منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، نابرابری ها

دانلود پایان نامه ارشد

جنسی، دادن یا خوراندن مواد مخدر به منظور برقراری آمیزش جنسی یا تسهیل آن، اجبار به برقراری رابطه جنسی بلافاصله پس از زایمان و ترخیص از بیمارستان، استفاده از عبارات تحقیر آمیز در مورد وضع ظاهری زن، اجبار زن به هرزه نگری ( تماشای عکس ها، مجلات یا فیلم های مستهجن )، نادیده گرفتن حقوق مربوط به تولید مثل( نظیر سرباز زدن از برنامه های تنظیم خانواده، دروغ گفتن به همسر در خصوص استفاده از راه های پیشگیری از بارداری، آگاه نکردن زن در صورت ابتلا به بیماری های مقاربتی مانند ویروس H.I.V و اجبار به سقط جنین یا باروری ) و مواردی مانند این، می تواند به عنوان خشونت جنسی تعریف شود ( معتمدی مهر، مهدی 1380: 189). درجه پذیرش یا طرد این نوع از خشونت در خانواده، که پنهانی ترین نوع ان نیز به شمار می رود به فرهنگ روابط جنسی زن و شوهر در ان جامعه بر می گردد؛ در برخی فرهنگ ها چنین تلقی می شود که عموماً تجاوز یا آزار جنسی جرمی است که قابلیت تحقق توسط شوهر و داخل در علقه ازدواج –ولو با عدم رضایت زوجه –راندارد؛ چرا که عقیده رایج این است که زن جزء دارایی شوهر است و یا این که زن پیمان بسته است هر زمانی که شوهر از او بخواهد، به عمل جنسی تن در دهد( معتمدی مهر، مهدی 1380:179). البته این احکام از آنجا نشات می گیرد که زن هرگز نمی تواند رضایت به نزدیکی با شوهرش نداشته باشداما در دهه های اخیر، دیدگاه های دیگری ظهور کرده که با استدلالات منطقی، اطلاق این قاعده را زیر سوال برده است. امروزه استدلال می شود در یک جامعه متمدن نباید از حق خود مختاری زن نسبت به جسمش دریغ شود و دیگر نمی توان زن را در نقش ملعبه جنسی شوهر قرار داد؛ همچنین با توجه به پیگیری بین المللی جرایمی چون کودک آزاری، همسر آزاری و آزار جنسی زنان، بستن درهای خانه به روی دادگاه های کیفری امری قابل تردید به نظر می رسد. در همین راستا بنده ماده 16 کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، در خصوص مواردی مانند تصمیم گیری آزادانهو مسئولانهنسبت به تعداد فرزندان و تعیین فاصله بارداری ها،خواستار تساوی زن و شوهر است.
خشونت اقتصادی( Economic Violence)
رفتارهای محدود کننده زن در امور مالی و کنترل سختگیرانه شوهر بر منابع مالی خانواده مانند دفترچه چک بانکی، صندوق نگهداری پول ها و … در خشونت های اقتصادی قرار می گیرند.
مصادیق این نوع از خشونت را در چنین مواردی می توان یافت، کنترل درآمدها ونظارت بر حق اشتغال زن ، اجبار زن به فروش اموال، جلوگیری از خرید دلخواه، دخل وتصرف در درآمد یا ارث زن، تصرف دراموال گرانقیمت زن، به زور از زن پول گرفتن، اتهام دزدی زدن به زن، ندادن پول کافی به زن علیرغم تمکن مالی و … ؛ البته مواردی چون تهدید، اجبار، افتراء و … قابلیت قرار گرفتن در دسته خشونت های روانی را نیز دارند.
مفهوم سرمایه فرهنگیو انواع آن( Cultural Capital)
برای شروع بحث سرمایه فرهنگی ابتدا لازم است تعریفی از فرهنگ ارائه شود. فرهنگ یکی از مفاهیم مهم و اساسی در علوم انسانی است. تا به حال تعریف زیادی از فرهنگ ارائه شده است. کروپر انسان شناس امریکایی در کتاب فرهنگ، مروری بر مفاهیم و تعریف ها 164 تعریف از این مفهوم ارائه کرده است( پناهی،1375 :95 ). فرهنگ نظامی نسبتا منسجم متشکل از اجزایی غیر مادی شامل ارزش ها، هنجارها، نمادها و باور ها و اعتقادات، اداب ورسوم ،دانش، اطلاعات رایج، هنر ها و اجزای مادی شامل کالاهای مصرفی، ابزار تکنولوژی، میراث فرهنگی نسبتا مشترک بین اعضای یک گروه، اجتماع یا جامعه است که از طریق یادگیری از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است و ماهیت نمادین دارد( پناهی،1375 :96). در این تعریف، ابزارهای مادی و کالاهای مصرفی جزء فرهنگ تلقی شده است و شباهت زیادی به تعریف تایلور دارد. بعضی ها تعریف محدودتری از فرهنگ ارائه می کنند « فرهنگ مجموعه آگاهیها، عقاید، ارزشها، هنجارها و نماد های مشترک در یک گروه و جامعه است که باعث تولید معنا می شود»( طالبی،1382). این تعریف بیشتر بر بعد غیر مادی و معنایی فرهنگ تاکید می شود. با توجه به توضیحات ارائه شده فرهنگ را می توان ” مجموعه باورها، آگاهیها، هنجارها، نمادها، ارزشها و شیوه های بهره گیری از کالاهای فرهنگی تلقی کرد که در میان گروهی از افراد جامعه مشترک بوده و در زندگی روزمره نقش اساسی دارد و در طول زمان دارای تغییرات تدریجی است”. در ادامه مفهوم سرمایه فرهنگی از دیدگاه متفکرین مختلف مورد بررسی قرار میگیرید.
سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو
مفهوم «سرمایه فرهنگی» توسط پیر بوردیو جامعه شناس فرانسوی معرفی شد و سپس در تحقیقات اجتماعی مختلف برای تبیین پدیده ها و به خصوص نابرابری های آموزشی و روابط سلطه در میدانآموزش به کار گرفته شده. برای درک بهتر این مفهوم بحث را از شواهد عینی اغاز میکنیم. بوردیو نخستینبار در سال 1964 در کتاب « وارثان، دانشجویان و فرهنگ» که با همکاری «ژان کلود پاسرون» به نگارش در اورد به این موضوع اشاره می کند. وی می نگارد، « اینده تحصیلی برای فرزند شخصی از رده های بالای شغلی که شانسی بیش از پنجاه درصد برای ورود به دانشگاه دارد و بین اطرافیان خود و حتی اعضای خانواده تحصیلات عالی را امری رایج و روزمره می بیند و فرزند یک کارگر، که شانس کم تر از دو درصد برای راه یافتن به دانشگاه دارد و به واسطه اشخاص یا محیط های دیگر به طور غیر مستقیم با دانش و دانشجو اشنا می شود، متفاوت است….چنانچه به طور عینی به نظام تحصیلی بنگریم به سهولت در یابیم که این نظام، نظامی حذفی است. عمل حذف ( فرزندان ما ) هرچه از طبقات مرفه اجتماعی دور و به طبقات محروم نزدیک می شویم شدت بیش تری پیدا می کند و کامل تر می شود( کتبی:1385،15). در آن زمان فرض بر این بود که نظام مدرن و متمرکز آموزش دولتی به منظور تامین فرصت های برابر برای تمام طبقات طراحی شده و استعداد و هوش ذاتی که افراد به ارث برده اند،مبنای کسب موقعیت های اجتماعی است. اما این فرضیه به سختی می توانست نتایج بررسی های بوردیو و پاسرون در سال 1964 را تبیین نماید. مفهوم سرمایه فرهنگی در اواخر دهه 1960 توسط بوردیو و همکارانش ارائه و صورتبندی شد. مقصود از ارائه این مفهوم ان بود که اولا روشی را که بدان وسیله مزآیای ناشی از ولادت و ثروت خانوادگی فرد به منزلت تبدیل می شود از طریق جایگزینی معرف های قدرت اجتماعی با نظام خود مختاری از ارزش های هنری و زیبایی شناسانه توضیح دهد و ثانیا مکانیسمی را که بدان وسیله الگوهای مزیت اجتماعی از طریق نظام آموزشی بازتولید میشود شفاف سازد(Emmison, 1999:239). بوردیو خود بعدا چنین توضیح میدهد که « مفهوم سرمایه فرهنگی بدوا در خلال پژوهش به عنوان فرض نظری که تبیین نابرابری دستاورد های تحصیلی فرزندان برآمده از طبقات اجتماعی را در ارتباط با موفقیت دانشگاهی ممکن می ساخت، به نظر من جلوه می کند….یعنی که منافع خاصی که فرزندان طبقات و بخش های طبقاتی متناسب است.این نقطه شروع دال بر گسست از پیش داوری هایی است که بر مبنای دیدگاه عقل متعارف موفقیت یا شکست تحصیلی را به عنوان معلول استعداد ذاتی می انگارد.این پیش داوری ها در نظریه سرمایه انسانی نیز وجود دارد.(Bourdieu,1986: 243 ) بوردیو در بدو امر می کوشد تمایز مفهوم «سرمایه فرهنگی » از «سرمایه انسانی» که توسط بکر (Becker ) در سال 1964در کتاب « سرمایه انسانی، تحلیل نظری و تجربی معرفی شد را توضیح دهد. چنانچه بوردیو می گوید اقتصاد گرایان بر مبنای سرمایه گذاری و سود مالی به بررسی سود حاصل از سرمایه گذاری های آموزشی می پردازد، یا حداکثر چیزهایی را که مستقیما به پول تبدیل پذیرند نظیر نقدینگی معادل با زمان صرف شده برای تحصیل را به حساب می آورند. آنها قادر نیستند نسبت های متفاوت منابعی را که عوامل و طبقات مختلف اجتماعی به سرمایه گذاری اقتصادی و فرهنگی اختصاص می دهند، توانایی تحصیلی و سرمایه گذاری تحصیلی نشان می دهد که آنها نمی دانند توانایی یا استعداد خود محصول صرف زمان و سرمایه فرهنگی است و تنها می تواند سود اوری هزینه های تحصیلی را در قالب «نرخ بازدهی اجتماعی» و یا تاثیر آن بر تولید ملی برای جامعه به عنوان یک کل محاسبه کنند.این تعریف کارکردگرآیانه از ساختار آموزشی سهم و نقشی را که نظام آموزشی در بازتولید ساختار اجتماعی ایفا می کند نادیده می گیرد.به علاوه از بدو امر حقیقت را که بازده فعالیت آموزشی وابسته به سرمایه فرهنگی است که از سوی خانواده به فرد منتقل شده را نادیده میگیرد(Bourdieu,1986:243 ). بدین ترتیب بوردیو راه خود را از اقتصاد گرآیان جدا می کند و بر ان است تا نشان دهد هرچند سرمایه فرهنگی نظیر سرمایه اقتصادی به تملک در می آید و مبادله می شود و نیز سرمایه اقتصادی و فرهنگی قابل تبدیل به یکدیگرند. با این حال نمی توانان را به سرمایه اقتصادی تقلیل داد؛ یا بر اساس محاسبات اقتصادی مقدار سرمایه فرهنگی رابر اورد نمود و این سرمایه را که نقشی اصلی در موفقیت تحصیلی دارد به عنوان تابعی از سرمایه اقتصادی قلمداد کرد. یعنی لزوما نمی توان با استفاده از سرمایه اقتصادی ان را به تملک در اورد(Mcrobbie, 2005:137). بوردیو در کتاب « باز تولید فرهنگی و بازتولید اجتماعی» به بحث راجع به این می پردازد که والدین طبقات بالا و متوسط فرهنگی را در شکل های مختلف زبانی و توانمندی های فرهنگی به فرزندان خود می بخشند. موفقیت تحصیلی در مدرسه مستلزم بهره مندی از این قابلیت های فرهنگی است، که فرزندان طبقات پایین ان را نیآموختهاند. بدین ترتیب ارزیابی هایی آموزشی مدرسه که به ظاهر خنثی به نظر می رسد از طریق تغییر شکل قابلیت های اجتماعی و فرهنگی به صورت سلسه مراتب دستاوردهایی که به ظاهرا پیامد نابرابری های استعداد طبیعی است، در واقع به به نابرابری های اقتصادی مشروعیت می دهد(Marshall, 1998:134). بدین ترتیب در نظام آموزشی تفاوت بین خصلت های افراد برخاسته از پایگاه های اجتماعی مختلف تقویت می شود و به صورت تفاوت در شیوه های فراگیری و انواع دانش های مورد توجه افراد در می آید. مدرسه گونه ای از خصلت ها را که متناسب با طبقات بالاست تایید و تقویت میکند و خصلت های دیگر را بی اعتبار می نماید( Emmison,1999:294 ).
وی در کتاب « قواعد هنر؛ تکوین و ساختار میدان ادبی» به بررسی جایگاه سرمایه فرهنگی در میدان ادبی می پردازد( کتبی، 1385 :19-25 ). همچنین در کتاب « تشخص، نقد اجتماعی داوری» که در سال 1979 به نگارش در اورد و موجب شهرت عالم گیر اومی شود ، از سرمایه فرهنگی به عنوان یکی از متغیر های اصلی برای تبیین موضع افراد در میدانی غیر از میدانآموزشی یعنی میدان فعالیت هنری بهره می گیرد و ارتباط این مفهوم با مفاهیم کلیدی دیگر اندیشه خود یعنی خصلت و میدان را مشخص می کند وبا استفاده از آن اقتصاد اعمال، سبک های زندگی و زندگی طبقاتی در جامعه فرانسه دهه 1970 را تبیین می کند. سرانجام وی با نگارش کتاب اشرافیت دولتی در سال 1389 به نقش مدارس عالی فرانسه در تضمین کسب سرمایه فرهنگی واجتماعی لازم برای کسب مدارج بالای سیاسی و اجتماعی می پردازد.خدمت اصلی بوردیو در قشر بندی فرهنگی است وی معتقد است که سرمایه فرهنگی در درون یک فضای اجتماعی توزیع شده است و به صورت فرهنگ سرمایه گذاری می شود(Jenks, 1993:12)بوردیو تاکید می کند که رابطه دیالکتیکی بین ساختار و عامل، ایجاد کننده عملکرد وجود دارد و تلاش می کند نحوه ادراک و ساخت جهان اجتماعی از سوی افراد را بر مبنای جایگاهشان در فضای اجتماعی مورد بررسی قرار دهد. از نظر ریتزر اصلی ترین مفاهیم مورد نظر بوردیو ساختمان ذهنی و زمینه ورابطه دیالکتیکی بین آنهاست.به شناختی که افراد از طریق آنها با جهان اجتماعی برخورد می کنند، ساختار ذهنی می گویند. انسانها جهان اجتماعی خود را با یک رشته از طرح های ملکه شده در ذهن، ادراک فهم و ارزیابی و ارزش گذاری می نمایند. از طریق همین طرح های ذهنی است که انسانها عمل می کنند. ساختمان ذهنی همانند ساختار اجتماعی تجسد یافته در ذهن است(ریتزر16، 1377:721)زمینه شبکه ای از روابط است که

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، آزار جسمی، آزار جنسی، علوم اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، ایدئولوژی، سرمایه خرد، فرهنگ عامه