منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

رحمانيه الهي نيز پوششدهنده همه صفات اوست و در هر مظهري با اسم خاصي ظهور مييابد؛390 در حقيقت، “رحمتگري” صفتي است که بر تمام جهان و جهانيان سايه انداخته و سراسر خلقت، جلوهاي از تجلّي اين حقيقت است.391
سوّمين عنوان الهي؛ يعني “ربوبيّت” به مهمترين “سِمت” الهي اشاره دارد که مانند عناوين ديگر، جامعيت داشته ديگر سمتهاي الهي را پوشش ميدهد. “ربوبيّت”، سوق دادن شيء به سمت کمال است و “رب” کسي است که شأن او سوق دادن اشياء به سوي کمال و تربيت آنهاست و اين صفت به صورت ثابت در او باشد. ديگر سِمتهاي الهي مانند مالکيت، قيموميت، رازقيت و… همه از لوازم ربوبيّتاند و هريک مصداقي از مصاديق متفاوت “تربيت” است.392 شأن مربّيگري الهي نه تنها براي آدميان، بلکه دربرگيرنده همه موجودات است.393 به مصداق آيه ” قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى؛ گفت: “پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است.” 394 تربيت هر موجودي به اقتضاي وجود او به نحو کمال انجام ميشود تربيت انسان نيز؛ چه در ساحت جسم و چه در عرصه روح اين چنين است. بنابراين، مهمترين صفت خدا “رحمتگري” و برجستهترين سِمت او “مربّي”گري است. سِمتي که بر بنياد “رحمتگري و مهرورزي” بنا شده و بنيادي ترين اصل تربيت را گوشزد ميکند؛ چنانکه خداوند مهرورزي را بر خود واجب ساخته395 و پيامبر را جز به رحمت بر جهانيان نفرستاده396 و او نيز اساس کار خويش را بر محبّت بنا نهاده است397؛ چرا که بر اساس حديث نبوي “المرء مع من احب، آدمي با کسي است که دوستش مي‌دارد”398 ميان محبّت و اطاعت رابطه معيّت برقرار است و با ظهور محبّت، اطاعت و همرنگي حاصل ميشود.
ميان سه عنوان “الله” “رحمان (رحيم)” و “رب” نيز يک رابطه طولي وجود دارد و هر سه در يک حقيقت متمرکز ميشوند؛ ربوبيّت ريشه در رحمت دارد و هر دو مصداقي از نام جامع “الله” است؛ بنابراين اگر درباره حقيقت خداوند بگوييم: “خداوند، پروردگارِ رحيم” تعريف جامعي از خداوند ارائه دادهايم؛ بدين سان “مربّي”، مهمترين سِمت خدا و “تربيت”، مهمترين هدف و مقصد اوست؛ قرآن نيز که “محبوبنامه” “رب رحيم” است هدفي جز برآورده ساختن مهمترين “نياز اصيل او” يعني “رساندن به کمال” و در يک کلمه “تربيت ” ندارد.
اين هدف، علاوه بر تدبّر در اوصاف الهي، از بررسي اجمالي آياتي که کارکرد اين کتاب را بيان ميکند نيز کاملاً به دست ميآيد. قرآن کريم از مقصد اعلاي نزول خود با تعبير “هدايت” ياد مي‌کند. قبلا نيز گفته شد که “هدايت” با “تربيت” همپوشاني وسيعي دارند:
“إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَم”399، “شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاس”400، “قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبين، يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم”401
بررسي اوصاف هر پديده نيز نشاندهنده کارکردهاي آن است. اوصاف قرآن نيز که بيانگر کارکردها و سمتهاي آن است تجلّيدهنده رسالت تربيتکنندگي و هدايتگري است ؛ اوصافي مانند شفاء، نور، فرقان، ذکر، تبيان، برهان، موعظه… و کارکردهايي مانند: رهاسازي از غفلت: “تَنْزيلَ الْعَزيزِ الرَّحيمِ لِتُنْذِرَ قَوماً مَا اُنْذِرَ آبَاؤهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ”402، به کار گيري عقل و انديشه: “وَ اَنْزلَنَا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنِّاسِ مَا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون”403، “اِنِّا اَنْزَلْنَاهُ قُرآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ”،404 بيم دادن و بشارت دادن: “اَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتَابَ … لِيُنْذِرَ بَأْساً شَديداً مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤمِنينَ”،405 حاکميت قوانين الهي: “اِنّا اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ بِما اَريكَ اللّهُ”406
بنابراين ميتوان گفت هدف اعلاي قرآن، “هدايت و تربيت” است و ديگر مقاصد طرح شده در قرآن مرتبط با اين هدف کلان و عمدتاً مربوط به: محتواي هدايت، ابزارهاي هدايت ، برکات هدايت ، نشانههاي هدايت، روشهاي هدايت و…است.
هدف هدايتگري اوّلاً؛ از قرآن به صراحت به دست مي آيد. ثانياً:؛جامعيت دارد؛ از اينرو هم هدايت عام و هم هدايت خاص؛ هم شامل هدايت روابط انسانها با خدا، باخود، با ديگران، با طبيعت، با جهان خلقت؛ هم شامل اصلاح و تغيير بينشها، گرايشها و رفتارهاست؛ هم هدايت به مصالح دنيوي و هم مصالح اخروي؛ هم به مصالح جسمي و هم به مصالح روحي؛ هم ساماندهنده ساحت فردي و هم ساماندهنده بعد اجتماعي اوست. ثالثاً؛ در يک فرايند نظاممند قابل تبيين است؛ چنانکه برخي، نظاممقاصدي قرآن را تحت سامانه سهعنصري اهداف بينشي قرآن، اهداف گرايشي و اهداف رفتاري تحليل کردهاند و به استخراج اهداف جزئيتر متناسب با هر عنصر اقدام کردهاند.407
بنابراين عنوان “هدايت” نيز مانند الله، رحمان و رب، از جامعيت برخوردار است. امّا “جامعيت کارکردي”؛ به اين معنا که هدايتگري قرآن به عنوان مقصد اصلي آن، پوششدهنده ديگر کارکردهاي آن است.

الله جامع تمام اوصاف و سمتهاي الهي
رحمان برجستهترين صفت الهي
رب برجستهترين سمت الهي

هدايت برجستهترين کارکرد کتاب الهي

تفسير تربيتي قرآن، تفسيري مقصد‌گراست و تمام فعاليت‌هاي مفسّر رو به اين‌سو دارد؛ بنابراين مفسّر تربيتي اوّلاً؛ هدف تربيت و هدايت را در تمام آيات جستجو مي‌کند؛ چون تمام قرآن، نه برخي از آيات آن، کتاب هدايت است. ثانياً؛ تمام روش‌ها، رويکردها، و منابع خود را با اين جهت تنظيم مي‌کند؛ بر اين اساس، مفسّر به مباحث کلامي نيز مي‌پردازد امّا نه با ادبيات فني و جدلي؛ بلکه با بيان اقناعي و تأثير گذار و با هدف تربيت اعتقادي. طرح مباحث تاريخي او نه با هدف گزارش تاريخ و صرفاً دانشافزايي؛ بلکه همراه با تحليل تربيتي عبرتهاي تاريخي، کشف سنتهاي الهي و تبيين نقش سنتها در منظومه تربيتي انسان. طرح نکات علمي قرآن نه به منظور استخراج علوم از قرآن و اعتبارگيري بيضابطه از آن؛ بلکه با هدف اثبات جلوههاي عظيم کلام الهي و اعجاز قرآن در جهت تعميق باور متربّيان به قرآن.408 طرح نکات بلاغي نه با هدف افزايش دانش ادبي مخاطبان؛ بلکه بهمنظور استخراج ظرايف و حکمتهاي انسانساز قرآن؛ بدينسان تمام رويکردهاي تفسيري در خدمت تربيت انسان قرار ميگيرد.
براي مثال، با مقايسه يک آيه در چهار تفسير، روند تکاملي نگاه مقصدگرا در تفسير را بررسي ميکنيم.
“مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ؛ كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را بخواهند [جزاى‏] كارهايشان را در آنجا به طور كامل به آنان مى‏دهيم، و به آنان در آنجا كم داده نخواهد شد”409
الف: تفسير تبيان (سده پنجم) بعد از بيان معناي لفظي آيه و توضيح مختصر واژگان و بعد از ذکر نکاتي ادبي، به اين سؤال که مراد از اعمالي که اجرشان به دنيا خواهان بيکم و کاست داده ميشود چيست با دو قول چنين پاسخ ميدهد که اوّل: مراد کسانياند که در دنيا کارهاي نيکي؛ مانند صله رحم و کمک به نيازمندان انجام دادهاند و خداوند بهوسيله دفع بلاها يا توسعه رزق و مانند آن، نيکي آنان را در همين دنيا جبران ميکند و در آخرت بهرهاي ندارند. دوّم: درباره منافقيني است که صرفاً براي بهرهمندي از غنايم به همراه پيامبر9 به جهاد ميرفتند و پيامبر مأموريت داشت فارغ از نيّت آنها، حق آنان از غنايم را بهطور کامل پرداخت کند.410
ب: تفسير مجمع البيان (سده ششم) بعد از بيان معناي واژگان و مباحث مربوط به اعراب و بيان معناي لفظي به ذکر چهار وجه در پاسخ به سؤال پيش گفته مي‌پردازد. در ادامه با ذکر بيان داستان و حديثي زيبا مقصود آيه را با بياني تربيتي ميآرايد و گامي ارزشمند به سمت مقصد گرايي بر ميدارد:
“در حديث پيامبر9 چنين آمده است: امت مرا به شوكت و قدرت در روى زمين مژده دهيد و هر كدام از آنان كه عملى را براى دنيا انجام دهند در آخرت نصيب و بهره‏اى ندارد.
“حسن” در تفسير خود نقل كرده كه “يکي از ياران رسول خدا 9 از خانه خود بيرون رفت و کنيزي را ديد که لباس و سر و وضع زيبايى داشت. آن مرد در كنار او نشست، كنيزك برخاست، مرد دست خود را دراز كرده به صورت آن كنيزك گذارد و به دنبال او برخاسته او را تعقيب کرد. پس از مدتي کوتاه، صورتش به ديوارى خورد و مجروح گرديد. پس از اين جريان دانست كه اين زخم به خاطر گناهى بود كه از وى سرزد، از آنجا به نزد رسول خدا 9 آمد و جريان را تعريف کرد، حضرت فرمود: تو مردى بودى كه خدا كيفر اين گناهت را در دنيا به تو داد، خداوند هر گاه نسبت به بنده‏اى نظر خيرى نداشته باشد كيفر گناهش را تا آخرت به تأخير مي‌اندازد و هر گاه نسبت به بنده‏اى نظر خيري داشته باشد كيفر گناهش را در دنيا مي‌دهد”411
ج: تفسير هدايت (سده چهاردهم) با بياني تمثيلي، جذاب و کوتاه مقصد آيه را تبيين مي‌کند:
“جامعه كافر مانند جوانى است كه همه توانهاى خود را در زمان تندرستى و فراغ و نيرومندى به كار مى‏برد و چون به پيرى مى‏رسد دست خالى است؛ اموالش خرج شده، توانها و امكانات او از دست رفته است. جامعه كافر هم چنين است. زمان فعلى را در نظر مى‏گيرد و درباره ارزشها و اجتماعات ديگر نمى‏انديشد و توجّه ندارد كه در آخرت بى نصيب و كارهاى گذشته او باطل است، چرا كه از آغاز پايه استوارى نداشته است.”412
د: تفسير نمونه (سده چهاردهم) با پردازش بسيار ارزشمند تربيتي و با بهرهگيري از ابزارها و قالبهاي جذابساز و اثرگذار کوشيده است تفسيري کاملاً تربيتي و مقصدگرا ارائه نمايد. استخراج سنّت تربيتي و هدايتي از آيه، بهرهگيري از ابزار تمثيل در تبيين آيه، عينيسازي آيه با تطبيق آن با عصر حاضر و ارائه تفسير عصري، توجّه به شبهات رايج و ارائه پاسخ اقناعي، بهرهگيري از روايات جذّاب و مرتبط و اثرگذار، پنج اقدام کاربردي اين تفسير در راستاي تبيين معناي آيه است:
“اين آيه بيان يك سنت هميشگى الهى است كه نتايج اعمال مثبت و مؤثر از ميان نمى‏رود، با اين تفاوت كه اگر هدف اصلى رسيدن به زندگى مادى اين جهان باشد ثمره آن چيزى جز آن نخواهد بود، و امّا اگر هدف خدا و جلب رضاى او باشد هم در اين جهان تاثير خواهد بخشيد و هم نتايج پر بارى براى جهان ديگر خواهد داشت. در واقع قسم اوّل از اين اعمال به بناى بى‏دوام و كوتاه عمرى مى‏ماند كه تنها براى يك مدت موقت ساخته و از آن استفاده مى‏شود، ولى بعد از آن ويران مى‏گردد، امّا قسم دوّم به بناهاى محكم و شالوده دارى شبيه است كه قرن هاي متوالى برقرار مى‏ماند و قابل استفاده است.
نمونه اين موضوع را امروز در اطراف خود به روشنى مى‏يابيم، جهان غرب با تلاش پيگير و منظم خود اسرار بسيارى از علوم و دانشها را شكافته، و بر نيروهاى مختلف طبيعت مسلط گشته و با سعى و كوشش مداوم و استقامت در مقابل مشكلات و اتحاد و همبستگى، مواهب فراوانى فراهم نموده است؛ از اين رو آنان نتايج اعمال و تلاشهاى خود را خواهند گرفت و به پيروزيهاى درخشانى نايل خواهند شد، امّا از آنجا كه هدفشان تنها زندگى (طبيعي) است، اثر طبيعى اين اعمال چيزى جز فراهم شدن امكانات مادى آنان نخواهد بود. حتى كارهاى انسانى و مردمى آنها مانند: تاسيس بيمارستانها، درمانگاهها مراكز فرهنگى كمك به بعضى از ملتهاى فقير و امثال آن اگر دامى براى استعمار و استثمار آنان نباشد، چون به هر حال هدف مادى و حفظ منافع مادى دارد تنها اثر مادى خواهد داشت؛ همچنين كسانى كه اعمال رياكارانه انجام ميدهند اعمالى كه جنبه‏هاى انسانى و عبادى دارد.413
پيامبر9 فرمودند: “هنگامى كه روز قيامت مى‏شود، پيروان من به سه گروه تقسيم مى‏شوند، گروهى خدا را با اخلاص پرستش مى‏كردند و گروهى از روى ريا، و گروهى به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نزول قرآن، نقش برجسته، معرفت بخش، علوم قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه لقاي، توحيدي، خويش، روشهاي