منابع و ماخذ پایان نامه ازدواج مجدد، تعدد زوجات، نهاد خانواده، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

خود دارد كه پيش‌تر به آن اشاره شد). آيه در مقام بيان و اشاره به اين خود فريبي است.
پرسش: وقتي كه ماهيت نكاح و غير نكاح براي همگان حتي براي عامي‌ترين عوام، روشن است، اين همه بحث براي چيست؟
پاسخ: براي چهار مطلب است: يك: براي روشن شدن همان القائات.
دو: براي اين كه افراد مبتلا به بيماري «عدم تعادل جنسي» و آنان كه «محكوم غريزه شهوت» هستند، از عنوان مقدس «نكاح متعه» سوء استفاده نكنند. از دين بر عليه دين اسلحه نگيرند.
سه: براي توضيح برخي از اصول «انسان شناسي» و «جامعه شناسي» و شناخت نقش و جايگاه «خانواده» در پديد آمدن جامعه و تاريخ، و براي توضيح موارد و مباني علمي‌اي است كه امروز از ديدگاه مكتب‌هاي مختلف به شدت در عرصه علوم انساني مطرح است.
چهار: براي شناخت خوبي‌هاي پر ارج جامعه اسلامي، و نيز براي شناخت دقت و عظمت علمي اسلام در «جامعه سازي» و تربيت و حفاظت از آن، و براي اين كه معلوم شود كه پيامبر اسلام (ص) و ائمه طاهرين (ع) براي تامين ايمني چيزي به نام «خانواده» و ساختن يك جامعه سالم چه زحماتي را متحمل شده‌اند چه كوشش كرده و چه تبيين‌هاي علمي و عملي استوار و حياتبخش را به ما ياد داده اند. و در يك جمله: براي شناسائي اشتراكات و تمايزات علوم انساني اسلامي از علوم انساني ديگر بينش ها.79
قرآن به انديشه درباره نكاح، دعوت مي‌كند، به ويژه اين دعوت بيش تر متوجه اهل تفكر و انديشه در علوم انساني است. و اصل خطاب متوجه اين گونه محققين و متخصصين است.

قرآن: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»(روم/21)« از نشانه‌هاي (علم، قدرت و عظمت) خدا اين است كه آفريد براي شما از نوع خودتان همسران، تا به وسيله آنان به آرامش برسيد و ميان شما مودت و رحمت قرار داد. در اين (كار خدا) آيت‌هايي هست براي اهل انديشه».
در عربي ميان مودت و محبت فرق است: مودت علاوه بر معني محبت نوعي آرزو و اميد در آن نهفته است، و نمي‌گويند «حببت لو كان كذا» و اگر كسي چنين جمله‌اي را بگويد:
اولاً يك استعمال غريب و غير فصيح است. زيرا در لغت نيامده است.
ثانياً معني آن صرفاً دوست داشتن است نه اميدوار بودن.
در هر رابطه جنسي زن و مرد محبت هست. اما مودت فقط در نكاح است. در نكاح است كه آرزوها و اميدها به هم پيوند مي‌خورند، زيرا سرنوشت هر دو طرف يكي مي‌شود. اما در سفاح، اخدان و آن ديگري، آرزوها و اميدهاي هيچكدام از طرفين ربطي به آرزوها و اميدهاي طرف ديگر، پيدا نمي‌كند تا چه رسد به پيوند. ببينيد قرآن با چه ظرافتي مسائل مهم علوم انساني را به ما ياد مي‌دهد؟ اگر مي‌گفت «و جعل بينكم محبّة» شامل هر نوع رابطه جنسي مي‌شد.80
در هر نوع روابط جنسي عاطفه هست اما نام اين عاطفه رويش هست كه به آن مي‌گويند «عاطفه جنسي». نه عاطفه مطلق. عاطفه جنسي به محض اين كه غريزه اقناع شد، يا زيبائي شخص دچار اشكال شد، يا از تازگي و تفنّن افتاد، كاملاً از بين مي‌رود، اما عاطفه رحمتي نه تنها با اين عوامل از بين نمي‌رود بل روز به روز بر آن افزوده مي‌شود.81
اگر در اين آيه به جاي «رحمه» رقّة يا غفران و يا عاطفه، مي‌آمد، معني آن ناقص مي‌شد و اين همه بهره را به ما نمي‌داد و كاملاً يك سخن غير علمي مي‌گشت. اين است كه سرتاسر قرآن هم اعجاز است و هم تبيين.
طرفين سفاح، هر دو به خوبي مي‌دانند كه اين ازدواج‌شان به موئي بسته است، هر كدام در انديشه خود است هيچ نوع اشتراك اميد، اشتراك سرنوشت، ندارند تا مصداق مودت و رحمت باشد.
در كنار هم و با هم بودن اين دو واژه در آيه، دو نكته مهم ديگر را به ما مي‌آموزد:
در هيچ نوع «همديگر خواهي» از قبيل برادري ميان دو برادر، برادر و خواهري، فرزند و مادري، فرزند و پدري، دوستي ميان دو مرد، دوستي ميان دو زن، دوستي ميان يك مرد و زن غير نكاحي، مودت و رحمت با اين معنائي كه در اين آيه آمده، جمع نمي‌شود. در برخي از اين‌ها عاطفه جنسي نيست و در برخي ديگر عاطفه رحمتي نيست. و در بعضي ديگر بخشش رحمتي نيست و تنها بخشش تحملي است و… اين است يك ويژگي در همديگر خواهي نكاحي.82
حرف «و» در ميان مودت و رحمة، به اصطلاح ادبي به معني«مع» است مانند «جئت و زيد».يعني رحمت با مودت، و مودت با رحمت. هم مودتش مودت رحمتي است هم رحمتش رحمت مودتي است. اینطور نیست که مودت يك چيز باشد و رحمت چيز ديگر بل اين دو فقط يك صفت، يك حالت، يك واقعيت هستند. در همديگر خواهي‌هاي مذكور اين «وحدت ماهيت» هرگز وجود ندارد. و اين نيز دومين ويژگي است در همديگر خواهي نكاحي.83
اگر ساختار گرايانه بنگريم، آن چه به چيزي به نام «خانواده» ساختار مي‌دهد، همين «ماهيت واحده» است. و چون اين ماهيت واحده در سفاح و اخدان وجود ندارد، آن دو فاقد هر نوع ساختار هستند و لذا نمي‌توانند واحد جامعه باشند. چنان كه درباره واحد جامعه بحث شد.
اكنون براي رسيدن به يك نكته ديگر نگاهي به عناصر تشكيل دهنده اين ماهيت واحده، داشته باشيم:
1ـ محبت.
2ـ وحدت اميدها.
3ـ وحدت آرزوها.
4ـ رقت قلبي.
5ـ رقت جنسي.
6ـ بخشش رحمتي.
7ـ عاطفه جنسي.
8ـ عاطفه رحمتي.
9ـ نياز جسمي و شهوي جنسي.
10ـ سكن.84
كدام يك از اين عنصرها مهم تر هستند؟ همگي به يك ميزان داراي اهميت و نقش هستند. ليكن عنصر نهم يعني «نياز جسمي و شهوي جنسي» باگذشت زمان به دليل پيري به تدريج از بين مي‌روند. ليكن از بين رفتن تدريجي آن، در اين ماهيت واحده ايجاد خلأ نمي‌كند. زيرا عناصر ديگر پا به پاي حركت منفي آن، حركت مثبت دارند و جاي آن را كاملاً پر مي‌كنند. مشاهده مي‌كنيد كه همسران پير چه قدر به همديگر وابسته هستند. و اين است يكي از فرق‌هاي ماهوي نكاح با ديگر رابطه‌هاي جنسي.گرمي همزيستي نكاحي و استحكام ساختار آن بسته به استحكام و عمل كرد عنصرهاي ده گانه مذكور است. و ضعف آن نيز بسته به ضعف آن‌ها يا ضعف برخي از آن‌ها است.85

آرامش مدنظر فقها، همراه با نشاط، تنها در نكاح ممكن است. سفاح و اخدان فاقد آن هستند و تنها مي‌توانند يك نشاط سحطي به بار آورند. زيرا طرفين سفاح هميشه با آينده مجهول رو به رو هستند و نمي‌توانند آن آرامش را كه در نكاح هست، درك و حتي احساس كنند. سفاح مي‌تواند نوعي آرامش نيز بياورد و آن آرامش جنسي است كه به وسيله سفاح از تهيّجات مي‌افتد اما اين معني سكن نيست معني سكون است كه بيان شد.86

فصل چهارم
ازدواج مجدد

درفقه

مبحث اول :ازدواج مجدد مرد در احکام فقهی

آن چه كه از كلمه ي مجدد در نظر اول قابل استظهار است و مي توان به عنوان قدر متقين از آن استنباط كرد اختيار همسر دوم است. اما در اين جا بحثي كه بايد روشن شود اين است كه آيا در همه ي موارد اختيار همسر دوم، رعايت شرط عدالت از سوي مرد الزامي است يا در برخي موارد چنين شرطي ضرورت ندارد؟
گفتاراول : مفهوم فقهی ازدواج مجدد

براي اين كه بتوانيم پاسخ كامل و مناسب بدهيم لازم است كه چند فرض را در اين خصوص مطرح كنيم:

حالت اول: ازدواج بار اول مرد به دلايلي از جمله فوت همسر (زوجه)، طلاق، فسخ و منحل شود چنين شخصي قصد ازدواج مجدد را داشته باشد. بديهي است احراز عدالت در اين صورت مطرح نمي باشد و به عبارتي، در اين فرض موضوع منتفي است و بي شك در منابع فقهي، فتاواي معتبر و قوانين موضوعه ي ايران ،اساساً چنين شرطي وجود ندارد. پس بنابر اين، اين فرض مورد بحث نخواهد بود.
حالت دوم: مرد با داشتن زن، در شرايط خاص و مواردي كه قانون اجازه داده است بتواندهمسر دوم اختيار كند اما ، از اين حق استفاده نمي كند (اين حق را اعمال نمي كند) و به ادامه ي زندگي با چنين زوجه اي رضايت مي دهد.
سؤالي كه در اين جا مي تواند مطرح باشد اين است كه آيا شرط عدالت در اين موارد هم لازم و ضروري است يا خير؟ البته بنابر يك نظر، با استناد به اطلاق ضرورت شرط عدالت براي ازدواج مجدد و بنا بر نظر ديگر، رعايت مصلحت فردي و اجتماعي و تفسير مضيق شرط عدالت دو نظريه قابل طرح است كه در جاي خود به آن خواهيم پرداخت. اما آن چه مسلم به نظر مي رسد ،اين فرض، از موارد ازدواج مجدد تلقي مي شود و در قلمرو موضوع این بخش خواهد بود.
حالت سوم: مرد با داشتن زن و بدون ضرورت و به صرف تنوّع طلبي و تفنّن اقدام به انتخاب همسر ديگر نمايد. بديهي است اين فرض از مصاديق كامل ازدواج مجدد محسوب خواهد شد و در نتيجه در قلمروي موضوع تحقيق قرار خواهد گرفت .87
آيا ازدواج مجدد، تعدد زوجات دائم تا چهار زن را شامل مي شود يا تنها شامل همسر دوم است؟
از جهت ظهور لغوي ، كلمه ي مجدد هر ازدواجي به جز ازدواج اول را در بر مي گيرد كه در اين صورت، ازدواج دوم، سوم و چهارم مشمول ازدواج مجدد خواهد بود و دليلي بر انصراف كلمه ي مجدد به ازدواج دوم قابل استناد نيست.88
تك همسري طبيعي ترين و متعارف ترين شكل زنا شويي است. اسلام مبتكر تعدد زوجات و چند همسري نبوده زيرا قرن ها پيش از اسلام در ميان تمدن ها و اقوام هاي مختلف جهان وجود داشته و از سويي آن را به طور كلي با توجه به مصالحي نسخ ننموده بلكه براي حمايت از حقوق زن و جلوگيري از سوء استفاده ها و ظلم هايي كه به نام تعدد زوجات از سوي مردان مي شد شرايط و محدوديتي را وضع نمود. با توجه به اين كه اصل در نظام اسلام تك همسري است، در شرايط خاص و در موارد استثنايي آن هم با توجه به مصالح اجتماعي و در جهت استحكام بخشيدن به نهاد خانواده و جلوگيري از فروپاشي آن، ازدواج مجدد مجاز شناخته شده است. اصلاح اساسي كه اسلام در زمينه ي تعدد زوجات به عمل آورد اين بود كه عدالت را شرط كرد و اجازه نداد به هيچ وجه تبعيضي ميان زنان يا حتي ميان فرزندان آن ها صورت بگيرد. تعدد زوجات با اين شرط اخلاقي شديد و سخت به جاي آن كه وسيله اي براي تنوع طلبي و زن بارگي مرد واقع گردد در قالب انجام وظيفه و اجراي عدالت ظهور مي كند. به همين علت كساني كه تعدد زوجات و ازدواج مجدد را وسيله ي تفنن و هوسراني قرار داده اند در حقيقت از قانون اسلامي به عنوان يك ابزار بهانه اي براي عمل ناروا و هوس خود سود جسته اند كه اجتماع، قانون و به عبارتي حكومت كه حافظ و مجري عدالت در همه ي ابعاد آن است حق دارد چنين افرادي را مؤاخذه و مورد مجازات قرار دهد.

گفتار دوم : جوازازدواج متعدد مردان تبعیض نسبت به زنان
با چنين تحليلي آيا دفاع از سنت و عرف رايج چند همسر گزيني در عصر ما با توجه به شرايط جديد و تأثير زمان و مكان در تفسير و استنباط برخي از مجوزهاي ديني توجيهي خواهد داشت؟آيا از ديدگاه حقوق اسلام «ضرورت» قابل تعميم در بستر همة زمان ها و همة مكان ها مي باشدایا دراسلام اصل تك همسري است و چند همسر گزيني استثناست و يا چنين اصلي قابل استنباط نيست؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش ، نخست به طور منطقي لازم است اندكي در پيشينة تاريخي چند همسر گزيني قبل و بعد از اسلام تأمل كنيم. آنگاه دلايل و مستندات، همچنين شرايط و محدوديت هاي آن را مورد كنكاش قرار دهيم.
قانون چند همسري در ميان مسيحيان نيز تا قرن 17 باقي و آشكار بود. تا اين هنگام، آباء كليساها در غرب، تعدد زوجات را جايز مي شمردند و شاهزادگاني را كه از زنان متعدد پا به عرصة هستي مي نهادند، شرعي مي دانستند؛ اين موضوع نبايد صرفاً به سنت ما بعد ديني ارباب كليسا تنزل داده شود، زيرا حتي در خود انجيل نيز هيچ حكم بازدارنده اي در خصوص تعدد زوجات به چشم نمي خورد. بنابراين، اگر امروز مي بينيم قانون چند همسري در جهان مسيحيت تحريم شده بايد بدانيم كه اين امر مبتني بر فرمان انجيل نيست، بلكه ناشي از قوانين وضعي كشورهاي مسيحي عصر حاضر است.89
برخي از دانشمندان شهير غرب معتقدند: «در اروپا، هيچيك از رسوم مشرق به قدر تعدد زوجات، بد معرفي نشده و در بارة هيچ رسمي هم اين قدرنظر اروپا به خطا نرفته است؛ نويسندگان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه عقد نکاح، فقه امامیه، اخلاق گرایی، حکمت و فلسفه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، ازدواج مجدد، زنان و دختران، عوامل اجتماعی