منابع و ماخذ پایان نامه ابراهیم ادهم، ارکان تشبیه

دانلود پایان نامه ارشد

تشبیه مقید به مقید و بعد، مرکب به مرکب در شعر او حضوری چشمگیرتر دارد و موارد نسبتاً زیادی میتوان یافت. سپس، تشبیهات مقید به مرکب و مرکب به مقید. برای تشبیه مرکب به مفرد، موردی پیدا نشد که بنا بر قواعد تشبیه، کاملا عادی و پذیرفتنی است؛ زیرا که امر مرکب با شرح و تفصیلی که دارد و یک هیأت و تصویر ترکیبی است، قابل مقایسه و تشبیه با یک امر مفرد نیست.
ب) تشبیه از نظر شکل (ساختار):
از نظر شکل، تشبیهبه: ملفوف، مفروق، مضمر، تسویه، جمع، مشروط، تفضیل، معکوس (مقلوب)، قابل تقسیم است. شعر استاد خلیلی از این منظر تقریباً کم مایه است. اما با این حال در بین این موارد، تشبیه جمع از بسامد بیشتری برخوردار است. تشبیه مضمر در مرحلة بعدی قرار میگیرد و بعد از آن مشروط و معکوس. مابقی از بسامد بسیار پایینی برخوردار است تا آنجا که به زحمت میتوان شواهدی برای آنها یافت.
و اینک تعریف و شواهدی برای هریک:
1. تشبیه جمع:
در این نوع تشبیه برای یک مشبه دو یا چند مشبهبه آورده میشود. «وجه شبه در تشبیه جمع میتواند یکسان و یا متفاوت باشد».41
ـ عشق زن، شوق زن، محبت زن شعر زن، معنی و عبارت زن
زن (مشبه): عشق، شوق، محبت، شعر، معنی، عبارت (مشبهبه) (زن، ص 472)
ـ در جهان حکمت و دانش کشیدی نام تو شهره گردیدی بعالم قبه الاسلام تو
درس گاه شرع را آغاز تو انجام تو مؤمنان را دیدة روشن در این ایام تو
ایها الازهر نمیبینی چرا احوال ما
در میان اشک و خون آغشته ماه و سال ما
(ایها الازهر، ص 218)
تو (مشبه): آغاز درس گاه شرع، انجام درس گاه شرع، دیدة روشن برای مؤمنان (مشبهبه)
ـ کشور ما کشور ارباب ایمان بوده است قرنها دین الهی را نگهبان بوده است
خانقاه عشق و خلوتگاه عرفان بوده است سنگر مردان و مأوای دلیران بوده است
ایها الازهر سیاه بتشکن بودیم ما
خارالحاد و ستم را بیخ کن بودیم ما
(ایها الازهر، ص 218)
کشور ما (مشبه): خلقاه عشق، خلوتگاه عرفان، سنگر مردان، مأوای دلیران (مشبهبه)
ـ دوستان من قاصد درد و غمم شاعر اشکم سفیر ماتمم
(سفیر ماتم، ص 429)
من (مشبه): قاصد، سفیر (مشبهبه)
ـ گذشته دام بلا بود و تنگنای فریب به حلقههای شب و روز بسته بال و پرم
(پیری و ریختن دندان، ص 119)
گذشته (مشبه): دام بلا و تنگنای فریب (مشبهبه)
2. تشبیه مضمر:
اضمار، پوشیده نگاهداشتن است و تشبیه مضمر تشبیهی است که در آن با ساختار تشبیهی روبرو نیستیم، ولی مقصود گوینده تشبیه است بههرحال، جمله قابل تأویل به جملة تشبیهی است.
ـ تا هنوز از شعر من بوی شراب آید پدید شب چو کردم وصف چشم مست فتان تو را
(فیض عشق، ص 3)
گویا شاعر خواسته چشم معشوق را به شراب تشبیه کند که شعر وی از وصف آن بوی شراب گرفته است.
ـ آنکه باشد جیبش از اشعار شیوا پرگهر آنکه باشد دامنش از نثر رنگین چون بهار
(در پاسخ چکامة جناب پژواک، ص 93)
در مصراع اول، شاعر خواسته است اشعار شیوا را به گهر تشبیه کند و در مصراع دوم نثر زیبا را به بهار، اما این مقصود را به صورت صریح در ساختار تشبیهی ارائه نکرده است.
ـ به گمان تو بشر یکبهیک اعضای همند اینک ای شیخ اجل این همه اعدا بنگر
(به بارگاه سعدی، ص 184)
شاعر بشر را به یک پیکر تشبیه کرده است.
ـ مؤمنان را ز ازل بتشکنی آئین است بتشکن بازوی محمود و صلاحالدین است
(مبارکباد آوازگان، ص 220)
شاعر خواسته است ضمن در کنار هم آوردن محمود و صلاحالدین ایوبی، محمود را در بتشکنی به صلاحالدین تشبیه کند.
ـ من پیر شدم ولی هوس پیر نشد بال و پر این مرغ به زنجیر نشد
(هوسها، ص 346)
هوس را به اضمار به مرغ تشبیه کرده است.
ـ من بیوطن که دور از آغوش مادرم بنشستهام بر آتش و در خون شناورم
(تابوت آتشین، ص 117)
وطن را به مادر تشبیه کرده است.
ـ از بوستان فصل تو باشم خجل چو من مشت گیاه را به کف باغبان دهم
(تهنیت به استاد بیتاب، ص 121)
شعر خود را مضمراً به مشت گیاه تشبیه کرده است و استاد بیتاب را به باغبان.
ـ مرا زاد مادر چو شهباز علوی تمتع ز چون تو غرابی نخواهم
بدین طمع زاینده چون بحر مواج مدد از فسون سرایی نخواهم42
(فسون سراب، ص 301)
پوشیده مخاطب خود را به سرابی تشبیه کرده است.
3. تشبیه تسویه:
در این نوع تشبیه برای چند مشبه یک مشبهبه آورده میشود.
ـ چون دو چشمیم من و تو به یکی سراندر گربه یک چشم زند دشمن ما با خنجر
چشم دیگر شود از درد میان اخگر بهر ما و تو نباشد دگری درمانگر
قرنها ما و تو چون چشم به پهلوی همیم
چاره ساز هم و درد هم و داروی همیم
من و تو: مشبه چشم: مشبهبه (مبارکباد آوارگان، ص 220)
ما و تو: مشبه چشم: مشبهبه (در مصراع پنجم)
ـ آفتاب آن مرده نو بهارش افسرده سیل اشک و خون برده بوستان کابل را
اشک و خون: مشبه (در ماتم شهر کابل، ص 4)
سیل: مشبهبه
ـ سبحهاش دام بود و گیسو دام جلبه و خرقه و هیاهو دام
سبحه، گیسو، جذبه، خرقه، هیاهو: مشبه (شیخ ریایی، ص 469)
دام: مشبهبه
4. تشبیه مشروط:
«شباهت بین مشبه و مشبهبه در گرو شرطی است که آن را ذکر میکنند».43
ـ میتوان کرد چو من نالة خونبار کسی که چو سعدی مژهاش ابر گهرباری هست
(به بارگاه سعدی، ص 186)
هنگامی کسی میتواند مانند من نالة خونبار کند که مانند سعدی مژهاش همچون ابر گهرباری باشد.
به این صورت قابل توجیه است که: اگر چنانچه کسی مانند سعدی مژة گهرباری داشته باشد، میتواند مانند من نالة خونبار سر دهد، یعنی مانند من شعر غمانگیز بسراید.
2. تشبیه معکوس (ملقوب):44
در این قسم از تشبیه دو شیء را به هم تشبیه میکنند و سپس جای مشبه و مشبهبه را عوض کرده، مشبهبه را در حکم مشبه و مشبه را در حکم مشبهبه قرار میدهند.
ـ آبها شد آسمانی آسمان شد آبگون برگها شد زعفرانی بادها شد زرنگار
(در پاسخ به چکامة جناب پژواک، ص 91)
از صورت دیگر تشبیه مقلوب یا معکوس یعنی صورتی که در آن چیزی را که باید مشبه قرار دهند مشبهبه و چیزی را که باید مشبهبه قرار دهند مشبه قرار میدهند، در اشعار استاد خلیلی به نمونهیی برنخوردیم.
نتیجه:
در انواع تشبیه در قالب شکل، به لحاظ بسامد باید گفت که همة انواع تشبیه از بسامد نسبتاً کمی برخوردار است ولی با این حال میتوان گفت که تشبیه مضمر بیشترین تعداد را دارد و آنگاه تشبیه جمع برای تشبیه تسویه و مشروط و معکوس (مقلوب) شواهد انگشتشماری میتوان ذکر کرد و برای باقی انواع تشبیه یعنی ملفوف، مفروق و تفضیل موردی یافت نشد. البته با توجه به روش و اسلوب بیان استاد خلیلی که روشی ساده و همهفهم است، کمبود و یا حتی نبود بعضی از انواع تشبیهات امری عادی است.
ج) تشبیه به لحاظ ذکر و حذف ارکان (وجه شبه و ادات):
منظور از ارکان تشبیه در این مبحث، وجه شبه و ادات تشبیه است. از این حیث نیز میتوان انواعی برای تشبیه در نظر گرفت. در ذیل به شرح و تعریف اصطلاحات خاص این مبحث پرداخته شده، سپس نمونههایی برای هر مورد، از شعر استاد خلیلی آورده شده است. در پایان به تحلیل و بررسی کمی و کیفی این نوع تشبیه پرداختهایم. در ابتدا تعریف چند اصطلاح لازم به نظر میآید.
1. مجمل: تشبیهی است که وجه شبه در آن ذکر نشده باشد.
2. مفصل: تشبیهی است که وجه شبه در آن ذکر شده باشد.
3. مرسل: تشبیهی است که ادات آن ذکر شده باشد.
4. مؤکد: تشبیهی است که ادات آن محذوف باشد.
5. بلیغ: تشبیهی است که هم ادات و هم وجه شبه در آن محذوف باشد.
1. مرسل مجمل:
ـ تو گویی ماه یونس بود و ابرش چو ماهی کرده در حلق سیه در
ماه: یونس (ارمغان آقای پژواک، ص 89)
گویی: در حکم ادات است، معادل «به منظر میرسد»، «مانند این است» و امثال آن.
وجه شبه: محذوف
استاد صاحبدل: باغ + چون (ادات) (سرود معلم، ص 205)
ـ چون دو چشمیم من و تو به یکی سر اندر گر به یک چشم زند دشمن ما با خنجر
چشم دیگر شود از درد میان اخگر بهر ما و تو نباشد دگری درمانگر
قرنها ما و تو چون چشم به پهلوی همیم
چارهساز هم و درد هم و داروی همیم
در بیت اول: من و تو: دو چشم + چون (ادات) (مبارکباد آوارگان، ص 220)
ـ گرگ درنده در اطوار شبان میگردد مارکردار پی مغز جوان میگردد
گرگ درنده: مار + کردار (ادات) (مبارکباد آوارگان، ص 220)
ـ به دیوار فلک سایش بکوبد سر شوریدة خود را مکرّر
دیوار: فلک + ما (هیچ، ص 246)
ـ سیمگون برف کند خانة زارع معمور سهمگین ابر کند مزرع دهقان آباد
برف: سیم + گون (مهرگان و البرز، ص 61)
ـ آبگون سیارهها از آسمان در شگفت از روزگارت ماندهاند
سیاره: آب + گون (مجسمة بامیان،‌ص 233)
ـ تیراسا به پرتگاه عدم این مرصّع کمان نخواهد شد
مرصّع کمان: تیر + آسا (تقدیم به روان شهدای الجزایر، ص 73)
ـ شبح بیروح وی اندر ظلمات چون یکی مرده برون جسته ز گور
(آریایی سرود آخرین سوار، ص 249)
شبح بیروح در ظلمات: مرده برون جسته ز گور + چون
ـ تا یک کلاهوار ستاند نمد از خلق صد طفل را به جور ستم بیکلاه ساخت
نمد: کلاه + وار (خانوادة توانگر، ص 279)
ـ باغ شد در مهرگان چون دکة گوهرفروش تاک مرجان آفرین و شاخ شد بیجاده45 بار
باغ: دکة گوهرفروش + چون (در پاسخ چکامة پواک، ص 91)
ـ چون اژدهای گرسنه دژهای آهنین بمبهای مرگبار بصحن و فضای کیست
اژدهای آهنین و اژدهای گرسنه + چون (ماتمسرای، ص 58)
ـ آه آتشبار من گر سر کشد زی آسمان آبگون انجم فرو مانند از رفتار خویش
انجم: آب + گون (آه آتشبار، ص 104)
2. مرسل مفصل:
ـ برگ من ریخت از آن چون باران غیظ من جست از آن چون آتش
برگ: باران + چون + میریخت (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
غیظ: آتش + چون + میجست (وجه شبه)
ـ ناز پرود حیا مظهر ناموس و عفاف دختر غرقه به خون چون گل حمرا بنگر
(به بارگاه سعدی، ص 185)
دختر: گل حمرا + چون + غرقه به خون (سرخی): وجه شبه
ـ گر شدم پیدا که پردازم سخن شمعسان سوزم میان انجمن
ضمیر (م): من: شمع + سان + سوختن (وجه شبه) (راز آفرینش، ص 483)
ـ بده دستی که در طومار عمرم در این طومار مارآسای پرپیچ
قلم را سر کنم از روی اخلاص جوانمردانه بنویسم یکی هیچ
طومار عمر: مار + آسا + پرپیچ (وجه شبه) (هیچ، ص 248)
ـ دل ماتمزده امروز چو گل خندان است جای اشک از مژة خامه گهر غلطانست
دل ماتمزده: گل + چو + خندان (وجه شبه) (مبارکباد آوراگان، ص 220)
قابل تذکر است که منظور از خندان، پارهپاره و چاکچاک بودن است.
ـ مهین بانوی شاه بیتاب شد سراسیمه مانند سیماب شد
مهین بانوی: سیماب + مانند + سراسیمه (وجه شبه) (ابراهیم ادهم…، ص 437)
ـ نعره چون رعد غریونده به چرخ حمله چون برق، شتابان به زمین
نعره: رعد + چون + غریونده (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
حمله: برق + چون + شتابان
ـ «سیل» بر کنگرة قلعه نشست خیره بر دامن صحرا نگریست
دید چو نیست ز لشکر اثری زار بر خویش چو دریا بگریست
سیل: دریا + چو + زار نگریستن (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 250)
ـ چه سپاهی چو یکی ابر سیاه مست و شوریده و تند و سرکش
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
سپاه: ابر سیاه + مست و شوریده و تند و سرکش (وجه شبه)
ـ دید کز دور سواری پیداست لرزلرزان چو یکی سایه بر آب
سوار: سایه + چو + لرزلرزان (وجه شبه) (آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
ـ «سیل» زان نالة جانکاه حزین چون سپنید شد و از جا برخاست
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
سیل: سپند + چون + از جا برخاستن (وجه شبه)
ـ بینی که انتقام خدا حلقه بسته است چون اژدها بگردن افسونگر آفتاب
(آریایی سرود، آخرین سوار، ص 249)
انتقام خدا: اژدها + چون + حلقه بستن (وجه شبه)
ـ مهرگان چون مه من خرم و مهرانگیز است نرم دل، نغز ادا، نیکنظر، پاکنهاد
مهرگان: مه من + چون + خرم، مهرانگیز، نغز ادا، نیکنظر، پاکنهاد.
(مهرگان و البرز، ص 60)
3. موکد مفصل:
ـ دره گردید از سپیدی سر به سر دریای نور آب شد از روشنایی یک قلم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ارکان تشبیه، استعاره تبعیه، گروه اسمی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تشبیه تمثیل، تشبیه تمثیلی، ابراهیم ادهم، افغانستان