منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، تغییرات اجتماعی، کالاهای فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

را مطرح می کند و آنرا سرمایه معنوی می نامند.طالبی” سرمایه فرهنگی را مجموعه آگاهیها، ارزشها، هنجارها و نظام های نمادی مشترک تعریف میکند که باعث شکل گیری تعامل ها و شکل دهی به تمایلات و گرایش های روانی نسبت به استفاده از کالاهای فرهنگی است”( طالبی،1382:10).بر اساس این تعریف سرمایه بودن فرهنگ، زمانی معنا پیدامیکندکه نقش اساسی در تعامل ها، رفتارها،کردارها، و مصرف فرهنگی افراد و گروهها داشته باشد. هنجارها و نمادهای مشترک فرهنگی به تمایل های بین افراد شکل می دهدتبدیل به سرمایه فرهنگی می شوند. در این نگاه سرمایه فرهنگی کالا نیست بلکه مجموعه ای از معانی مشترک است. روح الامینی در کتاب ” زمینه فرهنگ شناسی” ضمن اشاره به دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه فرهنگی وی نویسد، سرمایه اجتماعی مانند انتخاب همسر، گروه دوستان، و امثال ان در شمار وسایل تشکیل دهنده سرمایه فرهنگی است(روح الامینی ، 1376: 118).
کارکردهای سرمایه فرهنگی
بوردیو از کارکردهای سرمایه فرهنگی به حفظ و نگه داری موقعیت و یا موقعیت افراد در سلسله مراتب ساختار اجتماعی و برتری یافتن به دیگران اشاره می کند و تاثیر سرمایه فرهنگی افراد در سبک زندگی آنها را مورد توجه قرار می دهد. از نظر بوردیو طبقه حاکم و خانوادهها از طریق انتقال سرمایه فرهنگی به فرزندان موقعیت و سلطه خود را بازتولید می کند. از نظر وی سرمایه فرهنگی افراد باعث ارتقاء جایگاه عینی و نمادی فرد در روابط اجتماعی می گردد و نقش اساسی در ابعاد مختلف زندگی جمعی و فردی داشته و می تواند به سرمایه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. از نظر جان فیسک ” سرمایه فرهنگی عامه باعث فهم انتقادی مردم از وضعیت اجتماعی خود می شود. طبقه پایین بوسیله این نوع سرمایه فرهنگی نگاه مثبت به هویت اجتماعی خود پیدا می کند و خود را از ساختار سلطه جدا می سازد و در روندهای مورد علاقه خود مشارکت می کند و از این طریق زندگی خود را لذت بخش می نماید” (:19Fiske,1997). چلبی به نقش و کارکرد توزیع برابر سرمایه فرهنگی در جامعه توجه کرده است . از نظر وی، توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی باعث ایجاد مشکل در جامعه می شود. چلبی نتایج نابرابری شدید توزیع سرمایه فرهنگی را در هشت مورد خلاصه می کند که بیانگر توجه وی به نقش و کارکرد سرمایه فرهنگی در جامعه است. محرومیت اکثریت اعضای جامعه از دسترسی به منابع معرفتی جامعه، عدم امکان بسط خردگرایی تعمیم یافته در عرصه های مختلف زندگی ( یعنی امکان گسترش ملاکهای عقلانی محدود می شود) پایین بودن سطح مشارکت همگانی موثر در تولیدات و خلاقیت های علمی و فرهنگی، گسترش مفاهمه و وفاق انفعالی که تحت نظارت نخبگان اجتماعی با سرمایه فرهنگی بالا است….در جامعه ای که اکثریت افراد ان فاقد سرمایه فرهنگی و آموزشی باشد نقش عنصر ذهنی و عاملیت در تغییرات اجتماعی کم رنگ و محدود شده و تغییرات اجتماعی کند و بیشتر ناعقلانی خواهند بود، اکثریت افراد در تغییرات نقش دنباله رو را ایفا می کنند، جذب دانش های نوین و بهنگام کردن آن در جامعه مشکل تر می شود و امکان گردش اطلاعات به صورت افقی و عمودی در جامعه محدود می شود، تغییر پذیری و ارزش تغییر در جامعه کاهش می یابد، با افزایش نابرابری سرمایه فرهنگی، خصلت منزلتی آموزشی افزایش می یابد و به همراه ان خصلت کاربردی و تخصصی ان کم رنگتر می شود، درصورت بالا بودن نابرابری سرمایه فرهنگی در سطح شخصیتی، تمایل به اخلاق مسئولیت و سلوک روشمند برای اکثریت ضعیف باقی می ماند. به عبارت دیگر رشد شخصیت برای اکثریت در دامنه ای محدود میسر می شود( چلبی،1382 : 213-214)در واقع از نظر چلبی توزیع عادلانهی سرمایه فرهنگی در جامعه باعث گسترش خرد گرایی، همکاری و تعاون در جامعه شده و نقش کنشگری افراد در تغییرات اجتماعی عقلانی افزایش می یابد، توانایی افراد برای جذب دانش های نوین افزایش یافته و امکان گردش اطلاعات به صورت افقی و عمودی در جامعه گسترش یافته و تغییرپذیری و ارزش تغییر در جامعه افزایش می یابد. رفیع پور نیز به کارکردهای سرمایه فرهنگی توجه کرده است. وی با توجه به برداشت خود از فرهنگ ، سرمایه فرهنگی و اجتماعی را نیز در این چهارچوب توضیح می دهد ” وقتی که تجربه ای از نسل و نسل های گذشته به ما انتقال می یابد و به ما می آموزد که چگونگی مسائلی را با ان مواجه می شویم حل کنیم نیاز های خود را بهتر ارضا نماییم و بهتر زندگی کنیم، این فرهنگ است که به ما منتقل میشود. ما در این جا یک سرمایه عظیم فرهنگی و اجتماعی به مفهوم معنوی ان ( نه تعریف مادی بوردیو از سرمایه فرهنگی ) در اختیار داریم که باید قدر آن را بیش از سرمایه اقتصادی و مادی بدانیم. اگر این سرمایه عظیم نبود ما می بایست از صفر شروع و خودمان تمام ان مراحلی را که پیشینیان ما رفته بودند، دوباره طی کنیم( رفیع پور،1378:301).
منابع تشکیل دهنده سرمایه فرهنگی
از نظر بوردیو سرمایه فرهنگی به سه شکل می تواند وجود داشته باشد که عبارتند از حالت «سرمایه فرهنگی درونی شده» که به معنای رغبت های پایدار ذهنی و جسمی، حالت « سرمایه فرهنگی عینیت یافته» به شکل کالاهای فرهنگی نظیر تصاویر، کتاب ها، لغتنامه ها، ابزارها و ماشین آلات و غیره…..و حالت « سرمایه فرهنگی نهادینه شده» در قالب مدارک تحصیلی و نظایر آن..(Bourdieu, 1986:243)

سرمایه فرهنگی درونی شده( تجسدی( Embodiment of cultural capital
این نوع سرمایه به صورت تمایلات دیرپای ذهنی و بدنی افراد است، که به مرور زمان در اثر تربیت و پرورش در وجود افراد درونی میشود. به عبارتی ارزشی بیرونی است که به جزء جدانشدنی وجود شخص یا خصلت او تبدیل می شود و بر خلاف سایر اشکال سرمایه نمی توانان را از شخص جدا کرد و فورا به شخص دیگری منتقل نمود. به تعبیر بوردیو این سرمایه جزو کالبد شخص شده است و درونی شدن دلالت بر ان دارد که فرد خود با صرف زمان و تمرین آن را در کالبد خود جای داده است. بوردیو این فرایند را به برنزه شدن یا پرورش اندام تشبیه می کند، که نمی توانان را به جای دیگری انجام داد. فرد می تواند بسته به زمانی که صرف میکند شرایط اجتماعی، پشتوانه خانوادگی و برخی عوامل دیگر این سرمایه را در یک فرایند غیرتعمدی و لذا ناآگاهانه در کالبد خود جای دهد. بدین ترتیب وجود ان به ظرفیت های روانی و زیستی شخص حاملش بستگی پیدا میکند و با پیری و مرگ وی از بین میرود. لذا می توان گفت که شان ویژگی های ذاتی و اکتسابی در خصوص این نوع سرمایه در هم می امیزد (Bourdieu,1986: 244-24). از آنجا که سرمایه فرهنگی درونی شده (تجسدی) در کالبد فرد جای می گیرید نمی توان به آسانی مثل یک کالا مبادله کرد. لذا استفاده از ان مسائل خاصی را برای صاحبان سرمایه های اقتصادی و اجتماعی در پی دارد. در واقع استفاده از این سرمایه مستلزم استخدام فرد واجد ان است و به این دلیل که شرایط اجتماعی تحصیل و انتقال ان در قیاس با سرمایه اقتصادی بسیار پوشیده تر است، می تواند همچون سرمایه نمادین عمل کند، یعنی سرمایه محسوب نشود بلکه به منزلت قابلیت مشروع و به عنوان نوعی اقتدار عمل کند. به علاوه منطق مشخصا نمادین تشخص منافع مادی و نمادین را برای مالکان سرمایه های فرهنگی بزرگ تامین می کند. هر گونه توانمندی فرهنگی ارزش کمیابی –نظیر باسوادی در جهان بیسوادان- را به واسطه جایگاهش در توزیع سرمایه فرهنگی به همراه دارد. به بیان دیگر میزان سودی که سرمایه کمیاب فرهنگی در یک جامعه طبقاتی تضمین می کند مبتنی بر این واقعیت است که تمام کنشگران ابزار اقتصادی و فرهنگی لازم برای تداوم تحصیلات فرزندانشان را فراتر از حداقل لازم برای باز تولید نیروی کار در اختیار ندارند( Bourdieu, 1986: 245).
این توضیح بوردیو به خوبی پرده از اهمیت صاحبان سرمایه فرهنگی درونی شده در میدان های آموزشی یعنی اساتید، علما و معلمان بر می دارد و نشان میدهد که چرا انه واجد ارزشی فراتر از سرمایه اقتصادی خود بوده و بخصوص سرمایه نمادین فراوانی در اختیار دارند.
سرمایه فرهنگی عینیت یافته(Objectified cultural capital)
« سرمایه فرهنگی عینیت یافته در قالب اشیای مادی و رسانه هایی نظیر نوشته ها، نقاشی ها، مجسمه ها، ابزار ها و غیره عینیت یافته و از بعد مادی اش همچون سرمایه اقتصادی قابل انتقال است» (Bourdieu,1986 : 246).
با این حال ان را نباید صرفا یک شی مادی نظیر اتومبیل یا مسکن پنداشت. این نوع سرمایه پیوند تنگاتنگی با سرمایه فرهنگی درونی شده( تجسدی) دارد. باید در نظر داشت آنچه قابلیت انتقال را دارد مالکیت قانونی ان است و نه لزوما دانش و بینش لازم برای درک و استفاده ار ان ( تملک ابزارهای مصرف ان ) که نوعی سرمایه فرهنگی درونی شده است. بدین ترتیب کالاهای فرهنگی هم به لحاظ مادی و هم لحاظ نمادین قابل تملک هستند. لذا برای تملک واقعی ان صاحب کالا یا شخصا باید از سرمایه فرهنگی درونی شده برخوردار باشد یا صاحبان این سرمایه را به خدمت بگیرد. بنابراین همه چیز حاکی از ان است که با افزایش سرمایه فرهنگی در امیخته با ابزار تولید (نظیر فناوری اطلاعات) نیروی جمعی صاحبان سرمایه فرهنگی نیز رو به فزونی دارد(Bourdieu,1986: 246-247 ) .آنچه که بوردیو به روشنی در مقاله اش به ان اشاره نکرده طرف دیگر رابطه یعنی تاثیر سرمایه فرهنگی عینیت یافته بر کسب سرمایه فرهنگی درونی شده است. بر اساس منطق وی بار آمدن فرد در یک خانواده با پشتوانه غنی فرهنگی که سرمایه فرهنگی عینیت یافته فراوان نظیر کتابخانه شخصی در اختیار دارد و تحصیل در مدارسی با امکانات آموزشی ویژه نظیر ازمایشگاه سبب افزایش چشمگیر سرمایه فرهنگی درونی شده از طریق ایجاد رغبت های پایدار یعنی خصلت علم جویی می گردد. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی عینیت یافته نقشی کلیدی در باز تولید سرمایه فرهنگی به صورت یک میراث خانوادگی ایفا می کند.
سرمایه فرهنگی نهادینه شده(Institutionalized cultural capital)
بوردیو « سرمایه فرهنگی نهادینه شده» در قالب مدارک دانشگاهی را به عنوان سرمایه آموزشی یا دانشگاهی مورد بررسی قرار می دهد( 24-13: Bourdieu, 1984).
سرمایه فرهنگی نهادینه شده نوعی سرمایه فرهنگی عینیت یافته در قالب مدارک تحصیلی است و برای خنثی کردن یکسانی حد و مرزهای سرمایه فرهنگی درونی شده و شخص حامل ان به کار می رود.این عینیت یابی سبب تمایز بین سرمایه فرهنگی خود آموخته که هر ان ممکن است زیر سوال رود و سرمایه فرهنگی اشراف که سود ان به خوبی مشخص نیست از یک سو و سرمایه فرهنگی کسب شده از طریق طی مراحل آموزشی که داری اعتبار وضمانت قانونی است از سوی دیگر می شود. بدین ترتیب با احراز مدارک تحصیلی گواهینامه توانمندی فرهنگی به دست می آید که شانی مستقل از حاملش دارد و به صاحبش ارزشی متعارف، ثابت و قانونا ضمانت شده اعطا می کند. بوردیو از مثال کنکور استفاده می کند تا نشان دهد چگونه این نوع سرمایه فرهنگی در اثر زنجیره تفاوت های بی نهایت کوچک بین عملکردها اختلافی فاحش، مطلق و پایدار به بار می آورد، نظیر آنچه که اخرین داوطلب پذیرفته شده را از اولین داوطلب ناموفق به کلی جدا می سازد و تمایز ذاتی بین توانمندی رسما پذیرفته و تضمین شده را با سرمایه فرهنگی ساده ای که باید خود را مداوما اثبات کند نهادینه می کند. در اینجا می توان نقش جادویی قدرتی را که نهادینه سازی را انجام می دهد دید( 248-247: Bourdieu,1986 )
نظریه های نگرش
رویکرد های نظری نگرش از دیدگاه روان شناسی اجتماعی
نظریه کرچ ( (Kerchکراچفیلد(crachfield) و بالاچی ( ballachey)
این سه نظریه پرداز ” نگرش را ترکیب شناختها و اساسها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین می دانند از نظر صاحب نظران فوق ، مهمترین عامل موثر بر شکل گیری نگرش ها عبارتند از: 1) آنچه نیازها ی شخص را برآورده می کند، در جریان فعالیت های فرد، برای رفع نیازهای خود، موانع و مشکلاتی برسر راه او قرار می گیرد که نگرش های ویژه ای را در او به وجود می اورند. فرد نسبت به اشیاء، عوامل، وسایل و اشخاصی که نیازهای او را برآورده می کند و وی را به هدف هایش می رسانند نگرشهای موافق و مثبت و نسبت به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، ایدئولوژی، سرمایه خرد، فرهنگ عامه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارتباط جمعی، وسایل ارتباط جمعی، تغییر نگرش، خشونت علیه زنان