منابع و ماخذ پایان نامه اعتضادالسلطنه، حزب عدالت و توسعه، الکساندر ونت

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصاداسلامي، ترکيه را در مسير اقتصاد سرمايهداري غرب هدايت کرده و اميدوار بودند در اين مسير به رشد و توسعه همتراز با کشورهاي اروپايي دست بيابند.
يکي از مهمترين پاداشهاي غرب و امريکا به کماليستهااز آغاز تشکيل جمهوري ترکيه تاکنون را بايد وامها و کمکهاي مختلف غرب به ترکيه، دانست (جمهوري ترکيه 1386، 269).
کمکهاي مالي اروپا و امريکا به دولتهاي ترکيه را مي‌توان همان پاداشي دانست که ترکها بايد در مقابل آن به تغييرات به خصوص در حوزه هويت و منافع خود دست بزنند، الکساندر ونت به اين تغيير هويت و پاداشها، اشاره کرده و ميگويد، ايفاي نقش، متضمن گزينش و انتخاب توسط بازيگر ميباشد اما بازيگران مستمراً دست به تغيير هويت و منافع خود نميزنند، مگر در شرايطي که پاداشهايي چشمگير و قابل توجه که بيشتر از هزينههاي اين تغييرات باشد را به دست بياورد (مشيرزاده 1383، 182-181).
اقتصاد سرمايهداري و ليبراليسم اقتصادي152در ترکيه، چنان مورد توجه و داراي اهميت بود که مردم و کارگزاران به جاي توجه به سياست و هويت خود، به اقتصاد سرمايهداري توجه داشتند. اين اقتصادمحوري و معاملات سرمايهداري با غرب در ترکيه چنان اهميت و کارايي داشت که آنچه جهتگيري و مسير جامعه ترکيه را مشخص مي‌سازد، نه سياست بلکه اقتصاد است (ياووز 1389، 60).
يکي از مهمترين اظهارنظرهاي داخلي ترکيه پيرامون نقش اقتصاد و مشوقهاي آن در سياستهاي ترکيه را ميتوان در کتاب عمق راهبردي مشاهده کرد، آنجا که احمد داوداوغلو ميگويد {مؤثرترين مرهم[ دارو] روابط سياسي تنش دار، شکل‌دهي حوزه منافع اقتصادي مشترک ميباشد} (داوداوغلو 1391، 395)، کاري که حزب عدالت و توسعه با همگرايي و تعامل اقتصادي با امريکا و اروپا طي يک دهه اخير، از خود نشان داده و در واقع به شدت به اقتصاد سرمايهداري غربي وابسته شده است.
بنابراين بايد گفت که اقتصاد سرمايهداري و پاداشهاي مستمر و کلان غرب، يکي از مؤلفههاي تغيير هويت و تغيير منافع ترکيه ميباشند.

4-2-12- ترکيه نماينده غرب در منطقه
جمهوري ترکيه از همان آغاز تولدش را ميتوان يک کشور و يا دولت در خدمت اهداف غرب و به خصوص امريکا دانست.
منطقه مهم و استراتژيک آسياي جنوب غربي و شرق اروپا، چنان براي غرب و به ويژه امريکا اهميت داشت که اين کشور حاضر بود تا براي پيشبرد اهداف خود در اين منطقه و به خصوص برقراري ثبات، هزينههاي اقتصادي کلاني را پرداخت نمايد. ترکيه از آغاز تشکيل جمهوري و بر اساس همان سياست غربگرايي و پيوستن به اروپا، پيش زمينههاي نمايندگي غرب در منطقه را کسب نموده بود. نمايندگي ترکيه در منطقه آسياي جنوب غربي را ميتوان در همه ابعاد يک نمايندگي و بلکه فراتر از آن به عنوان يک دولت دست نشانده، مشاهده کرد.
بر اساس دکترين دوستوني153 نيکسون و کسينجر که دو کشور پادشاهي ايران و عربستان به عنوان دو ستون تأمين امنيت و ثبات منطقه خاورميانه و به خصوص خليج فارس، انتخاب شده بودند و البته نقش اصلي بر عهده ايران بود تا به عنوان ژاندارم154 منطقه به ايفاي نمايندگي آمريکا بپردازد، ترکيه داراي اهميت و نقش کمتري در معادلات منطقهاي بود، هر چند اين کشور سعي داشت تا از طريق بزرگنمايي موقعيت خود در همسايگي اتحادجماهير شوروي، از کمکهاي مالي و اقتصادي غرب و امريکا حداکثر سود را ببرد.
ترکيه در مسايل مختلف منطقه مانند بحران فلسطين نيز از تابعان سياست غرب و امريکا بوده و سياست خود در قبال اعراب، فلسطين و اسرائيل را در چارچوب سياستهاي غرب تعريف کرده است.
ترکيه با بزرگنمايي موقعيت خود در منطقه و فضاسازي بيهوده در مورد بحرانهايي چون کمونيسم شوروي، اعراب و اسرائيل و … سعي داشت تا نمايندگي غرب را کاملاً در دست بگيرد. اين رؤياي آرماني ترکيه سرانجام با انقلاب اسلامي ايران در سال 1979، محقق شده و ترکيه با سوءاستفاده از وضعيت انقلابي ايران و ايجاد نوعي ترس از انقلاب ايران در دل کشورهاي منطقه و کشورهاي غربي، به مرور زمان به جاي ستون تخريب شده ايران که دکترين دوستوني نيکسون را متزلزل کرده بود، توانست خود را به جاي ايران به عنوان ژاندارم البته کم فروغ غرب در منطقه نشان داده و نمايندگي غرب را بر عهده بگيرد.
ترکيه که هر سياستي را بر اساس منفعت اقتصادي آن در پيش ميگيرد، براي نمايندگي غرب و اجراي دستورات غرب در منطقه، به مسأله هويت و فرهنگ غربي خود نيز متوسل گرديده و از تغيير هويتي خود در راستاي به دست آوردن منافع نمايندگي غرب در منطقه استفاده کرده است. اين سياست ترکيه سالهاي اول بعد از جنگ جهاني دوم مورد توجه و حمايت امريکا قرار داشته است (کسينجر 1383، 2:51).

4-2-13- فتحالله گولن، پدر اسلامگرايي غربي
در ميان گروههاي اسلامگرا و يا بهتر بگوييم متظاهر به اسلامگرايي در ترکيه بايد از جريان”گولن” نام ببريم. بعد از تلاش کماليستها براي تغيير هويت اسلامي ترکيه و انطباق فرهنگ و هويت ترکيه با غرب، در اين کشور به مرور زمان جريانهايي ايجاد شدند که بيشتر به مسايل ظاهري اسلام توجه نموده و مباني اسلام را براي رسيدن به اهداف و منافع خود و البته حکومت ترکيه، با تغييراتي همراه ساختهاند. يکي از جريانهاي اسلامگراي بعد از فروپاشي عثماني را بايد جريان نور155به رهبري سعيد نورسي156 دانست. اين جنبش داراي انديشههايي در زمينه انطباق اسلام و احکام آن باانديشهها و مباني دنياي مدرن ميباشد.
اين جنبش مجبور بود با توجه به سياستهاي کماليستي، در چارچوب نظام هويتي ترکيه حرکت نموده و به مقابله با امپرياليسم غربي و به خصوص دشمنان قرآن در سطح منطقه بپردازد. البته اين جريان که رهبر آن ادعاي حمايت از اهل بيت(ع) را نيز داشته است، در زمان جنگ شبه جزيره کره157، از مسلمانان و پيروان خود خواسته بود که در اتحاد و همکاري با امريکا بر عليه کره شمالي و کمونيسم به کره رفته و جنگ نمايند (اعتضادالسلطنه 1391، 124). اين اقدام دولت کماليست ترکيه که با حمايت و پشتيباني شيخ نورسي همراه بود، در جنگ کره از اهميت بالايي براي ارتش امريکا برخوردار بود. پانزده هزار سرباز ترک به عنوان بخشي از ارتش امريکا که داراي شکل ظاهري متفاوت و با سبيلهاي بلند و چهره خشن بودند، به عنوان جنگجويان بي‌رحم و گوش به فرماني در خدمت ارتش امريکا بودند. جنگجوياني که حتي قربانيان خود را مثله کرده و سر و گوش آنها را از تن جدا ميکردند، در حالي که اصلاً نمي‌دانستند که کشور کره در کجاي دنيا يا آسيا قرار دارد! (کينزر 1389، 131-130).
اين خدمت ترکيه و شيخ سعيد نورسي به امريکا را ميتوان نشانه بارزي از تغيير هويت و ماهيت برخي گروههاي مدعي اسلامگرايي در ترکيه دانست، گروههايي که در مسير خود، دچار تغيير شده و خدمتگزار غرب و هويت غربي ميشوند.
بعد از درگذشت سعيد نورسي در دهه 1960 و انشعاب گسترده در ميان پيروانش، يکي از شاگردان وي با نام فتحالله گولن158 توانست در ازمير159، خودنمايي نموده و با ارايهي افکار و نظراتي در دنباله نظرات استادش، پيروان بسياري را جذب نمايد.
گولن در ظاهر يک روحاني ميانه‌رو و مدرن در ترکيه و به عنوان پدر معنوي اسلامگرايي نوين ترکيه، دست به ايجاد نهادها و مراکز فرهنگي، آموزشي و حتي اقتصادي اسلامي در ترکيه زده و شبکههاي تلويزيوني زمان و STV را نيز تأسيس نمود. جريان گولن به مرور زمان به گسترش فعاليتهاي خود در ترکيه و خارج از ترکيه اقدام نموده و به خصوص در جمهوريهاي تازه تأسيس شوروي سابق به تأسيس مدارس قومي و مذهبي براي تعليم و ترويج تعاليم اسلامي با قرائت ليبرالي و ترکي پرداخت. گولن از 1990 به ايالات متحده امريکا مهاجرت کرده و مورد حمايت و پذيرش اين کشور قرار گرفته است.
برخي شاخصها و نکات قابل توجه جريان گولن را ميتوان در زير خلاصه نمود.
1 – اتحاد و همخواني جريان گولن با نظام سرمايهداري.
2 – پذيرش نظام سکولار و لائيک ترکيه و درخواست براي تغيير هويت و اعمال اسلامي.
3 – محدود کردن احکام و اعمال اسلامي به فرد و اعمال فردي و عدم لزوم اجراي احکام اسلامي توسط دولت.
4 – برنامهريزي براي جذب مردم و هوادار از طريق پول و پاداشهاي مالي.
5- داشتن مواضع ضدايراني و ضدشيعي.
فتحالله گولن و جنبش وي که داراي افکار مختلطي از انديشه‌هاي عثمانيگري تا ارزشهاي ليبرالي بازار آزاد است، به دنبال برقراري دولتي پوپوليست و مورد قبول غرب در ترکيه هستند. اين جنبش به دنبال از بين بردن روحيه انقلابي و راستين اسلامي در نزد مردم ترکيه بوده تا از اين طريق ضمن تزريق انديشههاي مدرن و مختلط غربي و مورد قبول امريکا به مردم، به مرور زمان نوع جديدي از اسلام را که همان اسلام غربي يا به قول حضرت امامخميني(ره)، اسلام امريکايي است را در ترکيه و سپس در منطقه جايگزين اسلام ناب محمدي(ص) نمايند.
از سوي ديگر بر اساس برخي نظرات و مدارک، فتحالله گولن را بايد يک روحانينماي تحت اشراف و تسلط غرب و به خصوص امريکا دانست که رابطهاي مستقيم با سازمان اطلاعات امريکا160(سازمان سيا) دارد و بسياري از فعالين اين جنبش نيز در واقع از جاسوسان يا حقوق بگيران سازمان سيا هستند (اعتضادالسلطنه 1391، 141-125). نکته مهم و علت اهميت دادن به جنبش يا جريان فتحالله گولن در ترکيه آنست که گولن را پدرخوانده حزب عدالت و توسعه ترکيه و به خصوص مرشد و مراد اردوغان و عبدالله گل ميدانند.
جريان گولن را بايد در مقابل جريان اسلامگراي واقعي حزب رفاه يا جنبش اسلامگرايي نجمالدين اربکان دانست که به شدت بر اسلامگرايي و برقراري اسلام سياسي در ترکيه تأکيد داشتند.

4-2-14- همگرايي ترکيه با غرب، ترکيه و پيمان ناتو
سازمان پيمانآتلانتيک شمالي يا همان ناتو، که در سال 1949 تأسيس شده بود را ميتوان يکي از دروازههاي ورود ترکيه به اردوگاه غربي و امريکايي دانست.
ترکيه که به دنبال کسب پاداش و تعريف منافع خود بر اساس پاداشهاي غرب و امريکا بوده و در جنگ شبهجزيره کره به همراه انگليس به عنوان حامي امريکا، بالغ بر پانزده هزار سرباز ترک را به پشتيباني امريکا گسيل نموده بود، سرانجام در سال 1952، به عضويت سازمان نظامي و امنيتي اروپاي غربي و شمال امريکا يعني تانو درآمد (کسينجر 1383، 1:88).
جمهوري ترکيه که از حوادث جنگ جهاني اول، پديد آمده و در واقع قسمت کوچکي از امپراتوري بزرگ و فروپاشيده عثماني در جنگ جهاني اول بود، در جنگ جهاني دوم ابتدا اعلام بيطرفي نمود اما با توجه به فشار قدرتهاي برتر اروپايي مانند انگلستان، در سال 1944 مجبور به اعلام جنگ با آلمان نازي161 گرديد. اين کشور بعد از جنگ و با توجه به اينکه در آن زمان داراي قدرت نظامي و اقتصادي لازم براي حفظ تماميت ارضي خود در برابر همسايه قدرتمندش اتحاد جماهير شوروي162 نبود، مجبور شد در سال 1952 به پيمان ناتو محلق شده و به عنوان يک دولت بلوک غربي163در صحنه تقابل ميان ابرقدرتهاي آن روزگار، به امريکا و اروپاي غربي وابسته گردد (اعتضادالسلطنه 1391، 83).
در اوايل دهه پنجاه و در چارچوب برنامههاي امريکا و غرب براي مقابله با خطر کمونيسم شوروي، دولتهاي امريکا، بريتانيا و فرانسه با همراهي ترکيه تصميم گرفتند که همکاري دفاعي منطقهاي در خاورميانه را با مشارکت کشورهاي عرب، توسعه دهند و سيستم جنگي وسيعي ايجاد کنند که سراسر خاورميانه را زير پوشش قرار دهد و مقر فرماندهياش نيز ناحيه کانال سوئز164باشد. هدف اين برنامه، تقويت موقعيت انگليس در خاورميانه و توسعه دامنه نفوذ پيمان ناتو به شرق مديترانه و حمايت از جناح راست پيمان ناتو بود (شرابي 1375، 167).
ترکيه و دولتمردان آن به شدت به ناتو وابسته بودند زيرا شوروي در تقسيم جهان بعد از جنگ جهاني دوم، خواهان تصرف و ضميمه نمودن بخشهايي از ترکيه مانند قارص165، آرداهان166و تنگههاي بسفر و … به خاک خود شده بود. رهبران ترکيه با بزرگنمايي موقعيت خود در برابر خطر شوروي و کمونيسم جهاني، به کمکهاي ناتو و امريکا چشم دوخته و اين کمکها را براي بهبود اوضاع اقتصادي و نظامي نامناسب خود لازم و ضروري ميديدند. ترکيه در عصر جنگ سرد نيز همچنان از نظر پيمان ناتو، داراي اهميت بالايي بود (داوداوغلو 1391، 134).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد فناوری اطلاعات، سلسله‌مراتب، جهانی شدن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، اعتضادالسلطنه، محمدرضاشاه