منابع و ماخذ پایان نامه ارزش افزوده، تولید ناب، خودروسازی، بهبود مستمر

دانلود پایان نامه ارشد

ه طور مشترك با انتشار اين گزارش مورد استفاده عموم قرار گرفت (Gunasekaran, Gaughey, & Wolstencroft, 2001).
از سوی دیگر،گسترش تجارت جهانی، تغییرات سریع در الگوهای مصرف و تقاضا، انقلاب در فناوری اطلاعات و همچنین افزایش در تعداد و کیفیت رقبای محلی و بینالمللی در دو دهه ی اخیر مفهوم رقابت‌پذیری از اهمیت ویژهای برخوردار گشته است. رقابت‌پذیری را قابلیتها و توانمندیهایی است که یک کسب و کار، صنعت، منطقه، کشور دارا هستند و می‌توانند آنها را حفظ کنند تا در عرصه ی رقابت بین‌المللی نرخ بازگشت بالایی را در فاکتورهای تولید ایجاد کرده و نیروی انسانی خود را در وضعیت نسبتاً بالایی قرار دهند. به عبارت دیگر، رقابت‌پذیری توانایی افزایش سهم بازار، سوددهی، رشد ارزش افزوده و ماندن در صحنه رقابت عادلانه و بین المللی برای یک دوره طولانی است. همچنین “رقابت‌پذيري درجه‌اي است كه بر اساس آن توانمندي يك كشور در توليد كالاها و خدمات در شرايط اقتصاد آزاد، سنجيده مي‌شود به گونه‌اي كه اين توليدات بتواند در بازارهاي بين‌المللي حضور پيدا كنند و به صورت پيوسته به تثبيت و ارتقاي درآمد واقعي مردم آن كشور در درازمدت منجر گردد”.
در بحث رقابت‌پذيري رابطه بين “محيط اقتصادي داخل يك كشور” كه دولت در آن نقشي كليدي دارد و “فرآيند خلق ثروت” كه توسط بنگاه‌ها و اشخاص صورت مي‌گيرد، اصلي‌ترين موضوعي است كه به آن پرداخته مي‌شود.
چهار فاكتور رقابت‌پذيري مي‌باشد كه عموما”‌تعريف‌كننده فضاي حاكم بر اقتصاد داخلي يك كشور مي‌باشند، عبارتند از :
عملكرد اقتصادي
كارآيي دولت
كارآيي كسب و كار
زيرساختار (2010Demeter, & Matyusz)

در بخشهاي بعدی به طور مبسوط راجع به مفاهيم توليد ناب، تولید چابک و رقابت پذیری سازمانی بحث خواهد شد.

2.2. کلياتي پيرامون توليد ناب

موفقيت های توليد ناب در دهه های اخير بسياري از شركت ها را بر آن داشته تا اصول نابي را به ساير حوزه‌هاي كاري خود مانند طراحي محصول، فرايندهاي دريافت و تحويل سفارش، سيستم پرداخت و حتي به سراسر زنجيره تامين6 خود گسترش دهندBruun & Mefford, 2004)).
به‌كارگيري اصول ناب در اين شركت‌ها نتايج چشم‌گيري را براي آن ها در پي داشت به گونه اي كه بسياري از آن ها توانستند از اين رهيافت به ميزان قابل توجهي سطح بهره‌وري خود را بهبود بخشند. با پذيرش و به‌كارگيري اين اصول اين شركت‌ها قادر گرديدند تا سطح ضايعات، موجودي، زمان انتظارها و زمان تحويل را در حد قابل قبول بهبود بخشيده و هم‌زمان با كاهش سطح قيمت ، كيفيت محصولات خود را افزايش دهند. بررسي آمار ها در مورد برخي از اين شركت ها نشان‌ دهنده اين است كه آن ها توانسته ‌اند سطح موجودي ‌ها را تا 90 درصد ، دوباره‌ كاري‌ ها را تا 75 درصد و زمان‌ هاي تحويل را تا 90 درصد كاهش دهند (Ettkin & Colleagues, 1990). موفقيت‌هاي توليد ناب در عمل باعث گرديده است تا بسياري از صاحب‌نظران در سال‌هاي گذشته تلاش‌هاي خود را پيرامون توسعه اين مفهوم متمركز نموده و ابزار‌هاي مختلفي را در اختيار صنايع جهت به‌كارگيري آن قرار دهند(Womack & Colleagues, 1990)(Womack & Jones, 1996)(Krafcik, 1988)(Lee, 1996)(Macduffie, 1995)(Sohal & Egglestone, 1994) .
با عنايت به ضرورت آشنايي با اين رويکرد مهم و استراتژيک، در اين بخش کلياتي در مورد مفاهيم، تعاريف، شاخص ها و تاريخچه توليد ناب در جهان و ايران پرداخته مي‌شود.

1.2.2. ناب بودن

واژه ناب يا Lean در لغت به معنی لخم و بی چربی می باشد. اين اصطلاح بيانگر بدون زائده و بدون حشو بودن است. در ادبيات کشورهای مختلف برای هر شی يا چيزی که بدون بيهودگی و اضافات باشد، اين واژه به کار گرفته می شود.
در فرهنگ تخصصی ناب بودن عبارتست از توليد بيشترين محصولات يا خدمات قابل فروش تحت کمترين هزينه های عملياتی در حالی که سطح موجودی در حد بهينه باشد.

2.2.2. تعاريف توليد ناب

محققين گوناگون از ديدگاه های متفاوت به توليد ناب نگريسته اند. در ادامه با برخی از اين ديدگاه ها آشنا می شويم. از ديدگاه فارستر7مفهوم ناب به طور عملی عبارتست از: ادغام اصول مرتبط با بهبود از طريق بکارگيری همزمان توليد به هنگام و مديريت کيفيت جامع، به طوري که فرآيندهای بر مبنای کامپيوتر در تمامی بخشهای طراحی، مديريت کارخانه، عرضه و توزيع کامل شوند(Forrester & Colleagues, 1996) (Mieir & Forrester, 2002). ويليامز8 و همکارانش توليد ناب را در واقع يک جهش تصاعدی از روش توليد انبوه فورد به الگوواره9 جديدی از توليد می دانند(Williams & Colleagues, 1995) (Mieir & Forrester, 2002). کوچان10 و همکارانش بيان می کنند اگرچه عناصر ناب شدن در تمامی شرکتها يکسان می باشند اما فرآيند تبديل شدن به شرکت ناب در هر سازمان خروجی های خاص و متفاوت از ساير شرکتها ارائه می دهد(Mieir & Forrester, 2002) (Kochan, 1997).
در جايي ديگر توليد ناب نوعی سيستم توليد تعريف شده است که ضمن درنظر گرفتن فوايد توليد انبوه و سفارشی با هدف کاهش ضايعات و با آرمان حذف هر فعاليت بدون ارزش طراحی شده است. در حقيقت توليد ناب همان توليد به هنگام11 می باشد با اين تفاوت که در آن فعاليت هايي که ارزش افزوده ايجاد نمی کنند حذف شده اند.
انجمن ملی استاندارد و فناوری در وزارت بازرگانی آمريکا توليد ناب را يک راه حل نظام‌مند برای شناسايی و از بين بردن اتلافها ( فعاليتهايی که دارای ارزش افزوده نيستند) از طريق بهبود مستمر و به جريان انداختن توليد درست در هنگامی که مشتری به آن نياز دارد تعريف می کند(سيرنگ،1386). از دیگر مشخصه های تولید ناب ، كاهش پیوسته قیمتها در طول عمر یك مدل است . ازآنجایی كه قیمتها برمبنای چارچوبی معقول مشخص شده اند مونتاژگران می‌دانند كه برای تولید هر محصولی منحنی یادگیری وجود دارد . بدین‌ترتیب ، می‌دانند كه هزینه‌ها باید در سالهای بعد كاهش یابد ؛ درواقع ، در شركتهای تولید ناب اصلاحات سریعتر انجام می گیرند یعنی منحنیهای فراگیری به نسبت منحنیهای فراگیری در شركتهای تولید انبوه دارای شیب بیشتری هستند و دلیل این امر وجود كایزن در فرایند تولید است . (2010Demeter, & Matyusz)                              
در سايت ای ان بی وی12 سيستم توليد ناب به تکنولوژی های ساخت منعطف اطلاق شده است که توسط شرکت تويوتا گسترش داده شده و هم اکنون در بسياری از صنايع خودروسازی جهان به کار گرفته می شود.
در برخی فرهنگ نامه های توليد، به توليد ناب، ساخت ناب13 نيز اطلاق شده است. اين اصطلاح در مراجع تخصصی مختلف به اشکال زير تعريف شده است.
يک ابزار بهبود عملکرد تجاری که بر بهبود کيفيت، هزينه، زمان تحويل و انسان متمرکز شده است که ضايعات را از بين برده و بهبود مستمر را امکان پذير می سازد.
يک عبارت انگليسی به دست آمده از تکنيکهای ساخت و توليد ژاپنی که فلسفه کاهش مستمر ضايعات در همهی نواحی و بخشها را دنبال میکند.
يک فلسفه توليد که بر کمينه سازی مقدار موجودی ها و منابع تاکيد دارد و در سرتاسر سازمان به کار گرفته می شود. اين نظام به شناسايي و حذف فعاليت های بدون ارزش افزوده در قسمت های طراحی، توليد، مديريت زنجيره تامين و سر و کار با مشتريان می پردازد.
ترکيب کردن توليد به هنگام، کايزن، کانبان و ايده های کيفيت جامع برای رسيدن به کاغذ بازی صفر، موجودی صفر، زمان صفر، عيب و نقص صفر و تاخيرات صفر در طراحی، ساخت و توزيع.
يک فلسفه ساخت که در آن فاصله زمانی از سفارش مشتری تا تحويل آن به وسيله حذف ضايعات کمينه شده است. اين نظام شامل سه عنصر جريان، کشش و کوشش در حد اعلا می شود.
ساخت ناب يک ابتکار تجاری برای کاهش ضايعات در محصولات ساخته شده است. پايه اين ايده در کاهش سيستماتيک هزينه به وسيله مجموعه نگرش های فرآيندی در سراسر فرآيند توليد می باشد.

3.2.2. تاريخچه توليد ناب

سير تحولات صنعتی جهان نشان می دهد اولين انقلاب توليدی جهان در قرن نوزدهم توسط کشورهای اروپائی با عنوان توليد دستی14 در صنعت خودروسازی به منصه ظهور رسيد. اين نظام توليد که چگونگی کارکرد آن از نام آن پيداست در قالب مشخصات زير به توليد می پرداخت.
وجود نيروی کاری که در طراحی، ماشين کاری و اندازه کردن مهارت بسيار داشت. اکثريت کارگران از طريق شاگردی، مجموعه کاملی از مهارتهای دستی را کسب کرده بودند و بسياری از انان اميد داشتند که روزی کارگاهی برای خود داشته باشند و به طور مستقل با شرکتهای مونتاژ قرارداد ببندند.
وجود سازماندهی بسيار غيرمتمرکز؛ اگرچه همگان در يک شهر جمع شده بودند، اکثر قطعات و بيشتر طراحی خودروها از کارگاههای کوچک بيرون می آمد. مالک يا مدير شرکت مونتاژ، سيستم را به وسيله ارتباط مستقيم با مشتريها، کارکنان و عرضه کننده ها هماهنگ می کرد.
به کارگيری ابزارآلات ماشينی چندکاره برای انجام کارهايی نظير مته کاری، سنگ زنی و ديگر عملياتی که بايست بر روی چوب يا فلز صورت می گرفت.
حجم بسيار پايين توليد؛ رقمی حدود 1000 اتومبيل يا کمتر در سال که تعداد کمی از آنها (50 يا کمتر) بر اساس طراحی واحدی ساخته می شوند و حتی در بين آن تعداد کم، هيچ دو محصولی عيناً مانند هم درنمی آمد، چراکه تکنيکهای دستی به ناگزير محصولات متفاوتی توليد می کنند.
يك توليدگر دستي از كارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطاف‌پذير استفاده مي‌نمايد تا دقيقا انچه را بسازد كه مشتري مي‌خواهد ؛ يعني يك واحد در يك زمان .
از ضعفهای تولید دستی این است كه قیمت محصول بالا بوده و در صورت افزایش حجم تولید ، قیمت پایین نمی‌آید . (امروزه در مورد ماهواره‌ها و سفینه‌های فضایی كه برجسته‌ترین تولیدات دستی هستند همین مشكل به چشم می‌خورد) . از مشكلات دیگر تولیدكنندگان دستی این است كه معمولا فاقد آن سرمایه مالی و انسانی كافی هستند كه به دنبال نوآوریها و پیشرفتهای اساسی باشند چرا كه پیشرفت واقعی در دانش فنی مستلزم تحقیق و پژوهش سازمان یافته است .(Pool & Wijngaard & Zee, 2010)
پس از جنگ جهانی اول، هنری فورد و آلفرد اسلون مدير جنرال موتورز توليدات صنعتی جهان را از قرون توليد دستی که شرکتهای اروپايی رواج داده بودند به درآوردند و به عصر توليد انبوه15 کشاندند. در اين زمان بود که هنری فورد راهی يافت تا بر مشکلات ذاتی توليد دستی غلبه کند. تکنيکهای جديد فورد قادر بود در حالی که بر کنترل کيفی می افزود، قيمتها را به ميزان قابل توجهی کاهش دهد. هنری فورد سيستم ابداعی خود را توليد انبوه نام نهاد(Womack & Colleagues,1990). سپس راهی که فورد آغاز کرده بود اسلون ادامه داد و توليد انبوه را به اوج دوران شکوفايي رسانيد. در نتيجه، ايالات متحده آمريکا خيلی زود بر اقتصاد جهانی تفوق يافت. تفوقی که تا نيم قرن بعد به طول انجاميد. ويژگی های اصلی اين نظام توليد عبات بودند از:
خط مونتاژ متحرک
قابليت تعويض کامل قطعات
راحتی اتصال قطعات مختلف به يکديگر
کاهش زمان چرخه کاری
امکان تعويض پذيری کارگران
خلق افراد جديدی مانند تعميرکاران و مهندسان صنايع
کاهش زمان راه اندازی ماشين آلات
کليد توليد انبوه، چنانکه بسياری می انگارند، خط متحرک و پيوسته مونتاژ نبود. بلکه قابليت تعويض کامل قطعات و راحتی اتصال قطعات مختلف به يکديگر بود. در واقع همين نوآوری در توليد بود که وجود خط مونتاژ را ممکن کرد. در مجموع مزيتهايی که فورد را از رقيبانش متمايز می کرد عبارت بود از تعويض پذيری قطعات و سادگی و آسانی مونتاژ کردن آنها.
در بهار 1950، يک مهندس جوان ژاپنی به نام آی جی تويودا راهی سفر سه ماهه ای به ديترويت شد تا کارخانه روژ فورد را بررسی کند.
شرکت تويوتا موتور تا سال 1950، طی سيزده سال تلاش، تنها 2685 خودرو توليد کرده بود، در حالی که روژ در يک روز هفت هزار خودرو توليد می کرد.

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه رقابت پذیری، چابکی سازمانی، استان یزد، رقابت پذیری سازمانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه بهبود مستمر، اقتصاد جهانی، آموزش کارکنان، مهندسی ارزش