منابع و ماخذ پایان نامه احساس حقارت، دانشگاه تهران، کودک و نوجوان، داستان کوتاه

دانلود پایان نامه ارشد

ميانگاشتند که پس از مرگ کاملاً مستقل شدهاند. (همان،127-129)
1-6-2-2- مکتب روانشناسي فردي آلفرد آدلر31:
آلفرد آدلر در هفتم فوريه سال 1870، در رودولف هايم متولد شد. آدلر مکتب خود را روانشناسي فردي ناميد. آدلر برخلاف فرويد و يونگ، اعمال و رفتار انسان را زاييده کششهاي اجتماعي ميدانست. آدلر معتقد است که همه انسانها احساس حقارت و کمبود ميکنند و براي اينکه بتوانند بر اين احساس حقارت غلبه کنند اهدافي را در ذهنشان در نظر ميگيرند و براي رسيدن به اين اهداف تلاش ميکنند و همين احساس حقارت و وجود اهداف تخيلي هستند که موجب حرکت انسان به سمت برتري و کمال ميشود. فرد براي اينکه بتواند به اهدافش برسد، مجموعهاي از عادات، رفتارها و ويژگيهايي را پرورش ميدهد که به آن سبک يا روش زندگي ميگويند و اين روش زندگي براي هر کس منحصر به فرد و يگانه است. همچنين آدلر معتقد است که انسان به صورت بالفطره و ذاتي موجودي اجتماعي است که علاقه دارد به ديگران کمک کند تا به اهداف فردي و اجتماعيشان برسند و از اين بابت احساس رضايت ميکند اما اينکه فرد چقدر بتواند اين علاقه اجتماعي را پرورش دهد به تجربيات اجتماعي اوليه فرد بستگي دارد. يکي از مهمترين قسمتهاي نظريه آدلر مبحث اثر ترتيب تولد بر شخصيت فرد ميباشد. آدلر اعتقاد دارد که با وجود اينکه خواهر و برادرها از يک پدر و مادر هستند و در يک خانه زندگي ميکنند اما شخصيتهاي مختلفي دارند چون با توجه به ترتيب تولدشان ، در معرض تجربيات مختلفي قرار ميگيرند و همين امر سبب ميشود که افراد سبک زندگي و رفتار مختلفي را نيز براي خود برگزينند.
ويژگيهاي فرزند اول: محافظهکار/ خودکامه / از نظر عقلي پختگي بيشتري دارد / علاقه زياد به نظم و انضباط / وظيفهشناس / بدبين .
فرزند دوم : رقابتجو و جاهطلب / سرمشقگيري زياد از فرزند اول / تلاش ميکند که از نظر زباني و حرکتي از فرزند اول پيشي بگيرد / خوشبين .
فرزند آخر : عزيز دردانه / موفقيت زياد به دليل تحريک براي جلو افتادن از خواهر و برادرهايش / ممکن است به دليل وابستگي و درماندگي دچار مشکلات سازگاري شود .
تک فرزند : کانون توجه / پختگي زود / عدم يادگيري رقابت و تقسيم.
1-6-2-3- نظريه روانشناسي تحليلي کارل گوستاو يونگ32:
کارل گوستاو يونگ روانپزشک و متفکر سوئيسي در 26ژوئيه 1875 م در کسويل سوئيس متولد شد. يونگ را در کنار فرويد از پايهگذاران دانش نوين روانکاوي قلمداد ميکنند. وي نظريه شخصيتي را به وجود آورد که به روانشناسي تحليلي معروف شد. يونگ در نظريهاش، مخالفتهايي با فرويد کرده که يکي از آنها تعريف گستردهتري است که يونگ از ليبيدو ارائه ميدهد. فرويد معتقد است که ليبيدو انرژي رواني است که از غريزه زندگي مثل مسائل زندگي آشکار ميشود اما يونگ معتقد است که ليبيدو انرژي رواني است که ميل جنسي را شامل ميشود اما به آن محدود نميشود. اين انرژي رواني از سه اصل پيروي ميکند:
اصل اضداد: هر جنبهاي از روان، ضد خودش را داراست که اين تضاد، انرژي رواني را توليد ميکند.
اصل آنتروپي: در هر شخصيتي اين گرايش وجود دارد که به آرامش و تعادل برسد.
اصل همارزي: انرژي هرگز در شخص از بين نميرود بلکه از يک سطح به سطح ديگر جابهجا ميشود. (شولتز،1388: 116)
برخلاف فرويد که گذشته را در بررسي شخصيت فرد مهم ميدانست، يونگ علاوه بر گذشته، آينده را نيز مهم ميدانست و بر ناهشيار بيشتر تأکيد ميکرد.
سه سطح شخصيت از نظر يونگ:
خود: مرکز هشياري است که شامل درک کردن، فکر کردن، احساس کردن و يادآوري ميباشد و بر همين اساس نيز يونگ 8 تيپ روانشناختي درونگرا و برونگراي ( احساسي، متفکر، حسي وشهودي) را شکل داد. (شولتز،1388: 117)
ناهشيار شخصي: مخزن موادي است که در زماني هشيار بودند ولي فراموش يا سرکوب شدهاند. که ميتوان آن را به کمد بايگاني تشبيه کرد که براي بيرون کشيدن چيزي از آن و بررسي آن و بازگردانش به همانجا کمي وقت لازم است. (شولتز،1388: 120)
ناهشيار جمعي: نوع انسان نيز به صورت جمعي، به عنوان يکگونه، تجربيات گونهي انسان و پيش از انسان را در ناهشيار جمعي اندوخته ميکند. و اين ميراث به هر نسل جديد انتقال مييابد. (شولتز،1388: 121)
از مهمترين مباحث نظريه يونگ، مبحث کهنالگوهاست.کهنالگوها، تجربياتي هستند که در ناهشيار جمعي قرار دارند و با تکرار شدن در زندگي نسلهاي پيدرپي، بر روان ما نقش بستهاند و در رؤياها و خيالپردازيهاي ما آشکار ميشوند. مهمترين اين کهن الگوها عبارتند از: پرسونا، آنيما، آنيموس، خود، سايه. مبحث ديگري که يونگ مطرح کرده است موضوع تفرد و تعالي است. در دوران ميانسالي، افراد براي مقابله با احساس پوچي و بي ارزشي، بايد انرژي رواني خود را از دنياي بيرون و هشيار به دنياي درون و ناهشيار هدايت کنند تا بتوانند به تواناييهايشان در دوره ميانسالي تحقق بخشند، که به اين مرحله تفرد ميگويند. اين عملکرد باعث ميشود که فرد بتواند به شخصيت خود در دوره ميانسالي وحدت بخشد و آن را يکپارچه کند که به آن، تعالي ميگويند و اين تفرد و تعالي امور فطري و ذاتي هستند. در نهايت ديدگاه يونگ نسبت به انسان در مقايسه با فرويد خوشبينانهتر و کمتر جبرگرايانه ميباشد.
1-7- معرفي اصغر الهي و آثار او:
اصغر الهي در سال 1323 در مشهد متولد شد. سالهاي جواني او به دليل فعاليت سياسي پرتلاطم بود، با وجود اين موفق شد مدرک دکتراي تخصصي رشته روانپزشکي را از دانشگاه تهران دريافت کند. الهي بين سالهاي 58 تا 60 سردبير مجله بازتاب روانشناسي بوده است سپس به تدريس در دانشگاه علوم پزشکي ايران و طبابت پرداخت.
نخستين داستانهاي کوتاه اصغر الهي در دهه 50 منتشر شدند. در سال 1351 کتابي داستاني با نام « قصهي شيرين ملا» را براي کودک و نوجوان نوشت که ديگر تجديد چاپ نشد. اولين مجموعه داستان او با نام «بازي» در سال 1358 منتشر شد سپس در همان سال مجموعه داستان ديگري با نام « قصههاي پاييزي» را منتشر کرد. رمان« مادرم بيبي جان» يکي ديگر از رمانهاي اوست که در سال 1358 به چاپ رسيد. رمان« رؤيا و رؤيا» را در آمريکا چاپ کرد و در رديف آثار منتشر شدهي وطني او قرار نگرفت. در سال 1369 با انتشار مجموعه داستان کوتاه « ديگر سياوشي نمانده» به کشف و خلق شگردهاي روايتگري در داستانهاي روانشناختي پرداخت. نقطهي اوج نويسندگي او که بيشک با دوران دوم نويسندگياش پيوند دارد با نوشتن رمان «سالمرگي» در سال 1385 به ظهور رسيد. الهي با رمان « سالمرگي» خود در سال 1386 موفق به دريافت جايزه بهترين رمان از بنياد گلشيري شد. آخرين اثر او که مجموعه داستاني است با نام « حکايت عشق و عاشقي ما» در سال 1389 چاپ شد و تا کنون به عنوان آخرين اثر او معرفي شده است. وي رمان ديگري با نام « دختري با چشمان سبز مشوش» دارد که به دليل فوت ايشان هنوز به چاپ نرسيده است. وي در سال 1390 بر اثر عارضه قلبي درگذشت.
در بررسي آثار الهي با سبکها و شيوههاي گوناگون روبهرو ميشويم که از آگاهي وي نسبت به فنون ادبي حکايت ميکند. در دورهي اول نويسندگي وي که شامل نگارش «بازي»، « قصههاي پاييزي» و « مادرم بيبي جان» است، با توجه او به مکتب ادبي رئاليسم و نگارش منتقدانهي اجتماعي روبهرو هستيم اما در دورهي دوم نويسندگي وي که خلق آثار « ديگر سياوشي نمانده»، « سالمرگي» و « حکايت عشق و عاشقي ما» را در بر دارد، استفاده از سبک سوررئال و پستمدرن با تأکيد بر مباحث روانشناسي، فزوني ميگيرد.
آثار وي عبارت است از:
« بازي» مجموعه داستان، 1358
« حکايت عشق و عاشقي ما» مجموعه داستان1389،
« ديگر سياوشي نمانده» مجموعه داستان، 1369
« رؤيا و رؤيا »رمان
« سالمرگي» رمان،1385
« قصه شيرين ملا» ادبيات نوجوان،1351
« قصه هاي پاييزي» مجموعه داستان، 1358
« مادرم بي بي جان» رمان، 1358
در اين پاياننامه آثار نامبرده شده مورد تکنگاري قرار گرفته است. در اين ميان رمان « رؤيا و رؤيا» به دليل چاپ در خارج از کشور و در دسترس نبودن و « قصهي شيرين ملا» به دليل موجود نبودن در کتابخانهي ملي و ديگر کتابخانههاي معتبر کشور، مورد بررسي قرار نگرفته است.

2- فصل دوم: تحليل رمانها

2-1- رمان سالمرگي:
اين رمان در سال 1370 نوشته و در سال1385 منتشر شده است. داستان اين رمان با جملاتي آغاز ميشود که از مرگانديشي شخص اول داستان حکايت ميکند. آقاي عمراني و ليلا که از دو خانوادهي متفاوت با هم ازدواج کردهاند، صاحب فرزندي ميشوند که به درخواست آقاي عمراني نام او را سياوش ميگذارند و اين سياوش که يادآور سياوش ادبيات کهن ايران است در جبهه به شهادت ميرسد. مادر او، ليلا، آقاي عمراني را که با جبهه رفتن او موافق بوده است، مقصر اصلي ميداند و در سراسر داستان با مشاجرهي آن دو روبه برو هستيم. آقاي عمراني با بيان رويداد زاده شدن خود در خانوادهاي بدون پسر و نذر ونياز پدرش، شروع به شرح دادن زندگي خود و ليلا، که از دوران کودکي با هم آشنا بودهاند ميکند. درين يادآوري خاطرات آنچه که بيش از هرچيز مورد توجه آقاي عمراني قرار ميگيرد، مرگ انسانها و زندگي محدود آنها در دنيا است. گويي او براي توجيه شهادت سياوش و رفع اتهاماتي که همسرش به او ميزند، با برشمردن مرگ افراد فاميل قصد دارد از اين رويداد به عنوان رويدادي طبيعي و خارج از کنترل آدمي ياد کند. يادآوري خاطرات و حتي خودکشي آقاي عمراني براي نشان دادن نترسيدن او از مرگ، فايدهاي ندارد و با وجود اين تلاش، ليلا که در درون، خود را نيز در مرگ پسرش دخيل ميداند سعي ميکند با جدا شدن از همسرش وجدان خود را آسوده کند و پايان داستان با جدايي آن دو از هم همراه است.
در متن رمان «سالمرگي» استفادهي آگاهانه و در عين حال پيدا و پنهان نويسنده در انتخاب و استفاده از روايتهاي اسطورهاي و روايتهاي مشابه ديني به حدي است که بايد آن را از هرگونه تداعي سطحي و اشارات تلميحي ناشي از تداعي معاني دور دانست و آن را يک اثر اشاره کننده به اسطوره به شمار آورد. درونمايه اصلي اين رمان، ناپايداري موقعيت زندگي انسان معاصر و مقايسه آن با زندگي گذشتهي شخصيتهاي داستاني از طريق بررسي تقابل مرگ و زندگي است. راوي داستان با شرح مرگ و زندگي در جايجاي داستان، تقديرگرايي خاصي که برگرفته از انديشهي شخصيتها است، وارد داستان ميکند که بر تراژدي بودن پايان داستان صحه ميگذارد. پيش از شروع خواندن داستان، با شنيدن نام داستان و خواندن مکالمهي خدا و عزرائيل در صفحات ابتدايي کتاب ميتوان به انديشه پرورانده شده در رمان پي برد:
« خداي عزوجل عزرائيل را گفت: اکنون که سبب آفريدن خلق به دست توست، سخته باش که مرگ وي هم به دست تو خواهد بود. عزرائيل گفت: يا رب آنگاه ايشان از من اندوهگين باشند. خداي عزوجل گفت: غم مدار که مرگ ايشان را سببها سازم، چون غرق و حرق و هدم و قتل و اسقام و اوجاع و ديگر اسباب تا ايشان پندارند که مرگ ايشان از آن بود نه از تو». (الهي،1386: 5)
از ويژگيهاي مهم اين رمان پستمدرنيستي بودن آن است. الهي در اين رمان « با در آميختن قلمروهاي مختلف، همهي مرزهاي قابل تصور سخن را درهم ميشکند». ( سلدن و ويدوسون، 1384: 225) و « به تحليل جنبههاي گوناگون فرهنگ مسلط دست مييازد و ضمن تحليل امور عادي و بديهي، از آن طبيعي زدايي و آن را ويران ميکند». ( مکاريک، 1386: 82-83)
الهي در توضيح خود بر اين رمان ميگويد: « من زوال دوراني را در زوال خانوادهاي نوشتهام و نمادها و اسطورههاي گوناگون را اينجا و آنجاي رمان آوردهام. خواننده بايد آن را بيابد و بجويد. بوي تند زوال و پوسيدگي را ببويد تا در راه ساختن فرداي روشن و زيبا بيانديشد». ( الهي، 1386: 11)
اين رمان برندهي جايزه ادبي بنياد گلشيري شد و در دلايل انتخاب اين اثر در بنياد گلشيري آمده است: « رمان سالمرگي، اثر اصغر الهي، به دليل توفيق نسبي در استفاده از تکنيک راويان گوناگون يا روايتهاي مکمل هم که به مدد گونههاي خاص از راوي اول شخص به خلق متني چندصدايي و متکثر انجاميده است، خلق تصاويري تکان دهنده و تنيده از مرگ و زندگي، شور و آرمانخواهي، عشق

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ناخودآگاه، سلامت روان، هتک حرمت Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه مفهوم وجود، فراداستان