منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

قرار گرفتن در کنار يک داده تربيتي، جلوهگر بُعد تربيتي‌اند؛ براي مثال، در آيه “وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزيلا؛ و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى بر مردم بخوانى، و آن را به تدريج نازل كرديم”227 هر گاه به اصل تربيتي “تدربج”228 آگاه باشيم و نگاه ما نيز در تفسير آيه بر محور غلبه صبغه تربيتي قرآن باشد، به اين نکته اشاره خواهيم کرد که از ضروريات تحوّل تربيتي، توجّه به حرکت گام به گام و نيز رعايت شرايط و توانايي هاي مخاطبان است.229 در غير اينصورت صرفاً به نقش نزول تدريجي قرآن در زمينه حفظ و فهم آيات آن بسنده ميکنيم230 و دغدغهاي نسبت به تبيين شيوه تحوّلساز قرآن در مردمي که قرن‌ها به عادات جاهلي خو گرفته بودند و قرآن، هنرمندانه آهنهاي زنگار گرفته وجود آنان را به طلاي ناب ايمان مبدّل ساخت، نخواهيم داشت.
يکي از مفسّران تحت‌عنوان “برنامه‏ريزى براى تعليم و تربيت” به برخي از درسهاي تربيتي آيه اشاره کرده است:
“يكى از درسهاى مهم… لزوم برنامه‏ريزى براى هر گونه انقلاب فرهنگى و فكرى و اجتماعى، و هر گونه برنامه تربيتى است، چرا كه اگر چنين برنامه‏اى تنظيم نگردد و در مقاطع مختلف هر كدام به موقع خود پياده نشود شكست قطعى است، حتىّ قرآن مجيد يك جا بر پيامبر ( نازل نشد، هر چند در علم خدا يك جا بود و يك بار در شب قدر مجموعا بر پيامبر ص عرضه شد…جايى كه خدا با آن قدرت و علم بى‏پايانش چنين كند تكليف انسانها روشن است. اصولاً اين يك قانون و سنّت الهى است كه نه تنها در عالم” تشريع” بلكه در عالم” تكوين” نيز عينيّت دارد، هرگز شنيده‏ايد كودكى از مادر يك شبه متولد شود؟ … بنا براين چگونه مى‏توان انتظار داشت كه مخصوصاً در مرحله سازندگى يك جامعه از نظر فكرى و فرهنگى و يا از نظر اقتصادى و سياسى يك شبه همه چيز اصلاح شود؟ اين سخن بدين معنى نيز هست كه اگر از تلاش‌هاى خود در كوتاه مدت نتيجه نگرفتيم، هرگز نبايد يأس و نوميدى به خود راه دهيم و دست از ادامه تلاش و كوشش برداريم. توجّه داشته باشيم كه غالباً پيروزي‌هاى نهايى و كامل در دراز مدت است.”231
د. برخي از آيات در ساختار مجموعي و کلّي خود يک روش يا اصل تربيتي را گوشزد ميکنند. مثلاً مجموعه آيات تحريم شراب بر اصل “تدريج” و ضرورت در نظر گرفتن شرايط مخاطبان دلالت دارد؛ يا مجموعه آيات داستان سوره “قلم” ميتواند حاوي پيامي جدا از پيام‌هاي تکتک آيه باشد. “انحصار طلبي بلاي بزرگ ثروتمندان” و “رابطه ميان گناه و قطع روزي” از جمله پيام‌هايي است که از مجموعه آيات و نتيجه داستان “ياران باغ” در سوره “قلم” توسط يکي از مفسّران استخراج مي‌گردد.232
ذ. برخي از آيات در سير مجموعي خود، سيره تربيتي قرآن را در يک موضوع روشن ميکند؛ مثل پيامهاي تربيتيِ حاصل از بررسيِ موضوعيِ آيات نماز در سير نزول تدريجي. اين دلالت‌ها ميتواند از بررسي آيات نماز به روش موضوعي رايج، موضوعي تنزيلي (به ترتيب نزول) موضوعي مصحفي (به ترتيب مصحف) يا ديگر رويکردهاي تفسير موضوعي استخراج گردند.233
1-1-2. : تفسير تربيتي در قالب تفسير موضوعي

گاه آموزه‌هاي تربيتي قرآن در قالب تفسير موضوعي استخراج ميشود. با بهرهگيري از اين روش ميتوان به نگاه قرآني جامعي نسبت به موضوعات تربيتي دست يافت و حتيّ عناصر نظام تربيتي بر محور آموزههاي قرآني را استخراج کرد.
موضوعات تربيتي در تفسير موضوعي، گاه از درون قرآن استخراج شده و ابعاد و زواياي آن مورد کاوش قرار مي‌گيرد؛ (بهرهوري درونمتني) و گاه از بيرون قرآن گزينش شده و از منظر قرآن مورد بررسي قرار مي‌گيرد. (بهره‌وري برون‌متني).
الف. تفسير تربيتي موضوعي با بهره‌وري درون متني از قرآن
در اين قسم، موضوعات تربيتي از متن قرآن انتخاب شده و ابعاد آن مورد تحليل قرآني قرار ميگيرد؛ براي‌ مثال؛ موضوعات تربيتيِ تذکّر، موعظه، عبرتدهي، بشارت، انذار، امر و نهي، مشورت، ابتلا و امتحان و … گزينش شده ابعاد و زواياي آن‌ها مورد پژوهش قرار گرفته و نقش آنها در منظومه تربيت قرآني تحليل مي‌شود؛ براي مثال، در نمونه موفّق پژوهش شده234 در موضوع روش تربيتي “تذکّر و يادآوري”، بعد از مفهوم شناسي “ذکر” در لغت و قرآن و تبيين اهميّت و جايگاه آن، به مباحث زير اشاره شده است:
محورهاي تذکّر: (ذکر و ياد خدا، يادآوري نعمت هاي الهي، يادآوري سرگذشت ديگران، يادآوري مرگ و قيامت)، روشهاي متناظر به آن: (تذکّر و موعظه، تذکّر و عبرت، تذکّر و امر و نهي، تذکّر و انذار)، شيوه‌هاي تذکّر: (ارجاع به گذشته، توصيه و سفارش، موعظه، تمثيل، تواجهه با وجدان، انذار و تخويف، سختگيري و فشار غيرمستقيم، برخورد قهري شديد)، شرايط اثرگذاري تذکّر: در تذکّردهنده (متذکّربودن، برخورد نرم و لطيف، پرهيز از اجبار و اکراه)؛ در چگونگي انتقال پيام: (آساني و قابل فهمبودن، تداوم و تکرار، تمهيل و دادن فرصت کافي)؛ در مخاطب: (تعقّل و تدبّر ناب، ايمان، انگيزه و احساس مسئوليت)، آسيب شناسي روش تذکّر: (تسلط شيطان، نفاق و ريا، دوستي مال و فرزند، پيمان شکني)
در پرتو نتايج تفسير تربيتي موضوعي از “موعظه”، مخاطبين، به ويژه مربّيان، با شرايط موعظه صحيح و تأثير گذار در فرايند تربيت آگاه ميشوند؛ براي‌مثال، به بررسي مختصر نقش “ارجاع به گذشته” که يکي از شيوه‌هاي تأثير‌گذار در “تذکّر” است ميپردازيم. 235
“انسان به دليل غرق‌شدن در وضعيت موجود و کنوني خود، وضعيت گذشته خويش را فراموش ميکند و طبيعي است که به مقتضاي وضعيت حال، سلوک و رفتاري را از خود بروز ميدهد که با گذشته او تناسبي ندارد. او تجارب زندگي فردي و اجتماعي خود در گذشته را از ياد ميبرد و ممکن است دست به هر اقدامي بزند و اگر موقعيت مطلوبي نداشته باشد از زندگي مأيوس ميشود و توکّل خود را از دست ميدهد؛ در چنين وضعيتّي، “ارجاع مخاطب به گذشته” خود و ديگران، ميتواند يکي از شيوههاي “تذکّر” باشد که به چند صورت قابل انجام است:
در صورت اوّل، ميتوان افراد را به زندگي شخصي و رفتار آنها در گذشته ارجاع داد. از موارد کاربرد اين شيوه در قرآن داستان برادران يوسف7 است؛ آنگاه که آنان براي بار سوّم با درماندگي خدمت يوسف7 رسيده از او تقاضاي کمک و صدقه، و پذيرش بضاعت ناچيز خود کردند236 در اين هنگام بود که يوسف7 آنان را به گذشته خود ارجاع داد و رفتار آنان با يوسف و برادرش را در گذشته به آنان يادآوري کرد:237
البته گاهي ارجاع فرد به گذشته، نه به دليل غفلت‌زدايي؛ بلکه براي اطمينان بخشي و اميدوار کردن نسبت به آينده است؛ مانند خطاب سوره ضحي به پيامبر 9: “وَ الضُّحى، وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى، ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى، وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى‏، وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى؛ سوگند به روشنايى روز، سوگند به شب چون آرام گيرد، [كه‏] پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است. و قطعاً آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود. و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردى” 238
درباره شأن نزول اين سوره آمده است: “مدتي وحي الهي از پيامبر9 قطع شد تا جايي که مردم يا دشمنان گفتند: خدايش او را ترک گفته است. پيامبر9 نگران شد و سينه اش تنگ گرديد. در اين هنگام اين سوره نازل شد و خداوند به اين وسيله ايشان را شاد کرد.”239
بعد از شاد کردن پيامبر9 خداوند گذشته او را به او متذکّر گرديد: “آيا تو را يتيم نيافت و سپس پناه داد؟ و تو را گمشده يافت و هدايت کرد و تو را فقير يافت و بي نياز نمود. حال که چنين است يتيم را تحقير مکن و سؤال کننده را از خود مران و نعمت هاي پروردگارت را بازگو کن”240 و اين چنين پيامبر را دلداري ميدهد و نگرانياش را ميزدايد.
صورت دوّم آن است که با گذشته افراد در حيات جمعي و اجتماعي آنها برخورد کنيم و وضعيّت قبلي آن‌ها را يادآوري نماييم تا به فکر فرو روند و با مقايسه حال و گذشته خود و مشاهده بهبود وضع کنوني، درصدد حفظ و ارتقاي اين وضع تلاش کنند؛ براي‌مثال، مي‌توان به آيات 103-105 آل عمران اشاره کرد که خداوند با ارجاع آنان به گذشته و يادآوري پراکندگي و از همگسيختگي و دشمني و کينهتوزي آنان، بيان ميدارد که نعمت الهي شامل حالشان شده و در پرتو هدايت او مانند برادر به يکديگر نزديک شدند. پس بايد قدر اين برادري را بدانند و به ريسمان الهي چنگ زده و از تفرقه بپرهيزند. تأکيد مي‌کند که درمان تفرقه و جدايي، دعوت به خير است، پس بايد امر به معروف و نهي از منکر کنند و مانند اقوام گذشته نباشند که آيات و هدايتهاي الهي به سوي آنان آمد؛ ولي آنان پس از بهرهمندي از اين نعمت، متفرق شدند و مشمول عذاب گرديدند. در اين آيات، هم ارجاع به گذشته خويش است و هم ارجاع به گذشته ديگران.241
صورت سوّم، ارجاع افراد به گذشته ديگران، و به عبارتي هوشيار کردن افراد با عنايت به تجربه ها و راههاي رفته شده ديگران است. اين شيوه در واقع همان عبرتدهي است که معمولاً در قالب داستان بلند و کوتاه و بيان سرگذشت اقوام و اشخاص صورت ميگيرد؛ براي مثال، قرآن در سوره هود بعد از بيان سرگذشت حضرت هود7، نوح7، صالح7، ابراهيم7، شعيب7، صالح7 و اقوام ايشان و توصيه‌ها و سفارش هاي فراوان، به پيامبر9 خطاب کرده ميفرمايد: “ما از هر يک از سرگذشت هاي انبيا براي تو بازگو کرديم تا به وسيله آن قلبت را آرامش بخشيم [ و اراده ات قوي گردد] و در اين [ اخبار و سرگذشت ها] براي تو حق، و براي مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است242”
ب. تفسير تربيتي موضوعي با بهره وري برون متني به قرآن
مفسّر در اين روش ميکوشد با توجّه به علوم تربيتي و مسائل موجود در فرايند تعليم و تربيت و آموزش و پرورش، و نيز مسائل تربيتي موجود در جامعه، مسأله تربيتي را انتخاب کرده و اين مسائل را که در ابتدا به شکل مصرّح و آشکار در قرآن مطرح نشده‌اند، به قرآن عرضه نمايد و پاسخ آنان را استخراج نمايد؛ براي مثال موضوعاتي مانند: “شاگردمحوري”، “معلم‌محوري”، “ايجاد انگيزه”، “هوش هيجاني”، “هوش معنوي” “تأثير يا عدم تأثير تلقين در تربيت” و… را مي‌توان از علوم تربيتي وام گرفت و بر قرآن عرضه نمود و داوري و قضاوت قرآن کريم در مورد اين موضوعات را جويا شد.
پاسخ‌هاي قرآن ميتواند صورت‌هاي گوناگوني داشته باشد؛ مثلاً آن را کاملاً بپذيرد يا رد کند يا ديدگاه تکميلي يا تصحيحي نسبت به آن داشته باشد و يا اساساً نسبت به آن سکوت کند و به عقل بشر واگذارد.243
نمونه‌اي از اين روش، با عنوان “قرآن و هوش معنوي” ارائه خواهد شد.

1-2. تفسير آيات تربيتي قرآن
گاه مفسرّ با نگاه تخصصي، به استخراج و تفسير آياتي که داراي برجستگي تربيتي خاصي هستند اقدام مي‌کند. اين دسته از آيات که ميتوان آن را “آيات التربيه” ناميد و حکم “غرر آيات تربيتي قرآن” را دارند سيمايي از پيام‌هاي تربيتي مهم قرآن را انعکاس ميدهند. تمرکز مفسّر بر يک آيه اين امکان را به او ميدهد که به تفصيل به تفسير آن پرداخته و ابعاد و زواياي آن را با کمک ديگر آيات، روايات و ابزارهاي تربيتي و گزارههاي دانش تعليم و تربيت روش سازد؛ کاري که معمولاً در تفسير ترتيبي، به جهت مجال اندک، به آن پرداخته نميشود. اين کار شبيه همان کاري است که از ديرباز مفسّران تحتعنوان “آيات الأحکام” به تفسير آيات فقهي قرآن ميپرداختند، يا آثاري که درباره تفسير آيات اعتقادي، آيات سياسي، آيات تاريخي و… نگاشته شده است.
در گزينش اين گونه تفسيري، “وضوح و برجستگيِ” نقش تربيتي آيه بسيار مؤثر است؛ زيرا شمار آياتي که به گونه‌اي داراي دلالت تربيتي هستند ميتواند چيزي نزديک به تعداد آيات کل قرآن باشد. به عنوان نمونه‌اي از اين گونه آيات مي‌توان به “آيه وقايه” اشاره کرد که به تفسير تربيتي آن مي‌پردازيم.

تفسير تربيتي آيه وقايه
“يَأَ ايها الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكْم وَ أَهْلِيكمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ عَلَيهَا مَلَئكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون”؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خودتان و كسانتان را

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اوقات فراغت، امام صادق، امام سجاد، حقوق بشر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امر به معروف، کرامت انسان، امام صادق