منابع و ماخذ پایان نامه ادبیات کودکان، ایدئولوژی، هنر اسلامی، نویسندگان

دانلود پایان نامه ارشد

خاص و عام است.
بااین‌وجود،انقلاب اسلامی در کشور ما داعیه دینی گری‌ دارد‌ و با وقوع آن،دینی‌گری به خصیصه غالب زندگی ما در عرصه خرد و کلان تبدیل شده است.می‌خواهیم بدانیم ادبیات کودکان که خـود مـحصول دوران مدرن در دنیا و دوران‌ مدرن‌تر‌ در کشور ماست.چه نسبتی می‌تواند با دین داشته باشد و اینکه در جامعه‌ای که دین ضرورت انکارناپذیر زندگی است،چگونه می‌توان ادبیاتی همسو با جهان‌بینی مذهبی برای کودکان ایـجاد کرد؟
اگـرچه‌ سوابق‌ نظری رابطه‌ی دین با ادبیات‌ و ادبیات‌ کودکان در غرب-که زادگاه این نوع ادبی است-بسیار زیاد است،ولی حداقل دو دلیل عمده باعث شده است تا این صحبت‌ در‌ کشور‌ ما کـه در ایـن حـیطه تاریخ بسیار جوان‌تری‌ در‌ مقایسه بـا غـرب دارد،مـورد غفلت قرار گیرد.اول اینکه فرض تربیتی بودن ادبیات کودکان برای بسیاری از پدیدآورندگان،رابطه‌ی اخلاق و درنهایت‌ مذهب با این نوع ادبیات را به امـری بـدیهی تـبدیل‌ کرده و در نتیجه بحث در مورد امور بدیهی را امری بـیهوده جـلوه داده است.دلیل دوم که متأسفانه ‌تنها‌ متوجه‌ این بعد قضیه نبوده و تمامی ارکان ادبیات کودکان را در‌ معرض‌ خطر قرار داده است،فرض بچگانه بـودن ادبـیات کـودکان به معنای سطحی و سهل‌الوصول بودن آن‌ است.لذا‌ این‌ حـوزه شاید جذابیت کمتری برای نویسندگان و متفکران داشته و این امر باعث‌ شده‌ است‌ تا ادبیات کودکان و مباحث نظری مربوط بـه آنـ،چندان مـورد اعتنا قرار نگیرد.
3-6-1 بررسی ادبـیات
در تـقسیم‌بندی انواع شناخت‌ها،ادبیات‌ در‌ طبقه‌ی شناخته‌های هنری قرار می‌گیرد.ازاین‌رو،هرگونه تعریفی از ادبیات،بستگی تام به تعریف‌ ما‌ از ق-علی شـریعتی آن را بـا معنایی‌ مثبت و حتی مقدس‌ رایج‌ کرد و این برداشت انحرافی‌ تا‌ امروز ادامـه دارد. در ایـن نـوشته هنگام استفاده از این اصطلاح،معنای مقدس و دینی‌ آن مدنظر نگارنده بوده‌ است.
«اگر برای دریافت‌ واقـعیت‌ پا بـه مـرحله شناخت‌ منطقی‌ گذاریم و به لفظ دیگر بر جنبه‌ی ادراکی شناخت تأکید ورزیم به شـناخت عـلمی‌ دست‌ می‌یابیم و با کمیت سروکار پیدا‌ می‌کنیم.حال‌ اگر در‌ مرحله‌ اول‌ شناخت درنگ کنیم و جـنبه عـاطفی شـناخت را مورد تأکید قرار دهیم به شناخت هنری می‌رسیم.همچنان که دانشمند با تکیه‌ بر‌ مفاهیم (بـه تـصویر صفحه مراجعه شود)‌ کلی‌ انتزاعی‌ واقعیت‌ بیرونی‌ را تا حد‌ امکان‌ از حالات ارگانیسم انـتزاع می‌کند و بـه زبان کمّی باز می‌گوید،هنرمند با تکیه بر نگارهای جزئی‌ ذهنی‌ واقعیت‌ درونی را تا اندازه‌ای از واقـعیت بـیرونی‌ تجرید‌ و به‌ زبان‌ کیفی‌ گزارش می‌کند.»13
گروهی،هنر را بیان زیبای چیزی می‌دانند که هـنرمند قبلاً از طـرق دیگر شناخت به درک آن نائل آمده است.یعنی هنرمند از طریق شناخت علمی و یا شناخت دینی به آگـاهی و مـعرفتی درباره‌ی جهان یا پدیده‌هایی از جهان دست‌یافته و بعد برای ارائه آگاهی و معرفت خود بـه دیـگران،با هر انگیزه‌ای که باشد از‌ نوع‌ بیان خاص استفاده کرده که مبتنی بر ارائه زیبای آگاهی‌هاست.این زیبایی،چه در هـستی و پدیـده‌های آن وجود داشته باشد و چه نداشته باشد،ربطی به هنر ندارد.هنرمند،زشت و زیبا را‌ زیبا‌ نـشان خـواهد داد.
لئو تولستوی نیز معتقد است:«هنر آنگاه آغاز می‌شود کـه انـسان با قصد انتقال احساسی که خود آن را تـجربه کرده است.آن‌ احساس‌ را در خود برانگیزد و به‌ یاری علائم معروف و شناخته شده ظاهری بـیانش کند.»
از آنـجا که هدف این نوشته ارائه تـعریفی بـرای هنر نـیست،از مـیان تـعاریف موجود در‌ زمینه‌ی‌ هنر، تعریفی را که‌ بـه‌ نـظر می‌رسد مقبولیت عام دارد،به‌عنوان نقطه‌ی آغاز حرکت خود به سمت مـقاصد بـعدی برمی‌گزینیم.و از این مقوله می‌گذریم:هنر شناختی عـاطفی است که هنرمند بـا تـکیه بر تصاویر ذهنی واقعیت‌ درونـی‌ را تااندازه‌ای از واقعیت بیرونی تجربه کرده و به زبان کیفی گزارش می‌دهد.»14
در تعریف ادبیات نیز سخن‌های بـسیار رفته است.در کتاب‌”ادبیات کودکان‌”می‌خوانیم:«ادب یـا ادبیات به‌طورکلی عبارت است از چگونگی تعبیر‌ و بیان احساسات و عواطف و افـکار بـه‌وسیله کلمات در اشکال‌ و صور‌ مختلف از قبیل انـشاء و خـطابه و نثر و نظم.»15
مـحققی دیـگر نـیز می‌گوید:«ادبیات تحقق و عینیت ‌‌یـافتن‌ نگرش هنرمند است در زبان به‌وسیله قوانین و قواعد هنری.»16
“نجیب الکیلانی‌”در کتاب‌”اسلام‌ و مکاتب‌ ادبی‌” نوشته است:«غربی‌ها ادبـیات را ایـن‌چنین تعریف می‌کنند که ساختاری هنری بـرای یـک تـجربه بـشری‌ و یـا بررسی زندگی».او در ادامـه بـه نقل از کتاب “روش هنر اسلامی‌”ادبیات‌ را این‌چنین تعریف می‌کند:«ادبیات‌ بیانی‌ هنری از هستی،انسان، زندگی و طبیعت از خلال تصورات اسلامی است.»17
درواقع ایـن طـیف از تعاریف،ادبیات را بیان هنری تجربه‌ی زیسته‌ی بشری مـی‌دانند و ازایـن‌رو مـی‌توان گـفت کـه ایـن دیدگاه‌ معتقد به تعریفی ابزاری از هنر و ادبیات است.برای قائلین به این تعریف‌ها،هنر و ادبیات وسیله‌ی بیان عواطف و احساسات هنرمند است.از همین روست که این عده،مفهوم ادبیات را مفهومی پیـشینی‌ در‌ مقایسه با مفهوم ادبیات دینی می‌دانند.به عقیده‌ی آن‌ها،هنر ظرفی است که ایدئولوژی‌ها و جهان‌بینی‌ها برای ارائه هنری و ادبی پیام‌های خود مجبور به قرار گرفتن در این ظرف و قالب‌ هستند.در‌ قطب مقابل این گـروه،کسانی قـرار می‌گیرند که معتقدند: ایدئولوژی‌ها و جهان‌بینی‌ها،تعریف ما از هنر را مشخص می‌کنند.
در کشور ما،شکل‌گیری ادبیات متعهد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به‌طور‌ جدی‌ از حلقه هنرمندان حوزه اندیشه و هنر اسلامی شروع شد. این عده از هـنرمندان کـه شاید با کمی تسامح بتوان از آن‌ها تحت عنوان پیروان‌”مکتب حوزه اندیشه و هنرهای‌ اسلامی‌”نام‌ برد،در‌ صدد بودند با ارائه تعریفی‌ از‌ هنر‌ و ادبیات اسلامی،راهکارهای تولید آثـار هـنری موردنیاز جامعه اسلامی را فـراهم آورند.
تـعریف این گروه از هنر و ادبیات بستگی‌ تام‌ به‌ آموزه‌های ایدئولوژیک آن‌ها دارد.از نظر اینان، ادبیات باید‌ در‌ خدمت هدف‌های انسان‌ساز اسلام باشد:«ادبیات اسلامی چون شمشیر دو دمی اسـت کـه با یک سوی آن بـاید بـه جنگ‌ کفر‌ و نفاق و ارتداد رفت و با سوی دیگر آن به‌ جنگ شیطان درون.»18
مانیفست این دیدگاه،در نشریه ادبی حوزه و اندیشه و هنر اسلامی که‌”سوره‌”نام داشت،آمده است.در این‌ مباحث،با‌ بحث‌ از هنر اسلامی سعی شـده اسـت مثلاً”داستان‌نویسی اسلامی‌”آموزش داده شود.
نویسندگان‌ این‌ مقالات،گاهی چنان در اسلامی کردن هنر افراط کرده‌اند که خواننده اگر حال و هوای آن سال‌های‌ کشور‌ را‌ مدنظر نداشته باشد، آن‌ها را متهم به تعصب خواهد کرد.آن‌ها می‌نوشتند:‌ «سـخن‌ بـر‌ سر آن اسـت که نگرش توحیدی بر اجزاء قصه نشانگر اسلامی بودن یک قصه‌ باشد،نه‌ مسلمان‌ بودن نویسنده آن.»19
پیروان ایـن مکتب،در نهایی‌ترین حالت خویشتن‌داری خود در این مورد:«اگرچه رعایت‌ اصول‌ فنی را لزوم الاجـرا مـی‌دانند…امّا وارد شـدن در بازی فرم را بیراهه‌ای بیش اگر بـتوانیم بـرای رسـیدن به هدف خود از این بحث، ادبیات را با کمی مسامحه در‌ شمار‌ علوم انسانی درآوریم، می‌توان گـفت که ادبیات-به دلیل ارتباط مستقیم با خلاقیت‌ پدیدآورنده‌ی‌ خود-در‌ شمار شهودی‌ترین معارف بـشری قرار دارد و ازاین‌رو ارتباط آن باارزش‌های انسانی مکاتب و”ایدئولوژی‌های‌”بیش‌ از‌ بقیه‌ است. نمی‌پندارند».20
اینان معتقدند:«این ویژگی خاص مکتب اسلام نیست که هر هنری‌ ملهم‌ از مکاتب جهت‌دار باشد فرم را تا آنجایی می‌پذیرد که به رساندن محتوای موردنظر کمک کند.»21
اگر‌ بخواهیم تـفاوت این دو دیدگاه را در چند جمله خلاصه کنیم،باید گفت:دیدگاه‌ اول‌ در تعریف هنر معتقد به اصالت فرم‌ است.از‌ نظر‌ آن‌ها پدیده هنری یا ادبی پدیده‌ای است‌ که‌ شکلی هنری داشته باشد.امّا دیدگاه دوم به اصالت مـحتوا در تـعریف معتقدند.محتوای اصیل‌ نیز‌ همان چیزی است که آن‌ها‌ به‌عنوان‌ مفسران و سخنگویان‌ ایدئولوژی‌ خود،آن را بیان می‌کنند.این گروه از آنجا‌ که‌ از پشت عینک ایدئولوژی به پدیده‌ها می‌نگرند، تعریفشان از هنر نیز آغشته‌ به‌ هـمان چـارچوب ارزشی است.اگر بخواهیم تعریف‌ این عده از هنر‌ و ادبیات را به‌مثابه‌ی«نوع آرمانی»از‌ این‌ دیدگاه استنتاج کنیم،لاجرم باید گفت:هنر و ادبیات اسلامی چیزی است که محتوایی اسلامی‌ داشته‌ باشد.ناگفته پیداست که ایـن تـعریف‌ هیچ‌ چیزی‌ را مشخص نمی‌کند.حال‌ آنکه‌ اگر تعریفی در صدد‌ مشخص‌ کردن موضوع خود نباشد،اصولاً تعریف نیست.
بعضی‌ها معتقدند.ماهیت هنر به‌گونه‌ای است که اقتضای‌ هیچ‌ گونه نمی‌کند.«سامرست موام»می‌گوید:طرح نویسنده هر اندازه کـه‌ دقـیق‌ بـاشد عمر‌ آن‌ دوام‌ ندارد زیـرا هـمین‌که اشـخاص‌ وارد صحنه شدند و جان گرفتند،علیه نویسنده و طرح او سربلند می‌کنند…و اگر نویسنده‌ بخواهد‌ و اصرار داشته باشد که آن‌ها‌ را‌ در‌ چارچوب‌ طرح‌ نگه دارد و از‌ گـسترش طـبیعی آن‌ها ممانعت کند، اشخاص داستان از صورت مردم زنده خـارج مـی‌شوند و به آدمک‌هایی‌ مقوایی‌ بدل‌ می‌شوند.
یکی از نویسندگان در پاسخ به‌ این‌ سؤال‌ که‌ «آیا‌ اساساً‌ نویسنده می‌تواند متعهد باشد؟» می‌گوید:«اگر تـعهد آنـ‌گونه کـه من از این کلمه می‌فهمم-پایبند و ملتزم بودن به چیزی اعم از ایـنکه آن چیز هدف،آرمان و یا حتی‌ ایدئولوژی‌های خاصی باشد و فرد متعهد احساس کند که همواره موظف است در جهت این هـدف گـام بـردارد،یقیناً نویسنده نمی‌تواند متعهد باشد،چرا که به‌هرحال بخشی از اثرش در خارج از‌ حوزه‌ اخـتیارش قـرار می‌گیرد.»
ستیز اصالت فرم یا محتوادبیات متعهد یا نامتعهد و در نهایت امکان ایجاد ادبیات ایدئولوژیک،هنوز هم ادامه دارد.مـجادله بـر سـر تعریف ادبیات کودک و نوجوان،بیشتر از‌ هر‌ حوزه دیگر است.بسیاری بر آن‌اند که هـیچ تـعریف مـجردی از ادبیات کودک نمی‌تواند وجود داشته باشد.اغلب بحث‌ها درباره‌ی تعریف ادبیات کودکان با تعریف‌ کـتاب‌های‌ کـودک و نـوجوان خاتمه می‌یابد.‌ بااین‌حال،بعضی‌ها معتقدند:«ادبیات برای اگر ما همانند علوم انسانی کـه بـین داوری و گردآوری تمایز قائل است،در ادبیات بین فرم و محتوا‌ تمایز‌ قائل شویم و اگر‌ هـمانند‌ عـلوم انـسانی که معتقد است علم نوعی روش برای رسیدن به اعتبار عام است، معتقد شویم کـه ادبـیات،فرم خاص انتقال تجربه‌های عاطفی است، آنگاه تعارضی بین تعهد و ادب مشاهده‌ نخواهیم‌ کرد و خـواهیم دیـد هـمان‌طور که زمین‌شناسی فرانسوی داریم،ادبیات اسلامی هم خواهیم داشت.کما اینکه در عرض این ادبیات اسلامی،ادبیات مسیحی، یـهودی،هندی و…نـیز خواهیم داشت.در این صورت،ادبیت ظرفی خواهد بود برای‌ هر‌ نوع محتوایی‌ کـه مـی‌تواند در آن جـای بگیرد.
کودکان با ادبیات برای بزرگ‌سالان تنها در«درج» متفاوت است نه در«نوع».نوشتن‌ برای کودکان باید بـا هـمان مـعیاری داوری شود که نوشتن برای‌ بزرگ‌سالان…عدم‌ به‌کارگیری معیار انتقادی برای ادبیات کـودکان بـه آن معنی است که بگوییم ادبیات کودکان نسبت به ادبیات ‌‌بزرگ‌سالان‌ فروتر و کم‌ارج تر است.»22
در مقاله‌ی«فرآیند آفرینش ادبـیت و مـعنای ادبیات کودکان»،در‌ این‌ باره‌ آمده است که:«ادبیات شکل خاصی از هنر است کـه از راه دگـرگونی در ساختار زبان‌ عادی پدید می‌آید و مهم‌ترین هـدف آن ایـجاد تأثیرات عاطفی بر مخاطب است.هر‌ متن ادبی کـه بـتواند‌ این‌ تأثیر را بر کودک بگذارد،آن متن ادبیات کودکان هم به‌شمار می‌رود.»23
مقایسه تصاویر مـختلف از ادبـیات کودکان نشان می‌دهد که اکـثر قـریب به اتـفاق صاحب‌نظران بـه تصریح یا تلویح،«ادبیت»یک پدیده‌ی هنری‌ را به‌عنوان شاکله‌ی اصلی تعریف پذیرفته‌اند.مطابق این دیدگاه،ادبیات کودکان را می‌توان به ساده‌ترین شکل مـمکن تـعریف کرد.یعنی،ادبیاتی که برای کودکان باشد و یـا ادبیاتی که قادر بـه بـرقراری ارتباط با‌ کودکان‌ باشد.اگرچه ایـن تـعریف،ادبیات کودکان را به سمت خود تعریفی می‌کشاند،ولی به نظر می‌رسد که عملیاتی‌ترین تعریف در ایـن زمـینه باشد.
درباره‌ی ارائه مفاهیم فلسفی و متافیزیکی در ادبـیات

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آثار ادبی، طبقات اجتماعی، روشنفکران، جهان دیگر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، احساس حقارت، آیات قرآن