منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، انتقال معنا، مفهوم نما، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

پيامبر،9 مفهوم آن را در قالب شعري زيبا بيان ميدارد. پيامبر 9 فرمودند:
“لا تنظروا الى من هو فوقكم و انظروا الى من هو اسفل منكم فانّه اجدر أن لا تزدروا نعمة اللّه عليكم؛ در آن كس منگريد كه بالاى شما باشد در آن نگريد كه فرود شما باشد كه آن اولي تر بود كه نعمت خداى بر خود حقير ندارى”680
و اين معنى را شاعرى پارسى در بيتى چند گفته:
زمانه پندى آزاده وار داد مرا زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است.‏
زبان ببند مرا گفت و چشم دل بگشاى كه را زبان نه به بند است پاى با بند است‏
بدان كسى كه فزون از تو، آرزو چه كنى بدان نگر كه به حال تو آرزومند است‏681
گاه نيز بيان شعر به منظور استناد به برداشت غلط از يک حقيقت قرآني است که در افکار عمومي رايج شده است. يکي از مفسّران بعد از تبيين “تقوي” بهمعناي قدرت بر حفظ و حراست خويشتن در مقابل گناهان و مفاسد، اشتباه رايج مترجمان در معناکردن تقوي به “پرهيز” را مورد اشاره قرار ميدهد و مينويسد:
“در اين ديدگاه متّقي انساني است که از همه لذات چشم پوشيده و دست به سياه و سفيد نمي زند تا مبادا مرتکب لغزش و گناه گردد. دامن گرد آورده و پارسا گونه به کنجي مينشيند و از تقواي خود مراقبت ميکند؛ همانگونه که شيخ اجل سعدي شيراز ميگويد:
بزرگي ديدم اندر کوهساري قناعت کرده از دنيا به غاري
چرا گفتم به شهر اندر نيايي که باري، بند از دل برگشايي؟
بگفت آنجا پريرويان نغزند چو گل بسيار شد پيلان بلغزند682

2. تمثيل
تمثيلات و تشبيهات به علت کارکردهاي چندگانه و گسترده ، از ديرباز قالب مفيد و مؤثري در انتقال پيام به مخاطب و تأثيرگذاري مربّي بر متربّي در همه اقوام، فرهنگ ها و ملل جهان بوده است. هيچ علمي بي نياز از ذکر مثال براي اثبات حقائق و روشن ساختن و نزديک نمودن آنها به ذهن نميباشد.683 آنگاه که ساير روشها از بيان مراد آدمي عاجز باشند و مخاطب را از دستيابي به فهم مراد سخنگو بازدارند، مثال به صحنه مي‌آيد و راه را هموار ميسازد و در قالب الفاظي موجز و تشبيهي گويا، معنا را به وضوح به مخاطب منتقل ميکند.684 با توجّه به موارد کاربرد تمثيل در آثار فلسفي، مذهبي، حماسي، ادبي اين مدعا ثابت ميشود که تمثيل وسيله نيکوي تفهيم، تعليم و تربيت است.685
پيش از بيان دلايل اهميت تمثيل در تعليم و تربيت ذکر اين نکته لازم است که مراد ما از مثلها، نه ضرب‌المثلهاي رايج در تاريخ و ادبيات ملل؛ بلکه همان تشبيهات و تمثيلاتي است که با شباهت دادن يک چيز به چيز ديگر در صدد تفهيم بهتر و زيباتر يک حقيقتاند؛ اما ضربالمثلها که عبارت از جملات کوتاهي که ريشه در داستاني تاريخي دارد و به صورت پيامي غيرمستقيم به مخاطب ارائه ميگردد،686 مورد بحث ما نيست؛ هر چند نقش ضربالمثلها در تعليم و تربيت، در جاي خود قابل بحث و بررسي است.

دلايل اهميّت تمثيل در تعليم و تربيت
تمثيل در آموزش و پرورش و تعليم و تربيت داراي اهميّت و جايگاه ويژهاي به خاطر دلايل زير است:
الف. محسوس سازي و مفهوم نمايي معقولات و معارف بلند
انس بيشتر انسانها با محسوسات باعث ميشود فهم حقائق پيچيده عقلي و معارف بلند آسماني بر افکار انساني دشوار افتد؛ از اينرو مثالهاي حسي آنها را از فاصله دور دست نزديکتر ميآورد و در آستانه حس قرار ميدهد و درک آن را دلچسب و اطمينانبخش ميسازد.687 مثل، همانند ريسماني است که از اوج معرفتهاي والا به سطح افهام توده مردم آويخته ميشود تا آنان که توان ادراک معارف بلند را در قالب ممثّل ندارند به مثل تمسک جسته و در حدّ خود بالا بروند و ممثّل را در سطح مناسب خويش ادراک کنند.688 “اصل عينيت” که يکي از اصول مهم تعليم و تربيت است، با “تمثيل” تجلّي مييابد و آموزش را آسانتر و گوياتر مي‌سازد.689 اهميّت اين روش در مسائل تعليم و تربيت به گونهاي است که برخي از روانشناسان معتقدند که استدلال از راه تمثيل، اساس هوش عمومي است؛ از اينرو وظيفه اصلي معلم را به پلسازي تشبيه مي‌کنند؛ به اين معنا که تعليم، از راه شناخت وجوه مشابه و تفاوتهاي يک چيز با چيز ديگر صورت ميگيرد و مسايل درک ميشوند.690
ب. شمول و فراگيري مخاطبان
مخاطبان تمثيل، گروه و سطح فکري خاصي نيست بلکه گسترهاي به وسعت آدميان دارد. هرچند يکي از مهمترين کارکردهاي تمثيلات نزديک ساختن معاني معقول به محسوس است و از اين منظر به نظر ميرسد مخاطبان آن عمدتاً کم بهرهگان از مسائل عقلي و معارف ژرف و عميقاند؛691 امّا تدبّر در ديگر کارکردهاي آن، اثباتکننده تمايل و نياز عمومي آدميان در تمام سطوح فکري و معرفتي به تمثيل است. با توجّه به همين ويژگي، “فارابي” مثال را از بليغترين و جامعترين حکمتها ميشمارد و معتقد است: “مثل چيزي است که عوام و خواص الفاظ و معاني آن را دوست ميدارند تا جايي که همچون هديه اي به يکديگر مي‌بخشند…”692
ج. برانگيزي نيروي فکر و انديشه مخاطب
تمثيلات ميدان گستردهاي براي فکر و انديشه آدمي فراهم ميسازد که در ابعاد و اعماق آن بينديشند و اهداف و پيامهاي آنرا کشف کند.693 هر چه تمثيل دقيقتر و حکيمانهتر ارائه شود بستر خردورزي بيشتري را فراهم ميسازد. از منظر مخاطب نيز اين مسأله قابل تحليل است. دانايي و هوشمندي افزونتر مخاطب، او را به زوايا و اعماقي از تمثيل ميکشاند و پيامهايي را به او گوشزد ميسازد که در بسياري از موارد مخاطبين کم برخوردار از اين هوشمندي، به فهم آن توفيق نمييابند. بنابراين، امثال از يک سو، انديشه انسان را پويا ميکند و از سوي ديگر، فهم ژرفتر آنها نيازمند انديشه پويا و ذهن خلّاق و عمقنگر است؛ از اينرو، قرآن کريم هر چند مخاطب مثلها را عموم مردم ميشمارد؛ امّا فهم کامل لايههاي پررمز و راز و پيامهاي گسترده آنرا در گرو ژرفانديشي عالمانه ميداند: “وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُون؛ و اين مَثَلها را براى مردم مى‏زنيم و[لى‏] جز دانشوران آنها را درنيابند”694
د. اثر گذاري شگرف بر مخاطب
“تمثيل” از آنجا که با فکر و جان مخاطب مأنوس است و بيشترين معنا را در کمترين الفاظ بيان مي‌کند و تصويري گويا از يک حقيقت ارائه مي‌دهد، بر روح و جان انسان تأثيري عميق و ماندگار بر جاي مي‌گذارد و از آنجا که پايدار سازي يک آموزه در تعليم و تربيت جايگاه مهمي دارد نقش تربيتي “تمثيلات” از اين منظر نيز قابل توجّه است. ترسيمي که يک تمثيل هوشمندانه و حکيمانه از يک حادثه ارائه ميدهد گاه به قدري انسان را به آن نزديک ميکند که گويا در آن معرکه حضور دارد؛ حتي بيش از اين، گاه خود را قهرمان آن معرکه احساس ميکند.695 کاربرد “ضرب” براي “مثل” (وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاس696) نشانگر همين تأثير نفساني و انفعال و هيجاني است که در وجود انسان باقي ميگذارد؛ مِثل آن که سخني را در گوش شنونده بکوبند، اين چنين تمثيلات در قلب وي نفوذ ميکند و به اعماق روح او وارد ميگردد.697 در مسائلي که نياز به بيدارسازي وجدان متربّي و خارجسازي از غفلت و زنده نگه داشتن هوشياري وي دارد، تمثيلات نقش مهمّي بر عهده دارد. تصوير و تخيّلي که بهواسطه تمثيل از يک حقيقت غايب به ظهور ميرسد محرّک و آموزنده است؛ مانند تصوّري که شبانگاه براي شخص به وجود ميآيد و مانع خواب او ميگردد و پياپي او را به فکر وامي دارد و عاطفه و حالت خاصّي به او ميبخشد. تصّور معاد، تصّور نگاههاي خدا به انسان، تصّور وجود پيامبر، تصّور داستان راستان، همه و همه، محرّک، آموزنده و سازندهاند.698 کافي است تصوير‌سازي قرآن از وضعيت منافقين در آيات 17- 21 سوره بقره مورد تدبّر قرار گيرد تا خوفآفريني هنرمندانه قرآن از اوصاف و احوال ايشان در قالب تمثيل تحسين شود.
ه. ايجاد زمينه پذيرش با کاستن از تلخي پند
گريز آدميان از تذکّر و نصيحت مستقيم، اتخاذ روشهاي تربيتي و قالبهاي بياني غيرمستقيم را ضروري ميسازد. در آنجا که ظرفيت يا حساسيت مخاطب و شرايط زمان و مکان اجازه بيپرده سخن گفتن را نمي‌دهد “تمثيل” ابزار مناسبي است تا تلخي پند و اندرز مستقيم را بکاهد و تأثير کلام را به کمال رساند.699 آري “لسان مَثَل در پرده کنايت و اشارت که ابلغ از تصريح است مطالب عاليه و حِکَم شافيه را تعليم مي‌دهد”700
و. تنوّع بخشي، جذاب سازي و زينت بخشي به کلام
مَثل به منزله واعظي شيرينزبان و ناصحي مهربان است که افراد امّت را با زباني ساده و بياني دلچسب و ملايم به پيروي از اخلاق حسنه و ترک اعمال نکوهيده دعوت کرده اخلاق و افکار آنها را به بهترين ترتيبي تهذيب و تنوير مينمايد. واعظ و خطيب هرقدر شيرين سخن باشد ممکن است وعظ و خطابه او در برخي شنوندگان توليد کسالت و ملال کند؛ امّا امثال از اين نقص مبرا بوده و هر گوشي از شنيدن آن لذّت ميبرد و هيچکس از مطالعه آن خسته و دلتنگ نميشود.701 “تمثيلات” از اينمنظر، مصداقي از “طرايف الحکم” است که طلب کردن آن، براي زدودن خستگي و دلتنگي قلبها در روايت امام علي7 توصيه شده است : “انّ هذهِ القلوب تَملّ کما تملّ الأبدان فابتغوا لها طرائف الحکم؛ همانا اين قلب ها همانند بدن ها خسته مي‌شوند؛ پس براي آنها لطايف حکمت آميز را فراهم سازيد “702
ابوهلال عسکري گويد: “مثل بر فخامت منطق ميافزايد و ارزش آن را در دلها و شيريني آن را در سينهها زياد ميکند و دل را به حفظ آن ميخواند و به هنگام صحبت بازگويي آن را به کار ميدارد”703
بخشي از جاذبه کلام تمثيلي مرهون زيبايي آن است. صاحب “عقد الفريد” با اشاره به اين ويژگي مي‌نويسد: “مثل، آرايش و زينت کلام و جوهر لفظ و شيريني معنا و مفهوم است…چيزي از ارزش آن نميکاهد و جاي آن را نميگيرد”.704 “نظّام” نيز معتقد است: “در مثل چهار چيز موجود است که در ديگر سخنان نيست: ايجاز در لفظ، انتقال معنا، تشبيه نيکو و کنايه زيبا و اين آخرين پايه بلاغت سخن است که بالاتر از آن ممکن و متصوّر نيست”705
ز. متقاعد سازي و اقناع بخشي
در بسياري از موارد ذکر کليات مسائل به صورت مستدلّ و منطقي براي متقاعدسازي لجوجان کفايت نمي‌کند و آنان همچنان بر مواضع خويش سرسختانه پاي ميفشارند؛ امّا هنگامي که مسأله در قالب مثال ريخته ميشود راه را چنان بر او ميبندد که ديگر مجالي براي بهانهگيري او باقي نمي ماند.706
“در مَثل، خصمِ سرسخت کوبيده شده و نيروي ظاهري شخص گستاخ در هم ميشکند؛ زيرا مثالآوردن چنان تأثيري دارد که وصف شيئ به تنهايي آن تأثير را ندارد؛ از همينروي خداوند متعال در قرآن و ساير کتابهاي خويش مثالهاي بسياري را آورده است”707 بنابراين يکي از کارکردهاي تمثيلات نقش آنها در پاسخ به شبهات ديني است.
بديهي است که هر چه تمثيلات، فنّيتر و هوشمندانهتر بيان شنوند تأثير بيشتري در مخاطب خواهند داشت و گستره کارکردي افزونتري خواهند يافت. از آنجا که تمثيلات قرآن محصول علم و اراده خداوند حکيم عليم است بيشترين تأثيري تربيتي را در اين تمثيلات مشاهده ميکنيم.
به نظر برخي نويسندگان، تمثيلات قرآن داراي ويژگيهاي مؤثر زير است:
جامعيت و گستردگي مخاطبان، سهولت و قابل فهم بودن، تصويرگري فوق العاده به مفاهيم و حيات بخشي جذاب به الفاظ، استفاده از مظاهر و پديدههاي طبيعي در تمثيلآفريني، دقّت و واقعيّت، ارتباط و هماهنگي با محيط، تنوّع اسلوب، نظم منطقي و توالي موضوعات،708 بهرهگيري از روش مقايسهاي و تقابل و رويارويي صحنه ها، و…709
مفسّران و مربّيان و مبلّغان ميتوانند با الگوگيري از اين ويژگيها در تمثيلپردازي خويش، مايه غناي معرفتي و انگيزشي گفتار و نوشتار خويش گردند و جنبه تربيتي و تأثيري آنرا افزون سازند.
جايگاه تمثيل در تفسير تربيتي
قرآن کريم به عنوان کتاب تعليم و تربيت به درستي از عنصر تأثير گذار تمثيل به منظور خردورزي و تفکّر، ارشاد خلايق، تبيين اهداف و مقاصد و توضيح معارف خويش بهره گرفته است. کثرت کاربردي اين عنصر در قرآن710 حکايت گر اهميّت اين قالب تربيتي و آرايه ادبي قرآن است.
مفسّر در تفسير تربيتي به گونههاي مختلفي ميتواند تجلّيبخش اين ابزار تربيتي باشد.
الف. پردازش تربيتي آيات تمثيلي
تمثيلات قرآن مانند ديگر آيات قرآن از جنبه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نزول قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، اوقات فراغت، حقوق زنان