منابع و ماخذ پایان نامه ادیان الهی، زبان عربی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

می‌فرماید:
«حسادت تن را فرسوده و علیل می‌کند.»42
«در فارسی از حسد تعبیر به رشک هم می‌شود به معنی آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد، بنابراین کار حسود در ویران کردن و آرزوی ویران شدن متمرکز می‌شود، نه این که آن سرمایه و نعمت حتماً به او منتقل گردد»(مکارم شیرازی، 1384، ص 381).
از پیامبراکرم(صلی‌الله علیه‌ وآله وسلّم) نقل شده که فرمود: «خداوند موسی‌بن عمران(علیه‌السّلام) را از حسد نهی کرد و به او فرمود: اِنَّ الْحاسِد ساخَطَ لِنِعَمی صادَ لِقِسمی‌الَّذی قَسَمْتَ بَیْنِ عِبادی وَ مَنْ کَذلِکَ فَلَسْتَ مِنه وَ لَیْسَ مِنّی؛ شخص حسود نسبت به نعمت‌های من بر بندگانم خشمناک است، و از قسمت‌هایی که میان بندگانم قایل شده‌ام ممانعت می‌کند، هرکس چنین باشد نه او از من است و نه من از اویم».43

خصومت
تهرانی(1384)مي‌گويد:«خصومت در لغت به معنای دشمنی و ستیزه، و نزد دانشمندان اخلاق به معنای پیکار لفظی با دیگران به قصد تحصیل مال یا استیفای حق است… . مشاجره‌ي لفظی انسان با دیگران هنگامی که بخواهد وجهی را بگیرد یا چیزی را که به حق یا ناحق از او سلب شده، استیفا کند، خصومت نامیده می‌شود؛ پس هدف از این پیکار، جنبه‌ي مالی یا حقوقی است؛ البته گاه خصومت در معنای نزاع لفظی با دیگران برای اثبات عقیده‌ي خویش نیز به کار رفته است که شاید بتوان آن را هم نوعی استیفای حقّ نامید… . خصومت شامل دو نوع ممدوح و مذموم است: الف- خصومت ستوده: خصومت فقط هنگامی که شخص به حقّانیت خویش یقین کند یا حجّتی شرعی بر آن داشته باشد و از سویی برای استیفای حقّ خویش راهی جز آن نیابد، پسندیده است. عقل بشر به حکم زشتی ظلم، پذیرش آن را نیز زشت و ناپسند می‌داند؛ از اینرو «استیفای حقّ» و «دفع ستم» را‌ می‌ستاید و آن هنگام که برای پس گرفتن حقّ، راهی جز خصومت نیابد، آن را می‌ستاید و سفارش می‌کند و البته هرچه را عقل سلیم بستاید، شرع نیز بر آن صحّه می‌گذارد. خصومت در این حال، از فضایل نیروی شهوت به شمار می‌رود… .(البته این نکته را باید یاد آور شد که در صورتی‌که نیازی به مخاصمه نیست و راه درست دیگری برای گرفتن حق وجود دارد ترک خصومت نیکو و پسندیده است) ب- خصومت نکوهش شده: آن‌جا که شخص خصومت‌کننده بداند حقّ با او نیست یا در حقّانیّت خویش تردید داشته باشد. رفتار او از رذایل اخلاقی به شمار رفته، نکوهیده است». رسول اکرم (صلّی‌الله علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود:«مَنْ جادَلَ فی خُصومَه بِغَیر عِلم لَم یَزَل فی سَخَطَ‌الله حَتی یَنزع».هرکس بدون آگاهی درخصومتی لجاجت ورزد تا زمانی که در آن حال قرار دارد، مورد خشم الاهی است».44… امّا در صورتی که حق با خصومت کننده باشد، اگر به قصد خرد کردن و ریختن آبروی طرف مقابل به خصومت برخیزد، رفتارش نکوهیده است؛ زیرا اگر چه حق با اوست، انگیزه‌ای نفسانی از مخاصمه‌ دارد و تمام رفتارهایی که با انگیزه‌ی نفسانی پدید آیند، از رذایل اخلاقی به شمار می‌روند؛ زیرا ابزاری در دست نفس امّاره خواهند بود که نفس به وسیله‌ی آن‌ها به آمال خویش می‌رسد. اگر شخص در مخاصمه از سخنان اهانت آمیز استفاده کند – اگر چه حق با او باشد – رفتارش ناپسند و مورد نکوهش عقل و شرع خواهد بود»(صص218-219).

خودستایی
«خودستایی از آن‌جا که بیان‌گر اعتقاد انسان به کمال خویشتن است مایه عقب‌ماندگی اوست، چرا که رمز تکامل، اعتراف به تقصیر و قبول نقص‌ها و ضعف‌ها است. به همین دلیل اولیای خدا همیشه معترف به تقصیر خود در برابر وظایف الهی بودند و مردم را از خودستایی و بزرگ شمردن اعمال خویش نهی می‌کردند»(علوي، 1388، ص43).
«درحدیثی از امام باقر(علیه‌السّلام) در تفسیر سوره‌ي نجم آیه 32 «فَلاتُزَکّوا اَنْفُسَكُم» آمده است:
لایَفتَخراً اَحَدَکُم بِکَثرَه صَلاتِه وَ سیامِه وَ زَکاتِه وَنسکه، لانَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَعلَم بِمَن اتقی؛ هیچ کس از شما نباید به فزونی نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر می‌شناسد»(مکارم، 1384، صص 402-401).

خلوت با نامحرم
خلوت با نامحرمان یکی از زمینه‌های نفوذ و وسوسه‌ شیطان است.
امیرالمؤمنین علی‌(علیه‌السّلام) فرمود:
هیچ مردی با زنی (نامحرم) خلوت نکند. اگر مردی با زنی اجنبی خلوت کند سومی آن دو شیطان است.45
و نیز فرموده:
«سه چیز را اگر کسی رعایت کند، از دست‌شیطان رانده شده و از هر گرفتاری مصون خواهد ماند: اول این که با زن نامحرم خلوت نکند…».46
«[شارع مقدس] خلوت با بیگانه را با احتمال و ترس وقوع در حرام، تحریم فرموده هر چند مشغول عبادت شوند»(دستغیب، بی‌تا، ص 212).

دروغ
«دروغ و واژه‌های معادل آن در زبان عربی، از قبیل «کذب» «افتراء» و «اِفک» به معنای خبر مخالف با واقع به کار می‌روند. دروغ در اصطلاح دانشمندان اخلاق و فقیهان و در عرف نیز به همین معنا است. راستی و صدق نیز که نقطه‌ی مقابل دروغ است به خبر مطابق با واقع تعریف شده است» (تهرانی، 1384، ص82).
«بنابراین «اظهار امرخلاف واقع» را کذب گویند مثلاً اگر گفته شود: زید ایستاده است و اگر زید در خارج ایستاده نباشد، این خبر کذب و گوینده‌ي آن کاذب و دروغگو است»(امین، 1376، ص 63).
«حرمت دروغ از ضروریات همه‌ي ادیان الهی است، و«ادله‌ي اربعه»47 بر حرمت آن دلالت دارد»(علوي، 1388، ص94).
علّامه‌ی طباطبايي در الميزان جلد دوازده ذيل آيه105 سوره نحل آورده است: «درحديثي مي‌خوانيم كه شخصي از پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌وآله) سؤال كرد آيا مؤمن زنا مي كند؟ فرمود : ممكن است، عرض كردآيا مؤمن دزدي مي‌كند؟ فرمود: امكان دارد [آلوده چنين گناهاني شود، ولي اصل ايمان اش باقي ميماند]، عرض كرد آيا مؤمن دروغ مي‌گويد؟ فرمود: نه؛ آنگاه دنبالش اين آيه را تلاوت فرمود: اِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذینَ لایُؤْمِنُونَ کسانی که به آیات الهی ایمان ندارند». هم چنين دروغ در احادیث سرچشـمه‌ي همه‌ي گنـاهان مـعرفی شده اسـت. امام حسن عسكری (علیه‌السّلام) طبق روایت فرموده‌اند: «جُعِلَتِ الْخَبائِثْ کُلُّها فی بَیتٍ وَ جُعِلَ مِفْتاحُهَا الْکِذْب» همه‌ي پلیدی‌ها و گناهان در خانه‌ای جمع‌آوری شده و کلید همه‌ی خبائث دروغ است».48
موارد استثناء
تهرانی(1384)مي‌گويد: «هرگاه صدق و راستگویی موجب قتل یا هتک حرمت و یا هرگونه ضرر غیرقابل جبرانی شود، در این صورت دروغ گفتن جایز، بلکه در مواردی واجب است و مواخذه و عقوبت ندارد، این موارد عبارتند از:
1- حفظ جان مسلمان
پیامبر(صلی‌الله علیه وآله وسلّم) فرمود:
اِحْلِف بِالله کاذباً وَ نَجَّ اَخاکَ مِنَ الْقَتْل
سوگند دروغ یاد کن و برادرت را از مرگ نجات بده.49
2- اصلاح ذات‌البین:
هرگاه راستگویی باعث وقوع فتنه و ایجاد دشمنی میان دو مسلمان و دروغگویی مانع فتنه و موجب دوستی و الفت شود، آن راست، مذموم و این دروغ، ممدوح خواهد بود… .
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلّم) در وصیت به حضرت امیر‌المؤمنین علی‌(علیه‌السّلام) فرمود:
اِنَّ الله اَحَبَ الْکِذْبِ فِی‌الصَّلاح وَ اَبْغِضِ الصِّدقِ فِی‌الْفَساد.
خداوند کذب در مسیر صلاح را محبوب می‌دارد و صدق در راه فساد را مبغوض می‌شمرد.50

3- جنگ و امور سری:
جایز است در میان صفوف دشمن مطالب دروغی را شایع ساخت و با ایجاد جنگ روانی، زمینه شکست دشمن و پیروزی مسلمانان را فراهم نمود… .
امیرالمؤمنین علی‌(علیه‌السّلام) در جنگ صفین با صدای بلند فریاد کشید:
«والله لِاَقْتُلَنَّ مُعاوِیه وَ اَصْحابِه» سپس آهسته فرمود: «انشاءالله».
به خدا سوگند، من معاویه و یارانش را می‌کُشم اگر خدا بخواهد».51
4- وعده دادن:
برخی از فقیهان معتقدند که وعده دادن، فقط تعهد و پیمان است و هیچ خبری در آن وجود ندارد. بنابراین از آن‌جا که دروغ، خبر مخالف با واقع است، این قبیل تعهّدها، دروغ به شمار نمی‌روند؛ اما چنان‌چه «تعهّد» نوعی از خبر به شمار رود، به این معنا که «وعده کردن»، خبر از انجام کاری در آینده شود که پیش از رسیدن زمان موعود، به انجام آن تعهدّ شده است، در این صورت استثنایی وجود نداشته، اگر این وعده با واقع مخالف باشد، دروغ و حرام است، مگر آن که ضرورتی در میان باشد. امّا چنان‌چه شخصی وعده‌ای بدهد، و فقط در موقعیت خاصی آن وعده را انجام دهد عمل و گفتارش دروغ شمرده نمی‌شود…»(صص96-102).
توضیح: زمانی که انسان بین دو امر ممنوع یا بین انتخاب «بد» و «بدتر» قرار گیرد، شرع و عقل، به انتخاب «بد» حکم می‌کنند و اين به آن معنا نیست که «بد» ، خوب می‌شود؛ بلکه عقلِ انسان، «بد» را همیشه «بد» می‌داند و از این‌رو به انجام آن حکم می‌کند، که چاره‌ی مناسب‌تری جز انجام آن ندارد؛ اما اگر راهی برای گریز از هر دو امر «ناپسند» و «ناپسندتر» یافت شود، شرع و عقل، به پیمودن آن راه، و دوری از «ناپسند» و «ناپسندتر» حکم می‌کنند؛ به همین دلیل، اگرچه دورغ گفتن از دید شرع برای دفع ضرر، جایز است، چنان‌چه راهی وجود داشته باشد که هم دفع ضرر کند و هم انسان را از دروغگویی باز دارد، باید انجام گیرد.

دعا
«دعا در لغت به معنی خواندن جمله‌های مأثور از پیغامبر و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآورده شدن حاجات، نیایش کردن، درخواست حاجت از خدا…»(معین، 1342، ص 1538)است.
دعا یکی از بهترین عبادت‌ها و موجب استکمال نفس و قرب به خداست. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُم
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».52
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) فرمود:
«عَلَیْکُم بِالدُعاء فَاِنَّکُم لاتَقرَبوُنَ بِمِثْلِه وَ لاتَتْرِکُوا صَغیرَه لِصِغَرِها اَنْ تَدْعُو بِها، اِنَّ صاحَبِ الصِغار هُو صاحِب الْکِبار.
هیچ‌گاه دعا را ترک نکنید زیرا شما عملی را پیدا نمی‌کنید که مانند دعا موجب تقرب باشد. حتی امور کوچک را نیز از خدا بخواهید و به عذر کوچک بودن، دعا را ترک نکنید. زیرا صاحب امور کوچک همان صاحب امور بزرگ می‌باشد».53

دوزبانی
تهرانی(1384) در تعريف دوزباني چنين مي‌گويد: «وصف متضاد و گوناگون از شخص یا موضوع را نزد دیگران دوزبانی گویند. سخن گفتن درباره دیگری، گاه بدون در نظر گرفتن خوشایند مخاطب و یکسان و یک‌نواخت است، گوینده در این حال، خواه در حضور دیگری و خواه در غیابش، از او وصفی یکسان داشته، به موقعیت و افراد گوناگون، توجّهی ندارد؛ ولی گاه در حضور فرد از او تعریف کرده، او را به خوبی می‌ستاید؛ امّا در غیابش، نزد دیگران او را تحقیر، و نکوهش می‌کند. سخنان او درباره‌ی دیگری، دو حالت ناهمگون داشته و گویی گوينده، دو زبان دارد که با یکی ستایش و با دیگری از فردی واحد نکوهش می‌کند… دو زبانی از جمله آفت‌ها و بیماری‌هایی است که شرع آن را نکوهیده است»(ص50).
امام صادق(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
«مَنْ لَقَیَ الْمُسلِمینَ بِوَجْهین وَ لِسانَین جاءَ یَومَ‌القیامه وَ لَهُ لِسانان مِن نارٍ.
کسی که در حضور مسلمانان به گونه‌ای برخورد کند و در غیاب آن‌ها به گونه‌ای دیگر، روز قیامت با دو زبان از آتش محشور می‌گردد».54

ذکر
«ذکر در لغت هم به معنای اذکار لفظی آمده هم به معنای توجه قلبی و حضور باطنی، و در احادیث هم در هر دو معنا استعمال شده، اما غالباً در توجه قلبی و حضور باطنی استعمال شده است و ذکر کامل حقیقی همین است. [بنابراین] ذکر خدا عبارتست از یک حالت خدابینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان، که خدا را حاضر و ناظر و [ذاکر] خودش را در محضر پروردگار جهان بداند» (امینی، 1367، صص 167-166).
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) فرمود:
«اَشَدُّالاعمالَ ثَلاثَه: … وَ ذِکرُ الله عَلی کُلّ حالٍ، لَیْسَ سُبحان‌َالله، وَ الْحمدالله وَ لااله الاالله وَ الله اکبَر فَقط، وَ لکّن اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی اَمرالله بِه اَخذت بِه وَ اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی نُهِیَ عَنْهُ تَرَکْتَه.
دشوارترین

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کرامت انسانی، کرامت انسان، فیض کاشانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، آسایش و راحتی، آیات و روایات