منابع و ماخذ پایان نامه نقدشوندگی، بورس اوراق بهادار، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

اقلام تعهدي از طريق اصول عمومي پذيرفته شده​ي حسابداري محدود شده است (بارتون و سيمکو، 2002). فرض بر اين است که رويدادهاي اقتصادي اساسي يک شرکت،​ توانايي مديران را براي گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدوديت مي​سازد. در نتيجه، اين امکان وجود دارد که مديران نتوانند از طريق اقلام تعهدي اختياري در پايان سال به سود مورد نظر خويش دست پيدا کنند. مديران مي​توانند از طريق دستکاري فعاليتهاي عملياتي واقعي در طول سال اين ريسک را کاهش دهند (اعتمادي و همکاران، 1389).
دستکاري فعاليتهاي واقعي کمتر در معرض محدوديت است، مزيت ديگر، جايگزين نمودن فعاليتهاي واقعي براي دستکاري سود، اين است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر به چنين رفتارهايي توجه مي​کنند. با اين وجود دستکاري فعاليتهاي واقعي چندان بدون هزينه هم نيست، چرا که اين احتمال وجود دارد که جريان​هاي نقدي در دوره​هاي آتي به طور غيرمستيقم (منفي) تحت تأثير اعمالي قرار گيرد که در حال حاضر براي افزايش سود انجام مي​شود (ناظمي اردکاني، 1388).
در مدیریت سود واقعی مديران براي دستيبابي به اهداف مربوط به مديريت سود خود، در فعالیتها و تصميمات عملياتي واحد تجاري تغييراتي ايجاد کند. تحقيقات گذشته (گاني، 2005) اين تصميمات عملياتي را در 4 گروه طبقه​بندي مي​کنند:
کاهش هزينه​هاي اختياري تحقيق و توسعه
کاهش هزينه​هاي اختياري تبليغات و فروش
زيان نقدي فروش دارايي​هاي ثابت براي گزارش شود
اضافه توليد براي کاهش بهاي تمام شده کالاي فروش رفته و افزايش فروش​هاي اعتباري، انجام ندادن
برخي فعاليتهاي تحقيق و توسعه که منجر به پروژه​هاي با خالص ارزش فعلي مثبت در آينده مي​شود. انجام ندادن تبليغات در جهت افزايش فروش شرکت. فروش دارايي​هاي ثابت عملياتي که به افزايش بهره​وري و کارايي عمليات واحد تجاري کمک مي​نمايد. بلوکه نمودن سرمايه​ي شرکت در قالب موجودي​ها، افزايش فروش​هاي اعتباري که منجر به کاهش جريانهاي نقدي ورودي به شرکت مي​شود. همه و همه نشان از آن دارد که چهار عمل فوق منجر به کاهش جريانهاي نقدي عملياتي آتي شرکت و در نتيجه افت عملکرد مالياتي آتي شرکت خواهد شد، از اين رو انتظار مي​رود، بين مديريت واقعي سود (که در قالب چهار فعاليت فوق تعميم مي​يابد) و عملکرد عملياتي آتي شرکت رابطه​ي منفي وجود داشته باشد.
بسياري از شواهد موجود پيرامون دستکاري فعاليتهاي واقعي بر کاهش فرصت​طلبانه​ي هزينه​هاي اختياري از جمله هزينه​هاي تحقيق و توسعه تمرکز مي​کنند (براي مثال تحقيقات بوش (1988)؛ بابر و همکاران (1991). اگرچه کاهش از هزينه​هاي اختياري مي​تواند سود را در جهت برآورده ساختن برخي اهداف خاص ارتقا بخشد، اما ريسک کاهش جريانهاي نقدي عملياتي (CFO) آتي را موجب مي​شود؛ زيرا اين عمل به طور کلي جريانهاي خروجي وجه نقد را کاهش مي​دهد و در عوض تأثيري مثبت بر روي جريان نقدي عملياتي جاري دارد. در سالهاي بعدي، اين تأثير مستقيم ممکن است معکوس شود. بايد توجه داشت دستکاري فعاليتهاي واقعي، وسيله​ي تغيير آرايش حساب​ها نيست. مديران در اين روش، زمان انجام عمليات، نحوه​ي تخصيص منابع و يا زمان اجراي پروژه​هاي سرمايه​گذاري را تغيير مي​دهند. فعاليتهاي مديريت سود مبتني بر اقلام تعهدي هيچ پيامد مستقيم جريان نقدي را به همراه ندارد (کوهن و زارويين، 2008).
مديريت واقعي سود بر جريان​هاي نقدي شرکت اثر مستقيم دارد. در اين روش وجوه نقد، قرباني سود نقدي مي​شود و مهمترين ضرر آن، از بين رفتن ارزش شرکت به دليل کاهش جريانهاي نقدي دوره​هاي آتي است. مديريت اقلام تعهدي نيز بدون هزينه نيست. کشف دستکاري اقلام تعهدي مي​تواند احتمال نياز به بررسي​هاي ويژه از جانب حسابرسان را به وجود آورد. همچنين ممکن است منجر به مجازاتهاي مالي توسط نهادهاي قانوني (مانند بورس اوراق بهادار)، لزوم ارائه​ي مجدد سود و بررسي موضوع در دادگاههاي حقوقي ​شود (مجتهدزاده و ولي​زاده لاريجاني، 1388).
بخش سوم: پیشینه پژوهش
2-9 پیشینه پژوهش های خارجی
1- مانوز122 (2013) در تحقيقي با عنوان ” نقدشوندگی و سرمایه گذاری شرکت ” به بررسي رابطه بين نقدشوندگی بازار سهام و سرمایه گذاری شرکتي پرداخت. او در مقاله خود به طور خاص رابطه بین سرمایه گذاری شرکت و نقدشوندگی بازار سهام را مورد واکاوی قرار داد و از داده های پانل دیتا شرکت های پذیرفته شده در بورس آمریکا استفاده کرد. او شواهدی در ارتباط با سطح بالاتر تجاری و سطح بالاتر تعدیل شده صنایع مرتبط با سطح بالای سرمایه گذاری (امول، ماشین آلات و تجهیزات، کل دارایی ها و موجودی ها) یافت. این رابطه شواهد ضمنی بیشتری در ارتباط با تصمیم گیری های انتشار سهام ارائه داد و همچنین برای شرکت هایی با محدودیت های مالی بیشتر نويد استفاده بهتر از فرصت های سرمایه گذاری بهتر را ارائه داد. شواهد آن به طور پیوسته با از بین بردن انحرافات و سهام انتشار شده شرکت ها و سرمایه گذاری بيشتر، نشان از دريافت مزایای پایین هزینه سرمایه بوده كه رابطه مستقيمي با نقدينگي بازار سهام دارد. همچنین او ارتباط کمتری با حذف اطلاعات هنگامی که نقدشوندگی بازار سهام به مدیران در ارتباط با گرفتن تصمیمات کارآمادتر کمک می کند، بيان كرد. مانوز بيان كرد که این توقف‌ها نمی تواند لزوما” باعث ترقی پیش بینی های سرمایه گذاری شود اما تنها سرمایه گذاری موجود را کارآتر مي‌كند. پژوهش ما نیز از تحقیق مانوز (2013) پیروی کرده اما با توجه به شرایط اقتصادی کشور و تفاوت های موجود در بازارهای سرمایه، یک سری متغییرها مورد بازبینی قرار گرفته و با توجه به بازار سرمایه کشورمان توسط محقق تعدیل شده اند.
2- چانگ (2010) در تحقیقی تحت عنوان حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی به صورتی تجربی رابطه حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی را بررسی نموده است در مطالعات خود نشان داد همبستگی بالای مثبتی بین حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی سهام در همه زمانها برقرار است
3- فانگ و همکاران در سال (2009) به بررسي ارتباط بین نقدشوندگی و ارزش شرکت در 2642شرکت عضو بازار آمکس ،نیز و نزدک به مدت 6 سال پرداختند. آنها این ارتباط را با اثر نقدشوندگی، بر نسبت قيمت به سود ،معكوس اهرم مالي و بازده عملياتي تشريح كردند. آنها بر مبناي تئوري نمايندگي معتقدند نقدشوندگی معیاری مطلوب برای سنجش کارائی فعالیت مدیران فراهم آورده وسبب تعیین صحیح پاداش مدیران می شود. آنها همچنین بیان می دارند که نقدشوندگی سهام به دليل هزينه معاملاتي كمتر سرمایه گذاران آگاه بیشتری را به معاملات جذب می کند و در نهايت سبب مي شود تا قيمت سهام به ارزش ذاتي نزديكتر شده و سرمایه گذاران غیر آگاه بيشتري به معاملات وارد شوندكه اين امر منجر به حاكميت شركتي بهتر و در نتیجه ارزش بيشتر شرکت مي شود. بطور كلي نتایج تحقیق آنها نشان داد بین نقدشوندگی سهام با نسبت سود عملیاتی بر دارائی و ميزان حقوق صاحبان سهام در شركتهاي با سطح نقدشوندگی بالاتر رابطه مثبت وجود دارد ولی ارتباطی بين نقدشوندگی در سطوح مختلف و نسبت قیمت برسود عملیاتی وجود ندارد.
4- برنان و همکارانش123 (1998)، از حجم معامله سهام به عنوان معیار نقدشوندگی در یک مدل قیمتگذاری داراییهای چند فاکتوره که نوعی ازAPT است، استفاده کرده اند. برنان و همکارانش در مطالعه خود بر روی بازده اضافی از یک مدل عاملی استفاده کردهند، و بدین گونه بازده تعدیل شده بر مبنای ریسک را بدست آوردند. این بازده تعدیل شده بر مبنای ریسک به صورت مقطعی با استفاده از حجم سهام و دیگر ویژگیها مانند اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، قیمت، سود تقسیم شده و بازدههای گذشته (برای گرفتن اثر شتاب) رگرس شدند. در این مطالعه از دادههای دوره 1996-1995 استفاده شده است و جامعه آنها شامل تمام سهام مورد معامله شده در بورس اوراق بهادار نیویورک، نزدک و بورس اوراق بهادار امریکا بود. همانطوری که انتظار می رفت، نتایج نشان داد که حجم اثر معنی دار و منفی بر بازده سهام تعدیل شده بر مبنای ریسک دارد.
5- داتار و همکارانش124 (1988)، از گردش معاملات سهام( نسبت حجم سهام معامله شده به تعداد سهام در دست سهامداران) به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده کرد. آنها بازدههای مقطعی سهام بازار بورس نیویورک را برای دوره 1991-1963 با استفاده از گردش حجم معاملات و با کنترل کردن اثرات اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتا و با به کار گرفتن روش فاما و مکبث (1973) برآورد کردند. پیشبینی این بود که با طولانیتر بودن دوره نگهداری سهام (که اشاره به نقدشوندگی پایین دارد)، یا گردش حجم معاملات پایینتر، بازده موردانتظار بالاتر است. نتایج با این پیشبینی سازگار بود: بازده مقطعی سهام به صورت منفی و معنی دار با گردش معاملات سهام مرتبط بود. همچنین تحقیقی که وسیله هیو125(1997)، در بازار بورس اوراق توکیو صورت گرفت نتایج مشابهی داشت (آمیهود و همکارانش، 2005، ص44-43).
6- ریوون هُرست126 (1999) بازدههای 20 بازار را که عمری 10 ساله یا کمتر از 10 سال داشتند مورد بررسی قرار داد. بازده های هر کشور را بر اساس حجم معاملات طبقهبندی کرد، و دریافت که هیچ تفاوتی بین بازدهها در طبقات بالا و پایین وجود ندارد. اما ریوونهرست در مطالعه خود هیچ کنترلی بر دیگر متغیرها نداشت. وی همچنین دریافت که حجم معاملات شرکتهای کوچک و با بتا بالا بیشتر است (آمیهود و همکارانش، 2005، ص44).
7- مطالعه دیگری که از گردش معاملات به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده کرده است به وسیله نگوین و همکارانش127 (2005) صورت گرفت. آنها اثر گردش معاملات را بر روی بازدههای سهام در دو روش، با استفاده از دادههای 2002-1970 مورد مطالعه قرار دادند. در یک آزمون، آنها از مدل سه عاملی که در کار فاما و فرنچ استفاده بود، استفاده کردند و 25 پرتفلیو با طبقه بندی بر اساس اندازه و ارزش بازار در مطابقت با گردش معاملات تشکیل دادند. میانگین ضریت همبستگی رابطه سیستماتیکی را با پرتفلیوهای گردش معاملات نشان نداد، که این موضوع با اثر نقدشوندگی ناسازگار است. در آزمایش بعدی نگوین و همکارانش یک تجزیه و تحلیل مقطعی با استفاده از سهام فردی ( به جای پرتفلیو) انجام دادند. با کنترل کردن بتا، اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، آنها دریافتند که گردش معاملات تاثیر معنیدار و منفی بر روی بازده دارد که این موضوع با اثرات نقدشوندگی بر روی بازده سازگار است (نگوین و همکارانش، 2005).
8- آمیهود (2002) اثر عدم نقدشوندگی را بر روی بازدههای مقطعی سهام، با استفاده از معیار عدم نقدشوندگی بررسی کرد. این معیار|R| (P×VOL) ILLIQ= نامیده میشود که در این فرمول R بازده روزانه ، P قیمت نهایی روزانه و VOL تعداد سهام معامله شده در طول روز است. ILLIQ تغییرات قیمتی نسبی را که به علت حجم معامله بوده است را نشان میدهد. میانگین این نسبت برای یک سال، جهت به دست آوردن ILLIQ سهام برای یک دوره محاسبه میشود. سپس ILLIQ در رگرسیون مقطعیای بازدههای سهام فردی بر اساس ILLIQ سالانه آنها و دیگر متغیرهای کنترل ( بتا، اندازه، نوسانپذیری، سود تقسیم شده و بازده های گذشته) استفاده شد. دوره تحقیق از سال 1996-1953 و در سهام بورس اوراق نیویورک بود. نتایج نشان داد که ILLIQ همان گونه که در تئوری نیز بیان شده است، اثرات معنیدار و مثبتی بر بازدههای سهام دارد.
9- پاستر و استمبیو (2003) در مطالعه خود به دنبال این بودند که آیا نقدشوندگی کل بازار متغیر مهمی در قیمت گذاری داریی ها است . دوره مطالعه آن ها از سال 1996 تا 1999 بود و جامعه آن ها شامل تمام سهام مورد معامله شده در بورس اوراق بهادار نیویورک، نزدک و بورس اوراق بهادار امریکا بود. عامل ریسک نقدشوندگی پاستور و استمبیو ابعادی از نقدشوندگی را در بر می گرفت که مرتبط با بازدههای معکوس مرتبط با حجم معامله میشد. این عامل بر این اصل متکی بود که جریان سفارش در زمانی که نقدشوندگی پایین است موجب بازده های معکوس بالاتر میشود. آنها دریافتند که بازدههای مورد انتظار سهام به صورت مقطعی با حساسیت بازدههای سهام به تغییرات در نقدشوندگی مرتبط

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سود مورد انتظار، انتقال اطلاعات، مدیریت سود Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نقدشوندگی، بازده سهام، بورس اوراق بهادار