منابع و ماخذ پایان نامه مشرکان قریش، دنیاگرایی

دانلود پایان نامه ارشد

بر پیامبر9در روز جنگ بدر اشاره می کند. چنین امری یعنی وحی بر فرمانده مسلمین و بیان احکامی در رابطه با جنگ برای سپاه مجاهد، دلگرمی و قوت قلب خواهد بود. به تعبیر دیگر وحی خداوند به پیامبر9در روز بدر، از جمله آثار توجه خداوند به اوضاع و احوال مسلمین می باشد و همین نشانه، برای آنها شورآفرین خواهد بود.
از دیگر عنایات خداوند که آیه 42 ﴿ إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾186، متذکر شده، این است که فرصت تصمیم گیری و نظر خواهی جهت تعیین مکان جنگ از دو سپاه و هم چنین مجاهدان گرفته شد و اراده و برنامه الهی بود که دو سپاه در محل بدر که بهترین مکان برای مسلمین بود، گرد آمدند.
آیه 43﴿ إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ﴾187، به خواب پیامبر 9قبل از جنگ بدر اشاره دارد. خوابی که در آن سپاه دشمن کم جلوه کرد، عنایتی از جانب خداوند می باشد.
تقلیل متقابل دو گروه نیز از دیگر عنایات خداوند است که آیه 44﴿ وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾188 متذکر آن شده است. اینکه دو گروه همدیگر را کم می دیدند، شروع جنگ را سبب شده است. به عبارت دیگر، اگر مسلمین سپاه دشمن را بسیار می دیدند ترس و رعب بر آنها چیره می شد و مانع از جنگیدن آنها می شد و همچنین فکر فرار از صحنه جنگ را در سر می پروراندند.
2-1-3-2-2- حالات و روحیات مسلمین در جنگ بدر
آیات«1-5-6-7-8-9-17-19»، در رابطه با این موضوع سخن گفته اند.
شأن نزول آیه 1﴿ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾189 در روایات190، نزاع مسلمین بر سر غنایم جنگ بدر که از جمله انفال محسوب می شود، بیان گردیده است. این حال نزاع و کشمکش و درگیری برای مؤمنینی که در جنگ بدر عنایات بسیاری را از خداوند عالم دیده بودند، جای شگفتی و تعجب دارد. جا داشت که آنها پس از پیروزی باورنکردنی، عنایات و الطاف حضرت حق را یادآور شوند و تحولی معنوی در آنها صورت گرفته باشد نه اینکه بر سر جمع مال دنیا با یکدیگر به نزاع و کشمکش برخیزند!!!
آیه 5﴿ كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ﴾191 نیز حال کراهت و نارضایتی برخی از مؤمنان را نشان می دهد. با توجه به اینکه جمله « كَما أَخْرَجَكَ » متعلق به مدلول جمله﴿ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ﴾ است192، می توان گفت مؤمنانی که در پایان جنگ با پیامبر9بر سر غنایم اعتراض می کردند و تقسیم غنایم طبق نظر ایشان را قبول نداشتند، در ابتدای کار یعنی زمان خروج از مدینه به سمت میدان جنگ نیز حال کراهت داشتند و بر پیامبر9معترض بودند.
از آیه 7﴿ وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ﴾193، به راحت طلبی و دنیاگرایی و مال دوستی مؤمنان پی می بریم. وقتی خداوند وعده پیروزی یکی از دو کاروان تجاری و نظامی را می دهد، چرا مؤمنان خواستار نابودی کفار نمی شوند؟!!! با توجه به اینکه تحقق وعده های الهی حتمی می باشد عدم آرزوی مؤمنان در جهت نابودی کافران، و تمایل به گرفتن کاروان تجاری نشان از روحیه خودخواهی و دنیا طلبی است. لذا طبق آیه 8﴿ لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ﴾194، کسانی که از جنگیدن با کاروان نظامی و نابودی سپاه باطل کراهت داشتند، مجرم و گناهکار محسوب می شوند. لذا مؤمنینی که در آیه 5 ﴿ كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ﴾ از خروج پیامبر9از مدینه جهت عزیمت به جنگ کراهت داشتند، مجرم محسوب می شوند.
اگر چه واژه- جرم- به طور کلی استعاره براى ارتكاب زشتى و انجام گناه اعم از کوچک و بزرگ195 بکار می رود اما در فرهنگ قرآن برای مجرمین و کسانی که بر جرم و گناه مداومت دارند عواقب بسیار بدی چون گمراهی و جهنم یاد شده است:﴿ إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُر﴾196. قرآن در معرفی مجرمان چنین می گوید:﴿ إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ﴾197. تمسخر مؤمنان از ویژگیهای ناپسند مجرمان می باشد. با توجه به این آیه می توان گفت مجرمان در زمره اهل ایمان قرار ندارند. این در حالی است که آیه 8 که اطرافیان پیامبر9را مجرم شمرده، در آیه 5 آنها را مؤمن یاد کرده است. به تعبیر دیگر از ارتباطی که آیات 5، 6، 7 و 8 وجود دارد می توان پی برد که اطرافیان پیامبر9با ایشان بر سر جنگ با کفار جدال نموده و از جنگیدن کراهت داشتند و با اینکه تعبیر مجرمون در آیه 8 ﴿ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ﴾، برای آنها بکار رفته، اما با این حال در آیه 5 با تعبیر﴿ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ﴾ از آنها به عنوان مؤمن یاد شده است. جای این سؤال پیش می آید که چنین افرادی با چنین اعمالی آیا هم چنان از اهل ایمان محسوب می شوند؟
تفسیر نمونه آنها را جزء مؤمنان ضعیف بر می شمرد و چنین می گوید: «از تعبير ﴿فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾، (جمعى از مؤمنان) روشن مى‏شود كه اولاً اين مشاجره و گفتگو به خاطر روح نفاق و بى ايمانى نبود، بلكه بر اثر ضعف ايمان و نداشتن بينش كافى در مسائل اسلامى بود. و ثانيا تنها عده محدودى اين چنين فكر مى‏كردند و اكثريت كه از مسلمانان مجاهد راستين بودند تسليم فرمان پيامبر 9و اوامر او بودند»198.
حضور مؤمنان ضعیف در کنار پیامبر9، امری قابل قبول می باشد اما مؤمن ضعیف اگر پس از تبیین حق و حقیقت هم چنان حال جدال و مخالفت داشته باشد-آیه 6:﴿ يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ (6)﴾199- دیگر مؤمن محسوب نمی شود. مشاهده حرکتها و اعمال نابجا از مؤمن ضعیف طبیعی است اما نه تا جایی که پس از روشن شدن حقیقت، هم چنان حال جدال و اعتراض با پیامبر9را ادامه دهد. از سوی دیگر حضور منافقان در بین مردم مدینه کم رنگ نبود. منافقانی که خود را مؤمن می دانستند اما خصوصیات مؤمن حقیقی را نداشتند. لذا همین منافقان که تظاهر به ایمان داشتن می کنند، مجرم محسوب می شوند. آیات سوره توبه نیز مؤید این مطلب است:﴿ يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ * وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ * لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ ﴾200. لذا اطرافیان به ظاهر مؤمن پیامبر9بعد از تبیین حق، معترضانه با پیامبر9برخورد می کنند.
آیه 9﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾201، حال استغاثه و نیاز مؤمنان به عنایت الهی را نشان می دهد.
پیروزی جنگ بدر بنا به آیه 17﴿ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾202، جز به عنایت خداوند، صورت نگرفته است. طبیعی است که پس از این پیروزی بی نظیر، حال فخر و غرور سراغ مسلمین بیاید لذا به قرینه ﴿ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ می توان گفت برخی این حال را ابراز کرده – مرتبط با سمیع بودن خداوند – و برخی در درون چنین احساسی داشتند- مرتبط با علیم بودن خداوند-، به همین دلیل خداوند پیروزی را به خود نسبت می دهد تا آنها را متوجه این رفتار ناپسند نماید.
در آیه 19﴿ إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ﴾203، به حال نیاز و یاری جستن مؤمنان جهت پیروزی اشاره شده است.
تفسیر نمونه در توضیح این آیه چنین می گوید:« بعد از جنگ بدر ميان بعضى از مسلمانان تازه كار و ضعيف الايمان بر سر تقسيم غنائم جنگى گفتگو واقع شد؛ آيات نازل گرديد و آنها را توبيخ كرد و غنائم را دربست در اختيار پيامبر9گذارد، و او هم به طور مساوى در ميان مسلمانان تقسيم كرد سپس براى تعليم و تربيت مؤمنان، حوادث جنگ بدر را به ياد آنها آورد كه چگونه خداوند آنها را در برابر يك گروه نيرومند پيروز كرد. اين آيه نيز همان مطلب را دنبال مى‏كند كه اگر شما مسلمانان از خداوند تقاضاى فتح و پيروزى كرديد، خدا دعاى شما را مستجاب كرد و پيروز شديد و اگر از اعتراض و گفتگو در برابر پيامبر9خوددارى كنيد، به سود شماست»204.
2-1-3-2-3- حالات و روحیات سپاه کفر در جنگ بدر
آیاتی که به این موضوع پرداخته اند عبارتند از:«19-47-48».
در رابطه با آیه 19﴿ إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ﴾205، روایت شده که ابوجهل قبل از جنگ چنین گفت:« خدايا دين ما قديم و دين محمد9جديد است. هر كدام از دينها را كه مى‏پسندى امروز يارى كن»206. این دعای مشرکان قریش، حکایت از این دارد که آنها خود را برحق دانسته و انتظار یاری خداوند را داشتند. تعبیر﴿ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ﴾ نشان می دهد که آنها به تجهیزات و نفرات خویش، مغرور بوده و از همین رو پیروزی خویش را حتمی می دانستند.
بنا به آیه 47﴿ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾207، مشرکان هنگام خروج از مکه، با حال سرمستی و غرور و خود نمایی و با انجام کارهای ابلهانه به سمت میدان بدر حرکت نمودند. ممانعت از راه خدا از جمله اهداف آنها بود.
آیه 48﴿ وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾208، از تاثیرگذاری شیطان بر آنها که به شکل زینت دادن اعمال ناپسند و نادرستشان می باشد، خبر می دهد. آنها تحت تأثیر شیطان با عیش و نوش و خوش گذرانی به میدان جنگ آمده و بنا به اثر پذیری از شیطان، خود را پیروز میدان می دانستند.

2-1-3-3- دستورات و توصیه هایی در ارتباط با جهاد
آیات«1-12-15-16-38-39-40-41-45-46-49-57-58-60-61-62-65-67-68-69-70-71-72-74»، دستورات و توصیه هایی در ارتباط با جهاد بیان نموده اند.
2-1-3-3-1- نظام جهاد و میدان رزم
این موضوع آیات«12-15-16-38-39-40-45-46-49-57-58-60-65-72-74»، را در بر گرفته است.
یکی از توصیه های اسلام در باب جنگ و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه جهانی شدن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه مِنْكُمْ، ميدان، جنگ،، مجاهد