منابع و ماخذ پایان نامه ميوه، غير، يمين

دانلود پایان نامه ارشد

آورده شده.455
در سوره پيامبر نام چهار نهر آمده است:
“مثل الجنّة التي وُعد المتّقون فيها أنهار من ماءٍ غيرِ آسن وأنهارٌ مِن لبنٍ لم يتغيّر طعمه وأنهارٌ من خمرٍ لذّةٍ للشّاربين وأنهارٌ من عسلٍ مصفّيً “محمد (صلي الله عليه و آله و سلم)/ 15.
جريان بهشتي كه پرهيزكاران به آن وعده داده شده‏اند چون باغي است كه در آن نهرهايي است از آبي كه رنگ و بو و طعمش برنگشته و جوي‏هايي از شيري كه مزه‏اش دگرگون نشود و جويبارهايي از باده‏اي كه براي نوشندگان لذّتي است و جويبارهايي از انگبين ناب و در آن‏جا از هر گونه ميوه براي آنان فراهم است.
در تأويل اين نهرها چنين کفته شده است:
آب ماده حيات كافه اصناف نباتات و حيوانات است، وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍ‏ 1، مانند مواعظ و نصايحى كه عموم مردم را بآن انتفاع باشد و لكن بعضى از آن اجاج است، و بعضى آسن، و بعضى غير آسن. و بهترين غير آسن است.و شير باعث تربيت اصناف حيوانات است و از آب خاصتر است.چه نباتات و بعضى حيوانات را از آن نصيب نباشد و خاص غذاى بعضى حيوانات بود در ايام طفوليت، مانند مبادى و ظواهر علوم كه سبب ارشاد مبتديان باشد. و از آن نيز بعضى مستحيل و بعضى متغير، و بعضى غير متغير باشد. و بهترين غير متغير باشد.و عسل از شير خاصتر است كه غذاى بعضى حيوانات است و سبب شفاء بعضى اصناف در بعضى احوال و موافق همه امزجه و احوال نيست، مانند حقايق و غوامض علوم كه انتفاع بدان خاص الخواص و محققان را باشد. و از آن نيز بعضى كدر است و بعضى متوسط، و بعضى مصفى. و بهترين‏مصفى است. و خمر از عسل خاصتر است، چه خاص بنوع انسان است.پس آب سبب خلاص است از تشنگى و شير از نقصان و عسل از بيمارى و خمر از اندوه‏. 456
ملاصدرا مي گويد:اهل اشاره اين انهار جاري را بر قواي حيوانيه که در اجسام زنده وجود دارد حمل مي کند.اين قواي حيواني در اجسام متجددالوجود ساري وجاري است.پس اين قوا به خاطر خاصيت تجددپذيري اش شبيه آب جاري است.457
ماء آسن يعنى از آبى كه پاك و نامتغيّر است‏. بايد گفت: مراد مطلق عدم تغيّر است، نه فقط بوى آن. بهشت جاى خلود و دوام است و مقتضاى خلود، عدم تغيّر است.زيرا اصل كهولت از اشياء در آنجا برداشته شده است. 458 مايعاتي كه در انهار بهشت روان است هم از لحاظ گوهر و ذات با مايعات نهري دنيا فرق دارد و هم از لحاظ كيفيت؛ زيرا در نهرهاي دنيا غير از آب چيز ديگري جاري نيست، چنان‏كه آب‏هاي دنيا بعد از مدتي بو مي‏گيرد، ولي مايعات نهر بهشت از اين دو جهت امتياز خاص دارد كه در تلو آيات قرآني روشن مي‏شود.459
عسل: لعاب و بزاق، يا آب دهان زنبور عسل‏. راغب گويد: اصل صفو خلوص شى‏ء است از آميختگى. و از آنست كه بسنگ صاف و خالص، صفا گويند. طبرسى از مبرد نقل كرده:صفا هر سنگى است كه چيزى از گل و خاك بآن آلوده نيست.بنابراين عسل مصفي يعني نهرهائى از عسل صاف و خالص.
در درالمنثور است که شيري که طعمش تغيير نمي کند مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ خارج نشده است وعسل مصفي من بطون النحل‏ خارج نشده است.460وآمده است که اين چهار نهر در حقيفت چهار دريا هستند که از آنها نهرهايي سرچشمه مي گيرد.461
4-1-7 خوردني‏هاي بهشتي
ملاصدرا در يک سخن بسيار شيوا روزي هاي بهشتيان را اينگونه توصيف ي کند: و در برابر غذاهاي جهنميان، روزيهاي اهل الله و نيرو دهنده دلهاي آنان و غذاي ارواح ايشان است، که عبارت است از معلومات و دانستنيهاي يقيني و عقايد درست ايماني از شناخت آغاز و انجام مي باشد، چنان که خداوند به آن اشاره کرده و مي فرمايد “آنها روزي معلوم دارند، ميوه هاست و آنها محترمانند”صافات/ 42 “اين غذا بهتر است يا درخت زقوم”صافات/62 يعني معلومات و دانستنيهاي آنان که از معلومات الهي بوده، نيرو به دلهايشان مي دهد و غذا به روحشان مي رساند، از خوردن آن ها سرور حاصل نموده و در مصاحبت و همنشيني پيروان و يارانشان لذت بوده و دلهايشان در نزد خداوند بدان ارجمندي يافته و در جايگاه صدق و راستي نزد پادشاه قدرتمند فرمانروا مي نشينند، و شکي نيست: يقينياتي که عقول هيولاني را که فرشتگاني بالقوه اند فرشتگاني بالفعل مي نمايد براي آنان بهترين غذا و ماحضر است تا وهميات دروغي که نفوس وهماني را که شياطيني بالقوه اند شياطيني بالفعل مي نمايد.462
4-1-7-1 ميوه هاي فراوان
سفره عظيم خوردني‏هاي الهي در بهشت بيش از گوشت تأکيد بر ميوه دارد که اشاره‏اي است به برتري ميوه بر گوشت و هشداري است براي انتخاب غذا در دار دنيا:
“و أمددناهم بفاکهة و لحم ممّا يشتهون” طور/ 22.
در باب کثير بودن اين ميوه ها ملاصدرا مي گويد:توصيف ميوه ها به زيادي ودر مقابلش به تمام نشدن تقابل عدم وملکه است که مستلزم پيوستگي واستمرار امتداد زماني مي باشد.واينکه اين وصف براي ميوه هاي اصحاب يمين آمده در حاليکه در وصف ميوه هاي مقربين نيامده است براي آن است که عالم آنان عالم صورت ومقدار است وعالم مقربان عالم وحدت وجمعيت است وعالم محردات وبرتري از کثرت عددي که خارج از امتداد ولا امتداد، استمرار ولا استمرار…مي باشد واين به واسطه ي تجردد ورهاييشان از زمان ومکان ودور بودن شان از تجدد وپديد آمدن مي باشد، با آنکه در اين عالم تمام آنچه که در عالم مقادير واندازه ها ، از صور انواع فراوان يافت مي شود م.جود است ، جز آنکه در آنجا به صورتي برتر وتمتم تر ونيکوتر واستوارتر موجودند.463
در آيه ديگري در سوره واقعه گفته شده: وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُون‏ واقعه/20
ملاصدرا در معناي يتخيرون توضيح مي دهد:انتخاب مي کنند يعني بهترش را بر مي گزينند.چون وقتي مي گوييم اختيار کردم يعني بهترش را بر گزيدم .
راغب در مفردات مى‏گويد: كلمه” مد” در اصل بمعناى كشيدن است، و به همين جهت است كه زمان ممتد را مدت گويند، ، لذا در قرآن كريم آمده:
” وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ-
ايشان را به ميوه و گوشت از هر قسمش كه ميل داشتند امداد كرديم”.464
کلمه امددنا افزايشي مداوم را نشان مي‏دهد و اين معنا را مي‏رساند که ميوه‏ها و غذاهاي بهشتي آن‏چنان نيست که با خوردن، کمبودي در آنها حاصل شود يا در فصل خاصّي وجود داشته باشد بلکه هميشگي و مستمر است465: لکم فيها فاکهه کثيره منها تأکلون (زخرف، آيه 73). کلمه منها اشاره دارد به اين‏که وفور نعمت به‏گونه‏اي است که بهشتيان هرچه از خوردني‏هاي بهشت مصرف کنند جزئي از آنها را مي‏توانند تناول کنند. همچنين گفته اند بعضى از آن ميخوريد نه همه آن بجهت كثرت اصناف و دوام انواع آن و فايده وجود آنچه زايد است بر اكل تزين اشجار است بثمار و لهذا در آنجا هيچ شجره از ثمره عارى نيست، و در حديث واقع شده كه مؤمنين ميوه‏اى از درخت بهشت نچينند مگر دو مثل آن فى الحال از همانجا روئيده شود، 466
4-1-7-2ميوه هاي دائمي
در آيات سوره واقعه دوبار واژه ي فاکهه به معناي ميوه آمده است اولي ويژه مقربان است ودومي مخصوص اصحاب يمين.اما در وصف ميوه هاي اصحاب يمين مي گويد:
وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةواقعه/32و33
اما در مورد ميوه هاي مقربين چنين ويژگي ذکر نشده است.
ملاصدرا در اختصاص اين ويژگي براي ميوه هاي اصحاب يمين چنين مي گويد:ميوه هاي مقربين را توصيف کرد به “وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ ” وميوه هاي اصحاب يمين را به “لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَة” .شايد دليل اين اختلاف اين باشد که مقربان چون در مقام جمعيت ودرجه ي امر وتکوين هستند، پس هرچه که براي آنان موجود است از وجود خودشان موجود است وشهوات وخواسته ها واراده هاي آنان مبادي واصول حصول اشياء است چون علوم آنها فعلي است.اما غير از آنان اگر از اصحاب شمال باشد که ساکن جهان حس وطبع است او در فعلش مجبور محض است چون مرتبه اش مرتبه طبيعت است وبه واسطه ي همسايگي وپيوستگي اش به مواد انفعالي ، درجه اش انفعالي واثرپذير گرديده است.اما اگر از اصحاب يمين باشد مقامش مقام نفس است جز آنکه او نفس را از هوي وهوس بازداشته وبه درجه طبيعت ودنيا فرود آمده است ونفس از آن روي که نفس است اگرچه در فعلش اختيار دارد ولي فعلش مانند اختيارش به استقلال وتنهايي از او صادر نمي شود ، بلکه با مشارکت مبدأ عقلي وياري جوهري قدس وکمک فرشته اي بلند مقام از فرشتگان عقلي مي باشد؛لذا کمالات نفس از او افاضه مي شود وروزي فراوانش از او مي رسدو روزي هاي نفس به نظم وتقدير خود نيست ، بلکه به نظم وتقدير مقدر دانا است وتنها کار نفس درخواست روزي ونعمت وبه دست آوردن وطلب آنست وبس.وآن را از اختيار وخواست جز همين مقدار نيست اما هستي وتحصل يافتن از فوق آن يعني خداوند است.467
ودر آيات ديگري از قرآن نيزدائمي بودن نعمات رامتذکر مي شود :عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ هود108 واُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها رعد35
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: چون داخل بهشت شدم درخت طوبا را ديدم كه اصل و ريشه آن در خانه علي (عليه‏السلام) بود و در بهشت قصر و منزلي نيست كه شاخه‏اي از آن درخت در آن نباشد… ميوه‏هاي اهل بهشت و خوراكي‏هاي آنان به آن درخت آويخته است و هر شاخه از آن درختْ صد نوع ميوه از آنچه در دنيا ديده و شنيده‏ايد و از ميوه‏هايي كه نديده و نشنيده‏ايد داراست. هرگاه ميوه‏اي از آن چيده شود، به جاي آن باز خواهد روييد: (لامقطوعة ولاممنوعةٍ)468
4-1-7-3 درخت سدر
فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ
” سدر” نام درختى است كه بارش را عرب نبق و فارس كنار مى‏نامد و” مخضود” هر شاخه‏اى است كه تيغش بريده شده باشد، و ديگر خار در آن نباشد469. (درخت كنار) درختى است كه كمتر نياز خوراك را برمى‏آورد (بر و برگ و ساقه و ريشه‏اش خوراكى نيست).چوب و شاخه سدر بى خار است و خميده مى‏شود و از آن سايبان درست مى‏شود از اين روى- سدر- مثلى است براى سايبان بهشت‏ .470
و بعضى گفته‏اند: يعنى آن سدرى كه بواسطه زيادى ميوه (كه نامش كنار است) و ريختن خارهايش خم شده.ضحاك و مجاهد و مقاتل بن حيّان گويند: آن سدرى كه از جهت بسيارى ميوه سنگين شده است‏.471
” وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ” كلمه” طلح” نام درخت موز است.بعضى گفته‏اند: طلح، موز نيست، بلكه درختى است كه سايه‏اى خنك و مرطوب دارد.472بعضى ديگر گفته‏اند: درخت ام غيلان است، كه شكوفه‏هايى خوش‏بو دارد.473
ملاصدرا مي گويد:منضود چيزي است که برخي بر برخي ديگر روي هم چيده شده باشد از پايين ساقه تا بالاي شاخه ي آن بطوريکه از شاخه ي آن هيچ چيز معلوم نباشدو سراسر پر از ميوه باشد.474
مراد از ظل ممدود سايه رحمت الهي وعکس نور وجود اوست که بر مخلوقات افتاده چنانکه خداوند مي فرمايد:
“أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِنا” فرقان/45و46475
از نظر ملاصدرا دور نيست که مراد از اين درخت سدر همان سدره المنتهي باشد.وآن مرزي است که هرکس از آن گذشت از جهان صورت به جهان معاني خالص گذر نموده است.476
اينکه گفته اند علم فرشتگان وغير فرشتگان به فراتر از آن نمي رسد مراد علوم جزئي تخيلي است که تعلق به عالم صور واشباح دارد، نه معارف عقلي که تعلق به عالم معاني خالص دارد، ودر بسياري از موارد فرشتگان بر جواهر متعلق به اجسام و ملکوت وباطن آنها اطلاق شده است لذا علوم آنان علومي جزئي است وغير از علوم مقرباني است که از عالم صور مخرد وآزادند.477
ملاصدرا در اين جا توضيحي عرفاني از حقيقت اين درخت بيان مي کند:در نزد عرفا مراد از اين در خت در عالم کبير هما ننيروي ملکوتي است که مظهر آن آسمان هفتم است وشأن آن صورت دادن حقايق وتشخص آنها در مرحله ي خلق وشکل يابي است.ودر عالم صغير انساني قوه خيال است که مظهر آن روح حيواني است که در برخي دهليز هاي مغز که در لطافت وشفافي شبيه به آسمان هفتم است ، قرار دارد آن متوسط بين عقل وحس است.شأن آن تجسم معقولات ومجرد کردن محسوسات است ولذا در برخي روايات آمده است :آنچه که از فوق آن فرود مي آيدبه آن پايان مي پذيرد سپس از آن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حيات، شير، تطهير Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آرامش خاطر