منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

و… از اين جمله است. قرآن کريم به تمام اين ابعاد توجّه داشته است؛ بنابراين، مفسّر نيز بايد تجلّيبخش اين توجّه باشد. تکيه بر بُعد عاطفي از طريق غلبه رويکرد واعظانه و احساسي در تفسير و غفلت از جهات استدلالي و اقناعي، مخاطبان را سطحينگر ميسازد؛ چنانکه غفلت از بعد عاطفي دين و تأکيد بر عقلانيت محض،505 شور و نشاط، روحانيت و شوقآفريني را کمرنگ مينمايد؛ زيرا عقل و عاطفه جزئي از وجود انساناند و غفلت از هر يک بهمعناي غفلت از يک نياز ضروري و فطري است.
استنطاق تربيتيِ (تربيت عاطفي) يک آيه فقهي، از نشانههاي يک نگرش تربيتي موفّق است که در تفسير آيه زير انعکاس يافته است:
“حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ؛ [نكاح اينان‏] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمّه‏هايتان، و خاله هايتان، و دختران برادر، و دختران خواهر…”506
“… عواطف مادرى و فرزندى و خواهرى و خويشان نسبى و خونى كه بايد سرچشمه جوشان و سازنده انسانهاى سرشار از محبّت و رحمت و خير به ديگران شود، اگر با انگيزه و جاذبه شهوت جنسى و حيوانى آلوده و سدّ گردد، افراد را ساقط و پست، و نسل را مخلوط و ناشناخته و روابط را نابسامان مى‏گرداند. تحريم و حرمت اين محرّمات، به حكم فطرت و شرع، براى همين است كه در كانون پر از صفا و محبّت پاك، افراد رشد و شخصيت عاطفى و انسانى يابند و بالغ شوند و با آميزش دائمى كه با هم دارند، انگيزه‏ها و وسوسه‏هاى شهوانى را مهار كنند و قدرت تقوا كسب كنند و شايسته تكوين خانواده ديگر و تربيت و ساختن افرادى ديگر گردند و به سوى ديگران روى آرند” 507
پيام تربيتي زير نيز انعکاس “تربيت اقتصادي” و نکوهش رويکرد دنياگريزانه است.
“كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوف…؛ بر شما مقرر شده است كه چون يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خويشاوندان [خود] به طور پسنديده وصيت كند …”508
“…جالب اينكه در اينجا به جاى كلمه “مال” كلمه “خير” گفته شده است. فرموده : اگر “چيز خوبى” از خود به يادگار گذارده وصيت كند. اين تعبير نشان مى‏دهد كه اسلام ثروت و سرمايه‏اى را كه از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به كار گرفته شود خير و بركت مى‏داند و بر افكار نادرست آنها كه ذات ثروت را چيز بدى مى‏دانند خط بطلان مى‏كشد و از زاهد نمايان منحرفى كه روح اسلام را درك نكرده و زهد را با فقر مساوى مى‏دانند و افكارشان سبب ركود جامعه اسلامى و پيشرفت استثمارگران مى‏شود بيزار است”509
4-1-2. جامع نگري در توجّه به روش‌هاي تربيتي
تعليم و تربيت به منظور کارايي و تأثير بيشتر از روشهاي گوناگوني مانند موعظه، تذکّر، الگوگيري، قصه پردازي و … بهره مي‌گيرد.510 مفسّر تربيتي بسان مربّي چيرهدستي که درصدد تأثير گذاري هر چه بيشتر و بهتر بر مخاطبان است، بايد از روشهاي متنوع بهره گيرد. روشهاي مختلف در تفسير تربيتي، با دو نگاه مي‌تواند صورت گيرد: يکي روشهاي تربيتي که خود قرآن از آن استفاده کرده است؛ ديگري روشهايي که مفسّر بايد در تفسيري که ارائه ميدهد از آنها استفاده کند. بنابراين، يکي قرآنمحور است و ديگري مفسّر‌محور. تنوّع روشهاي تربيتي به خاطر تفاوت طبايع انسانها از يک سو، تفاوت حالات آدميان در شرايط مختلف از سوي ديگر و تفاوت سطح فکري و روحي مردم از سوي سوّم است. تنوّع روشهاي تربيتي اين امکان را فراهم ميآورد که تمام مخاطبان با وجود تفاوت فکري، طبيعتي و روحي، تحتتأثير آموزههاي تربيتي قرآن قرار گيرند و پذيرا شوند؛ از همينرو، قرآن طيف وسيعي از روشهاي تربيتي را به خدمت گرفته است.511 مفسّر تربيتي بايد اوّلاً؛ اين روشها را شناسايي کند، ثانياً؛ با در نظر گرفتن موضوع، محتوا و مخاطب، اين عناصر را به خدمت گيرد؛ براي‌مثال، موضوعات اخلاقي تناسب بيشتري با روش تذکّر و موعظه دارد تا مباحث اعتقادي که جنبه اقناعي و استدلالي آن قوي تر است.
کشف روش تربيتي قرآن گاه با نگاه ابتدايي صورت مي‌گيرد و گاه نيازمند ژرف کاوي در يک آيه، چند آيه و حتي مجموعه‌اي از سوره‌هاست؛ چنانکه از آيه هفدهم سوره بقره ميتوان به “روش تمثيلي” قرآن پي برد، يا از مجموعه آيات سوره يوسف به “روش قصه‌گويي” قرآن دست يافت. گاه نيز روش تربيتي قرآن در تثبيت، درونيسازي يا تبليغ يک “موضوع” مانند “ربوبيّت”،512 “نماز” و “زکات” واکاوي ميشود؛ گاه نيز شيوههاي بهکاررفته در يک روش براي بهرهوري بيشتر از آن مورد تفحّص قرار ميگيرد؛ براي‌مثال، “روش طرح سؤال” واکاوي ميشود و روشهاي طرح سؤال در قرآن مورد تحقيق قرار ميگيرد.513 بديهي است توسعه تدبّر در روش‌هاي تربيتي قرآن به کاربست پرفايده آنها در فرآيند تدوين تفسير تربيتي کمک مي‌کند. مفسّر تربيتي با تأمّل در محتواي آيات و سورهها و نيز روابط ميان آنها و قراين و سياق موجود در کلام، و با بهرهگيري از دانشهاي ادبي بلاغي… و نيز با اشراف بر مسائل تربيتي ميتواند اين روشها را کشف کند و در تدوين تفسير بهکار بندد.
يکي از مفسّران درباره اسلوب تربيتي قرآن و روش کشف آن مينويسد:
“اسلوب تربيتى و پرورشى كه قرآن از آن در تزكيه نفس پيروى مى‏كند، به خودى خود روش و اسلوبى علمى است و مشتمل بر مراحلى است كه با مراحل تزكيه و آنچه به آن مربوط مى‏شود، از انگيختن عاطفه و توجيه فكرى و مقدار حركت ايمانى ارتباط دارد كه با حكمت بالغه‏اى انديشه موظف كننده را با هدف مورد نظر به يكديگر پيوند مى‏دهد.
در يك كلمه بايد گفت كه: بشريت قرن هاست كه در صدد وضع روشها و برنامه‏هايى علمى براى آموزش و پرورش تلاش مى‏كند، و قرآن در استخدام همه اين روشها و جز آنها كه بيان آنها به تفصيل مى‏انجامد، بر بشريت پيشى داشته است. اين مطلب ما را به دو حقيقت رهبرى مى‏كند:
1. مى‏توانيم از راه پيگيرى روشهاى آيه به آيه و موضوع به موضوع قرآنى، به شايسته‏ترين روشها و برنامه‏هاى علمى دسترسي پيدا كنيم.
2. مى‏توانيم با شروع حركت از يك نقطه در مطالعه اين روشها به قاعده‏اى فراگير، پس از ملاحظه تمامى قرآن حكيم دسترسي پيدا كنيم؛ همان‏گونه كه يك مهندس شايسته از نگريستن به يك بنا مى‏تواند قاعده‏ آن را پيدا كند كه بر وفق آن قاعده، بناى مورد نظر ساخته شده است و نيز همچون تشخيص پزشكى كه با مهارت خود مى‏تواند از روى يك نسخه پزشكى، آن قاعده علمى را كه به استناد آن اين نسخه نوشته شده است بازشناسد.514
بيان زير، نمونهاي از تلاش يکي از مفسران در زمينه کشف و ارائه روشهاي تربيتي قرآن است:
“در قرآن مجيد بسيارى از حقايق مربوط به معارف دينى و اخلاقى و اجتماعى در قالب سؤال، طرح ميگردد و طرفين مسئله در اختيار شنونده گذارده مى‏شود تا او با فكر خود يكى را انتخاب كند، و اين روش كه بايد آن را روش غير‌مستقيم ناميد، اثر فوق العاده‏اى در تاثير برنامه‏هاى تربيتى دارد؛ زيرا انسان، معمولا به- افكار و برداشتهاى خود از مسائل مختلف بيش از هر چيز اهميت ميدهد. هنگامى كه مسئله به صورت يك مطلب قطعى و جزمى طرح شود، گاهى در مقابل آن مقاومت به خرج مي دهد و همچون يك فكر بيگانه به آن مي نگرد، ولى هنگامى كه به صورت سؤال طرح شود و پاسخ را از درون وجدان و قلب خود بشنود آن را فكر و تشخيص خود مي داند و به عنوان” يك فكر و طرح آشنا” به آن مي نگرد و لذا در مقابل آن مقاومت به خرج نمي دهد، اين طرز تعليم مخصوصاً در برابر افراد لجوج و نيز در برابر كودكان مؤثر است.515
نمونهاي از کاربست روشهاي تربيتي در تدوين تفسير را ميتوان در بيان تمثيلي يکي از مفسران، ذيل آيه “اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم”516 مشاهده کرد. ايشان در پاسخ به اين پرسش که: چرا رهيافتگان صراط مستقيم، پيوسته در نماز طلب هدايت به آنرا دارند مي‌نويسد:
“مثل ما و همه موجودات (از يك نظر) مثل لامپهاى برق است، اگر مى‏بينيم نور لامپ، متصل و يكنواخت پخش مى‏شود بهخاطر آن است كه لحظه به لحظه نيرو از منبع برق به او ميرسد، منبع برق هر لحظه نور جديدى توليد مى‏كند و به وسيله سيمهاى ارتباطى به لامپ تحويل مى‏گردد؛ هستى ما نيز همانند نور اين لامپها است؛ اگر چه به صورت يك وجود ممتد جلوه‏گر است ولى در حقيقت لحظه به لحظه وجود تازه‏اى از منبع هستى آفريدگار فياض به ما ميرسد؛ بنابراين همانگونه كه هر لحظه وجود تازه‏اى به ما ميرسد، به هدايت جديدى نيز نيازمنديم؛ بديهى است اگر موانعى در سيمهاى معنوى ارتباطى ما با خدا ايجاد شود، كژيها، ظلمها، ناپاكيها و … پيوند ما را از آن منبع هدايت قطع مى‏كنند و همان لحظه از صراط مستقيم منحرف خواهيم شد. ما از خدا طلب مى‏كنيم كه اين موانع پيش نيايد و ما بر صراط مستقيم ثابت بمانيم”517

4-1-3. جامع نگري در توجّه به اهداف تربيتي
بحث از “اهداف تربيت” در کتب تعليم و تربيت بسيار بااهميّت است؛ زيرا اساساً تربيت، عملياتي هدفمند و مقصدگراست که ناگزير نيازمند محدودسازي اهداف است و گرنه بيثمر خواهد بود.518
هدفگذاري تربيت بايد بر معيارهاي اصيل نهاده شود؛ اوّلاً؛ سازگار با مهمترين هدف زندگي يعني “کمال نهايي” انسان باشد. ثانياً؛ در تأمين نيازهاي گوناگون (دروني و بيروني، فردي و اجتماعي) مؤثّر باشد. ثالثاً؛ قابلوصول و پويا باشد.519 بيشک گزيش اهداف تربيتي نيازمند تنقيح مباني لازم؛ اعمّ از مباني علمي، فلسفي (معرفتشناسي، هستيشناسي، ارزششناسي، انسانشناسي) و ديني است. در پژوهشهاي تربيت اسلامي اين مباني تعريف و تنقيح شده است؛ هدفگذاري ما نيز مبتني بر دادههاي اين پژوهشهاست.520 از آنجا که تربيت اسلامي بر محور تربيت قرآني نهادينه ميشود، اهداف تربيتي، منطبق با اهداف قرآن، به عنوان کتاب تربيت خواهد بود؛ از اينرو طبقهبنديهاي رايج در علوم تربيتي که مبتني با هدفگذاريها و کارکردهاي خاص آن علوم است521 صرفاً در چارچوب اهداف تربيتي قرآن مورد ارزيابي و طبقهبندي قرار ميگيرد. تربيتهاي صرفاً مبتني بر عقل فردي و عقل اجتماعي، معمولاً اهداف تربيتي خود را ناقص و مبتني بر برخي از ساحتهاي وجودي انسان قرار دادهاند؛ از اينرو عمدتاً “تربيت شهروند شايسته”،522 با معيارهاي مبتني بر مهارتهاي جسمي و عقلي سازگار با منافع اقتصادي، صنعتي، فرهنگي و سياسي جوامع هدف و بيتوجّه به بُعد تکاملي عقلي، روحي و عاطفي523 يا تأمين نيازهاي حيات اخروي در نظر گرفته شده است؛ امّا ويژگي تربيت قرآني524 جامعيت در اهداف است. طرح قرآني جامعيت در هدف، هم هدف نهايي و غايي را تعريف ميکند و هم اهداف ابزاري و واسطه‌اي را ميشناساند. هدف غايي، ضمن دارابودن ويژگيهايي همچون همسازي با فطرت، شوقآفريني و برانگيزندگي، وحدت با هدف آفرينش و عدم محدوديت، از جامعيت نيز برخوردار است؛ به اينمعنا که دربرگيرنده تمام ارزشهاي انساني است. اين هدف همان “توحيدي شدن” است و ديگر اهداف مانند قرب الهي، فوز و فلاح، حيات طيّبه، فردوس و رضوان، جلوه‌هاي متنوّع از همين حقيقتاند.525 اهداف واسطهاي و ابزاري نيز حرکت به سوي همين هدف غايي را تمهيد ميکنند. اين اهداف در مدلهاي گوناگوني تعريف شده اند؛ از جمله رايجترين اين مدل ها، طبقه بندي اهداف به: اهداف تربيت در رابطه انسان با خدا، با خود، با ديگران، با طبيعت526 و با تاريخ527 به عنوان “اهداف کلي تربيت” است؛ آنچه در تدوين تفسير تربيتي اهميّت دارد توجّه به “جامعيت اهداف” است؛ برخلاف رويکرد به قرآن از زاويه ارتباط بين انسان، خدا و آخرت، مفسّر تربيتي در نظامي معتدل و متوازن و با حفظ جهتگيري اصلي توحيدي، ارتباط نظامواري را با همه عناصر دخيل در سعادت انسان؛ اعمّ از مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و نيز همه ساحتهاي وجودي او برقرار کرده پيامهاي گوياي آنها را استخراج کرده ارائه ميدهد؛ برايمثال درحاليکه برخي از مفسّران مدلول آيه زير را بسيار محدود معنا کردهاند،528 مفسّر جامعنگرِ هدفگرا، اين چنين به تفسير آيه پرداخته است:
“يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه منابع معرفت، امام صادق