منابع و ماخذ پایان نامه اسلام سیاسی، دین و سیاست، اسلام گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

ی را دربر‌ می‌گیرد. (بابی،20،1379)
اسلام دین غالب مردم منطقه خاورمیانه است و در ابعاد و سطوح گوناگون حیات آنها جاری و ساری است . با وجود این، تا سه دهه پیش، اسلام حضور چشمگیری در عرصه سیاسی و حکومت داری نداشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اسلام سیاسی وارد مرحله جدیدی شد . حکومت های سلطنتی منطقه و گفتمان سوسیالیسم در قالب‌های ناصریسم و بعثیسم، با رقیبی جدی و ریشه دار روبرو شده و به چالش کشیده شدند .اسلام منبع هویتی و بومی و مردمی است که با افکار و عقاید مردم این منطقه پیوند عمیق، تاریخی و همه جانبه دارد.اسلام سیاسی به شکل برجسته تری دارای لایه‌ها و خرده گفتمان‌های متعددی در درون خود است که در صورت ناکامی یکی،‌ می‌تواند در شکل دیگری، ایدئولوژی خود را بازتعریف و بازسازی کند (یزدان فام، 56،1390).
2-1-3 زمينه‌های شکل گیری اسلام سياسي
اصطلاح “اسلام سیاسی”مفهوم نسبتا متأخری است که عمدتا از سوی محققان غربی برای توصیف وضعیت جاری در جهان اسلام بکار گرفته شده است. جان اسپوزیتو، مفهوم اسلام سیاسی را در عامترین شکل آن، یعنی “احیا یا تجدید حیات مذهبی در زندگی خصوصی و عمومی”تعریف می‌کند(اسپوزیتو199،96) اسلام، علاوه بر بعد معنوی و روحانی، به عنوان بدیلی برای ناتوانی ایدئولوژی‌هایی مانند ناسیونالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم ظاهر شده است. نمادها، کنشگران و سازمان‌های اسلام به منبع مشروعیت و اقتدار، بسیج و منبع فعالیت سیاسی و اجتماعی تبدیل شده‌اند. حکومت‌های افغانستان، مصر، ایران، لیبی، مالزی، پاکستان، عربستان سعودی و سودان برای افزایش مشروعیت و بسیج عمومی و کسب حمایت مردمی به منابع اسلامی روی آورده اند.
مفهوم اسلام سیاسی توسط بسیاری از پژوهشگران سیاسی برای درک چنین تحولی ابداع شده است؛ ولی به زعم بسیاری از این پژوهشگران هر چند این مفهوم نو و تازه است ولی به لحاظ محتوا تاریخ و پیشینه آن به خود اسلام و صدر آن باز می‌گردد. به این معنا اگر اسلام سیاسی را در عام‌ترین معنا به کار گیریم منظور از آن این است که اسلام همان‌گونه که برای زندگی و حیات فردی دارای دستگاه مفهومی و عملی است، به همین‌سان برای زندگی عمومی و اجتماعی نیز دستوراتی وضع کرده است که این زندگی عمومی مسلماً شامل زندگی و حیات سیاسی آنان نیز می‌شود. نزیه ایوبی در کتاب اسلام سیاسی، دین و سیاست بر این باور است که اسلام سیاسی دکترین یا نهضتی است که اعتقاد دارد اسلام دارای نظریه‌ای مربوط به سیاست و حکومت است . در واقع، اسلام سیاسی قدمت و سابقه‌ای به درازای تاریخ اسلام دارد و بنیانگذار آن شارع مقدس است که نیّت و اهداف خود را توسط وحی بر قلب پیامبر مکرم اسلام(ص)نازل کرده است. به نظر وی اسلام سیاسی تنها یکی از ده‌ها بیانیه‌های روشنفکرانه و سیاسی مربوط به ارتباط بین دین و سیاست ارائه می‌کند. به این معنا، اگرچه دین و سیاست )سلام سیاسی( به مثابه نظریه جدیدی است که عمدتاً پس از جنگ جهانی اول مطرح و رایج شد، ولی در واقع ریشه در منابع سنّتی و گذشته دارد (ایوبی،69،1991)
2-1-4- هدف اسلام سیاسی
هدف نهایی اسلام سياسي، بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی است و در این راه به دست آوردن قدرت سیاسی، مقدمه ای ضروری تلقی‌ می‌شود. به نظر محمدعلي حسيني زاده، هواداران اسلام سیاسی، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژی جامع در نظر می گیرند که دنیا و آخرت انسان را دربر گرفته و برای همه ی حوزه‌های زندگی دستورها و احکامی روشن دارد (حسینی زاده1386،17).
اسلام سیاسی دارای مبانی زیر است:

• اعتقاد به جداناپذيري دين از سياست
اسلام سیاسی بر تفکیک ناپذیری دین و سیاست تأکید کرده و مدعی است اسلام از نظریه ای جامع درباره ی دولت و سیاست برخوردار است و به دلیل تکیه بر وحی از دیگر نظریه‌های سیاسی متکی بر خرد انسانی، برتر است (حسینی زاده 17،1386).

• اعتقاد به ابعاد فراگير دين
در گفتمان اسلام سیاسی، دین فقط یک اعتقاد نیست بلکه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصه ی هیأت آدمی را دربر می گیرد (بهروزل،39،1386).

• اعتقاد به استعمار غرب عامل عقب ماندگي مسلمانان
اسلامگرایان عقب ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییده ي استعمار جدید غرب می دانند و به این وسیله با دست گذاشتن بر حساسیت­های امت اسلام، می خواهند به عقب ماندگی مسلمانان پاسخ گویند (روا، 23،1378)
• اعتقاد به تشكيل دولت مدرن بر اساس اسلام
اسلام سیاسی از تعبیرهای اسلامی برای تبیین و توضیح وضعیت سیاسی جامعه استفاده‌ می‌کند و بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی را تنها راه حل بحران‌های جامعه ي معاصر به شمار‌ می‌آورد. اسلام سیاسی در پی ایجاد نوعی جامعه ي مدرن است که در کنار بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدن غرب از آسیب‌های آن به دور باشد )حسینی زاده1386،17).
2-1-5- عوامل ظهور اسلام سیاسی
انديشمندان دلايل مختلفي براي ظهور اسلام سياسي در جهان برشمرده اند از جمله:شکست نخبگان غیرمذهبی سکولار (فواد عجمي1993؛62)، فقدان مشارکت سياسي)فواد عجمي، تدا اسكاچپول،1996،95(، بحران خرده بورژوازی(نيكي كدي، مايكل گيلسنان،38،1996)، دلارهای نفتی و توسعه ي نابرابر (مايكل فيشر،45،1996)، اثرات زوال فرهنگی (کمیجان، 35،1379)بابي سعيد اين دلايل را رد مي كند و در نقد آنها معتقد است كه اين ديدگاه‌ها، علي‌رغم تاكيد بر وجود مشكلات پنجگانه ي فوق در درون دنياي اسلام، نمي‌توانند توضيح دهند كه چرا رويكرد و انتخاب مردم براي حل اين معضلات، اسلام‌گرايي است و نه گفتمان هاي ديگري چون ليبراليسم و يا سوسياليسم. وي معتقد است كه گرچه جميع اين روايت ها كمك مي‌كنند تا توضيحات مفيدي از بحران فراهم شود، اما توضيحات قانع‌كننده‌اي مبني بر اين‌كه چگونه بحران در نظم سياسي، عامل ظهور اسلام‌گرايي مي‌شود، ارائه نمي‌دهند (سعيد1383؛45)بابي سعيد، كماليسم و بحران در آنرا ريشه ي ظهور اسلام‌گرايي مي‌داند به نظر او ناتواني كماليسم در سركوبي مخالفان موجب مطرح شدن اسلامگرايي به عنوان بديلي به جاي آن شد )سعيد،1379،12)
2-1-6 گفتمان اسلام گرایی

آنچه امروزه از آن با عنوان گفتمان اسلامی یاد‌ می‌شود، معطوف به اسلام سیاسی است و گرایش‌های گوناگونی در درون خود دراد که گاهی با هم به مرحله تضاد نیز‌ می‌رسند. اسلام محافظه کار سنتی (عربستان)، اسلام سیاسی مدنی(ترکیه)اسلام سیاسی امت گرا (ایران)، اسلام سیاسی بنیادگرا یا تندرو(القاعده). چهار گرایش مهم اسلام گرایی هستند که هر کدام گفتمان و حاملان خاص خود را دارند. محمد ایوب آنها را در قالب گرایش انقلابی، انتقادی، مدرن، محافظه کار و بنیادگرا طرح‌ می‌کنند.(اسپوزيتو 1993،46).
در گفتمان اسلام سیاسی، دین صرف اعتقاد نیست، بلكه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصه‌ی حیات آدمی را در بر می‌گیرد. چنین نگرشی در تمامی گرایش‌های درونی گفتمان اسلام سیاسی مشترك است و از این جهت می‌توانیم تمامی آن‌ها را در درون گفتمان اسلام‌گرایی قرار دهیم.
اسلام‌گرایان كسانی هستند كه برای تفكر درباره‌ی سرنوشت سیاسی خویش، از تعابیر اسلامی استفاده می‌كنند و آینده‌ی سیاسی خود را در اسلام می‌بینند . از منظر گفتمانی، اسلام سیاسی یا اسلام‌گرایی همان نقشی را ایفا می‌كند كه مدرنیسم برای مجموعه‌ای از مكاتب و نگرش‌ها در غرب ایفا می‌كند. هرچند مكاتبی همانند سوسیالیسم و لیبرالیسم با یكدیگر متعارض هستند، اما همگی آن‌ها تحت گفتمان مدرنیسم قرار می‌گیرند . البته این به معنای یك‌دست پنداشتن اسلام‌گرایان نیست؛ چرا كه عوامل متعددی چون مقطع حیات اندیشمند، شیعی‌گری و سنی بودن، شرایط سیاسی، دشمن‌شناسی و… باعث گردیده ما با اسلام‌گرایان روبه‌رو باشیم و نه یك جریان مشخص و مقید اسلام‌گرایی . از این نظر، اسلام‌گرایی هرگز جریانی یك‌دست و یك‌پارچه نیست، ولیكن می‌توان از جریان كلی اسلام‌گرایی به مثابه‌ی پدیده‌ای مدرن به عنوان بدیلی هویتی و تلاشی سیاسی در برابر دنیای جدید، كه به دنبال استقلال و توسعه‌ی كشورهای اسلامی بوده است، نام برد (مرادي1392،32).

 گفتمان‌های سنت گرا، نوگرایی دینی و نواندیشی دینی، پان عربیسم  و…در دنیای عرب ریشه در مصر دارد . با این همه، تاریخ تحولات سیاسی معاصر مصر را بیش از همه‌ می‌توان عرصه رقابت میان دو گفتمان متعارض اسلام خواهی و سکولاریسم دانست. اولی در تاریخ جدید مصر همیشه در حاشیه بوده و از عرصه سیاسی کنار زده‌ می‌شد و دومی سال‌ها در حوزه سیاسی حاکم بوده است. گفتمان اسلامی، گفتمان مقاومت بوده است و اگر چه از ساحت سیاست به مفهوم رسمی حذف شد اما درساحت اجتماع و حوزه عمومی حاکم بلا منازع بوده و هیچ قدرت رسمی نتوانست اسلام خواهان را از این عرصه طرد کند و به حاشیه براند .(اكوائي،1391،12).
در جهان عرب و به خصوص مصر اخوان المسلمین باسابقه ترین و بانفوذترین گروه اسلامی است که گرایش‌های گوناگونی دارد و تاکنون نیز نتوانسته بود در حوزه ی اداره جامعه قرار بگیرد و همواره به عنوان اپوزیسیون و نیروی مخالف دولت مطرح بوده است. اما در انقلاب ژانویه 2011متشکل ترین گروه در میان سایر نیروهای انقلابی به شمار‌ می‌آمد.
مهم ترین ادعای گفتمان اسلام گرایی در برابر مسایل و مشکلات جوامع عربی و مصر، نفی نظام‌های استبدادی و فاسد این کشورها، حمایت از مردم فلسطین و مخالفت با هرگونه سازش و برقراری روابط با اسرائیل و تشکیل حکومت اسلامی در داخل و اجرای احکام شرعی در این جوامع است.
(Zuhur, 2007.39)

اسلام گرایان دسته‌های گوناگونی از انقلابی، انتقادی ، مدرن، محافظه کار و بنیادگرا دارند که در تحولات مصر و انقلاب ژانویه 2011اسلام گرایان میانه رو که به مظاهر مدرن نیز پایبند هستند در مرکز گفتمان اسلام گرایی قرار داشته و نقش مهمی را در تحولات مصر ایفا نمودند.
طی سال‌ها حکوت اقتدار گرایانه در مصر اسلام خواهان توانسته‌اند بخش زیادی از مشکلات مردم را در حد روستاها وگروه‌های کوچک حل کنند. در سال‌های گذشته دولت حاکم از تامین نیاز مردم ناتوان بوده و تورم افسارگسیخته و بی‌کاری بالا تمام مصر را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل گروه‌های اسلامگرا از طریق مراکز خیریه، بیمارستان‌ها، ‌آموزشگاه‌ها و خدماتی که به مردم ارائه می‌داده اند، بیشتر محبوب شدند.
قدرت‌های بزرگ دنیا نگران تهدیدهاي اسلام گرایان تندرو هستند. آنها سال‌هاست که با اسلام گرایان تندرو در سومالی، یمن، عراق، پاکستان و همچنین القاعده و طالبان در افغانستان در جنگ هستند . بنابراین از شکل گیری این جریاندر کشورهای عربی و مسر بسیار نگران هستند. البته در مقابل رهبران گروه‌ها و احزاب اسلام گرا در مصر در تلاش هستند که چهره ای میانه رو از خود نشان داده و خود را از اسلام گرایان تندرو جدا نمایند.
گروه‌ها ی اسلامی در مصر دریافته اند که نمی توانند بدون همکاری با گروه‌های بوروکرات، گفتمان خود را در موقعیت بالاتری قرار دهند. آنها گفتمان خود را در ضدیت با نظام‌های استبدادی و فساد در عرصه داخلی و ضدیت با اسرائیل در عرصه بین المللی تعریف‌ می‌کنند. عناصر بین المللی قوام بخش به گفتمان‌های آن اغلب ایجابی است و همکاری با جامعه بین المللی، یکی از اجزای بسیاری از گرایش‌های اسلامی است که در این جوامع فعال هستند و در کنار هم گفتمان اسلامی را تشکیل‌ می‌دهند( Rauf,2011.12).

فصل سوم: تاریخچه اخوان المسلمین

3-1 شکل گیری جنبش اخوان المسلمین

جنبش اخوان‌المسلمین، بزرگ‌ترین جنبش اسلام‌گرا در جهان عرب می‌باشد که در سال 1928، توسط حسن البنا در مصر تأسیس شد و به سرعت در سراسر مصر و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی گسترش یافت.
از ديدگاه برخي اخوان المسلمين اولين جنبش سياسي مسلمانان جهان است که با هدف دست يابي به حکومت اسلامي در قرن بيستم ابراز وجود نمود و مسلمانان بسياري را در جهان تحت تأثير قرار دارد.چنانچه جمهوري اسلامي اولين دولت اسلامي است که در اين قرن به قدرت رسيده است .(معدل1382،87)
بنابراين اسلام سياسي و توانايي اداره کشور با انديشه‌هاي ديني محور انديشه‌هاي جنبش اخوان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اخوان المسلمین، اسلام سیاسی، خاورمیانه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اخوان المسلمین، روشنفکران، ناسیونالیسم