منابع و ماخذ پایان نامه ارزش افزوده، ارزش بازار، ارزش بازار سهام، حسابداران

دانلود پایان نامه ارشد

دريافت داشته تا آنرا به عنوان ارزش بازار سهام در نظر گرفته و آنرا به سرمايه فيزيكي و سرمايه فكري(سرمايه فكري حقيقي به علاوه فرسايش سرمايه فكري به علاوه مزيت رقابتي پايدار) تقسيم بندي نمايد(استاندفيلد،1989)80.
2-9-18-مدل محاسبه درآمد سرمايه دانش81
درآمد سرمايه دانش، كه توسط ليو82 توسعه داده شد در حقيقت همان درآمد مازاد بر درآمد حاصل از دارایي‌هاي دفتري است. در اين روش ابتدا بايد درآمد شركت را براي سه سال آينده پيشبيني كرد. سپس درآمد ناشي از دارایي‌هاي سنتي با فرض يك نرخ بازگشت(براي مثال هفت درصد روي دارایي‌هاي فيزيكي) پيشبيني ميشود، و اين درصد در مقدار ارزش دارایي‌هاي سنتي در دفاتر حسابداري ضرب مي‌شود. با كسر نمودن درآمد پيش بيني شده از درآمد حاصل از دارایي‌هاي سنتي، باقيماندهاي حاصل مي‌شود كه درآمد سرمايه دانش نام دارد.
به منظور تبديل مقدار درآمد حاصله به سطوح دارایی‌هاي دانش، ابتدا بايد يك نرخ بازگشت را بر روي دارایی‌هاي دانش فرض كرد(به عنوان مثال مجله سي اف او نرخ مزبور را برابر 10.5درصد فرض كرد)، وسپس درآمد سرمايه دانش پيش بيني شده را بر اين درصد تقسيم كرد، تا دارایی‌هاي دانش محور مطلق پيش بيني شود(استرلند،2001)83.
2-9-19- ايجاد ارزش مطلق84
روش ايجاد ارزش مطلق، كه توسط انستيتوي كانادائي حسابداران رسمي طراحي گرديد، سعي در رديابي فرآيند ايجاد ارزش از ميان دارایي‌هاي ناملموس ميكند. اين روش بر آشكار نمودن و تحليل اختلاف درآمد مبتني است. اختلاف درآمد ناشي از اختلاف بين بازگشت مطلق سود سهامداران و هزينه سرمايهاي است كه به ارزش حال جريان نقدي كاهش يافته باز مي‌گردد. مفهوم ايجاد ارزش مطلق به عواملي نظير: رابطه تحقق و يا ايجاد ارزش، يك مدل جريان ارزش، ارزيابي ظرفيت ايجاد ارزش و ايجاد ارزش براي سهامداران كليدي چندگانه بستگي دارد.
روش ايجاد ارزش مطلق، شباهتهایي با روش ارزش افزوده اقتصادي دارد .بر اساس اظهارنظر نويسندگان، اين مدل يك رويكرد روبه جلو ميباشد كه بر جريان‌هاي نقدي كاهش يافته آينده به جاي هزينههاي گذشته متمركز است. به همين علت است كه اين روش، دارایي الزامي كسب و كار(نظير تجهيزات آزمايشگاهي در آزمايشگاه) را به حساب نميآورد .روش ايجاد ارزش مطلق ميتواند به منظور سازگاري مناسب‌تر با چهارچوب زيربنايي خود مورد بهينه سازي قرار گيرد(اندرسون،2000)85.
2-9-20- ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري86
روش ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري، كه توسط آنته پاليك87 توسعه داده شد، يك ابزار تحليلي جهت اندازهگيري عملكرد يك شركت است. مدل ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري مبتني بر اين فرض است كه اندازهگيري و توسعه ارزش افزوده يك شركت ممكن است تاثيري بر ارزش بازار شركت داشته باشد. اين روش بصورت عملي در بين 250 شركت به شكل تصادفي به اجرا درآمد و بر اساس نتايج حاصله، ارتباطي نزديك بين كارائي ايجاد ارزش توسط منابع( كه همان ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري است) و ارزش بازار شركت‌ها اثبات گرديد.
ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري، كارائي ايجاد ارزش در شركتها را اندازهگيري نموده و مورد پايش قرار مي‌دهد. كارائي سرمايه انساني بعنوان يك مفهوم زير مجموعه ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري، كارائي سرمايه فكري88 يك شركت را توصيف مي‌نمايد. روش ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري مبتني بر اين اصل بنا شده كه ايجاد ارزش برخواسته از دو عامل اوليه است: منابع سرمايهاي فيزيكي و منابع سرمايه‌اي فكري. در حقيقت ضريب ارزش افزوده سرمايه فكري كارائي مطلق ايجاد ارزش مربوط به تمامي منابع بكارگرفته شده را محاسبه مي‌كند در حاليكه كارائي سرمايه فكري، ارزش ايجاد شده توسط سرمايه فكري بكار گرفته شده را منعكس مي‌كند.
2-9-21- جستجوگر ارزش89
جستجوگر ارزش، يك روش حسابداري است كه توسط كا ام پي جي براي محاسبه و تخصيص ارزش به پنج دسته از دارایي‌هاي ناملموس پيشنهاد گرديد. اين پنج دسته عبارتند از :دارایي‌ها و هدايا، مهارت‌ها و دانش ضمني، هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي، فناوري و دانش آشكار، فرآيندهاي اصلي و مديريتي. اين روش بينشي نسبت به پتانسيل آينده دارایي‌هاي ناملموس با نگريستن به مواردي از قبيل: ارزش افزوده براي مشتريان، رقابت پذيري، پتانسيل پذيرش فرصتهاي جديد، قدرت تحمل و قدرتمندي فراهم ميكند. اهداف اين روش بر اساس اظهار نظر كا ام پي جي عبارتست از موارد زير(اندريسن و نيسن90،2000):
كمك نمودن به سازمان‌ها در جهت فهميدن و اندازه‌گيري ارزش مزيت‌هاي رقابتي و يا دارایي‌هاي ناملموس است كه داراي اهميت استراتژيك هستند؛
ارزيابي قدرتها و ضعف هاي نسبي دارایي‌هاي ناملموس با ملاحظه پتانسيل آينده؛
تخصيص جريان درآمد سازمان در سرتاسر مزيت‌هاي رقابتي.
2-9-22-مدل ارزشگذاري دارایي فكري91
ارزش‌گذاري دارایي فكري، روشي است كه توسط ساليوان92 براي قيمتگذاري دارایي فكري توسعه داده شد. اساساً اين روش يك دورنماي مناسب در خصوص درآمدهاي پيشبيني شده آتي كه برخواسته از جنبه تجاري دارایي‌هاي ناملموس است فراهم مي‌كند. اين روش مبتني بر پيشبينيهایي از جريان نقدي در آينده است. محاسبات جريان نقدي، جريان‌هاي ورودي يك شركت يا يك محصول را در يك دوره زماني مي‌گيرد و تمامي پرداختهاي نقدي را در همان دوره زماني از آن كم مي‌كند. نمودارهاي جريان نقدي، وضعيت سلامت مالي كسب و كار را در يك دوره زماني مشخص نمايش مي‌دهد. روش ارزشگذاري دارایي فكري، بر مبناي جريان‌هاي نقدي انتظاري آتي مربوط به يك دارایي خاص بنا ميشود. اين مدل درآمدها و هزينه هاي آتي را به دارایي‌ها مرتبط مي نمايد(ماتسورا،2004)93.
2-9-23- اعلاميه منابع انساني94
اعلاميه منابع انساني بعنوان يك جنبه كاربردي از حسابداري و هزينهيابي منابع انساني بطور گسترده در فنلاند شكل گرفت. حساب سود و ضرر منابع انساني، هزينههاي مرتبط منابع انساني را به سه طبقه هزينه‌هاي بازسازي، هزينههاي توسعه، و هزينههاي فرسودگي تقسيم مي‌كند. 150شركت فنلاندي در سال 1990 اعلاميه منابع انساني را تهيه نموده‌اند.
2-9-24- رويكرد ارزش كل نگر95
رويكرد ارزش كل نگر، شاخص سرمايه فكري گوران روز را با روش ارزشگذاري جامع مك فرسون تركيب مينمايد. رويكرد ارزش كل‌نگر مبتني بر اين نقطه نظر است كه دورنماي ضعيف از دارایي‌ها با بكارگيري مدل‌هاي سنتي حسابداري و بدون در نظر گرفتن اهميت دارایي‌هاي ناملموس در عملكرد شركت، هيچ ابزاري در اختيار مديريت استراتژيك قرار نخواهد داد .از اينروست كه مدل ارزش كل نگر، بعنوان يك چهارچوب تحقيقي توسعهپذير و قابل انعطاف براي دارایي‌هاي ملموس و ناملموس عمل نموده و بعنوان مدل ارزش كسب و كار قابل استناد است(پيك96،2000).
2-9-25- چرخه مميزي دانش97
چرخه مميزي دانش، روشي جهت ارزيابي ابعاد دانش يك سازمان در چهار مرحله است :تعريف دارایي‌هاي اصلي دانش، شناسائي فرآيندهاي اصلي دانش، طرحريزي عمليات بر روي فرآيندهاي دانش و اجرا و پايش پيشرفت و سپس بازگشت به مرحله اول.
عاملي كه اندازهگيري ميشود بايد به استراتژي متصل باشد. اين مي‌تواند از طريق ارتباط بالا به پايين و يا بالعكس اتفاق بيافتد. شناسائي فرآيندهاي دانش متناسب با دارایي‌هاي اصلي دانش شكل ميگيرد. در فاز سوم عملياتي كه مرتبط هستند(براي مثال با توسعه فرآيندهاي دانش)، جهت بهبود دارایي‌هاي دانش برنامه‌ريزي مي‌شوند(مار،2001).
2-9-26- نقشه دارایي‌هاي دانش
نقشه دارایي‌هاي دانش، كه توسط مار و اسكيوما98 توسعه داده شد، چهارچوبي عريض از دانش سازماني از هر دو منظر داخلي و خارجي فراهم مي‌سازد. نقشه دارایي‌هاي دانش چهارچوبي را تدارك ميبيند كه به سازمانها در شناسائي حوزههاي دانش بحراني شان كمك ميكند. نقشه دارایي‌هاي دانش مبتني بر اين اصل است كه دارایي‌هاي دانش سازماني شامل مجموع دو منبع سازماني يعني: منابع ذينفع و منابع ساختاري مي‌باشد. منابع ذينفع به ارتباطات دينفع و منابع انساني تقسيم مي شود. طبقه اول نظر به ارتباطات با گروه‌هاي بيروني داشته در حاليكه طبقه دوم معطوف به بازيگران داخلي سازمان ميباشد. منابع ساختاري بسته به طبيعت ملموس و غيرملموس خود به ترتيب به دو بخش زيرساختهاي فيزيكي و مجازي تقسيم ميشوند. در نهايت زيرساختهاي مجازي به سه بخش فرهنگ، روالها و تجربيات و دارایي فكري تقسيم ميشوند. حال با در نظر گرفتن ساختار فوق اين امكان وجود دارد كه براي هريك از دارایی‌هاي دانش سازماني طيف وسيعي از شاخصها را تهيه نمود. با اين وجود تيم مديريت موظف است كه با معناترين شاخصها را كه به ارزيابي دانش سازمانشان بر ميگردد شناسائي نمايد .توجه به اين نكته براي تمامي مديران ضروري است كه دارایيهاي دانش براي هر سازمان و شركتي منحصر بفرد است و از اين رو معيارهائي بايد تعريف شود كه بطور واقع دارایي‌هاي كليدي دانش را اندازه‌گيري كند(مار و اسكيوما،2004).
2-9-27- كارت امتيازي زنجيره ارزش
كارت امتيازي زنجيره ارزش كه توسط ليو توسعه داده شد، يك روش تحليلي اندازهگيري دارايیهاي ناملموس است كه همچنان در فاز توسعه قرار دارد. مقصود نويسندگان شناسائي اجزاء منحصربفرد در فرآيندها و عمليات شركت است به اين منظور كه اثر آنها بر فرآيند ايجاد ارزش تفكيك گردد. به عبارت ديگر منظور شناسائي راههايي است كه دانش توسعه داده شده، يكپارچه گرديده، تغيير شكل يافته وبكار گرفته ميشود. دستيابي به اين هدف نيازمند وجود ارتباطات وابسته متقابل در محدوده شركت است .ليو توضيح ميدهد كه هدف يك چنين سيستم اطلاعاتي، تسهيل نمودن توسعه دو نيروي مثبت اصلي است كه جنبه هاي اساسي فرآيند تصميم سازي در سازمانها و نيز بازار سرمايه است: دموكراسي نمودن، يا افزايش مشاركت افراد در بازارهاي سرمايه و برون‌سپاري عمليات، يا نياز به رشد جهت در برگيري عوامل بيروني در عمليات روزانه.
از نظر ليو زنجيره ارزش، فرآيند اصلي نوآوري ميباشد كه براي بقاء و موفقيت سازماني امري حياتي است. زنجيره ارزش با كشف محصولات، خدمات و فرآيندها آغاز شده، سپس به سوي فاز امكانسنجي تكنولوژي و توسعه پيش مي‌رود و در نهايت فاز بازاريابي محصول يا خدمت انجام مي‌شود. با توجه به توضيحات ارائه شده در حقيقت كارت امتيازي زنجيره ارزش، ماتريسي از شاخص‌هاي غير مالي است كه در سه طبقه متناسب با چرخه توسعه گرد آمده است :كشف، يادگيري، اجرا و تجاري كردن(ليو،2002).
2-9-28- خطوط راهنماي مريتوم99
خطوط راهنماي مريتوم حاصل پروژه مريتوم است كه با موضوع اندازهگيري دارایيهاي ناملموس جهت پيشرفت مديريت نوآوري توسط اتحاديه اروپا در چهارچوب تحقيقات اقتصادي -اجتماعي پشتيباني گرديد. در اين پروژه محققين از شش كشور اروپائي(فرانسه، اسپانيا، دانمارك، فنلاند، نروژ و سوئد) همكاري نمودند. قسمت اصلي تحقيق در حدفاصل نوامبر 1998 و مي 2001 به انجام رسيد.
خطوط راهنماي مزبور، مدلي جهت مديريت سرمايه فكري و نيز مجموعهاي از توصيههاي چگونگي تهيه گزارشات سرمايه فكري پيشنهاد مي كند. مدل ارائه شده مريتوم شامل سه مرحله است:
شناسائی: پس مشخص شدن چشم انداز، اين فاز مشتمل بر شناسائي دارایی‌هاي ناملموس بحراني است كه جهت دستيابي به اهداف استراتژيك شركت نياز است. سپس مجموعه‌اي از منابع و فعاليت‌هاي ناملموس به هريك از دارایيهاي ناملموس بحراني پيوند مي‌يابد. در نتيجه يك شبكه از دارایي‌هاي ناملموس پديدار ميگردد كه تصوير روشني از منابع ناملموس فعلي شركت، آن دسته از آنها كه بايد در آينده توسعه يابد و فعاليت‌هایي كه بايد اجرا شوند تا اهداف استراتژيك محقق شوند، حاصل ميكند.
اندازهگيري: اين فاز شامل تعريف شاخص‌ها جهت استفاده بعنوان اندازه كمكي از دارایي‌هاي ناملموس مختلف است كه در فاز يك شناسایي شدهاند. خطوط راهنما مشخصههاي مطلوب اين شاخصها و نيز مثال هائي از عملكرد خوب را توضيح ميدهند.
عمليات: همانطور كه در خطوط راهنما خاطر نشان گرديد، اين فاز مستلزم استقرار سيستم مديريت ناملموس و يكپارچگي آن با جريانات عادي شركت مي باشد. اين فاز يك فرآيند يادگيري است كه شامل پايش و ارزيابي تاثيري است كه هر يك از فعاليت ها

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزش بازار، ارزش افزوده، ارزش بازار سهام، سنجش عملکرد Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزش بازار، بازده مورد انتظار، ارزش افزوده، حقوق صاحبان سهام