منابع و ماخذ پایان نامه اعتضادالسلطنه، حزب عدالت و توسعه، خارج از خانه

دانلود پایان نامه ارشد

(جدايي دين از سياست)، حذف دادگاههاي اسلامي، از بين بردن مدارس مذهبي، ممنوعيت حجاب اسلامي بانوان، حدف رسم الخط عربي و ترکي و جايگزيني البفاي لاتين، تغيير تقويم اسلامي به ميلادي و ترويج فرهنگ اروپايي و غربي در ترکيه و … دانست (جمهوري ترکيه 1386، 133).
جمهوري ترکيه تحت رهبري آتاتورک، به دنبال دستيابي به جايگاه برتر در منطقه و جهان از طريق نزديکي بيشتر با غرب و اروپا در چارچوب تغيير هويت و فرهنگ اسلامي به هويت و فرهنگ غربي بود. آتاتورک منافع ترکيه را در رهايي از هويت اسلامي و عثماني جستجو کرده و به دنبال آن بود که با تغيير هويت ترکيه و همسان نمودن هويت آن با اروپا ، بتواند منافع ترکيه را در بلند مدت در سطح منطقه حفظ و تثبيت نمايد. تفکر و انديشه آتاتورک که در محافل سياسي داخلي ترکيه و نيز در مباحث خارج از اين کشور به تفکر يا انديشه کماليسم معروف شده است، داراي اصول زيربنايي است که در زمينه سياست خارجي و روابط بين الملل، اين اصول کماليسم بر دو محور زير مبتني بوده است.
يکم: سوابق سوءامپراتوري عثماني نسبت به منطقه را پاک کرده، جبران نموده و شکاف ايجاد شده بين کشورهاي ترکيه نوين، ايران و اعراب را پر نمايند.
دوم: الف – ترکيه کشوري است نه توسعه طلب و نه استعمارگر، بلکه به دنبال اقتدار داخلي در ابعاد اقتصادي، صنعتي، علمي و نظامي است. ترکيه به دنبال دستيابي به قدرت اقتصادي و تکنولوژيک قدرتهاي غربي است.
ب – ترکها علاوه بر درخواست برابري تکنولوژيک با غرب، خواهان پذيرش ترکيه به عنوان يک ملت اروپايي و قبول آنها در تمدن غربي هستند (جمهوري ترکيه 1386، 210-209).
اصول فوقالذکر که از ابتداي حاکميت ترکهاي جوان و به خصوص با رهبري و رياست جمهوري کمالآتاتورک در ترکيه، مدون شده و به اجرا درآمدند، طي بيش از نود سال اخير، همچنان از اصول اصلي مورد توافق و اجراي مسئولان و کارگزاران سياسي حکومت ترکيه بوده است. اين اصول در سياست و حکومت ترکيه از جايگاه بالايي برخوردار بوده و تحت نام اصول کماليسم در سرلوحه کاري هر دولت يا کارگزار ترکيه قرار داشته و ارتش اين کشور به عنوان پاسدار اصول لائيسيته و اصول کماليسم، بر کار دولتها نظارتي نانوشته داشته است.
انديشههاي کماليستي بر شش اصل استوار هستند، اصولي چون ناسيوناليسم133، سکولاريسم، توده گرايي(پوپوليسم)134، دولت سالاري135، انقلاب خواهي136و جمهوري خواهي137 که معتقدان به اين اصول را همان کماليستهاي ترکيه ميدانند که به شدت به تقدس اصول مذکور معتقد بوده و در چارچوب همين اصول به هدايت مردم ميپردازند (ياووز 1389، 257).
همانگونه که در بالا ذکر شد اصول کماليستي، داراي جمعي متضاد نيز هستند. تلاش براي ايجاد جامعهاي سکولار و در عين حال گسترش ناسيوناليسم ترکي در کشور!
اصول مدون شده کماليستي که در قانون اساسي 1937 و نيز 1982 به صراحت به آنها اشاره شده است، برنامهاي هستند که بايد جمهوري ترکيه يا ترکيه نوين را به سوي غرب و اروپا هدايت کرده و از ترکيه يک کشور اروپايي با تمام خصايص غربي آن بسازد. کماليستهاي ترکيه در دو محور داخلي و خارجي به ارائه اصول آتاتورک و اجراي آنها پرداختند و در اين راه از هيچگونه اقدامي چشمپوشي نکردند. اين کماليستهاي ناسيونالسيت غربگرا، به شدت به دنبال ساختن يک کشور ترک اروپايي بودند.
ترکان جوان از همان ابتداي کار خود، با مذهب و سنتهاي برگرفته از مذهب به شدت مخالفت ميکردند و اين سنتها را مانعي بر سر راه ترقي انسان و پيشرفت ترکيه ميدانستند ( اعتضادالسلطنه 1391، 59). ترکان جوان و شخص مصطفي کمال پاشا، در تقابل و ضديت کامل با انديشههاي حکومت عثماني قرار داشتند.
حکومت عثماني به عنوان يک خلافت اسلامي و مذهبي مانند ديگر حکومتهاي مشابه، بر اساس ايدئولوژي اسلامي و مذهبي اهل سنت تأسيس شده بود.
در انديشه عثمانيها، استفاده و بهرهبرداري از علوم و فناوريهاي غربي و به ويژه فناوريهاي نظامي، مجاز و زيبنده بود اما پذيرش و ترويج انديشهها و افکار و فرهنگ تمدن غربي را نشانه فساد و زوال خلافت خود دانسته و غرب را مظهر فساد و تباهي ميدانستند که ممکن است با انديشه‌ها و فرهنگ خود، خلافت اسلامي عثمانيها را نابود سازد (اعتضادالسلطنه 1391، 61). اما برداشت آتاتورک از غرب در ضديت با برداشت مسلمانان ترکيهاي و بزرگان عثماني بود. آتاتورک و سپس کماليستهاي پيرو ايشان، به شدت به مبارزه با انديشهها و ايدئولوژي اسلام سياسي در ترکيه پرداخته و انديشههاي اسلامي را عامل عقب ماندگي ترکيه معرفي ميکردند.
آتاتورک و دوستانش، خواهان ايجاد تحولات همسو و هماهنگ با تمدن غرب و بر اساس الگوي غربي در ترکيه نوين بودند. آتاتورک طي حکومت پانزده ساله خود بر ترکيه، اقدامات مهمي در زمينه الگوسازي فرهنگ غربي و ترويج و گسترش غربگرايي در ترکيه انجام داد. وي در راستاي اجراي افکار خود در زمينه الگوپذيري از غرب، ابتدا به مخالفت با مداخله دين و مذهب در سياست و لزوم رهايي ترکيه از تسلط مذهب پرداخت. جدايي دين از سياست يا همان لائيسيزم، يکي از مهمترين انگارههاي ذهني آتاتورک بود که در پي به دست گرفتن رياست جمهوري، به فکر اجراي آن در ترکيه افتاد.
آتاتورک ضمن بر عهده گرفتن جنگ استقلال در مقابل اروپا و از طريق گسستن ترکيه از ريشههاي اسلامي و عثماني خود، پروژهاي بزرگ را در حوزه دگرديسي تمدني ترکيه به اجرا درآورد. وي تلاش داشت تحت لواي غربيسازي و ترقي، ديواري رفيع به مانند يک سد در برابر نفوذ عربي – اسلامي به ترکيه، ايجاد نمايد ( ياووز 1389، 198).
دين و مذهب در انديشههاي کماليستي از يک ويژگي خاص برخوردار هستند، اين ويژگي را ميتوان در سوءظن عميق و بنيادي آتاتورک به دين به عنوان عامل اصلي مشکلات اجتماعي و اقتصادي ترکيه جستجو کرد.

4-2-3- سکولاريسم و لائيسيزم در ترکيه
يکي از شاخصههاي سياسي، فرهنگي و هويتي ترکيه نوين از زمان رهبري آتاتورک تاکنون را ميتوان سکولاريسم و لائيسيزم دانست. در تعريف و تفسير دو اصطلاح سکولاريسم و لائيسيزم، اختلاف نظرات بسياري در بين انديشمندان و نظريه‌پردازان وجود داشته و از سوي ديگر، شيوه اجرا و ماهيت اين دو نظام در کشورهاي گوناگون نيز داراي اختلافاتي ميباشند. بسياري از مردم عادي و حتي برخي تحصيلکردگان علوم اجتماعي و علوم سياسي نيز در تعريف و بيان واقعيت دو اصطلاح فوقالذکر داراي اطلاعات کم و نادرستي بوده و معمولاً سکولاريسم و لائيسيزم را يکي دانسته و با يک تعريف، بيان ميکنند.
سکولاريسم:اين واژه در فرهنگ لغات علوم سياسي و علوم اجتماعي به فراواني مورد استفاده قرار گرفته و داراي تعاريف بيشماري است.
مهرزاد بروجردي استاد ايراني دانشگاه سيراکيوز138 امريکا مينويسد، ريشه واژه سکولاريسم، سکولوم لاتيني (Seculum)به معناي دهر، گيتي و زمانه است. بر اين اساس سکولار بودن به معني در روزگار کنوني زيستن و فرزند زمان بودن است. بروجردي معتقد است که، سکولاريسم در چهره غربي خود، در بر دارنده باوري است که دين و حکومت را پديده‌هايي متفاوت و تفکيک پذير ميداند. گونهاي فلسفه زندگي نيز ميباشد که هدفش رفاه انسانها در زندگي همين دنيا، فارغ از دين، فرقه، طبقهاجتماعي، رنگ پوست و ساير ويژگيهاي فردي است (بروجردي 1389، 56-55).
لائيسيزم: اصطلاحي است که از دهه 70 قرن نوزدهم در فرانسه ابداع و رايج شده است. بر اين اساس لائيسيته را دريافتي سياسي ميدانند که در اين دريافت سياسي، از يک سو دولت و حوزه عمومي از هيچ دين يا مذهبي پيروي نميکنند و از سوي ديگر دين يا مذهب نيز ضمن برخورداري از همه آزاديها در جامعه مدني، هيچ قدرت سياسي اعمال نميکند، اصلي ترين پيش شرطهاي برقراري لائيسيته در يک کشور را بايد جدايي دولت و جامعه مدني از يکديگر دانست. کوتاهترين و بهترين تعريف از لائيسيته را ميتوان جدايي دين از دولت و نه از سياست، دانست (وثيق 1387، 10-9). لائيسيته امري است که به جدايي قدرت سياسي و دين حکم ميدهد. لائيسيته ايجاب ميکند که ميان قدرت سياسي و دين، جدايي واقعي و بالفعل صورت بپذيرد و نهادهاي عمومي نيز خصلت ديني نداشته باشند، يعني سياست و کارکردهاي آنها کاملاً از هر گونه ارجاع به دين و مذهب معين و خاص، مبرا بوده و توصيههاي دين و مذهب خاصي را در جامعه برقرار نساخته و اولويت ندهد ( وثيق 1387، 19).
با توجه به تعاريف بالا بايد متوجه شويم که سکولاريسم و لائيسيزم دو جريان يا دو فرآيند متفاوت هستند. در ترکيه نيز بر اساس قانون اساسي مصوب سال 1928، اصل دين رسمي اسلام از قانون اساسي حذف گرديد. در قانون اساسي اصلاحي در فوريه 1937، جدايي کامل مذهب از دولت در ترکيه در قانون اساسي اعمال شده و در آخرين بازنگري قانون اساسي ترکيه در سال 1982 نيز در قانون جديد تأکيد شده است که هيچ مذهب رسمي به عنوان مذهب رسمي از سوي دولت ترکيه به رسميت شناخته نميشود.
لائيسيته اجرايي در ترکيه که نوع خاصي از لائيسيته است که از لائيسيته فرانسه اقتباس کردهاند و در ترکيه “لائيکليک”139ناميده ميشود را ميتوان لائيسيته کماليستي ناميد (اعتضادالسلطنه 1391، 35-27). لائيسيزم از منظر دادگاه قانوناساسي ترکيه داراي تعريف خاص خود است که بر اين اساس، لائيسيزم تعديل کننده زندگي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مدرن بر پايه حاکميت ملي، دومکراسي، آزادي و علم است. لائيسيزم، اصلي است که فرديت و آزادي عقيده را امکان پذير ميکند (اعتضادالسلطنه 1391، 205).
با توجه به گذشت حدود نود سال از مطرح شدن لائيسيته در ترکيه و گسترش پردامنه آن توسط روشنفکران ترکي و حتي دولتمردان اين کشور و به خصوص آتاتورک و کماليستهاي بعد از وي، لائيسته ترکي که به دلايلي ماننداضافه نمودن اصول خاصي چون:
1 – کنترل دولت بر مذهب.
2 – پذيرش دين اسلام و مذهب سني حنفي، از لائيسته فرانسوي فاصله متمايزي داشته و هرگز نميتوان آنرا با اصل لائيسيته غربي مقايسه نمود. اعلام مذهب رسمي سني حنفي و تأکيد بر کنترل دين توسط دولت را ميتوان همان اصول کماليستي خاص ترکيه دانست.
بنابراين مشاهده ميشود که کارشناسان مسايل ترکيه به جاي لائيک خواندن اين کشور، ترجيح ميدهند تا نشان دهند که ترکيه داراي سيستم سکولار آنهم از نوع ستيزهجو ميباشد.
سکولارهاي ستيزهجوي ترکيه که به لائيک نيز مشهورند، خود را فرزندان عصر روشنگري140 ميدانند. اروپا نماياني (داراي ظاهر اروپايي) که منکر نقش اسلام و تاريخ عثماني در شکلگيري هويت ترکها هستند. يکي از ويژگيهاي خاص سکولاريسم ترکي را ميتوان استفاده و بهرهبرداري از سکولاريسم به عنوان فلسفه سياسي ترکيه براي حرکت در مسير اروپا و رسيدن به سطح کشورهاي اروپايي و جذب و ذوب کامل در فرهنگ اروپايي دانست (ياووز 1389، 247).
بنابراين سکولاريسم را ميتوان فلسفه سياسي ترکيه دانست. فلسفه سياسياي که از سوي آتاتورک و کماليستهاي بعد از وي دنبال شده و به شدت به دنبال اروپايي کردن ترکيه و ذوب در هويت اروپايي هستند.
اما به هر حال سکولار بودن نظام جمهوري ترکيه داراي برخي سياستهاي خاص خود نيز بوده و اين سياستها که در چارچوب انديشه کماليستي جاري بودهاند، طي تمامي سالهاي قبل از دولت حزب عدالت و توسعه به خوبي مورد اجرا و در تمامي مراحل تحت حمايت ارتش اين کشور بوده است.
سياست خارجي کماليستي که برگرفته از اصل سکولاريسم نيز بوده را ميتوان در سه اصل اساسي خلاصه کرد.
الف: صلح در خانه – صلح در خارج از خانه، همزيستي مسالمت‌آميز و دوستي با کشورهاي همجوار.
ب: امتناع و خودداري از شرکت در هر گونه کنفرانس يا پيماني که براساس مذهب مشترک قرار گرفته باشد.
ج: تبديل ترکيه به کشور مدرن اروپايي (اعتضادالسلطنه 1391، 81-80).
همانگونه که سازهانگاران و به خصوص الکساندر ونت نيز معنقدند، انگارههاي ذهني کارگزاران داراي نقش بسيار مهمي در تعاملات، منافع و هويت يک کشور ميباشند.
انگارههاي ذهني آتاتورک براي تبديل ترکيه نوين به يک کشور اروپايي و جذب ترکيه در هويت و سياست اروپا را مي‌توان يکي از مهمترين انگارههاي ذهني کماليستها دانست

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، اعتضادالسلطنه، روشنفکران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اعتضادالسلطنه، فرهنگ و زبان