منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن، قرآن کریم، علوم قرآن، حیات طیبه

دانلود پایان نامه ارشد

«الامثل» صورت گرفت می توان گفت ایشان همه موارد «سبب نزول» در الامثل را در تفسیر نمونه با واژه «شان نزول» یاد کرده اند. بنابراین می توان گفت: «سبب نزول»و «شان نزول» در دیدگاه ایشان یکسان است.
ایشان در مقابل شآن نزول های متعددی که در تفسیر نمونه ذیل آیات آورده اند ارجحیتی قایل نشده اند و در عین حال رد نیز نکرده اند و به گونه ای آن را به خواننده واگذار کرده اند اما در انتها دیدگاه خودشان را نیز اعلام داشته اند. مثلا: در ارتباط با آیه « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ »(بقره/115)آورده اند: هيچ مانعى ندارد كه همه شان نزولها براى آيه ثابت باشد، و آيه هم ناظر به مساله تغيير قبله باشد،هم خواندن نماز نافله بر مركب، و هم نماز واجب به هنگام نشناختن قبله. (مکارم شیرازی، 1374ش، ج1، ص414)
ایشان هم چنین معتقد است: «اصولا هيچ آيه‏اى اختصاص به شان نزول خود ندارد و مفهوم آن بايد به صورت يك حكم كلى در نظر گرفته شود واى بسا از آن احكام گوناگونى استفاده شود.» (همان، ص591)
استاد مکارم تعصب و تقلید کورکورانه را یکی از عوامل رد نادرست شان نزول دانسته اندبه عنوان مثال ایشان در آیه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون»(مائده/55) اذعان کرده اندچگونه مى‏توان اين همه احاديث را ناديده گرفت، در حالى كه در شان نزول آيات ديگر به يك يا دو روايت قناعت مى‏كنند، اما گويا تعصب اجازه نمى‏دهد كه اين همه روايات و گواهى دانشمندان در باره شان نزول آيه فوق مورد توجه قرار گيرد. (همان، ج4،ص423)
ایشان در قبال خلط روایات ضعیف و قوی معتقدند: در روايات اسلامى به احاديث زيادى در زمينه «نحس و سعد ايام» برخورد مى‏كنيم كه هر چند بسيارى از آنها روايات ضعيف است و يا احيانا آميخته با بعضى روايات مجعول و خرافات مى‏باشد، ولى همه آنها چنين نيست، بلكه روايات معتبر و قابل قبولى در ميان آنها بدون شك وجود دارد، چنان كه مفسران نيز در تفسير آيات فوق بر اين معنى صحه نهاده‏اند. ( همان،ج23،صص42و 43)
از دیگر علوم قرآنی مورد توجه در تفسیر نمونه «علم مبهمات»است. در بسیاری از آیات قرآن برخی کلمات و اصطلاحات مبهم وجود دارد که برخی موارد از آنها با توجه به آیات و روایات روشن می‌شوند. در مواردی نیز مفسران قرآن ترجیح می‌دهند که بدون توضیح بیشتر از آنها گذر کرده و علم آن را به خداوند واگذار کنند. نویسنده تفسیر نمونه نیز مانند دیگران مفسران در مواردی اندک با بهره‌مندی از روایات به تفسیر این گونه‌ آیات پرداخته و در بیشتر موارد معتقد است که بیش از آن نیاز نداریم زیرا اگر بیش از آن نیاز بود خداوند برای ما بیان می‌نمود.
استاد مکارم هدف از فروفرستادن قرآن را عامل سرچشمه بزرگ برای فكر و انديشه و مايه بيدارى وجدان‏ها دانسته اند تا بدان جا كه يكى از علل وجود مبهمات (همان، ج2،صص321-323 )‏، و برخى سوگندهاى مبهم‏در قرآن(همان،ج26،ص191) را محرک افكار و انديشه‏ها می دانند تا بيش‏تر بينديشند و مسائل را دقيق‏تر بررسى كنند. به عنوان مثال در آیات (15-16/تکویر) آورده اند:«به هر حال گويا قرآن مجيد مى‏خواهد با اين سوگندهاى پر معنى و آميخته با نوعى ابهام انديشه‏ها را به حركت در آورد و متوجه وضع خاص و استثنايى اين سيارات در ميان خيل عظيم ستارگان آسمان كند، تا بيشتر در آن فكر كنند و به عظمت پديدآورنده اين دستگاه عظيم آشناتر شوند.» (همان، ج‏23، ص: 42)
خداوند در قرآن به بندگانی که عمل صالح انجام بدهند وعده داده است که پاداش آنان حیات طیبه است: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَة». (نحل/ 97) آیت الله مکارم در تفسیر نمونه با استناد به سخن امام علی(ع) منظور از حیات طیبه را «قناعت» دانسته اند. (همان، ج‏11، ص: 396)
ایشان در ادامه اذعان کرده اند: بدون شك مفهوم اين تفسير محدود ساختن حيات طيبه به قناعت نیست، بلكه بيان مصداق بسيار روشن است، چرا كه اگر تمام دنيا را به انسان بدهند ولى روح قناعت را از او بگيرند هميشه در آزار و رنج و نگرانى بسر می برد و به عكس اگر انسان روح قناعت داشته باشد، و از حرص و آز و طمع بر كنار گردد، هميشه آسوده خاطر و خوش است.همچنين در بعضى از روايات ديگر حيات طيبه به معنى« رضا و خشنودى از آنچه خدا داده است» تفسير شده كه آنهم با قناعت قريب الافق است.ولى هرگز نبايد به اين مفاهيم جنبه تخديرى داد، بلكه هدف اصلى از بيان رضا و قناعت، پايان دادن به حرص و آز و طمع و هوا پرستى است كه عامل تجاوزها و استثمارها و جنگها و خونريزى‏ها، و گاه عامل ذلت و اسارت است. (همان)
یکی دیگر ازجمله علوم قرانی «علم مکی و مدنی» در تفسیر نمونه است. شناخت آیات و سور قرآن از نظر مکی و مدنی بودن تأثیر فراوانی در برداشت تفسیری مفسر خواهد داشت، و فوائد زیادی را برای آن برشمرده‌اند.
آگاهی در مورد زمان نزول آیات و سور، ارتباطی مستقیم و اساسی با تشخیص مراحل دعوت پیامبر(ص) و تشریع و تبیین احکام اسلامی‌دارد. آگاهی از تاریخ وقایع و حوادث دوران پیامبر(ص)، از نتایج عام شناخت صحیح آیات و سور مکی و مدنی است. یعنی می‏توان از این طریق مشخص کرد که چه حادثه‏ای در حدود چه زمانی، چرا و از سوی چه کسانی به وقوع پیوسته است؟ حل و فصل بسیاری از مسائل دیگر مانند مسأله نسخ، آگاهی از حکمت تشریع و تدریجی بودن نزول قرآن، اعتماد بر تحریف ناپذیری قرآن و … نیز به کمک این بحث (مکی و مدنی) امکان‏پذیر است. (نفیسی، 1379ش، ص213)
ازاین‌رو، محققان علوم قرآنی به این مهم توجه داشته و راه‌هایی را برای شناسایی مکی و مدنی بودن آیات و سوره‌ها ارائه نموده‌اند. تفسیر نمونه نیز از این علم غافل نمانده و به صلاح دید خویش از ان بهره جسته است.
در تفسیرآیت الله مکارم به روایات تعیین زمان نزول سوره‌ها و آیات توجه زیادی نشده است. تنها در برخی موارد به صورت اجمالی اشاره شده است.
در تحقیقی که در بیشتر سوره های تفسیرنمونه انجام شده است مشخص می‌شود که استاد مکارم برای بیان مکی و مدنی بودن سوره به روایات اعتنای چندانی نمی‌کند و در اوایل سوره‌ها هم فقط به ذکر مکی و مدنی بودن سوره اکتفا می‌کند و توضیح بیشتری نمی‌دهد. به نظر می‌رسد که مهمترین راه شناسایی و تشخیص مکی و مدنی بودن سوره‌ها در نظر صاحب تفسیر نمونه توجه به «موضوعات و محتویات سوره» است. این روش مورد توجه بسیاری از مفسران معاصر واقع شده است. (مکارم شیرازی، 1374ش، ج7، 56؛ ج4، ص29)
برای مثال علّامه طباطبایى ذیل سوره الرحمن مى‌نویسد: سوره به قرینه سیاق آیات به مکى بودن شباهت بیشتری دارد. و همچنین ذیل آیات سوره قلم نیز فرموده است: سیاق آیات آن به طور کلى، سیاق مکى است. و نیز ذیل سوره انشراح آورده است: سیاق آن با مدنی بودن سازگاری بیشتری دارد. (طباطبایی، 1417ق، ج 19، ص 94، 367؛ ج 20، ص 313)
از نظراستاد مکارم گرچه بعضى از مفسران تمام آيات سوره نحل را مكى مى‏دانند، ولى بيشتر مفسران عقيده دارند كه قسمتى از آيات آن در مكه و قسمتى در مدينه نازل شده است، و اين سخن صحيحتر به نظر مى‏رسد بخصوص كه در بعضى از آيات آن مانند «وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ …»(نحل/41) و «ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا …»(نحل/110) صريحا بحث از«هجرت» و يا «هجرت و جهاد» هر دو به ميان آمده،و اين دو موضوع تناسب با حوادث بعد از هجرت پيامبر (ص) دارد.( مکارم شیرازی،1374ش، ج‏11، صص:147و 148)

از آنجایی که پرداختن به همه موارد علوم قرآنی در تفسیر المنار و نمونه خارج از حوصله این پایان نامه است، بدین خاطر به مهمترین این علوم که نقشی تاثیرگزار در رویکرد تفسیری رشیدرضا و آیت الله مکارم داشته اند، در فصول بعدی خواهیم پرداخت. این علوم عبارتند از: اعجاز قرآن کریم، قصص قرآن و اسباب نزول.

فصـل دوم:
اعجاز قرآن کریم از دیدگاه مفسران المنار و نمونه

2 . 1 . اعجازقرآن کریم و ابعاد آن:
2 . 1 . 1 . اعجاز در لغت و اصطلاح:
معجزه در لغت، از ريشه «عجز»؛ به معنی بن و پايان يك شى است،‏(راغب اصفهانی، 1412ق، واژه عجز)
در قرآن نیز به همین معنی به کار رفته است،« إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ »(قمر/19-20). علامه طبرسی ذیل ایه شریفه «أَعْجازُ نَخْلٍ»را به «اسافل نخل» تعبیر کرده اند، و آن را به معنای(تنه و پایین درخت نخل) دانسته اند.(طبرسی،1372،ج5،ص278)
انسان ناتوان نيز چون همواره در پايان و انتهاى قافله، و وامانده است، او را عاجز ناميده‏اند. ازاين‏رو از مفهوم عجز، «ضعف و ناتوانى»، فهميده شده است، گرچه كه ضعف و ناتوانى، جزء معنى عجز نبوده است. بدين جهت اعجاز در لغت به معنى به‏ عجز درآوردن و ايجاد عجز و درماندگى در طرف مقابل نمودن است و معجزه، آن فعلى است كه ديگران از آوردن آن عاجز و ناتوان هستند.(مودب، 1379،ص13)
از نظر شهید مطهری معجزه به كار افتادن قانونى است به وسيله پيامبر، كه بر قانون عادى طبيعى برترى و حكومت دارد و بر آن اثر مى‏گذارد و آن را به صورتى غير از صورت معمول- يعنى معجزه- درمى‏آورد و اين به قدرتى است كه آفريدگار به پيام‏آور خود عطا مى‏كند تا گواهی بر رسالتش باشد.»(مطهری،1373،ص134-136)
آية اللّه خوئى آورده است: «معجزه آن است كه فردى كه ادعاى منصبى از مناصب الهى مى‏نمايد مانند پيامبر كارى را انجام بدهد كه فراتر و برتر از قوانين طبيعت باشد، ديگران نيز از انجام آن عاجز و ناتوان باشند ضمن آن‏كه، آن كار گواهى بر درستى ادعاى او نيز باشد».( خویی،بی تا، ص33)
بنابراین می توان نتیجه گرفت که: معجزه امرى است خارق العاده كه مطابقت با ادعاى نبوّت داشته و همراه با تحدّى است.
درباره پیشینه اعجاز قرآن نیز می توان گفت: گرچه آغاز پيدايش بحث اعجاز، به‏طور دقيق، روشن نيست، اما اعجاز قرآن از نخستين مباحث محسوب می شود. قرآن كريم نيز در بحث معجزه بودن خود، از تعبير «اعجاز» استفاده نکرده است و همواره از معجزات انبياء با تعبير «آيه و بيّنه» ياد نموده است. از اين روى اصطلاح معجزه در مورد قرآن بعدها رواج يافته است. در قرآن نه تنها كلمه معجزه، درمورد آن به‏كار نرفته است، حتى از تعبير «خارق العاده» هم استفاده نشده و اين اصطلاح از سخنان دانشمندان اسلامى نشأت گرفته است. (مودب،1379،ص10)
در نخستين مباحث اعجاز، دانشمندان مسلمان، با توجّه به گفته‏هاى معارضان قرآن، سعى نموده‏اند سلامت قرآن را از هرگونه اختلاف، چگونگى الفاظ و تراكيب، فنون بديع و استعارات و تشبيهات قرآن را، نشان داده و عظمت قرآن را يادآورى نمايند. در پايان قرن دوم و آغاز قرن سوم، مباحث اعجاز قرآن، به‏صورت استوارتر شكل گرفت كه در نهايت به تدوين كتابهاى مستقلى در آن قرن، منتهى شد، مانند: «معانى القرآن» از يحيى بن زياد فراء و «مجاز القرآن» از ابو عبيده معمر بن مثنى. ابو اسحاق ابراهيم نظام معتزلى در اوائل قرن سوم به دنبال مباحث نظم قرآن، نظريه «صرفه» را در اعجاز قرآن مطرح نمود و سپس شاگردش، ابو عثمان عمرو بن بحر بن محبوب، مشهور به جاحظ، نظريه استاد را ردّ نمود و كتاب «نظم القرآن» را نوشت‏. ( خطابی، بی تا، ص153)
او در كتاب ديگرش بنام «الحيوان» نيز از اعجاز قرآن نام برده و انديشه‏هاى او در مورد اعجاز قرآن، مورد توجه دانشمندان ديگر بوده است.(جاحظ،1388،ج3،ص428) و در قرون بعدی نیز این وجه اعجاز از سوی دانشمندان ادامه پیدا کرد.
آثار دانشمندان اسلامى درباره اعجاز قرآن، غالبا در تفاسير و در ذيل آيات 88 اسراء و 23 بقره و ديگر آيات تحدّى، بيان شده و جمعى از مفسران نيز درمباحث مقدماتى تفسير خود بر آن پرداخته‏اند، مانند: راغب

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه علوم قرآن، اعجاز قرآن، زمان پیامبر، اسباب نزول Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن، قرآن کریم، فلسفه یونان، قانون اساسی