منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ارکان تشبیه، تاریخ ادبیات، سهراب سپهری

دانلود پایان نامه ارشد

استاد خلیل الله خلیلی، زندگی و شعر ناب او، کار آسانی نیست. شعر او، ساختارشکنانه و بی پروا، سرشار از استعاره‌های خلاق، نگاهی نو به زبان و وزن عروضی، بیان احساسات ناب و دردهای درون و اجتماع، در صمیمانه‌ترین و هنرمندانه شکل شعری‌ است.
استاد خليل الله خليلي، در حيات اجتماعي و ادبي جامعة افغانستان، يك استثنأ و پديدة ناتكرار است.
استاد خلیل الله خلیلی يکی از چهره های برجسته در تاريخ ادبيات معاصر افغانستان است. وی از معدود شاعرانيست که برای نخستین بار اوزان مطرح نيمايی را در افغانستان به کار بست و اشعار بس زيباي از خويش به جا گذاشت. او علاوه بر آنکه شاعری خوش قريحه و نويسنده مطرحي بود، در عرصه هاي دیگر چون تاريخ، سياست، فلسفه و عرفان نيز حضور گسترده داشت.
استاد خليلي نام صاحب مرتبتي ميان فارسي زبانان كشور ايران نيز كسب كرده بود؛ چنانچه مقامات دانشگاهي و حلقه هاي ادبي ایران دوبار در طي سالهاي ۱۳۳۵ و ۱۳۴۰ از استاد خليلي دعوت نمودند و استاد مورد استقبال فراوان حلقه هاي فرهنگي ایران قرار گرفت.
شعر استاد خلیل الله خلیلی احساساتی شدن درباره اشیاء و اشخاص نیست، بلکه حس کردن موجودیت افراد و اشیاست. او با صمیمیت یک کاشف میان افراد و اشیاء حرکت می کند. پلی است بین ما و اشیای محیط خود. شعر او بیش از هر شاعر معاصر دیگری، تجربی است و خصوصی.
وزن در شعرش، وزن طبیعی است که از عروض فارسی فقط اساس کار را می گیرد و بعد بلافاصله متوجه روح متغیر، رنگین، آزاد و سیال زبان می شود. وزن عروضی تبدیل به آهنگی شده که از تقطیع می گریزد و به سوی روانی می رود.
او شاعری است خوش¬قریحه و صاحب طبعی روان. او شاعری است کهن¬سرا و بیشتر در قالبهای قصیده و غزل و مثنوی کار کرده است.
استفاده استاد خلیل الله خلیلی از سمبول ها و استعارات برای بیان احساس شگفت آور است. او طبیعت زیبای کشورش، شهرها و تفرجگاه های سرزمینش را با زیباترین تعبیرها و تشبیه¬ها ستوده است. از کهدامن بنام جنت زیبایش یاد می¬کند که در هر بهار بر بساط سبز چمن چراغ لاله فروزان می¬شد .
از پغمان و آبشارانش از نیلاب که هر روز بستان اژدر سیمین غوغاکنان از برابر دیدگان او میگذشت.
او جلال آباد شهر سرووسمن و حریم نرگس و شمشاد و از خزان استالف یاد می¬کند که به جای سبزه، زر می رویید و کیمیا ساز، خزان برگها را با ذرات طلا زرفشان می¬کرد و نسترن زارش را که گویی کهکشان در آستین داشت می¬ستاید. به یاد کابل که کعبه ی احسان و شهر آرزو های شاعر است ناله سر می¬دهد:
چون کبوتر مجروح هر نفس بخون غلتد
مرغ دل چو یاد آرد آشیان کابل را
وچه شاعرانه درچند سطرکوتاه، نوستالژی بازگشت به کودکی و دوران بلوغ را به حس روشنی در آینده پیوند می دهد.
کودکی بودم که جبار زمان کرد با جورم جدا از خانمان
رهنمونم بود از اول قلم همدمم رنج و پرستارم الم
از پدر آموختم جمع کتاب فیض بردن ذره را از آفتاب
این ورق ها غمگسارانم شدند بی زبان آموز گارانم شدند
در جوانی با زنجیرو زندان آشنا شد و در کهنسالی به مصیبت بی وطنی و آوارگی دچار شد.
استاد خليل الله خليلي كه آغازگر شعر نو، در افغانستان است. نظم و نثر پيشين را در خويش به تماميت هضم نموده بود، در شعر و به خصوص قصيده فرخي سيستاني و در نثر ابوالفضل بيهقي را، فرا ديد مي آورد. كاربرد واژه ها، دوري از تعقيد و تنافر حروف وكلمات، بيان رسا و آهنگين و استوار، نثر خليلي را در ميان همگنانش، شكوه و برتري خاصي بخشيده است.
دانشمندي درباره او مي¬نويسد:
«در نثر به شيوة بيهقي… سخن مي¬راند. مضامين در پيشگاه خامه تواناي او چون ابريشم تافته و منقاد است. نثرهاي شوخ و شيوا و قطعات روان و زيباي او شاهد اين مدعاست.»
سعيد نفيسي نويسندة بزرگ ايران مي گويد: «نثر فصيح و بليغ و سليس خليلي ما را به ياد محدودي از سخن¬سرايان مي-اندازد كه از نظم و نثر به يك پايه برخوردار بوده¬اند.»
استاد خليل الله خليلي به عنوان نويسنده وپژوهشگر خبير، مقالات و نوشته هاي فراواني نيز دارد كه دركتابها و مجلات كشور به گونه غيرمستقل ومجلات كشور هاي عربستان، ايران، مصر، عراق، تركيه پاكستان، به چاپ رسيده است.
استاد خليلي برخلاف، مسير روشنفكرنماها، از بهشت موعود آنها (اروپا و امريكا) به سوي برهنگان و آوارگان حركت كرد و در كنار برهنه پايان تاريخ جان داد و اين بزرگترين استثنايي است كه در محيط روشنفكري ما، تا هنوز ثبت ديگري ندارد.
خلاصه اینکه خلیلی شاعری است محتواگرا و کمتر در پی تفنن و هنرمندیهای رایج بوده و تاریخ معاصر افغانستان در عرصه شعر و ادب و پژوهشهای تاریخی کمتر کسی را مثل او سراغ داشته است.

تشبیه
تشبیه در لغت به معنی «چیزی را به چیزی مانند کردن»111 و در اصطلاح بلاغی «ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب باشد نه صدق»112 یا به قول بهتر تشبیه «ادعای همانندی»113 و اشتراک میان دو چیز است. برای مثال، جملة «سگ مانند شغال است» تشبیه نیست، هرچند همه ارکان تشبیه در آن مشاهده میشود؛ زیرا این تشبیه مبتنی بر صدق است نه کذب یعنی اینکه در عالم واقع هم سگ مانند شغال است. اما جملة «روی او چون گل است.» را میتوان تشبیه دانست؛ زیرا ادعای مانندگی کرده است میان محبوب و گل در لطافت؛ حال آنکه در عالم واقع روی محبوب و گل شبیه به هم نیستند و به قول دکتر کزازی در «نداری شاعرانه»114 این دو به هم پیوند خوردهاند.
تشبیه بر چهار پایه استوار است: مشبه، مشبهبه، ادات تشبیه و وجه تشبیه که ارکان تشبیه نامیده میشوند. از این ارکان چهارگانه مشبه و مشبهبه 0طرفین تشبیه) پیوسته ثابتند و ادات و وجه شبه میتوانند ذکر و یا حذف شوند. نکتة قابل توجه در تشبیه این است که وجه شبهه و مشبهبه از اهمیت بسیار برخوردار است. وجه شبه از این لحاظ قابل اهمیت است که در واقع عصاره و نتیجة تفکر شاعر در وجه شبه متبلور میشود و خواننده با توجه به وجه شبه است که نحوة نگرش شاعر به پدیدهها را درمییابد. به بیان دکتر شمیسا «وجه شبه مبین جهانبینی و وسعت تخیل شاعر است».115 به همین دلیل وجه شبه مهمترین بحث تشبیه است. مشبهبه از این نظر قابل اهمیت است که «درک دقیق آن جهانبینی، شخصیت و محیط هنرمند را برای ما ترسیم میکند و از آن میتوان به دنیای درونی و روحی نویسنده و شاعر راه یافت.»116 به همین جهت وجه شبه باید در مشبهبه اعرف و اجلی از مشبه باشد مثلاً باید گفت: «چراغ مثل خورشید میدرخشد.» و نمیتوان گفت: خورشید چون چراغ میدرخشد، چون وجه شبه که درخشش و نورانیّت است در خورشید اقوی است.
نحوة پرداختن شاعران در طول تاریخ ادبیات به تشبیه متفاوت بوده است بهگونهای که میتوان گفت: بعضی از شاعران در استفاده از نوع خاصی از تشبیه در شعر خود تشخص یافتهاند، برای نمونه، منوچهری درآوردن تشبیهات مرکب و ازرقی هروی در پرداختن به «تشبیه خیالی»117 ممتاز است و مسعود سعد سلمان با آوردن وجود شباهت تازه در تغییر سبک خراسانی به عراقی سهیم بوده است و احمد شاملو و سهراب سپهری با استفاده از مشبهبهها و وجوه شباهت نوین، شعر فارسی را از این منظر جامة امروزین پوشاندهاند.
مبحث تشبیه در این رساله شامل عناوین زیر است:
1. تشبیه بر مبنای طرفین: (حسی و عقلی بودن) مفرد و قید و مرکب بودن)
2. تشبیه از نظر ساختار (شکل)
3. تشبیه به لحاظ ذکر و حذف ارکان (وجه شبه و ادات تشبیه)
4. تشبیه بر مبنای وجه شبه
الف ـ تشبیه بر مبنای طرفین (مشبه و مشبهبه)
1. به اعتبار حسی و عقلی بودن:
منظور از حسی اموری هستند که با یکی از حواس پنجگانة بشری قابل درک و دریافت باشند و منظور از عقلی اموری هستند که ابزار درک و دریافت آنها «نیروی عقل»118 باشد و به یکی از حواس ظاهری پنجگانه قابل درک نباشد. از این منظر برای تشبیه چهار قسم میتوان در نظر گرفت.
1. عقلی به حسی
2. حسی به عقلی
3. حسی به حسی
4. عقلی به عقلی
در ذیل به بررسی شعر استاد خلیلالله خلیلی و آوردن نمونههایی از هریک از این انواع پرداخته شده و در پایان یک نگرش آماری کلی از این چهار قسم در دیوان وی ارائه شده است.
اینک نمونههایی برای هر بحث:
1) عقلی به حسی:
ـ ای شاخ شکوفه به نظر جلوه میفروز سرمازدگان چمن دربدری را
(والاگهری، ص 5)119
ـ یک شیشه دل و ز همه سو سنگ حوادث قربان شوم این کارگه شیشهگری را
(همان، ص 5)
ـ بتهای فریب است به هر گوشه خلیلی خود را ز صنم خانة نیرنگ بدر کن
(جگر سنگ، ص 28)
ـ هنوز دیده به روی گلی نکردم باز که کرد صرصر پیری ز بوستان بدرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
ـ این آفتاب زندگی تابد چو بر احوال ما گلهای خوشبختی دمد از گلشن آمال ما
(سرود معلم، ص 205)

ـ به کشوری که در آن عدل حکمفرما نیست ز تندباد حوادث نمیتوان آسود
(رواق آوارگان، ص 77)
ـ ز محفلی که بود مأمن شکستهدلان کنون به سنگ جفا میکند مرا مطرود
(رواق آوارگان، ص 77)
ـ از یاد مرغهای فلکتاز در هوا با مرغ آرزو به هوا میپرستمت
(به پیشگاه وطن، ص 57)
ـ کودک طبع من از آن آسمانی جلوهها گشت یکباره برون از دستگاه اختیار
(در پاسخ به چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ این دل بیدار من بیپرده میبیند کنون آنچه را پوشند زیر پردة پندار خویش
(آه آتشبار، ص 104)
ـ چشم امیدم کور شد شهد جوانی شور شد زخم کهن ناسور شد گردید گلها خارها
(آشوب زمانه، ص 49)
ـ مرغ طبعت بر فراز قلّهها پرواز کرد از چه ای مرغ همایون پر شکن بازآمدی
(بزمگان رفتگان، ص 189)
ـ جز ذکر غم به صفحة خاطر نمانده است از آنچه خواندهایم ز لفظ و معانیش
(باران خون، ص 188)
ـ طوفان مرگخیز حوادث فرارسد راه نجات ما به یمین و یسار نیست
(طوفان مرگ، ص 9)
ـ آتش شوق را عیان کردن گوهر اشک ارمغان کردن
(نقش دیگر گذشت از نظرم، ص 358)
ـ صبحدم غنچهای نخندیده که به شام جفا نشد پرپر
(وفات حسرت بار، ص 289)
ـ خفته اینجا گنج حکمت را گرامی گوهری کز فروغش اهل انش فیض کردی اکتساب
(در رثای قاضی…، ص 278)
ـ فقه را کنز هدایت شرع را مشکلات فیض علم را برهان قاطع فضل را فصلالخطاب
(در رثای قاضی…، ص 278)
ـ در شب تیرة غم شکر که غمخواری هست بسته شد گر در اغیار در یاری هست
(به بارگاه سعدی، ص 185)
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی اما کلید آن برون از اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ کاروانها شد و آن قافله سالار ادب حیفش آمد که در این مرحله تنها باشد
(قافله سالار ادب، ص 72)
ـ مشکلات زندگی؛ بند گران بر دست و پا عقل تدبیری که بندد حلقههایش استوار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ چه گلها چیدهام از آرزو در دامن فردا که سازم از بهار وهم رنگین گلشن فردا
(ظلمت سرا، ص 3)
ـ بده دستی که در طومار عموم در این طومار مارآسای برپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی هیچ
(هیچ، ص 248)
ـ من به پیکار حوادث میروم با تیر آه از فلک گیرم اگر رنگینکمان باید مرا
(میوة تلخ، ص 4)
ـ شب عمرم در این ظلمت سرا با درد و غم بگذشت ندارم بعد از این چشم امید از روزن فردا
(ظلمتسرا، ص 3)
ـ چون کبوتر مجروح هر نفس به خون غلطد مرغ دل چو باد آرد آشیان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
ـ دل ماتمزده امروز چو گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
(مبارکباد آوراگان، ص 220)
ـ قانون سیاست نزند نغمة شادی از بزم دل این ساز کج آهنگ بدر کن
(جگر سنگ، ص 28)
2) حسی به عقلی:
ـ سخن را چشمة جانآفرین دان قلم را شهیر روحالأمین دان
(به رشاد شاعر جوان، ص 441)
3) حسی به حسی:
ـ حجاب ظلمت شب راه بگشاد به اشک ما که رنگ و بوی خون داشت
(هیچ، ص 247)
ـ چون کبوتر مجروح هر نفس به خون غلط مرغ دل چو یاد آورد آشیان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
ـ همه مشت خار گشتم که زنی شرارم امشب به هوا دمی فشانی همهجا غبارم امشب
مشت خار (به حضرت مولانا، ص 4)
ـ آنکه خیزد شور عشق از خامهاش جای صریر وانکه ریزد مشک تر از نخل کلکش جای بار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام خمینی(ره)، امام خمینی، افغانستان، آستان قدس رضوی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ابراهیم ادهم، ارکان تشبیه