منابع و ماخذ پایان نامه احمد محمود، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

که چندان از حرفه او دور نيستند. شخصيتهايي درونگرا و منزوي که براي روايت کردن خودشان بايد از زاويه اول شخص وارد داستان شوند و جريانهاي فکري و دروني خود را با تکگوييهايي از هم گسيخته بيان کنند. اين تکگوييهاي داستان، به وجودآورنده شيوه قطعه قطعه نويسي آن شده است. انتخاب زاويه ديد اول شخص ايجاد کننده صميميتي در رمان بوده است که خواننده را به شخصيتهاي داستان و زندگي آنها علاقمند ميکند.
2-1-2-3- پيرنگ:
پيرنگ در اين داستان به صورت باز است. چراکه راوي داستان شهادت تنها فرزندش را به گونهاي تعريف ميکند که بتواند بيگناهي خود را در برابر گفتههاي همسرش که او را مسبب مرگ فرزندشان ميداند، ثابت کند اما در پايان داستان باز هم مشخص نميشود که آيا او واقعاً توانسته است بيگناهي خود را ثابت کند؟ يا فقط در پي راهي براي رهايي از عذاب وجدان است؟ همينطور در پايان داستان نتيجهاي قطعي از کنار هم چيدن رويدادهاي داستان و حرفهايي که راويان داستان ميزنند نميتوان گرفت و اين مخاطب است که با مشارکت در خواندن داستان، پايان داستان را از منظر آن راوي که به او علاقمند است، ميسازد. اگر بخواهيم طرح داستان را از ديدگاه شکلوفسکي بيان کنيم، طرح درين رمان به صورت مارپيچي است. (اخوت،1371: 54) يعني داستان نظم زماني سببي ندارد و با جملهاي آغاز ميشود که درگيري ذهني اول شخص داستان است و داستان حول آن ميگردد: « آدمي چقدر عمر ميکند، يک وجب، سه وجب، يک سال، سه سال، صد سال، به اندازهي عمر مادربزرگ». ( الهي، 1386: 7)
اين جمله نشاندهنده تقابل مرگ و زندگي است و نويسنده در داستان سعي دارد بدون توجه به نظم زماني و توالي رويدادها درباره آن صحبت کند و آن را به چالش بکشد.
2-1-2-4- شخصيتها:
شخصيتهاي مختلفي در رمان سالمرگي به چشم ميخورد که تمامي آنها در روند داستان مؤثراند اما شخصيتهاي اصلي داستان که سازندگان رويدادها و بيان نظرها هستند در ادامه ذکر ميشوند و طبق دستهبندي ميرصادقي در يکي از گروهها قرار خواهند گرفت.
آقاي عمراني: به نظر ميرسد که اين شخصيت از شخصيتهاي نوعي باشد. يعني مانند تمام شاعران و نويسندگاني که سعي دارند دنياي مبهم و راز آلود ومهگرفتهي ذهنشان را براي مخاطب به تصوير بکشند و درونگرا هستند، او نيز چنين شخصيتي دارد و حتي براي سؤالات خود نيز پاسخ قانعکنندهاي نمييابد و به طبع آن قدرت دفاع از خود را نيز ندارد و متهم به آن است که رنج سخنان ديگران و تهتهاي آنان را بکشد ودم نزند.
ليلا: از شخصيتهاي همهجانبه است و نويسنده براي اينکه او را معرفي کند، ناچار بايد او را در رويدادهاي مختلف رمان و گفتارهاي متفاوت دخيل کند تا از طريق اعمال و رفتار و گفتار متفاوت، شخصيت او به مخاطب معرفي شود.
مادربزرگ: شخصيت او قراردادي است. يعني شخصيتي شبيه تمام مادربزرگ قصهها دارد که سن و سالش زياد است و همه او را دوست دارند و نگران او هستند و او بيانکننده واقعيتهاي زمان دور است که کسي جز او از آن اطلاع ندارد وصحبتهاي او باعث آشنايي با آن واقعيتها ميشود.
پدر: شخصيت او نيز همه جانبه است و نويسنده براي معرفي او از رويدادهاي مختلف استفاده ميکند. خصوصيت بارز اين شخصيت، اعتقادات ديني افراطگونه اوست که او را به وسواسهاي شديدي رسانده است که در صورت عملنکردن به آنها دچار عذاب وجدانهاي شديد ميشود.
آقاجان: شخصيت قراردادي دارد، مرد ثروتمندي است که مخالف ازدواج دختر خود با پسري شاعرپيشه است اما پس از مرگ او اين وصلت صورت ميگيرد.
خانم خانما: شخصيت قراردادي دارد. او زني تحصيلکرده و پايبند به آداب و اصيل است که از ازدواج با مردي پير اما ثروتمند، هيچ چيز جز پشيماني نصيبش نشده است و مدام برتري خود را به رخ ميکشد و افسوس ميخورد.
زن زنبيل به دست: شخصيت او تمثيلي است، چراکه هويتش را پنهان ميکند و بدجنس به نظر ميرسد و مبهمترين شخصيت داستان است.
سياوش: شخصيت او قراردادي است. شبيه تمامي فرزنداني است که در داستانها اعتقادي متفاوت با پدر يا مادر خود دارند و براي اعتقاد خود تا پاي جان دادن هم پيش ميروند و با وجود اينکه در خانوادهاي ثروتمند زندگي ميکند ديدگاهي کاملاً مذهبي و به دور از ماديات دارد. نويسنده براي پروردن اين شخصيت و برقرار کردن ارتباط بين او و اسطورهي سياوش و تقويت تم پسرکشي در داستان و برجسته کردن ديدگاه « ليلا» نسبت به مرگ فرزندش، نام سياوش را براي او برگزيده است. اين شخصيت اگرچه از نظر عملکرد و گفتار بسيار محدودتر از ديگر شخصيتها وارد داستان ميشود اما همين حضور نام و سرنوشت او سازنده داستان است.
2-1-2-5- رويدادها:
رويدادهايي که در سالمرگي ذکر ميشوند، هرکدام به نحوي يادآوريکننده مرگ هستند: خودکشي آقاي عمراني در حمام، خواب ديدن پدر آقاي عمراني که بايد پسرش را قرباني کند، روايتهاي مذهبي قرباني کردن حضرت اسماعيل(ع) و واقعه عاشورا، مرگ مادر آقاي عمراني، مرگ آقاجان، سقط جنين ليلا و بالاخره شهادت سياوش.
ذکر تمام اين رويدادها با تمام ازهمگسيختگيشان درمتن، علاوه بر توجيهکنندگي مرگ تمام انسانها زمينهسازي براي بيان مرگ سياوش هستند. در واقع اگرچه رويدادهاي داستان توالي علي و معلولي ندارند اما همگي آنها پرورانندهي هسته اصلي داستان يعني مرگ سياوش هستند. بيان اين رويدادها آنقدر سريع انجام ميشود که در پايان رمان تنها تأثيري نامحسوس از بيان آنها در ذهن خواننده باقي ميماند و خواننده قادر به بيان تمامي آنها نيست مگر آنکه براي چندين بار رمان را بخواند و به نظر ميرسد که نويسنده از انتخاب چنين شيوهاي، قصد زمينهسازي ذهني و آمادگي براي بيان مفهومي بزرگتر را داشتهاست.
الهي بهترين وسيله براي تبيين و تشريح درونمايه داستانش را استفاده از بنمايهي اسطورهاي « فرزندکشي» و کهنالگوي « قرباني» در قالب داستانهاي اسطورهاي ملي و روايتهاي ديني دانسته است. اما به يک روايت اکتفا نميکند و از روايتهاي ديني مختلفي چون « ابراهيم و اسماعيل (ع) » و « مظلوميت امام حسين (ع)» استفاده کرده و آنها را با اسطورههاي ملي چون « سياوش و کيکاووس» مرتبط ميکند. (قاسمزاده، 1388: 34)
2-1-2-6- صحنه:
درين رمان صحنههايي که روي دادن حوادث داستان در آنها اتفاق ميافتد متفاوت است و به جز يکي دو مورد که از فضاي باز مثل بيابان و يا توصيف شهر مشهد ياد ميکند، در باقي موارد براي صحنهها چارچوب بسته و فضايي گرفته تصوير ميشود. براي مثال توصيف بيمارستان، خانه، خانه پدري و… همگي نشاندهندهي فضايي بسته هستند که رازآلود بودن داستان را موجب شدهاند. و اين فضاهاي بسته به ذهنيت شخصيتهاي داستان به خصوص آقاي عمراني توجه دارد که شايد در تحليل اتفاقات به بنبست رسيدهاند.

2-2- تحليل رمان مادرم بي بي جان:
اين رمان در سال 1352 نوشته شد اما تا سال 1358 منتشر نميشود. در سال 58 همراه با ديگر اثر اصغر الهي، « قصههاي پاييزي» به چاپ ميرسد. اين رمان بيان کنندهي اوضاع سياسي و اجتماعي ايران در زمان ملي شدن صنعت نفت، کودتاي 28 مرداد و سقوط دولت مصدق است. ( ميرعابديني،1368: 42)
رمان‌ خاطره‌انگيز «مادرم، بي‌ بي‌ جان»، نخستين‌ رمان‌ الهي، مانند‌ رمان‌ همسايه‌ها، اثر احمد محمود، رمان‌ رشد و کمال‌ است. راوي اين داستان نوجواني به نام اسکندر است. اسکندر که در خانواده‌اي‌ سنتي‌ به‌ دنيا آمده‌، از شيوهي بياني حساس و حقگو برخوردار است که با توجه به سن و سال کمش موجب برتري دادن به او در ذهن مخاطب شده است. اسکندر در خانوادهاي شش نفره زندگي ميکند. پدرش که او را آقا جان صدا ميزند، مادرش بيبي جان، برادرانش رشيد و مصطفي و خواهرش زري. ابتدا به‌ نظر مي‌رسد که‌ قهرمان‌ اصلي‌ رمان، اسکندر است، اما وقتي‌ جلوتر مي‌رويم، متوجه‌ مي‌شويم‌ که‌ شخصيت‌ محوري‌ رمان، مادر‌ خانواده‌ است. بي‌بي‌ جان، چهره‌ي‌ تيپيک‌ بسياري‌ از مادران‌ ايراني‌ است؛ صبور، مهربان، با گذشت‌ و دلواپس‌ آينده‌ي‌ بچه‌ها. آهنگ‌ پيشروي رمان، آرام و دلنشين است‌ و با درون‌ مايه‌ و فضاي‌ داستاني، هم‌ خواني‌ دارد و شخصيتهاي داستاني که واقعي به نظر ميآيند بر اين فضا تأثيرگذار بودهاند. اسکندر به برادر بزرگش، آقا داداش يا همان رشيد علاقهي زيادي دارد و گفتار و رفتار او را زير نظر دارد و دوست دارد شبيه او بيانديشد و رفتار کند. رشيد، جواني است که به عضويت يکي از حزبهاي مخالف حکومت درآمده و در ميتينگها و جلسات مبارزه با دولت شرکت ميکند. بيبي جان و آقا جان ازين موضوع نگران هستند و ميخواهند با داماد کردن او، فکر چنين کارهايي را از سرش بيرون کنند. داييجان خانواده که مردي نظامي است، دائماً خطر کارهاي سياسي رشيد را به بيبي جان گوشزد ميکند و از او ميخواهد که مانع رشيد شوند اما موفقيتي حاصل نميشود. در همين احوالات، اسکندر با يکي از دوستان حزبي برادرش، يوسف آشنا شده و به او علاقمند ميشود. از طرف ديگر به صورت پنهاني با معلمش که او نيز عقايدي حزبي دارد رفتوآمد ميکند و انديشههاي سياسي با وجود سن و سال کم در وجود او ريشه ميگيرد. او در ميان بيان افکار سياسي و دلنگرانيهاي خانواده براي رشيد، از مشکلات خانوادگي خود و کلاهبرداري عموجانش صحبت ميکند تا وضعيت مالي و روحي و رواني خانواده خود را شرح داده باشد. عموي اسکندر با حيله، آقا جان را وادار ميکند تا سند زمينهاي روستا را به نام او کند و به اين ترتيب دارايي آنها را ازآن خود ميکند. در چنين شرايطي خانواده اسکندر در فقر مالي قرار ميگيرد و اين فقر هم علاوه بر دلنگراني کارهاي سياسي رشيد، به مشکلات خانواده اضافه ميشود. در همين اوضاع دولت شروع به دستگيري افراد حزبي ميکند و يوسف، دوست رشيد که اسکندر به او و منش استوارش علاقمند شده است، دستگير ميشود. ترس از شکنجه و مرگ، رشيد را وادار ميکند تا از خانه فرار کند و به روستاي پدريشان برود تا آرامش برقرار شود. اسکندر که آرزوهايش را در شخصيت آقاداداش ميديد و به او افتخار ميکرد، در خود فرو ميريزد و نااميدي سراسر وجودش را دربرميگيرد اما با توجيه رفتار او آرام گرفته و در درون خود به فردي مبارز تبديل ميشود که روزي جاي او را خواهد گرفت. در پايان داستان هم، بيبي جان که در بستر بيماري است با تمام دلنگرانيها و مادرانههايي که براي فرزندانش دارد از دنيا ميرود.
در اين رمان وضعيت سياسي کشور از لحاظ تصميمگيريهاي دولتي، تشکيل احزاب سياسي، نيروهاي امنيتي و… مورد توجه قرار ميگيرد. گلدمن با توجه به جامعهشناسي ديالکتيکي، جدايي بررسيهاي اجتماعي از تاريخ را ناممکن ميداند. در بررسي اين رمان هم، مهمترين عامل شکلگيري تحليلهاي سياسي و اجتماعي، قرار گرفتن کشور در برههي خاصي از تاريخ اين مرز و بوم است. دههي 30، دههي شکلگيري و قوت گرفتن احزاب، گروهها و تشکلهاي سياسي با نامها و اعتقادات مختلف است که فصل مشترک بسياري از آنها مخالفت با رژيم پهلوي و به طور کلي نظامهاي شاهنشاهي است. قرارگرفتن در اين دوره با آموزشهاي ضمني احزاب در کتب مختلف منتشر شده، گروه بسيار زيادي از طرفداران جوان را به وجود آورد که تحت تأثير شرايط کشور به آنها روي آوردند. علاوه بر کتب منتقلکنندهي عقايد احزاب، نشستها و ميتينگهاي فعالان سياسي آن دوره در کافهها، تئاترها، سينماها، ميادين مهم شهر و پارکها، راهي براي انتقال عقايد و جذب مخاطب ايجاد شده بود. به نظر ميرسد که« اسکندر» در اين رمان، جايگزيني براي شخصيت خود اصغر الهي باشد که در شهر مشهد در سال 1323 متولد شده و در زمان کودتاي 28 مرداد، درست در سن و سال اين شخصيت داستاني قرار داشته است. مسلماً زاده شدن در چنان تاريخي و پرورش يافتن در چنين محيط اجتماعي با حوادث و رويدادهاي سالهاي پس از اشغال ايران در جنگ جهاني دوم و سخنان خانواده، گروه دوستان و آشنايان و ديگر گروههاي اجتماعي که الهي عضو آنها بوده است يا با آنها برخورد داشته است، موجب شده تا وي دربارهي چنين فضايي به نوشتن روي آورد و بنابر نظر گلدمن نويسنده به عنوان يکي از برترين و فعالترين راويان در ميان مردم، بيشينه آگاهي ممکن جمعي را از حالتي غيرمنسجم، ناخودآگاه و بالقوه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ناخودآگاه، عناصر داستان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه (همان،، بيبيجان، بيبيجانم، رشيد