منابع و ماخذ پایان نامه آزمون و خطا، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

فروتني، انعطافپذيري، توجّه به تمام سطوح هوشياري، همدردي متقابل، وجود حسي مبني بر داشتن نقش مهمي در يک کل وسيعتر، بخشش و خيرخواهي معنوي و عملي، در جستجوي سازگاري و همسطحشدن با طبيعت و کلّ هستي هستند. اين مفهوم در فرهنگهاي مختلف بهعنوان عشق، خردمندي و خدمت مطرح است.343
هرچند موطن اصلي طرح اصطلاح “هوش معنوي” در حوزه اسلامي نيست، امّا با تدبّر در آيات و روايات ميتوان سطح وسيعي از آموزههايي را مشاهده کرد که کاملاً مرتبط با اين سطح از هوش است.344 در حقيقت فقر علمي و ضعف فکري انديشه غيراسلامي موجب گرديده تا روانشناسان غربي بعد از سده ها ناآگاهي از وجود اين بُعد مهم وجود انسان و غفلت از تربيت مبتني بر آن، تنها به بخش کوچکي از حقايقي دست يايند که اسلام صدها سال قبل از کشف آن، بيان داشته است؛ که صد البته اگر مؤلفه هاي هوش معنوي را در ساحت تعاليم اديان به ويژه دين اسلام جستجو ميکردند هم مؤلفههاي آن و هم روشهاي رشد و پرورش آن، عينيتر و گستردهتر فراروي انسان عصر جديد رميده از سعادت موهوم و خيالي مکاتب تربيتي غيرالهي، قرار ميگرفت.
توصيف قرآن کريم از انديشه مؤمن با تعبير زيباي “أُولُوا الْأَلْباب”345 تبيينگر “هوش معنوي” مؤمنان در منظومه تربيت قرآني است. اساساً انسان مؤمن در نگرش قرآن، انساني است که با هوشمندي، از سطح زندگي مادي فراتر مي‌رود و در تعاملي چندسويه با خود، ديگران، جهان پيرامون خود و خداوند، به معرفت شهودي از حقيقت جهان و حکمت آفرينش دست مييابد و به تکاليف خود که به منظور دستيابي به کمال حقيقي نهاده شده است معرفت پيدا ميکند و حتي ديگران را نيز به سمت اين هدف راهبري مينمايد. دستيابي به چنين کمالي قطعا در گرو توجّه به سطوح معرفتي، نگرشي و عملي آموزههاي ديني است.
مفسّر تربيتي با آگاهي از اصطلاح علمي “هوش معنوي” ميتواند در ذيل نخستين آيه اي که از “أُولوا الْأَلْبابِ” سخن ميگويد به تبيين حقيقت آن بپردازد و با گزارشي از محتواي آياتي که اين واژه يا عناويني مانند آن بهکار رفته است، مؤلفه‌ها و عوامل رشد و تقويت آن را تحليل نمايد؛ بدينسان عظمت محتوايي آيات قرآن و جلوه جديدي از اعجاز آن را به نمايش گذارد و حتّي آموزههاي قرآن را درباره عوامل رشد و تقويت هوش معنوي، به عنوان گزارهاي علمي به دانش روانشناسي تربيتي توصيه نمايد.
آيه 179 سوره بقره نخستين آيهاي است که ” أُولِي الْأَلْبابِ” به کار رفته است: “وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون” در اين آيه، “تقوا پيشگي”، هدف رفتاري هوشمندان معنوي دانسته شده است. جالب اين است که در آيات 197بقره، 100مائده و 10طلاق نيز امر به تقوا با “أُولُوا الْأَلْباب” همنشين شده است.346 علاوه بر اين، در برخي از توصيفات آيه 19 رعد از “أُولُوا الْأَلْباب” مواردي ديده ميشود که هر چند با عنوان تقوا از آن ياد نشده امّا مصاديق عيني تقوا در انديشه، گفتار يا رفتارند.347 مواردي مانند وفاي به عهد و پرهيز از نقض ميثاق، خوف از خدا و آخرت و… بنابراين مي‌توان “تقوا” را با تمام جلوه‌هاي گسترده و وسيع آن، از نمودهاي “أُولُوا الْأَلْباب” دانست؛ بدين‌سان به بخشي از خصوصيات اخلاقي و رفتاري هوشمندان معنوي پي برد. از سوي ديگر، “تقوا” و پرهيز نيز مي‌تواند از عوامل مهم تقويت کننده “هوش معنوي” قلمداد گردد؛ از اين رو در آيه 282 بقره به صراحت “تقوا” مايه تعليم الهي شمرده شده348 و در آيه 2 طلاق، “تقوا” عامل فهم چگونگي خروج از مشکلات دانسته شده است.349 جالب اينکه ميان برخي از عبادات تقوا آفرين مانند “روزه”، با پرورش هوش معنوي ارتباط معناداري ديده شده است. و نقطه مقابل آن يعني “پرخوري” در روايات مانع فهم و حکمت معرفي شده است؛ از اينرو از امام علي7 روايات است که فرمودند: “البطنة تمنع‏ الفطنه؛ پرخوري مانع ذکاوت است”350 و در روايت ديگر مي‌فرمايند: “التخمة تفسد الحكمة؛ شکمبارگي حکمت را فاسد مي‌کند”351
در پژوهشي که بر پايه روش “عِلّي مقايسه‌اي” توسط جمعي از پژوهشگران علوم پزشکي و علوم انساني با عنوان “نقش روزه داري در قرآن بر هوش معنوي و شادکامي روزه‌داران” صورت گرفته است اين رابطه به اثبات رسيده است. در اين پژوهش با مقايسه ابعاد هوش معنوي سه گروه افراد روزهدار، غيرروزه‌دارِ با عذر و غيرروزه دارِ بدون عذر، اثبات شده است که هوش معنوي گروه روزهدار، از غيرروزهدارِ بدون عذر و باعذر بيشتر است و هوش معنوي روزهداران با عذر، از بيعذر بالاتر است. همچنين شادکامي روزهداران در پايان ماه رمضان نسبت به ابتداي اين ماه افزايش معناداري داشت؛ درحاليکه شادکامي دو گروه ديگر کاهش معنادار نشان داده است؛ بنابراين همانطور که در منابع اسلامي، تأثير روزهداري بر مؤلفههاي هوش معنوي مورد تأکيد قرار گرفته است، يافتههاي علوم انساني و تجربي نيز دستورات اسلامي را در زمينه روزهداري مورد تأييد قرار ميدهند.352
“تذکّر” و “يادآوري”، عنصر محوري ديگر مرتبط با هوش معنوي در قرآن است که در بيشتر آيات مربوطه، با خردمندي همنشين شده است. در آيه 269 بقره، 7 آل عمران، 19 رعد، 52 ابراهيم، 29 ص، 43 ص، 9 زمر، 54 غافر و به نوعي نيز 10 طلاق اين همنشيني مشهود است.353 اگر آيه111 يوسف را که عبرت گيري و آيه 190 آلعمران که توجّه به نشانههاي الهي را تأکيد ميکنند در مضمون تذکّر و يادآوري بدانيم354 رابطه شگفتانگيزي بين هوشمندان معنوي و صفت “تذکّر” به دست ميآيد. “يادآوري” و “تذکّر” که يکي از روشهاي تربيتي قرآن نيز هست355 سطح وسيعي از موضوعات را شامل ميشود. خداوند با ايجاد ملازمه بين “تذکّر” و “خردمندي” به بيان يکي از روشهاي مهم تقويت هوش معنوي مي‌پردازد. يادآوري نعمتهاي الهي، ياد بهشت و جهنم، ياد وعدههاي الهي، ياد اسماء و اوصاف الهي، ياد قيامت و اهوال آن، ياد سنتها و قوانين الهي در خلقت و امم، ياد خوبان و بدان، ياد پيامبران و رسولان، ياد وظايف و تکاليف. اساساً قرآن کتاب “يادآوري” است و يکي از نامهاي آن “ذکر”356 است. “تذکّر” همچنين مي‌تواند ايجاد کننده و تقويتبخش “تقوا”، به عنوان يکي از عناصر محوري هوش معنوي باشد. شايد بتوان گفت که “غفلت”، آسيب اصلي هوشمندي و حجاب حقيقي درک هدفمندي آفرينش و ارتباط انسان و خدا و دنيا با آخرت است. بر اساس آنچه گفته شد تمرين توجّه و مراقبه، از روشهاي مهم پروش هوش معنوي در قرآن است.
بر اساس آيه 190 آل عمران، خردمندان با ذکر و ياد مداوم الهي و تفکّر در خلقت آسمانها و زمين به هدفمندي آفرينش پي ميبرند و در نگاهي توحيدي به تفسير هستي ميپردازند. براين اساس، اين آيه، هم نگرش هوشمندان معنوي را تبيين ميکند و هم لوازم آن را که عبارت از ارتباط پيوسته با مبدأ آفرينش، تفکّر و تعمق در خلقت و دعا و عبادت است، بيان مينمايد.
در آيه 19 رعد نيز خردمندان، انسانهاي بصيري معرفي ميشوند که در پرتو مؤلفههاي سهگانه معرفتي، روحي و رفتاري، به هوشمندي رسيدهاند. اعتقاد به حقانيت تعاليم آسماني، وفاي به پيمانهاي الهي، پرهيز از نقض ميثاق، حفظ پيوسته ارتباط با آنچه خدا مقرر فرموده، خوف از خدا و روز حساب، مصاديق مؤلفههاي سهگانه است که دارا شدن آن، به ظهور هوشمندي معنوي ميانجامد.
در آيه 18 زمر نيز حقيقتپذيري و گشودن عقل و انديشه بر روي حقايق و پرهيز از جزم انديشي، تعصب و لجاجت معرفتي، نشانه هوشمندي معنوي است؛ بدينسان خداوند هم آسيب هوش مندي و هم عامل آن را تبيين مينمايد.
تدبّر در محتواي ديگر آيات نيز مي‌تواند ديگر ضروريات “هوش معنوي” را نشان دهد. البته نگاه ما به آيات فوق الذکر صرفاً نگاه اشارهاي بود و تحليل جامع “هوش معنوي” نيازمند پژوهش جامع، هم در آيات “أُولُوا الْأَلْباب” و هم در ديگر آيات مرتبط و روايات معصومان 7 است. بررسي مؤلفههاي هوش معنوي در روانشناسي و مقايسه آن با قرآن نشان ميدهد که بسياري از مؤلفههاي ذکر شده در آن مانند: “تمرکز بر معني نهايي، حس معناداري مأموريت زندگي، درک متعادل از ارزش ماده، بيشتر پرسيدن، دست يابي به سطوح عميق معنا، تفکّر درباره سوالات وجودي، هماهنگي با قدرت برتر و ارتقاي خود به يک کلّ بزرگتر، آگاهي و دور انديشي، تعهد، فداکاري و ايمان، آرامش در آشفتگيها، حفظ عميق ارزشها، اعتقاد به گرانبها بودن زندگي، شناخت اصول زندگي و تطبيق تصميمات بر آنها، تواضع و مهرباني، سخاوت، صبر و بردباري، حکمت و خرد، گوش دادن و ساکت بودن، عبادت و…”357 مورد تأييد قرآن است؛ جز آنکه اوّلاً؛ پژوهشهاي مرتبط با هوش معنوي هنوز در آغاز راه است و کامل نيست، ثانياً؛ قرآن روشهاي دستيابي به آن را دقيقاً بيان داشته و روشهاي آن نيازمند آزمون و خطا نميباشد. ثالثاً؛ لوازم و مؤلفههاي آنرا به طور کامل و جامع که ناظر به ابعاد گسترده زندگي انسان است ارائه ميدهد؛ چيزي که دانش جديد به جهت محدوديت و خطاپذيري، به درستي و کمال، قادر به کشف آن نخواهد بود.

فصل چهارم
ويژگي‌هاي نگرشي تفسير تربيتي

دنياي پيچيده و شگرف وجود آدمي و “عالم اکبر”ي358 که ساحت وجود او را فراگرفته، ضرورتبخش تربيتي متناسب با اين عالم شگفت است. تنوّع ساحتهاي وجود آدمي، تکثّر لايههاي شخصيّتي و تعدّد مراحل زيستي، حيات او را متفاوت با ديگر موجودات ساخته است. آدمي از يکسو متعلّق به دنياي حيوانات و داراي صورتي ملکي و از ديگرسو مستعدّ اتّصاف به اوصاف و کمالات الهي و لايق مقام “خليفه اللهي”359 است. از يکسو خزيده در خاک و از ديگرسو پرکشنده به افلاک. از يکسو ساکن خرابات دنيا و از ديگرسو راحل سراي عقبي. گهي سر در درون دارد و با خود، دمي نظر به برون دارد و با ديگران
سازواري قطبهايي چنين به ظاهر ناهمگون و متفاوت هر چند بسي دشوار امّا ممکن است و رسالت آن را “تربيت” بر دوش دارد.
امّا کدام تربيت؟
گام نخست انجام هر کار “آگاهي و شناخت” است.360 تربيت انسان نيز نيازمند شناخت دقيق احوال دروني و بيروني، عوامل و موانع، زمينه ها و آسيبها و صدها و هزاران مؤلّفه ديگري است که جهان وجود او را تحت تأثير قرار ميدهد و کمال يا زوال تربيت او را موجب ميگردد.

مرامنامه تربيت انسان را “ربّ” او، با نگاه جامع و دقيق به نيازمنديهاي وي بر لوح قرآن نگاشته و بر زبان رسول امينش محمّد مصطفي9 جاري ساخته و در گفتار و رفتار او و ائمه اطهار7 متجلّي ساخته است.
تفسير تربيتي نمود تربيت الهي، و مفسّر تربيتي نمود دهنده آن است.
بحث “ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي” ناظر به شاخصههاي کلان محتوايي تفسير تربيتي برگرفته از ويژگيهاي تربيت قرآني است. اين ويژگيهاي نگرشي، ضرورتهاي محتوايي تفسير تربيتي را مينماياند، کمبودهاي تفاسير به ويژه تفاسير با رويکرد تربيتي را برجسته ميسازد و شاخصههاي کلان تربيت قرآني را بازگو ميکند؛ بدينسان معرفتبخش نگرشهاي کليدي تدوين تفسير تربيتي است؛ نگرشهايي که در بسياري از تفاسير موجود، مفقود يا معيوب است. بحث از حضور اين شاخصه ها در تفسير تربيتي به معناي اختصاص آن ها به اين رويکرد تفسيري نيست؛ بلکه ممکن است برخي از آن ها در ديگر گونههاي تفسيري نيز ديده شود؛ ولي آن چه اهميت دارد ضرورت وجود تمامي اين شاخصه ها در تفسير تربيتي است.
آنچه در ادامه مي‌آيد مهمترين ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي است.

1. تفسير تربيتي تفسير مقصد گرا
فهم درست کلام، بدون فهم “مقصد” گوينده آن ممکن نيست. “مقصود” کلام الهي نيز در گرو فهم “مقصد” اوست. يک کلام ميتواند چندين برداشت يا رويکرد متفاوت را براي افراد مختلف به همراه داشته باشد و هر يک با ذهنيت و دغدغه خويش به تحليل آن بپردازند؛ امّا راه صواب، کشف هدف گوينده است.
رويکرد قرآني مفسّر، تابع شناخت او از قرآن و آگاهي از “انتظار قرآن” و “انتظار از قرآن” است.361 شکل‌گيري نخستين گونههاي تفسيري روايي و درايي، که محورِ گونه اوّل بر محدود‌سازي فهم قرآن به نقل و روايت و محورِ گونه دوّم بر دخالت رأي و اجتهاد در فرايند تفسير است، بر پايه حقيقت شناخت قرآن و انتظار از آن شکل گرفت. تطورات و تحولات بعدي نيز که در گرايش‌هاي گوناگون عرفاني، فلسفي، کلامي، تاريخي، فقهي، اجتماعي،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه قرآني، تقسيم، فرايند، ميشود. Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نزول قرآن، نقش برجسته، معرفت بخش، علوم قرآن