منابع و ماخذ پایان نامه ابراهیم ادهم، ارکان تشبیه

دانلود پایان نامه ارشد

آسمانی آسمان شد آبگون برگها شد زعفرانی بادها شد زرنگار
(در پاسخ به چکامة جناب پژواک، ص 91)
از صورت دیگر تشبیه مقلوب یا معکوس یعنی صورتی که در آن چیزی را که باید مشبه قرار دهند مشبهبه و چیزی را که باید مشبهبه قرار دهند مشبه قرار میدهند، در اشعار استاد خلیلی به نمونهیی برنخوردیم.
نتیجه:
در انواع تشبیه در قالب شکل، به لحاظ بسامد باید گفت که همة انواع تشبیه از بسامد نسبتاً کمی برخوردار است ولی با این حال میتوان گفت که تشبیه مضمر بیشترین تعداد را دارد و آنگاه تشبیه جمع برای تشبیه تسویه و مشروط و معکوس (مقلوب) شواهد انگشتشماری میتوان ذکر کرد و برای باقی انواع تشبیه یعنی ملفوف، مفروق و تفضیل موردی یافت نشد. البته با توجه به روش و اسلوب بیان استاد خلیلی که روشی ساده و همهفهم است، کمبود و یا حتی نبود بعضی از انواع تشبیهات امری عادی است.
ج) تشبیه به لحاظ ذکر و حذف ارکان (وجه شبه و ادات):
منظور از ارکان تشبیه در این مبحث، وجه شبه و ادات تشبیه است. از این حیث نیز میتوان انواعی برای تشبیه در نظر گرفت. در ذیل به شرح و تعریف اصطلاحات خاص این مبحث پرداخته شده، سپس نمونههایی برای هر مورد، از شعر استاد خلیلی آورده شده است. در پایان به تحلیل و بررسی کمی و کیفی این نوع تشبیه پرداختهایم. در ابتدا تعریف چند اصطلاح لازم به نظر میآید.
1. مجمل: تشبیهی است که وجه شبه در آن ذکر نشده باشد.
2. مفصل: تشبیهی است که وجه شبه در آن ذکر شده باشد.
3. مرسل: تشبیهی است که ادات آن ذکر شده باشد.
4. مؤکد: تشبیهی است که ادات آن محذوف باشد.
5. بلیغ: تشبیهی است که هم ادات و هم وجه شبه در آن محذوف باشد.
1. مرسل مجمل:
ـ تو گویی ماه یونس بود و ابرش چو ماهی کرده در حلق سیه در
ماه: یونس (ارمغان آقای پژواک، ص 89)
گویی: در حکم ادات است، معادل «به منظر میرسد»، «مانند این است» و امثال آن.
وجه شبه: محذوف
استاد صاحبدل: باغ + چون (ادات) (سرود معلم، ص 205)
ـ چون دو چشمیم من و تو به یکی سر اندر گر به یک چشم زند دشمن ما با خنجر
چشم دیگر شود از درد میان اخگر بهر ما و تو نباشد دگری درمانگر
قرنها ما و تو چون چشم به پهلوی همیم
چارهساز هم و درد هم و داروی همیم
در بیت اول: من و تو: دو چشم + چون (ادات) (مبارکباد آوارگان، ص 220)
ـ گرگ درنده در اطوار شبان میگردد مارکردار پی مغز جوان میگردد
گرگ درنده: مار + کردار (ادات) (مبارکباد آوارگان، ص 220)
ـ به دیوار فلک سایش بکوبد سر شوریدة خود را مکرّر
دیوار: فلک + ما (هیچ، ص 246)
ـ سیمگون برف کند خانة زارع معمور سهمگین ابر کند مزرع دهقان آباد
برف: سیم + گون (مهرگان و البرز، ص 61)
ـ آبگون سیارهها از آسمان در شگفت از روزگارت ماندهاند
سیاره: آب + گون (مجسمة بامیان،‌ص 233)
ـ تیراسا به پرتگاه عدم این مرصّع کمان نخواهد شد
مرصّع کمان: تیر + آسا (تقدیم به روان شهدای الجزایر، ص 73)
ـ شبح بیروح وی اندر ظلمات چون یکی مرده برون جسته ز گور
(آریایی سرود آخرین سوار، ص 249)
شبح بیروح در ظلمات: مرده برون جسته ز گور + چون
ـ تا یک کلاهوار ستاند نمد از خلق صد طفل را به جور ستم بیکلاه ساخت
نمد: کلاه + وار (خانوادة توانگر، ص 279)
ـ باغ شد در مهرگان چون دکة گوهرفروش تاک مرجان آفرین و شاخ شد بیجاده129 بار
باغ: دکة گوهرفروش + چون (در پاسخ چکامة پواک، ص 91)
ـ چون اژدهای گرسنه دژهای آهنین بمبهای مرگبار بصحن و فضای کیست
اژدهای آهنین و اژدهای گرسنه + چون (ماتمسرای، ص 58)
ـ آه آتشبار من گر سر کشد زی آسمان آبگون انجم فرو مانند از رفتار خویش
انجم: آب + گون (آه آتشبار، ص 104)
2. مرسل مفصل:
ـ برگ من ریخت از آن چون باران غیظ من جست از آن چون آتش
برگ: باران + چون + میریخت (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
غیظ: آتش + چون + میجست (وجه شبه)
ـ ناز پرود حیا مظهر ناموس و عفاف دختر غرقه به خون چون گل حمرا بنگر
(به بارگاه سعدی، ص 185)
دختر: گل حمرا + چون + غرقه به خون (سرخی): وجه شبه
ـ گر شدم پیدا که پردازم سخن شمعسان سوزم میان انجمن
ضمیر (م): من: شمع + سان + سوختن (وجه شبه) (راز آفرینش، ص 483)
ـ بده دستی که در طومار عمرم در این طومار مارآسای پرپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی هیچ
طومار عمر: مار + آسا + پرپیچ (وجه شبه) (هیچ، ص 248)
ـ دل ماتمزده امروز چو گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
دل ماتمزده: گل + چو + خندان (وجه شبه) (مبارکباد آوراگان، ص 220)
قابل تذکر است که منظور از خندان، پارهپاره و چاکچاک بودن است.
ـ مهین بانوی شاه بیتاب شد سراسیمه مانند سیماب شد
مهین بانوی: سیماب + مانند + سراسیمه (وجه شبه) (ابراهیم ادهم…، ص 437)
ـ نعره چون رعد غریونده به چرخ حمله چون برق، شتابان به زمین
نعره: رعد + چون + غریونده (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
حمله: برق + چون + شتابان
ـ «سیل» بر کنگرة قلعه نشست خیره بر دامن صحرا نگریست
دید چو نیست ز لشکر اثری زار بر خویش چو دریا بگریست
سیل: دریا + چو + زار نگریستن (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
ـ چه سپاهی چو یکی ابر سیاه مست و شوریده و تند و سرکش
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
سپاه: ابر سیاه + مست و شوریده و تند و سرکش (وجه شبه)
ـ دید کز دور سواری پیداست لرزلرزان چو یکی سایه بر آب
سوار: سایه + چو + لرزلرزان (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
ـ «سیل» زان نالة جانکاه حزین چون سپنید شد و از جا برخاست
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
سیل: سپند + چون + از جا برخاستن (وجه شبه)
ـ بینی که انتقام خدا حلقه بسته است چون اژدها بگردن افسونگر آفتاب
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
انتقام خدا: اژدها + چون + حلقه بستن (وجه شبه)
ـ مهرگان چون مه من خرم و مهرانگیز است نرم دل، نغز ادا، نیکنظر، پاکنهاد
مهرگان: مه من + چون + خرم، مهرانگیز، نغز ادا، نیکنظر، پاکنهاد.
(مهرگان و البرز، ص 60)
3. موکد مفصل:
ـ دره گردید از سپیدی سر به سر دریای نور آب شد از روشنایی یک قلم آیینهوار
درّه: دریای + سپیدی (وجه شبه) (در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ چشم کانون فروزان از خشم سینه دریای خروشان از کین
چشم: کانون + فروزان (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
سینه: دریا + خروشان
ـ عمر آخر گشت و شام تیرة ما طی نشد یک سحر در این شب کوتاه نتوان یافتن
عمر: شب + کوتاهی (لذت فقر، ص 27)
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی اما کلید آن برون از اختیار
زندگی: زندان + تاریک و سیاه (در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
4. مؤکد مجمل (بلیغ):
این نوع تشبیه را در دو نوع اضافی و غیر اضافی میتوان مورد بررسی قرار داد.
الف) اضافی و اضافات تشبیهی:
ـ آفتاب آن مرده نوبهارش افسرده سیل اشک و خون برده بوستان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
ـ چون کبوتر مجروح هر نفس به خون غلطد مرغ دل چو یاد آرد آشیان کابل را
(در ماتم شهر کابل، ص 4)
ـ من به پیکار حوادث میروم با تیر آه از فلک گیرم اگر رنگینکمان باید مرا
(میوة تلخ، ص 4)
ـ چه گلها چیدهام از آرزو در دامن فردا که سازم از بهار وهم رنگین گلشن فردا
(ظلمتسرا، ص 3)
ـ ای شاخ شکوفه به نظره جلوه میفروز سرمازدگان چمن دربهدری را
(والاگهری، ص 5)
ـ یک شیشة دل وز همه سو سنگ حوادث قربان شوم این کارگه شیشهگری را
(همان، ص 5)
ـ بتهای فریب است به هر گوشه خلیلی خود را ز صنمخانه نیرنگ بدر کن
(جگر سنگ، ص 28)
ـ هنوز دیده به روی گلی نکردم باز که کرد صرصر پیری ز بوستان بدرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
ـ این آفتاب زندگی تابد چو بر احوال ما گلهای خوشبختی دمد از گلشن آمال ما
(سرود معلم، ص 205)
ـ تیرآسا به پرتگاه عدم این مصّع کمان نخواهد شد
(تقدیم به روان شهدای الجزایر، ص 73)
ـ آبیار نهال آزادی اشک این بیکسان نخواهد شد
(تقدیم به روان شهدای الجزایر، ص 73)
ـ کعبة دل که بارگاه خداست پاک از این بتان نخواهد شد
(تقدیم به روان شهدای الجزایر، ص 73)
ـ ای چشم خیره شو که به غمخانة حیات جز نقش اشک و خون ز حوادث رقم نماند
(باران خون، ص 186)
ـ عقاب ظلم بر شهر و دیار تو کند پرواز به خون بیگناهان سرخ کرده چنگ و شهپرها
(وطندار دلیرمن، ص 198)
ـ فقه را کنز هدایت شرع را مشکات فیض علم را برهان قاطع فضل را فصلالخطاب
(در رثای قاضی عطاء محمدحسنخان، ص 278)
ـ خفته اینجا گنج حکمت را گرامی گوهری کز فروغش اهل دانش فیض کردی اکتساب
(در رثای قاضی عطاء محمدحسنخان، ص 278)
ـ صبحدم غنچهیی نخندیده که به شام جفا نشد پرپر
(وفات حسرتبار، ص 289)
ـ آتش شوق را عیان کردن گوهر اشک ارمغان کردن
(نقش دیگر گذشت از نظرم، ص 358)
ـ طوفان مرگ، خیز حوادث فرارسید راه نجات ما به یمین و یسار نیست
(طوفان مرگ، ص 9)
ـ مرغ طبعت بر فراز قلهها پرواز کرد از چه ای مرغ همایون پرشکن بازآمدی
(بزمگاه رفتگان، ص 189)
ـ این دل بیدار من بیپرده میبیند کنون آنچه را پوشند زیر پردة پندار خویش
(آه آتشبار، ص 104)
ب) بلیغ غیراضافی:
ـ همه مشت خار گشتم که زنی شرارم امشب به هوا دمی فشانی همهجا غبارم امشب
من: مشت خار (به حضرت مولانا، ص 6)
ـ سخن را چشمة جانآفرین دان قلم را شهیر روحالأمین دان
(به رشاد شاعر جوان، ص 441)
ـ مرگ در زندان تاریک و سیاه زندگی روزنی؛ اما کلید آن برون از اختیار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ مشکلات زندگی؛ بند گران بر دست و پا عقل؛ تدبیری که بندد حلقههایش استوار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 92)
ـ آزمونگاهست اینجا تا که خواهد برد سود زاهد از انکار خود یا رند از اقرار خویش
اینجا (دنیا): آزمونگاه (آه آتشبار، ص 104)
ـ لذت فقر از حریم شاه نتوان یافتن یوسف دل در بن این چاه نتوان یافتن
حریم شاه: چاه (لذت فقر، ص 27)
ـ گذشته دام بلا بود و تنگنای فریب به حلقههای شب و روز بسته بال و پرم
گذشته: دام بلا، تنگنای فریب (پیری و ریختن دندان، ص 119)
ـ نوای هر تپش دل درای رفتن بود ولی دریغ که نشنید گوشهای کرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
ـ تویی آن رمیده شهباز که به عرشیان کنی ناز من و این شکسته پرواز که سری برآرم امشب
تو (مولانا): رمیده شهباز (به حضرت مولانا، ص 6)
ـ من همان کوهم که چون با چرخ آیم در نبرد نسر آن در پنجة شاهین من گردد شکار
(مخاطبة هندوکش با هیرمند، ص 82)
نتیجه:
در این تقسیمبندی از تشبیه، برای تشبیه موکد مجمل (بلیغ) از نوع اضافی، موارد بسیاری در شعر خلیلالله خلیلی میتوان یافت و بهطور حتم دارای بیشترین آمار است. تشبیهات مرسل مجمل و مرسل مفصل نیز کمتعداد نیستند و در مرتبة بعد از تشبیه بلیغ اضافی قرار میگیرند و همچنین است تشبیه بلیغ غیر اضافی که میتوان نمونههای زیادی برای آن یافت. اما تشبیه موکد مفصل بسامد بسیار پایینی دارد.
د) انواع تشبیه بر مبنای وجه شبه:
«وجه شبه عبارت است از صفت، معنا یا حالتی که مشبه و مشبهبه بنا بر قصد گوینده بهطور حقیقی یا خیالی در آن اشتراک داشته باشد».130 وجه شبه را باید مهمترین بحث تشبیه دانست؛ زیرا وسعت تخیل شاعر بر مبنای آن سنجیده میشود و معیار برای تشخیص نوآوری با تقلید هنرمند است. تغییر سبکها در حقیقت تغییر و تحول در وجه شبههاست.131 در مورد وجه شبه این نکته، شایان ذرک است که هنرمند در واقع به وسیلة وجه شبه به نحوی هنرمندانه ادعای همانندی میان مشبه و مشبهبه میکند و با این هنرمندی میکوشد شنونده و خواننده را قانع کند تا ادعای او را بپذیرد.
برای تشبیه به اعتبار وجه شبه میتوان شش قسم در نظر گرفت که عبارتند از:
وجه شبه واحد، وجه شبه متعدد، وجه شبه مرکب، وجه شبه تحقیقی، وجه شبه تخییلی، وجه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه منوچهری دامغانی، خون آلوده Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، منوچهری دامغانی، شفیعی کدکنی، ابراهیم ادهم