاع باشد، شنونده منظور او را در نخواهد یافت زیرا در جمله قرینه­ای که شنونده را متوجه معنای مورد نظر شاعر کند وجود ندارد. اما اگر بگوید شیری را در “میدان کارزار” دیدم شنونده متوجه معنای باطنی او می­شود. یعنی “میدان کارزار” به عنوان قرینه، ذهن را متوجه معنای مورد نظر شاعر می­کند.

ارکان استعاره
1ـ مستعارمنه(مشبه به): معنای اولیه و ظاهری.
2ـ مستعارله(مشبه): معنای باطنی و مورد نظر شاعر.
3ـ جامع(وجه شبه): ارتباط میان واژه اولیه و واژه مورد نظر.
4ـ مستعار: لفظی که در آن استعاره شده است.
مثلاً در این بیت:
ای که بر مه کشی از عنبر سارا
چوگان مضطرب حال مگردان! من سرگردان را

در این بیت، مه “مستعارمنه” است. روی یار که به ماه تشبیه شده “مستعارله” است. “جامع” زیبایی و درخشندگی است؛ که باعث تشبیه روی دلدار به ماه شده است و لفظ “مه” مستعار است.

انواع استعاره از لحاظ وجود مشبه­به
1. استعاره مصرحه:
استعاره مصرّحه(تحقیقیه): اگر از کل تشبیه فقط “مشبه­به” بماند استعاره را مصرحه یا آشکار می­گویند؛ که خود بر چندین قسم است: (استعاره مصرحه مجرده، استعاره مصرحه مطلقه، استعاره مصرحه مرشحه، استعاره اصلیه و تبعیه، استعاره نزدیک و استعاره دور، وفاقیه و عنادیّه از انواع دیگر استعار ه مصرحه میباشد.)
ا. استعاره مصرحه مجرده: مشبه­به + صفات یا اجزاء مشبه(یعنی در کلام مشبه­به با ملائمات مشبه همراه است.)
ب. استعاره مصرحه مطلقه: مشبه­به+ صفات یا اجزاء مشبه و مشبه­به(یعنی مشبه­به را ذکر کنیم و با ان هم از ملائمات مشبه­به و هم از ملائمات مشبه چیزی بیاوریم.)
ج. استعاره مصرحه مرشحه: مشبه­به + صفات یا اجزاء همان مشبه­به(یعنی مشبه­به را همراه با یکی از ملائمات خود ان مشبه­به ذکر)
از لعل تو گریابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد (حافظ)
لعل، استعاره آشکار از لب سرخ یار است، زیرا حافظ به قرینه از آن زنهار خواسته.
د‌. استعاره اصلیه و تبعیه:
اصلیه: هر گاه اسم یا گروه اسمی، استعاره واقع شوند، استعاره را اصلیه میگویند:
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می­کند شب همه شب دعای تو

“گل خوش نسیم” استعاره از معشوق و بلبل استعاره از عاشق است.

استعاره تبعیه: اگر صفت و فعل استعاره شوند، استعاره را تبعیه گویند.
تا بماند جانت خندان تا ابد
همچو جان پاک احمد بااحد (مولوی)
در این بیت «خندان» که صفت است، استعاره از شادابی و با طراوت بودن است.

ه‌. استعاره آشنا و شگفت
استعاره نزدیک و آشنا: در این استعاره به راحتی می توان به جامع(وجه شبه) پی­برد.
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که بر مردم هشیار چه کرد
دراین بیت، نرگس استعاره­ای آشکار از چشم است.

استعاره دور و شگفت: استعاره­ای است که جامع دیریاب باشد:
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنیم (حافظ)
شاعر در عالم خیال سالوس و تقوا را به صورت انسان یا حیوان مجسم کرده است.

و‌. استعاره وفاقیه و عنادیه
استعاره وفاقیه: استعاره­ای که گرد آوردن و جمع بین مشبه و مشبه­به در آن ممکن باشد:
مرده را اگر بیاموزی و راه بنمایی زنده خواهد شد.
استعاره عنادیه: عکس وفاقیه است، یعنی آوردن مشبه و مشبه­به بصورت یکجا ممکن نباشد:
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
در این بیت، استعاره عنادیه روی داده است؛ زیرا تبریک به مناسبت آمدن غم، که هر دو در یکجا نمی­گنجد.

2. استعاره مکنیّه(تخییلیّه)
هر گاه از ارکان تشبیه، فقط مشبه با یکی از لوازم مشبه­به بیاید؛ استعاره مکنیّه است. که اگر مشبه­به حذف شده، جاندار یا انسان باشد، استعاره مکنیه، تشخیص یا شخصیت بخشی است و اگر مشبه­به حذف شده، جاندار نباشد استعاره، فقط مکنیّه است:
تو را از کنگره عرش می­زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است(حافظ)
مشبه­به “قصر” است که غیر جاندار و از لوازم کنگره عرش می­باشد.
-استعاره مکنیه (تشخیص):
به چشم عقل در این راهگذار پر آشوب
نگر که کار جهان بی­ثبات و بی­محل است(حافظ)
مشبه­به “انسان” است و جاندار؛ و چشم از لوازم و ملائمان انسان می­باشد.

فصل سوم:

تشبیه در اشعار خلیلی

مقدمه
نوشتن درباره استاد خلیل الله خلیلی، زندگی و شعر ناب او، کار آسانی نیست. شعر او، ساختارشکنانه و بی پروا، سرشار از استعاره‌های خلاق، نگاهی نو به زبان و وزن عروضی، بیان احساسات ناب و دردهای درون و اجتماع، در صمیمانه‌ترین و هنرمندانه شکل شعری‌ است.
استاد خليل الله خليلي، در حيات اجتماعي و ادبي جامعة افغانستان، يك استثنأ و پديدة ناتكرار است.
استاد خلیل الله خلیلی يکی از چهره های برجسته در تاريخ ادبيات معاصر افغانستان است. وی از معدود شاعرانيست که برای نخستین بار اوزان مطرح نيمايی را در افغانستان به کار بست و اشعار بس زيباي از خويش به جا گذاشت. او علاوه بر آنکه شاعری خوش قريحه و نويسنده مطرحي بود، در عرصه هاي دیگر چون تاريخ، سياست، فلسفه و عرفان نيز حضور گسترده داشت.
استاد خليلي نام صاحب مرتبتي ميان فارسي زبانان كشور ايران نيز كسب كرده بود؛ چنانچه مقامات دانشگاهي و حلقه هاي ادبي ایران دوبار در طي سالهاي ۱۳۳۵ و ۱۳۴۰ از استاد خليلي دعوت نمودند و استاد مورد استقبال فراوان حلقه هاي فرهنگي ایران قرار گرفت.
شعر استاد خلیل الله خلیلی احساساتی شدن درباره اشیاء و اشخاص نیست، بلکه حس کردن موجودیت افراد و اشیاست. او با صمیمیت یک کاشف میان افراد و اشیاء حرکت می کند. پلی است بین ما و اشیای محیط خود. شعر او بیش از هر شاعر معاصر دیگری، تجربی است و خصوصی.
وزن در شعرش، وزن طبیعی است که از عروض فارسی فقط اساس کار را می گیرد و بعد بلافاصله متوجه روح متغیر، رنگین، آزاد و سیال زبان می شود. وزن عروضی تبدیل به آهنگی شده که از تقطیع می گریزد و به سوی روانی می رود.
او شاعری است خوش¬قریحه و صاحب طبعی روان. او شاعری است کهن¬سرا و بیشتر در قالبهای قصیده و غزل و مثنوی کار کرده است.
استفاده استاد خلیل الله خلیلی از سمبول ها و استعارات برای بیان احساس شگفت آور است. او طبیعت زیبای کشورش، شهرها و تفرجگاه های سرزمینش را با زیباترین تعبیرها و تشبیه¬ها ستوده است. از کهدامن بنام جنت زیبایش یاد می¬کند که در هر بهار بر بساط سبز چمن چراغ لاله فروزان می¬شد .
از پغمان و آبشارانش از نیلاب که هر روز بستان اژدر سیمین غوغاکنان از برابر دیدگان او میگذشت.
او جلال آباد شهر سرووسمن و حریم نرگس و شمشاد و از خزان استالف یاد می¬کند که به جای سبزه، زر می رویید و کیمیا ساز، خزان برگها را با ذرات طلا زرفشان می¬کرد و نسترن زارش را که گویی کهکشان در آستین داشت می¬ستاید. به یاد کابل که کعبه ی احسان و شهر آرزو های شاعر است ناله سر می¬دهد:
چون کبوتر مجروح هر نفس بخون غلتد
مرغ دل چو یاد آرد آشیان کابل را
وچه شاعرانه درچند سطرکوتاه، نوستالژی بازگشت به کودکی و دوران بلوغ را به حس روشنی در آینده پیوند می دهد.
کودکی بودم که جبار زمان کرد با جورم جدا از خانمان
رهنمونم بود از اول قلم همدمم رنج و پرستارم الم
از پدر آموختم جمع کتاب فیض بردن ذره را از آفتاب
این ورق ها غمگسارانم شدند بی زبان آموز گارانم شدند
در جوانی با زنجیرو زندان آشنا شد و در کهنسالی به مصیبت بی وطنی و آوارگی دچار شد.
استاد خليل الله خليلي كه آغازگر شعر نو، در افغانستان است. نظم و نثر پيشين را در خويش به تماميت هضم نموده بود، در شعر و به خصوص قصيده فرخي سيستاني و در نثر ابوالفضل بيهقي را، فرا ديد مي آورد. كاربرد واژه ها، دوري از تعقيد و تنافر حروف وكلمات، بيان رسا و آهنگين و استوار، نثر خليلي را در ميان همگنانش، شكوه و برتري خاصي بخشيده است.
دانشمندي درباره او مي¬نويسد:
«در نثر به شيوة بيهقي… سخن مي¬راند. مضامين در پيشگاه خامه تواناي او چون ابريشم تافته و منقاد است. نثرهاي شوخ و شيوا و قطعات روان و زيباي او شاهد اين مدعاست.»
سعيد نفيسي نويسندة بزرگ ايران مي گويد: «نثر فصيح و بليغ و سليس خليلي ما را به ياد محدودي از سخن¬سرايان مي-اندازد كه از نظم و نثر به يك پايه برخوردار بوده¬اند.»
استاد خليل الله خليلي به عنوان نويسنده وپژوهشگر خبير، مقالات و نوشته هاي فراواني نيز دارد كه دركتابها و مجلات كشور به گونه غيرمستقل ومجلات كشور هاي عربستان، ايران، مصر، عراق، تركيه پاكستان، به چاپ رسيده است.
استاد خليلي برخلاف، مسير روشنفكرنماها، از بهشت موعود آنها (اروپا و امريكا) به سوي برهنگان و آوارگان حركت كرد و در كنار برهنه پايان تاريخ جان داد و اين بزرگترين استثنايي است كه در محيط روشنفكري ما، تا هنوز ثبت ديگري ندارد.
خلاصه اینکه خلیلی شاعری است محتواگرا و کمتر در پی تفنن و هنرمندیهای رایج بوده و تاریخ معاصر افغانستان در عرصه شعر و ادب و پژوهشهای تاریخی کمتر کسی را مثل او سراغ داشته است.

تشبیه
تشبیه در لغت به معنی «چیزی را به چیزی مانند کردن»27 و در اصطلاح بلاغی «ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب باشد نه صدق»28 یا به قول بهتر تشبیه «ادعای همانندی»29 و اشتراک میان دو چیز است. برای مثال، جملة «سگ مانند شغال است» تشبیه نیست، هرچند همه ارکان تشبیه در آن مشاهده میشود؛ زیرا این تشبیه مبتنی بر صدق است نه کذب یعنی اینکه در عالم واقع هم سگ مانند شغال است. اما جملة «روی او چون گل است.» را میتوان تشبیه دانست؛ زیرا ادعای مانندگی کرده است میان محبوب و گل در لطافت؛ حال آنکه در عالم واقع روی محبوب و گل شبیه به هم نیستند و به قول دکتر کزازی در «نداری شاعرانه»30 این دو به هم پیوند خوردهاند.
تشبیه بر چهار پایه استوار است: مشبه، مشبهبه، ادات تشبیه و وجه تشبیه که ارکان تشبیه نامیده میشوند. از این ارکان چهارگانه مشبه و مشبهبه 0طرفین تشبیه) پیوسته ثابتند و ادات و وجه شبه میتوانند ذکر و یا حذف شوند. نکتة قابل توجه در تشبیه این است که وجه شبهه و مشبهبه از اهمیت بسیار برخوردار است. وجه شبه از این لحاظ قابل اهمیت است که در واقع عصاره و نتیجة تفکر شاعر در وجه شبه متبلور میشود و خواننده با توجه به وجه شبه است که نحوة نگرش شاعر به پدیدهها را درمییابد. به بیان دکتر شمیسا «وجه شبه مبین جهانبینی و وسعت تخیل شاعر است».31 به همین دلیل وجه شبه مهمترین بحث تشبیه است. مشبهبه از این نظر قابل اهمیت است که «درک دقیق آن جهانبینی، شخصیت و محیط هنرمند را برای ما ترسیم میکند و از آن میتوان به دنیای

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، امام خمینی، امام خمینی(ره)، آستان قدس رضوی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه پژواک،، چکامة، 92)، من: