منابع و ماخذ پایان نامه عالم ماده، است همانطور که در، عرفان اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ف وحدانيت خداوند و قداست وجود نبي اکرم، جمال الهي و انساني، مراتب وجود و فرشته شناسي نقش مؤثّري ايفا مي‌کند.
شناخت کامل عنصر «نور» و بررسي ماهيت آن با در نظر گرفتن نمودها و کارکردهاي متفاوت و بررسي سير تاريخي و تحول آن در مکاتب و اديان مختلف ميسر مي‌شود. در چشم اندازي کلي، مي‌توان کارکرد عنصر نور را ذيل عنواين متعددي تقسيم بندي کرد و خط سير حضور آن را مورد بررسي قرار داد.
در اين پژوهش، ابتدا به نقش قدسي و ماهيت معنوي نور اشاره شده است. پاکي، روشني و وابستگي نور به عالم برتر، به آن وجهي معنوي مي‌بخشد؛ از اين رو در مکتب ها و اديان مختلف، بعضي از مسائل مربوط به خداشناسي، ماهيت راهبران بشري و پيامبران، با عنصر نور رابطه اي تنگاتنگ پيدا مي‌کند.
وجه ديگري که براي عنصر نور در نظر گرفته مي‌شود، يگانگي آن با «وجود» و «هستي» است. خداوند سرچشمة حيات و حيات بخشي است و عدم يا ظلمت به معناي نبود نور است. در اغلب مکتب ها، آغاز آفرينش با نور همراه است. همچنين، نور وجود گرامي‌پيامبر اکرم (ص) دليل و رکن خلقت افلاک و جهان به شمار مي‌رود.
از ديگر کارکردهاي نور، رابطة آن با علم و معرفت است. مفهوم کسب دانش و معرفت به نفس، به منزلة راه رهايي انسان از اسارت وجود مادي، موضوع رايج اغلب مکتب ها و آيين هاست. از طرفي، دانش و علم اشراقي درجه اي از حيات به شمار مي‌رود و گويي آنکه بي معرفت است، از داشتن روح و هستي بي بهره مانده است دين اسلام نيز بيش از هر آيين ديگر، بر کسب نور علم تأکيد مي‌کند.
برجسته ترين ويژگي نور نقش آفريني آن در هدايتگري است. در راهيابي هاي عالم مادي نيز نور مهم ترين ابزار هدايت به شمار مي‌رود. نور (مادي و معنوي) در زندگي اين جهان راه راست را به بشر مي‌نمايد. همچنين، در آيين هاي هرمس، زردشت و گنوس، شخصيت هاي نمادين و اساطيري با هويتي نوراني، سالک را در جهان ديگر- که ابهام آن به ظلمت و تاريکي تشبيه مي‌شود- هدايت مي‌کنند. در دين مبين اسلام، راه يافتن به صراط مستقيم با واسطه گري پيامبر، قرآن کريم و امامان ميسر مي‌شود. اين برگزيدگان الهي سرشت نوراني دارند و شخصيت ايشان از هر گونه اسطوره پردازي به دور است» (البهنسی،1387، 53).
حضورنوردردوبعدازمهمترین ابعادهنری اسلامی یعنی معماری ونگارگری جلوه وحضوری ذاتی دارد. به عبارت دیگراین نور است که تعیین کننده هویت ذاتی اثرهنریاست یعنی نه تنها اثر را نمادجلوه نورانی وجودقرارمیدهد،بلکه بدان شکوه وجلالی میبخشد. نگارگرایرانی بُعدرامیدیدومیشناخت، ولی ازآن دوری میکردچراکه دوری اجسام وکوچک شدن آنراباخطاهای چشم سرمربوط میدانست. پس به چشم دل روی میآورد. وبه این باورقلبی رسیده بودکه تمامی صفحات رانور الهی به طور یکسان روشن میکند. در باورمانویان شخص نجات یافته نهایتاً درسرشت نورانیاش بامنجی یکی میگردد. در مواجهه با آثار هنر اسلامي مشاهده مي‌كنيم كه كليه اجزاي اثر هنري، از جمله نور و رنگ، به گونه‌اي متفاوت از ديگر آثار هنري ارائه شده در طول تاريخ هنر جهان، خلق شده‌اند. گويي كه زبان بياني هنرمند مسلمان در بيان روايت وي از عالم هستي است. شناسايي وجوه مختلف هستي امكان‌پذير نيست، مگر از طريق «ديدن» و از سويي ديگر «مشاهده» خود مراتبي دارد كه بستگي مستقيم به نظرگاه هنرمند و شاكله روحي وي دارد. در جهان معنوي، زيبايي و نيكي يكي و همانند‌اند، برترين زيبايي، برترين نيك است و همانا حق است كه جلوه غايي واعلاي اين مفاهيم است. با توجه به رابطه ناگسستني انديشه اسلامي با هنر اسلامي، هدف اصلي هنرمند مسلمان مشاهده جلوه‌هاي متكثر حق و نماياندن آن به مخاطب خويش است. شناخت و درك مفهوم «نور» در نگارگري ايراني مستلزم آشنايي با ويژگي‌هاي اين نوع نقاشي است. آنچه را ما با نام كلي «نور» در اين نوع نقاشي مي‌شناسيم علاوه بر اين كه يك ويژگي صوري است نشان از بينشي خاص دارد كه در سنت نقاشي اين سرزمين همواره پا بر جا بوده و همين امر نيز باعث شده تا نور در اين آثار بسيار خاص جلوه كند. نور در نگارگري ايران داراي منبع مشخصي نيست كه بتوان آن را بر اين مبنا بررسي كرد و نيز امري پنهان نيست كه بتوان كيفيت تاثيرش را ناديده گرفت».(آموزگار،1386، 78)
هدف اصلي در اين بحث، ارائه‌ي دقيقي‌اي از كاربرد رابطه‌ي نور و رنگ طلايي در آرا و هنر مانوي است. از بررسي رابطه‌ي بين نور و رنگ طلايي در آثار مانوي و نگارگري ايراني به نظر مي‌رسد كه تفاوت‌هايي بين اين دو وجود دارد. هر چند در نگارگري اسلامي كاربرد رنگ طلايي به تجلي عالم مثالي و الهي مي‌انجامد، در نگارگري مانوي به طور صريح چنين امري مشاهده نمي‌شود؛ و به نظر مي‌رسد اين استدلال حاصل مقايسه از نگارگري اسلامي و تسري مبادي و فلسفه‌ي آن به نقاشي قبل از اسلام و نقاشي مانوي است. در صورتي كه در نقاشي مانوي، اگرچه ماهيت كلي فلسفه و دين آن مبتني بر مسئله‌ي نور و بازگشت به نور است. رنگ طلايي ـ برخلاف گفته‌هاي برخي پژوهشگران ـ در تمامي بخش‌هايي كه در آثار نقاشي به كار رفته است، در معنا و يا تداعي‌كننده‌ي جهان نوري و الهي به كار نرفته؛ بلكه بيشتر در تزئينات استفاده شده است. فقط در برخي از تصاوير در حاشيه هاله‌ي مقدس يا در رنگ بال به كار رفته كه مي‌تواند اشاره‌اي به جنبه‌ي غيرمادي داشته باشد و گرنه در بررسي ديگر آثار آنها چنين امري مشاهده نمي‌شود. حتي هاله‌هاي مقدس به عنوان برجسته‌ترين فرمي كه الهه‌ها يا گزيدگان را از ديگر افراد متمايز مي‌كنند، نيز در بيشتر موارد در رنگ‌هاي ديگري مانند سبز، صورتي، قرمز و بنفش نشان داده شده‌اند» (همان منبع،46).
4-1معرفی کارکردهای نور
4-1-1 تعریف نور
«نور، مترادف ضياء و ضوء و روشنايي است. در لغت و در اصطلاح علوم نور و ضوء اندكي متفاوتند. ضوء «نور ذاتي شي» مضي و كيفيتي است كه كمال بالذات شي شفاف ـ از آن جهت كه آن شي شفاف است ـ محسوب مي‌شود. اما نور از غير خود مستفاد شده و كيفيتي است كه جسم غيرشفاف از آن بهره‌مند شده و شفاف بالفعل مي‌گردد» ( نوربخش،1383 ،39،40).
4-1-2 نور از نظر علمی
سرعت دقیق نور ۲۹۹۷۹۲۴۵۸ متر در ثانیه است.
یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (سورهی سجده، آیه ۵)
«خدا مسائل زمین را از فضا اداره می کند و بعدها (اوامر وی) در شبانه روز معادل هزار سالی که شما می شمارید بطور زیگزاگی بطرف وی بر می گردد.آیه می گوید که اوامر خدا در روز به اندازه هزار سالی که ما می شماریم به طرف خدا حرکت میکند. منظور آیه از سالی که ما (مسلمانان) میشماریم سال قمری است که مربوط به گردش ماه بدور زمین است. ماه در هر سال 12 بار دور زمین می گردد و در هر 1000 سال 12000 بار. مسافتی که ماه در 12000 بار گردش خود بدور زمین طی می کند ۲۵.83134723 بیلیون کیلومتر است. یعنی اوامر خدا در یک شبانه روز مسافت مزبور را طی میکنند. هر شبانه روز ۸۶۱۶۴.09966 ثانیه است. اگر مسافتی که اوامر خدا در روز طی میکنند را بر ثانیه ها تقسیم کنیم سرعت حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست می آید. بترتیب زیر:
۲۵.83134723 (بیلیون کیلومتر) تقسیم بر ۸۶۱۶۴.09966 (ثانیه) = 299792.458 کیلومتر در ثانیه .سرعتی که برای حرکت اوامر خدا در ثانیه بدست می آید 299792.458 کیلومتر در ثانیه است، و این سرعت همان سرعت حرکت نور در ثانیه است. در رابطه با زیگزاگی حرکت کردن نیز چنانکه می دانیم چیزی در فضا مستقیم حرکت نمی کند بلکه هر چیزی تحت تآثیر نیروی جاذبه کائنات خم می شود. و خم شدن مکرر به این طرف و آن طرف ناشی از نیروی جاذبه کائنات نیز مسیری زیگزاگی برای پدیده ایجاد می کند. این نور النور در بیان عرفانی و اسلامی آن همان نور ذات پروردگار جهان است همانطور که در قرآن کریم «نور» از اسماء خداوند است و تنها اسم مادی او تلقی می شود که در کائنات حضوری محسوس دارد.
دکتر علی اکبر خانجانی با نگاه عرفانی به اسم «نور» خداوند در ارتباط با علم فیزیک می‌پردازد:
 E=mc2 فرمول معروف آلبرت اینشتن، از اساس نظریه نسبیت است. این فرمول را مهم‌ترین و در عین حال افسانه‌ای‌ترین بیان ریاضیاتی از کائنات نیز دانسته‌اند.
از این فرمول جدال‌برانگیز عصر جدید چنان بر می‌آید که هر چیز دارای جرم در جهان هستی اگر به سرعت نور برسد تبدیل به نور می‌شود که بی‌وزن‌ترین پدیده در عالم ماده است. این بدان معناست که کل کائنات وعالم ماده وطبیعت حاصل انقیاد و کاهش سرعت نور و یاحاصل انقباض نور است. یعنی هر چیزی در عالم ماده از جنس نور و دارای ذرات نوری است و نور همان ماده اولیه ساختار جهان است. در اینجا به حکمت اشراق از شهاب الدین سهروردی می‌رسیم که حدود هزار سال پیش جهان هستی را از نور دانسته‌است.
ولی فرمول مذکور که بیش از آنکه یک فرمول فیزیکی باشد فرمول فلسفی تلقی می‌شود و دارای ماهیتی متافیزیکی است. بیان دیگری هم دارد و آن این که اگر هر جرمی در عالم ماده به سرعت مجذور نور 2 (300000 کیلومتر در ثانیه) برسد تبدیل به انرژی مطلق می‌شود که این حدود سیصد هزار مرتبه از نور رقیق‌تر و سبکتر ومنورتر است. و این همان معنای فیزیکی «نور النور» در عرفان اسلامی می باشد که به مثابه ذات نور است که نور آفتاب در قبال آن به ظلمت می‌ماند.
4-1-3 اهميت مبحث نور
«اشيا در اين عالم يا از خود نور منتشر مي‌كنند و به واسطه نور خود ديده مي‌شوند ـ مانند خورشيد، شيشه گداخته، رشته لامپ و فلز مذاب- و يا به واسطه نوري كه بر اثر تابش به سطح خارجي آنها به چشم انسان مي‌رسد ديده مي‌شوند. بر اين اساس هر شيء غيرنوراني در مواجه با تابش نور سمتي از آن را جذب مي‌كند كه به انرژي گرمايي تبديل مي‌شود، قسمتي را از خود عبور مي دهد و قسمت ديگر را منعكس مي‌كند كه موجب رويت آن مي‌شود. اما جداي از فرايند علمي نور در طبيعت، مفهوم و ماهيت نور همواره مورد توجه بشر بوده است. نور در اديان و مذاهب مورد احترام و تقدس بوده است. در دين زرتشت، تفسير هستي، فرشته‌شناسي و تقدس آتش بر مبناي نور است. دردين يهود، اولين مخلوق خدا، نور است و در مسيحيت، عيسي مسيح(ع)، «كلمه» و «نور» و يا خدا و نور و يا پدر نورهاست و در نور ساكن است. در اسلام نيز بر معنويت نور تاكيد شده است. همچنين نور در عرفان وتصوف با تأسي از قرآن، اسمي از اسماء الهي دانسته شده و عبارت از تجلي حق به اسم «الظاهر» يعني وجود ظاهر در تمام موجودات و گاه بر هر چه كه پنهان را آشكار مي‌كند از علوم لدني، و ارادات الهي كه ماسوي الله را از دل بيرون مي‌كند، اطلاق مي‌شود. «نور، مترادف ضياء و ضوء و روشنايي است. در لغت و در اصطلاح علوم نور و ضوء اندكي متفاوتند. ضوء «نور ذاتي شي» مضي و كيفيتي است كه كمال بالذات شي شفاف ـ از آن جهت كه آن شي شفاف است ـ محسوب مي‌شود. اما نور از غير خود مستفاد شده و كيفيتي است كه جسم غيرشفاف از آن بهره‌مند شده و شفاف بالفعل مي‌گردد» ( نوربخش،1383 ،40،39).
4-1-4 نور در قرآن و حديث
«قرآن سوره‌اي به نام «نور» دارد. در اين كتاب آسماني چهل و سه بار كلمه نور و بيست و سه بار كلمه ظلمت آمده است. نيز اين دو كلمه يازده بار در كنار يكديگر مطرح شده است. «نور» در همه موارد به صورت مفرد و «ظلمات» به صورت جمع آمده و معاني آنها در موارد مختلف متفاوت است. براي نمونه گاه مساوي و معادل تورات و انجيل و عديل هدايت است و گاه نور و ظلمات، به معني بينابيني و كوري بكار رفته است. گاه مساوي با پيامبر(ص) دين حق و راه راست و كتاب آسماني و قرآن آمده است. گاه نيز به معناي اجر و پاداش بكار رفته و گاه منظور نور حسي است. نور در برخي آيات كنايه از ايمان و رهبر و راهنماست و ظلمات، كنايه از كفر و راه باطل و گمراهي است.خداوند در آغاز سوره انعام مي‌فرمايد «الحمدلله الذي خلق السموات و الارض و جعل الظمات و النور» از سندي نقل كرده كه ظلمات و نور بر شب و روز اطلاق مي‌شود و بر جهنم و بهشت اطلاق مي‌شود. در تفسير منسوب به ابن‌عربي آمده است :[اين آيه] ظهور كمالات و صفات جمال و جلال خداوند بر مظاهر تفاصيل موجودات

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه هنر اسلامی، مطالعه تطبیقی، نگارگری ایران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اهورامزدا، رسول اکرم (ص)، حضرت آدم (ع)