منابع و ماخذ پایان نامه سود مورد انتظار، انتقال اطلاعات، مدیریت سود

دانلود پایان نامه ارشد

دچو و همكاران (1995) براي از بين بردن محدوديت مدل جونز (فرض غيراختياري بودن درآمد فروش) اقدام به تعديل درآمد از طريق تغييرات حساب‌هاي دريافتني نمودند. در اين مدل فرض مي‌شود كه تمام تغييرات در فروش نسيه از مديريت سود ناشي مي‌شود.
مدل صنعت
مدل صنعت توسط دچو و همكاران (1991) مطرح شد. ويژگي‌هاي اين مدل به شرح زير است:
1. در اين مدل نيز مشابه مدل جونز فرض ثابت بودن تعهدي‌هاي غيراختياري كنار گذاشته مي‌شود.
2. تغييرات اقلام تعهدي غيراختياري رايج در شركت‌هاي فعال در يك صنعت را حذف مي‌كند.
3. تغييرات اقلام تعهدي اختياري مشترك بين شركت‌هاي فعال در يك صنعت را حذف مي‌كند.
مقاله دچو و همكاران (1995) مدل‌هاي مذكور را مورد مقايسه قرار داده و ويژگي‌هاي هر مدل را به همراه قوت‌ها و ضعف‌هايش ارائه داده است. مدل‌هاي مطالعه شده در اين تحقيق شامل مدل هيلي (1985)، مدل دي آنجلو (1986)، مدل جونز112 (1991)، مدل تعديل شده جونز و مدل صنعت مي‌باشد. نتايج اين مطالعه حاكي از برتري مدل تعديل شده جونز براي كشف مديريت سود مي‌باشد. (زمانی قورتولیش،1388). دليل انتخاب اين مدل در تحقيق حاضر، از استناد به مقاله دچو و همكاران نشأت مي‌گيرد.
2-8-7 جنبه‌هاي مديريت سود (تمايز بين شكل‌هاي مختلف مديريت سود)
هموارسازي سود
يكي از انواع مديريت سود، هموارسازي سود است. به صورت دقيق‌تر، رفتار هموارسازي سود به عنوان تلاش براي كاهش نوسانات سود گزارشي تعريف مي‌شود (موزز113، 1987). در مطالعات مختلف از آن به عناوين «يك مثال خاص براي مديريت سود» (بيتي و همكاران 1994)، «بخشي از مديريت سود» (بيتنز114 و دلان 1996)، «يك انگيزه براي مديريت سود» (رونن و سادان115، 1981) و عناويني شبيه آن ياد شده است. آنچه مسلم است اين است كه مطالعات اين حيطه شامل انواع هموارسازي سود، انگيزه‌ها، اهداف و روش‌هاي تحقيق خاص خود بوده كه در تحقيقات با نام مطالعات «هموارسازي سود» مورد بررسي قرار مي‌گيرند. در ادامه به اجمال به آن‌ها اشاره مي‌شود.
انواع هموارسازي سود
هموارسازي سود به دو دسته عمده هموارسازي طبيعي و هموارسازي طراحي شده (هموار شده به صورت عمدي و توسط مديريت) تقسيم مي‌شود.
هموارسازي طبيعي: در هموارسازي طبيعي فرآيند ايجاد سود جريان همواري از سود ايجاد مي‌كند. (ايكل116 1981)
هموارسازي طراحي شده: در اين نوع هموارسازي فرآيند هموار كردن سود توسط مديريت و به صورت عمدي صورت مي‌گيرد (ايكل 1981).
هموارسازي طراحي شده خود به دو نوع هموارسازي حسابداري و هموارسازي اقتصادي يا معاملاتي تقسيم مي‌شود.
هموارسازي حسابداري: و يا هموارسازي مصنوعي، كه به صورت دستكاري‌هاي حسابداري توسط مديريت و با هدف هموارسازي سود تعريف مي‌شود (ايكل 1981).
هموارسازي اقتصادي: و يا هموارسازي معاملاتي كه هموارسازي واقعي است و از فعاليت‌هاي مديريت در جهت كنترل رويدادهاي اقتصادي ناشي مي‌شود (ايكل 1981)
مدل‌هاي شناسايي هموارسازي سود
الف) مدل‌هاي سنتي
محور اصلي اكثر مدل‌هاي سنتي بر اين اصل استوار است كه هرگاه نوسان پذيري سود از طريق يك متغير هموار كننده براساس يك مدل مورد انتظار كاهش داده شود، مي‌توان چنين استنباط كرد كه سود هموار شده است. مشكل اصلي اين مدل‌ها طراحي يك مدل مورد انتظار است كه پيچيده و ذهني است.
ب) مدل ايمهاف
در اين مدل هموارسازي سود زماني اتفاق مي‌افتد كه علاوه بر وجود جريان هموار سود، رابطه‌اي ضعيف بين سود و فروش وجود دارد و يا در صورت وجود جريان هموار سود، جريان ناهموار فروش مشاهده مي‌شود.
ج) مدل ايكل
اين مدل الگوي رفتار هموارسازي را طي دوره زماني بررسي مي‌كند. در اين مدل تغييرپذيري سود با تغييرپذيري فروش مقايسه مي‌شود. و اين امر منجر به تفكيك هموارسازي مصنوعي از هموارسازي واقعي مي‌گردد. هرگاه شاخص ايكل كوچك‌تر از يك باشد هموارسازي سود رخ داده است.
مديريت سود
تلاش براي حداكثر و يا حداقل نشان دادن سود گزارشي، اين جنبه از مديريت سود را نشان مي‌دهد كه آن را از رفتار هموارسازي سود به عنوان تلاش براي كاهش نوسانات سود گزارشي متفاوت مي‌سازد. از اين جنبه از مديريت سود در تحقيقات با نام مطالعات «مديريت سود» ياد مي‌شود.
در غالب تحليل‌هاي مديريت سود بر استفاده مديريت از اقلام تعهدي اختياري تمركز مي‌شود. لذا تخمين اجزاي اختياري اقلام تعهدي ضروري به نظر مي‌رسد. اقلام اختياري تعهدي به صورت اقلامي كه مديريت بر آن‌ها كنترل دارد و مي‌تواند آن‌ها را به تأخير اندازد، حذف كند و یا ثبت و شناسايي آن‌ها را تسريع كند؛ تعريف مي‌شوند. از اقلام تعهدي اختياری به عنوان شاخصي براي كشف مديريت سود استفاده مي‌شود. (صفری، 1386).
2-8-8 اندازه‌گيري مديريت سود
براساس تعريف مديريت سود، مديران سودهاي گزارش شده را با هدف هماهنگ كردن با اهدافشان دستكاري مي‌كنند. با توجه به تحقيقاتي كه تاكنون انجام شده، يكي از بهترين معيارها براي نشان دادن مديريت سود بررسي اقلام تعهدي اختياري است. در واقع سه روش براي مديريت سود وجود دارد. (کامیاب تیموری،1389)
■ مديريت اقلام تعهدي
■ زمان بندي براي اتخاذ سياست‌هاي اجباري حسابداري
■ تغييرات حسابداري اختياري
مديريت اقلام تعهدي به تغيير برآوردها مانند برآورد عمر مفيد، احتمال بازيافت طلب از بدهكاران و ديگر اقلام تعهدي پايان سال، به منظور دستكاري سود گزارش شده در جهت يك هدف مطلوب برمي‌گردد.
زمانبندي براي پذيرش سياست‌هاي اجباري حسابداري، شكل دوم مديريت سود خصوصاً در مورد احتمال پذيرش يك سياست جديد است.
روش سوم مديريت سود، تغيير حسابداري از روشي به روش ديگر است( سیدی، 1386).
تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه روش اول يعني مديريت اقلام تعهدي كاربرد بيشتري داشته است البته به دلايلي نظير وجود برخي محدوديت‌ها براي استفاده از روش‌هاي ديگر. براي مثال در كشورهايي كه استانداردهاي حسابداري تغييرات حسابداري زيادي توسط مديران انجام مي‌شود استفاده از روش بررسي تغييرات حسابداري اختياري نتايج چندان درستي به بار نمي‌آورد. از طرف ديگر انگيزه‌هاي بساري براي مديريت سود در مقالات عنوان شده است كه بيشتر آنها روي انگيزه پاداش مديران متمركز شده است، اين مي‌تواند براي مديران انگيزه‌اي براي دستكاري سود ايجاد كند. اگرچه تا حد زيادي رويه‌هاي مناسب گزارشگري توسط هيأت استانداردهاي حسابداري تجويز شده‌اند، اما هنوز زمينه‌هايي وجود دارند كه به تشخيص مديريت مي‌توان رويه‌هاي ديگري به كار برد. اين رويه‌هاي گزارشگري بستگي به قراردادهاي آشكار و پنهان بين سرمايه‌گذاران، مشتريان، مديريت، كاركنان، اعتبار دهندگان و سايرين دارد: (کامیاب تیموری،1389)
الف) قرارداد بين مديريت و مالكان
ب) قرارداد بين مديريت و اعتبار دهندگان
ج) قرارداد بين مديريت و جامعه
مطالعات موجود درباره مديريت سود عموماً متوجه اقلام تعهدي بوده است. اقلام تعهدي از تفاوت بين سود و وجوه نقد حاصل از عمليات بدست می آید كه شامل تغييرات در هزينه استهلاك، حساب‌هاي دريافتني، موجودي كالا، حساب‌هاي پرداختني و… مي‌باشد. در نتيجه، با اين فرض كه جريان وجه نقد دستكاري نمي‌شود، تنها راه باقيمانده براي دستكاري سود، افزايش يا كاهش اقلام تعهدي است.
امّا سؤال اين است كه: «افزايش يا كاهش از چه سطحي؟ سطح نرمال اقلام تعهدي چيست؟»
بسياري از مطالعات دهه 90 به بعد، از نظر متدولوژي به مطالعه جونز (1991) برمي‌گردد. اولين مشكل اين است كه كدام قسمت از اقلام تعهدي مربوط به سطح فعاليت است (غير اختياري) و كدام قسمت مي‌تواند دستكاري گردد (اختياري).
مطالعات پيشين بر روي اقلام تعهدي خاصي كه بيشتر از بقيه در معرض استفاده براي اهداف مديريت سود بودند، متمركز شده‌اند. جزء اساسي هر تحقيق مديريت سود، اندازه‌گيري اختيار مديريت در مورد سود است. در ابتدا، مطالعات زيادي تلاش كردند اقلام تعهدي اختياري را براساس ارتباط بين كل اقلام تعهدي و متغيرهاي توضيحي، اندازه‌گيري كنند. در اين مطالعات كه اولين بار توسط هيلي (1985) و دي آنجلو (1986) انجام شدند، كل اقلام تعهدي و تغييرات در آن را به عنوان مقياس اختيار مديريت در مورد سود به كار بردند.
جونز (1991) يك روش رگرسيون براي كنترل عامل‌هاي غيراختياري مؤثر بر اقلام تعهدي معرفي كرد كه در آن يك ارتباط خطي بين كل اقلام تعهدي و تغيير در فروش و اموال و ماشين آلات و تجهيزات، تخمين زده مي‌شد.
در جدول 2-3، سه گروه از مدل‌هايي كه در تحقيقات اخير در زمينه مديريت سود به عنوان نماينده اقلام تعهدي اختياري در نظر گرفته شده‌اند، به نمايش گذارده مي‌شود. در اولين گروه كل اقلام تعهدي در نظر گرفته مي‌شود. در گره دوم، مدل اقلام تعهدي خاص بكار گرفته شده و اين مطالعات اغلب روي صنايع مشخصي كه اقلام تعهدي آنها قابل اندازه‌گيري است و به قضاوت نياز دارد، متمركز است. در گروه سوم، ويژگي‌هاي آماري سود به منظور شناسائي رفتار اثرات سود، مورد آزمون قرار مي‌گيرد.

(جدول 2-3) نمايندگان اقلام تعهدي اختياري
1. مدل‌هاي مبتني بر كل اقلام تعهدي
محقق
نماينده اقلام تعهدي اختياري
هيلي (1985)
دي آنجلو (1986)
جونز (1991)

دچو (1995) – «مدل تعديل شده جونز»
كانگ و سيوارا ماكريشنان (1985)
كل اقلام تعهدي
تغيير در كل اقلام تعهدي
مانده رگرسيون كل اقلام تعهدي روي تغيير در فروش و اموال، ماشين آلات و تجهيزات.
مانده رگرسيون كل اقلام تعهدي روي تغيير در فروش و اموال، ماشين آلات و تجهيزات به گونه‌اي كه درآمد از طريق تغيير در حساب‌هاي دريافتني در دوره رويداد تعديل مي‌شود.
مانده رگرسيون دارايي‌هاي جاري غير نقدي منهاي بدهي‌هاي تعديل شده با توجه به افزايش درآمدها، هزينه‌ها، اموال و تجهيزات
2. مدل‌هاي مبتني بر اقلام تعهدي خاص
مك نيكولس و ويلسون117 (1988)

بيور و انگل118 (1996)
بنيش119 (1997)

بيور و مك نيكولس (1998)
مانده ذخيره مطالبات مشكوك الوصول، برآورده شده به عنوان مانده رگرسيون ذخيره مطالبات مشكوك الوصول روي مانده ذخيره اول دوره و مطالبات سوخت شده جاري و آتي
مانده ذخيره زیان وام
شاخص روزهاي پوشش حساب‌هاي دريافتني، شاخص حاشيه فروش، شاخص كيفيت دارايي، شاخص استهلاك، شاخص هزينه اداري، كل اقلام تعهدي به شاخص كل دارايي‌ها.
همبستگي سريالي رشد يك سال ذخيره زیان بيمه‌گران اموال.
3. مدل‌هاي مبتني بر روش توزيع فراواني
بورگ استالر و دچو120 (1997)

دي جورج و همكاران (1997)

ميرز و اسكيز121 (1999)
آزمون اينكه فراواني تحقيق سود سالانه بالا (پايين) سطح سود صفر است يا نه و سود سالهاي گذشته بيشتر (كمتر) از انتظار است يا نه.
آزمون اينكه آيا فراواني تحقق سودهاي فصلي سالانه بالا (پايين) سطح سود صفر است يا نه، سود فصل قبل و پيش بيني‌هاي تحليل‌گران بيشتر (كمتر) از انتظار است يا نه.
آزمون اينكه آيا تعداد افزايش سودهاي متوالي بيشتر (كمتر) از شرايط فقدان مديريت سود مورد انتظار است.
در اين تحقيق اقلام تعهدي اختياري به شيوه دچو و همكاران (1995) محاسبه مي‌گردد كه به «مدل تعديل شده جونز» مشهور گرديد.
2-8-9 مدیریت سود واقعی
مديريت سود، برآيند درجه​اي از قابليت انعطاف و اعمال نظري است که مديران در گزارشگري مالي خود دارند. مديران ممکن است از اين قدرت خود براي مديريت فرصت​طلبانه​ي سود يا انتقال اطلاعات محرمانه در باره​ي عملکرد آتي شرکت استفاده نمايند. بيشتر محققين دريافته​اند که مديريت سود با انگيزه​ي گمراه کردن استفاده​کنندگان از صورتهاي مالي و يا انحراف از نتايج قراردادي که بستگي به سوددهي حسابداري دارد انجام مي​شود (آقايي و چالاکي، 1388).
به منظور دستيابي به سطح مورد نظر سود، مديران مي​توانند تا پايان سال صبر کنند و از اقلام تعهدي اختياري براي مديريت سود گزارش شده استفاده نمايند، اما اين راهکار ممکن است اين ريسک را در پي داشته باشد که مقتار سودي که براي دستکاري مدنظر است، از اقلام تعهدي اختياري موجود بيشتر باشد؛ زيرا اختيار در مورد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه وجوه نقد، بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نقدشوندگی، بورس اوراق بهادار، ارزش بازار