منابع و ماخذ پایان نامه آداب و رسوم، تعدد زوجات، روابط جنسی، عصر قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

كمونيسم در زناشويى وجود داشته و هر مرد با هر زن كه مى‏خواسته همخوابه مى‏شده است.
در عربستان سعودی و مصر معاصر، نوعی از ازدواج وجود دارد که به آن « ازدواج مسیار» گفته میشود این نوع ازدواج، توسط مردانی که توان مالی پاینی دارند انتخاب میشود و همین طور توسط مردانی که به دنبال روابطی انعطاف پذیر هستند. شوهر میتواند از یک «مسیار» به راحتی بیرون بیاید و با زنان دیگر، بدون اطلاع همسر اولش ازدواج کند. مسلمانان ثروتمند گاهی در تعطیلات قرارداد مسیار میبندند تا به آنها امکان دهد بدون شکستن اصول مذهبیشان، به روابط جنسی بپردازند. سهیلا زین العابدین، از انجمن بین المللی دانشجویان مسلمان در مدینه میگوید تقریبا 80 درصد از ازدواج های مسیار به جدای ختم میشوند و بیان میکنند: «یک زن همه حقوقش را از دست میدهد حتی اینکه چه مقدار شوهرش را دیدار کند توسط خلق و خوی مرد تعیین میشود.» (جاوید،1389).
اقوام “نایار” یعنی ساکنان بومی هند جنوبی نوعی از ازدواج دارند که ضرورتا شامل هیچ نوع فعالیت جنسی، هیچ انتظاری از تدوام، و هیچ زندگی مشترکی نمیشود. در حقیقت، عروس ممکن است هیچگاه پس از آنکه مراسم ازدواج صورت میگیرد شوهر را دوباره دیدار نکند. اما از آنجاییکه در نظام آنها اجازهی طلاق وجود ندارد، ثبات و پایداری این ازدواجها میتواند برای انسانشناسان مثالزدنی باشد (ابرامسون و پینکرتون19، 2002). در میان اقوام سیرینو، امری متداول است که برادران با خواهران ازدواج کنند، که به خودی خود شکل دهندهی نوع کاملا متفاوتی از برادری بانچ است. در این قوم، ازدواج با خودی بدون هر نوع مراسم یا آیینی صورت میگیرد: بدون هر نوع مبادله دارایی ها یا عهد و پیمان و یا حتی یک ضیافت (التمن20،1989). در میان قوم «واروا» که در جنگلهای برزیل زندگی میکند، روابط معمول به طور دورهای به حالت تعلیق در میآیند و جای خود را به روابط آیینی که به آن روابط «ماموس» گفته میشود میدهند. حین این جشنها، بزرگسالان آزادند تا با هر که دلخواه شان است آمیزش جنسی داشته باشند. این روابط، محترم شمرده میشوند و این باور وجود دارد که اثر مثبتی بر بچههایی که در نتیجهی آن درست میشوند دارد. در کوههای پیرامون لوگولیک در نزدیکی مرز استانهای یونان و سچوان در چین جامعهای 56 هزار نفری وجود دارد که نظام خانوادگیشان برای قرنها، مسافران و محققان را سرگشته و مجذوب خود کرده است. قوم موسو، به دریاچهی” لوگو” به عنوان الههی مادر احترام میگذارند. زبان آنها نوشتاری نیست و در قالب دونگپا ارائه میشود. یعنی تنها زبان تصویریای که در جهان امروز همچنان مورد استفاده قرار میگیرد. آنها هیچ واژهی برای “قتل” یا “تجاوز جنسی” ندارند. زندگی موقرانه و پرآرامش قوم موسو همراه است با آزادی و خودمختاری جنسی تقریبا مطلق هم برای مردان و هم برای زنان. سال 1265 مارکوپلو از ناحیهی موسو عبور کرد و بعدها با اشاره به رفتار جنسی آنها، چنین مینویسد:”آنها با این موضوع که یک فرد بیگانه یا هر مرد دیگر به همسران، دختران، و یا هر زن دیگر در خانه شان رابطهی جنسی برقرار کند هیچ مشکلی ندارند. برای آنها این عمل در واقع یک منفعت بزرگ قلمداد میشود و عقیده دارند این حرکت باب میل الهه ها و بت هایشان است و در نتیجه ی این عمل، الهه ها و بت ها به ایشان کالاهای مادی فراوان ارزانی میکنند. قوم موسو، این مقررات قانونی خود را ” سبسبه” اطلاق میکند که به معنی ” قدم زدن” است، به همین دلیل اکثر انسان شناسان گمان کرده اند که منظور الگوی “ازدواج گردشی” است و از این رو موسو را در لیست فرهنگهایی قرار دادهاند که دارای نظام” ازدواج” هستند(جونس21،1994).
همانطور که این نمونهها نشان میدهد، بسیاری از معیارهایی که در زمان کنونی و معاصر از آنها به عنوان مولفههای ذاتی ازدواج یاد میشود به هیچ وجه جهان شمول نیستند. انحصارطلبی جنسی، معاوضهی داراییها، حتی تصمیم به ماندن در کنار یک دیگر برای مدتی طولانی، در بسیاری از روابطی که روانشناسان و انسان شناسان تکاملی اصرار دارند آنها را «ازدواج» بنامند هیچ یک از این معیارها مطرح نیست. به گفتهی ادوارد ویلسون، “همهی آنچه میتوان از بررسی تاریخ ژنتیکی انسان نتیجه گرفت این است که در گذشته، در مقایسه با امروز، اخلاقیات جنسی آزادانهتری بر انسان حاکم بوده است، که طی آن کارکرد فعالیتهای جنسی بیش از هر چیز تحکیم پیوند اعضای گروه بوده است و تنها در وهلهی دوم به عنوان ابزاری برای تولید مثل مطرح بوده است (براون22،1992).

3-10- بررسی تاریخی اخلاق زناشویی و ازدواج در ایران

ازدواج و اخلاق مربوط به آن به عنوان بخشی از فرهنگ اجتماعی هر قوم و ملتی همواره در طول تاریخ حیات انسان مورد توجه و مطالعه قرار داشته است و کهنترین تمدنهای شناخته شده بشری در مورد آن دستورالعملها و قواعدی لحاظ داشتهاند. ایرانیان نیز بعنوان یکی از قدیمیترین فرهنگها و تمدنهای جهان از این قاعده مستثنی نبودهاند. به شهادت مورخان یونانی، پارسیان که بنیانگذاران تمدن ایرانی- آریایی شناخته میشوند، مردمانی لذت جو و تقلیدپذیر از فرهنگها و آداب و رسوم ملل همجوار بودند. این خوی و خصلت همواره در مردمان این سرزمین بصورت پایدار و ماندنی نسل به نسل به میراث رسیده است.
آداب مربوط به زناشویی و ازدواج، هر دو به نسبتی یکسان در رابطه با این عقیده قابل توجه و بررسی است. نیمه نخست حکومت قاجارها یعنی تا اوایل حکومت ناصرالدین شاه دوران سنتی و قدیم اینگونه آداب و رسوم است و از نیمه دوم آن که با آشنایی گستردهتر ایرانیان با فرهنگ و تمدن اروپایی آغاز میگردد، بتدریج خلقیات جنسی از نوع فرنگی آن در جامعه رسوخ و تسری مییابد، چنان که در سالهای پایانی عصر قاجاریه، بیشتر آداب و رسوم اجتماعی مربوط به روابط جنسی بخصوص در شهرهای بزرگی مانند تهران، متاثر از رسومات اروپاییان است (قرائیان،1389).

3-10-1- نگاهی گذرا به اخلاق زناشویی ایرانیان درعصر باستان
3-10-1-1- عصر هخامنشیان
در باب زناشویی و زندگی خانوادگی این دوران میتوان از نقل قولهای از هرودت که او را کهنترین مورخ موجود در باب تاریخ ایران باستان است دریافت که فرهنگ جنسی ایرانیان در این دوران، تقریبا پیشرفته و کامل بوده است. هر چند اطلاع دقیقی از کم و کیف آن در دست نیست و برخلاف یونانیان، آثار هنری دوران هخامنشی نیز در این مورد کاملا پرده پوش است.
چندهمسری و داشتن زنان عقدی یا رسمی و غیرعقدی در بین شاهان و اشراف هخامنشی امری رایج و متداول بوده است، چنانکه هرودوت میگوید:« هر کدام از آنها چند زن عقدی دارد ولی عده زنان غیر عقدی بیشتر است. بهترین صفت را پس از رشادت در این میدانند که پسران زیاد بدنیا آورند و به اشخاصی که بیش از سایرین زاد و ولد کردهاند، شاه همه ساله هدیه میدهد. اولاد تا سن 5 سالگی نزد پدران خود نمیروند و در میان زنان بزرگ میشوند به جهت اینکه اگر مردند، پدر غصه نخورد»
استرابون، مورخ دیگر یونانی نیز بر سیستم چندهمسری در میان اشراف و اعیان تاکید دارد:
« پارسیان زنان غیر عقدی بسیار دارند و منظورشان داشتن اولاد زیاد است. موقع ازدواج در اوایل بهار است. داماد تمام روز را از خوردن غذا خودداری میکند ولی قبل از اینکه داخل اطاق زفاف شود قدری میوه یا مغز استخوان شتر میخورد.» (قرائیان،1389).

3-10-1-2- عصر اشکانیان
در باب اخلاق جنسی پارتها، از آنجا که بسیاری از اسناد و مدارک مربوط به آنان بوسیله ساسانیان منهدم گشت، اطلاع چندانی نداریم و مختصر اطلاعاتی که از این دوره بدست می آید مربوط به مورخین رومی است.
هرودیان عقیده دارد که در باب زناشویی، پارتها همانند پارسیان به تعدد زوجات وفادار بودند، اما بیش از یک زن عقدی نمیتوانستند نگاه دارند. تعدد زنان غیر عقدی در میان آنها بخصوص در خانواده سلطنتی از زمانی متداول شده بود که به ثروت و حکومت رسیده بودند، زیرا زندگی صحراگردی مانع از داشتن زنان متعدد است. شاهان اشکانی زن عقدی خود را از شاهزاده خانمها یا حداقل زنان پارتی بر میگزیدند و زنان غیر عقدیشان از دیگر ملیتها خصوصا یونانیان بود.
چناچه زنی از شوهر طلاق میگرفت تا زمان حیات وی حق ازدواج نداشت و مرد فقط در چهار مورد مجاز به طلاق زن بود:1- هنگامی که زن عقیم و نازا بود.2- به اعمال مرتبط با جادوگری دست میزد.3- فساد اخلاقش اثبات میشد.4- ایام قاعده را زا شوهر پنهان میکرد.
چهار مورد فوق مشخصه بارز بسیاری از جوامع پدرسالار است. هنگامی که از روابط زناشویی فرزندی حاصل نمیشد، مرد مجاز بود زن را طلاق دهد و معمولا کسی نمیپرسید ممکن است ایراد از سوی شوهر باشد. در مورد جادوگری نیز با توجه به اینکه این فن در معنای خاص خود کار هر کسی نبود و از آن سر رشته نداشت، احتمالا تلاش زناننگون بختی بود که میکوشیدند با توسل به اوراد و ادعیه و داروهای عجیب و غریبی که از سوی جادوگران و طالع بینان به آنان داده میشد مهر و محبت شوهر را بخود جلب کرده و از تعداد زنان رقیب خویش بکاهند و چنانچه این تلاش به رسیدن آسیبی به شوهر منجر میشد، آسانترین مجازاتشان همانا طلاق داده شدن بود.
در مورد فساد اخلاقی نیز جامعه چنانکه مردان را مجاز به داشتن زنان متعدد میدانست، زن را بخشی از دارایی و اموال مرد تصور میکرد که هیچ اراده و اختیاری بر تن خویش نداشته و چنانچه بخواهد از روابط در غیر چهارچوب خانواده برخوردار شود، میبایست مجازات گردد. چهارمین مورد که از همه ظالمانهتر است، حتی به زن حق نمیدهد ایام عادت ماهانه اش را از شوهر مخفی کند زیرا این کار نوعی تعرض به حریم اقتدار مرد در مورد تصرف زن فرض میشد (همان،1389).

3-10-1-3- عصر ساسانیان
در عصر ساسانیان سنت دیرپای مردسالاری همچنان در جامعه ایرانی پابرجا ماند. وظیفه زن نسبت به شوهر اطاعت و وفاداری محض بود و حفظ بدن خود از دید و دست مردان بیگانه، هر چند شوهران آنها حق تعدد زوجات و همخوابگی با زنان اسیر در جنگها و کنیزکان زرخرید را برای خود محفوظ داشتند و در کل ولنگاری جنسی حق اختصاصی مردان بود. دختران را از طفولیت نامزد کرده و حدود 15 سالگی به خانه شوهر میفرستادند و هیچگونه حق انتخاب شوهر با آنان نبود.
زنانی که شوهر میکردند، پنچ دسته بودند و هر کدام اسمی داشتند. آنها که ازدواجشان با اجازه پدر و مادر بود، بنام پادشاه زن معروف بودند و فرزندانشان در هر دو دنیا متعلق به خودشان بود. زنی که یگانه فرزند والدین بود «اواگسازن» نامیده میشد و میبایست فرزند اول خود را به والدین خود بدهد تا جایگیر او در خانواده پدر باشد. پس از اینکه این کار را میکرد، این زن هم پادشاه زن، یعنی ممتازه نامیده میشد. اگر نامزد دختری قبل از مراسم ازدواج از دنیا میرفت، والدین او میتوانستند دختر را با دادن جهزیه به مردی خارج از فامیل شوهر دهند و معتقد بودند که این دختر در دنیای دیگر همسر نامزد متوفی خود خواهد بود.
هرگاه زنی بعد از فوت شوهرش ازدواج میکرد « چغر زن» نامیده میشد یعنی زن کلفتی و اگر اولاد از شوهر اولی نداشت « سذر زن» میگردید و نصف اولاد از شوهر دوم به او و نصف دیگر به شوهر متوفایش اختصاص داشت که توسط خانواده شوهر سرپرستی میشدند و عقیده بر این بود که این زن همچنان در جهان دیگر همسر شوهر متوفی خود خواهد بود.
زنی که بدون رضایت پدر و مادر ازدواج میکرد « خودسرای زن» نامیده میشد. در واقع با تمام اجبار و الزامی که به رضایت والدین در نکاح وجود داشت، خصوصا اذن پدر، باز هم بودند دخترانی که برای گریز از شوهر تحمیلی و غیردلخواه، دست به گریز با معشوق زده و با وی ازدواج میکردند و معمولا با دادن پیشکشی و هدایا به اولیای مذهبی، خطبه ازدواج خوانده میشد (قرائیان،1389).

3-10-2- ازدواج در ایران از برآمدن صفویان تا ابتداي عصر قاجار
در باب مسئله ازدواج در این عصر اولئاریوس مینویسد: «وقتی جوانی به سن ازدواج رسید و خواهان تشکیل خانواده شد، دختری را بدین منظور در نظر میگیرد و شخص ثالثی را نزد دختر میفرستد تا نظر او را درباره این ازدواج بداند. این کار را خود او و حتی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه تعدد زوجات، سلامت روانی، سلامت روان، ایلات و عشایر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سن ازدواج، احمد شاه قاجار، ناصرالدین شاه قاجار، ناصرالدین شاه