منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، ایدئولوژی، سرمایه خرد، فرهنگ عامه

دانلود پایان نامه ارشد

میان جایگاههای عینی درون زمینه وجود دارد.این روابط جدا از آگاهی و اراده فردی وجود دارند. این روابط کنش های متقابل یا پیوند های بین ذهنی افراد نیستند. اشغال کنندگان جایگاههای این شبکه هم انسانها هستند و هم نهاد های اجتماعی. زمینه همانند بازار رقابتی است که در آنانواع سرمایه ها از قبیل سرمایه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و نمادین سرمایه گذاری می شوند. و جایگاه های عوامل گوناگون درون یک زمینه را مقدار و اهمیت نسبی سرمایه ای که این عوامل دارند تعیین می کنند. سرمایه است که به افراد اجازه می دهد سرنوشت خود ودیگرانرا تحت نظارت بگیرند.از دیدگاه بوردیو نظام آموزشی، یک فرهنگ خاص را به مردم تحمیل می کند و از طریق تلقین وتکرار ان را به صورت فرهنگ ملی با دارا بودن مشروعیت در جامعه به وجود می اورند و از طریق تاریخ، ادبیات پایه دین دنیایی واقعی را در جامعه ایجاد می کند. و لذا سرمایه کلی و وزن نسبی سرمایه افراد منشاء تفاوت در سلیقه ها و به طبع آن منشاء تفاوت در موضع گیری هایست.به طور فضای موضع های اجتماعی از طریق فضای امکانات منجر به عادات واره به فضای موضع گیری ها تعبیر می گردد( ریتزر ، 1377:721)یکی از کارکردهای عادات واره این است که از وحدت اسلوبی که اعمال و اموال یک عامل اجتماعی منفرد و با یک طبقه از عاملان را یکسان می کند خبر می دهد. عادت واره ها اصول گوناگون تفاوت گذاری را ایجاد می کنند و اصول مشترک تفاوت گذاری را به صورت متفاوت مورد استفاده قرار می دهند. دیدگاه بوردیو آن است که از موقعیت افراد با توجه به دسترسی آنها به سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تعیین می گردد. لذا تمایلات و گرایش های رفتاری افراد ناشی از موقعیتی است که در روابط اجتماعی دارند چرا که جایگاه در روابط اجتماعی نوعی عادت خاص را شکل می دهد که عملکرد را متاثر می کند(ریتزر، 1377:722). بعد از اشاره به دیدگاه بوردیو در مورد مفهوم سرمایه فرهنگی در ادامه دیدگاههای افراد دیگر را که متاثر از بوردیو هستند را مورد بررسی قرار می دهیم.الن هایز سرمایه فرهنگی را میانگین و مجموعه نیروهای غیر اقتصادی مانند زمینه فرهنگی خانواده ها، طبقات و الزامات و تعهدات آنها به آموزش و پرورش و منابع فرهنگی دیگر تعریف می کند (Hayes,2001 ).کالینز سرمایه فرهنگی را ” منابع بی نظیر اندوخته شده در حافظه ، شیوه های زبانی، انواع دانش ها و مهارتهای خاص ،قدرت تصمیم گیری، توانایی کسب احترام، تعریف می کند” ( میرزاخانی، 1379:20 ) . وی سرمایه فرهنگی را به سرمایه فرهنگی عام یا تعمیم یافته ( Generlized cultural capital ) و سرمایه فرهنگی خاص ( Particularized cultural capital ) تقسیم می کند. سرمایه فرهنگی عام معادل نماد های غیر شخصی و بیانگر منابع فرهنگی عموم طبقات و گروه ها در جامعه است. سرمایه فرهنگی خاص، مربوط به اندوخته های ذهنی افراد است و در هویت های فردی و شخصی تبلور یافته است. کالینز در توجه به سرمایه فرهنگی عام تا حدودی از بوردیو فاصله می گیرد و به تحلیل سرمایه فرهنگی در سطح کلان توجه می کند.گرهاردز و آنهایر سرمایه فرهنگی را شامل ” تمایلات و عادات آموخته شده در دوره جامعه پذیری، آگاهی های فرهنگی با ارزش ( نقاشی،طراحی) ،صلاحیت های تحصیلی و آموزشیتلقی کرده و آن را به دو قسمت سرمایه فرهنگی نمادین تقسیم نموده اند. سرمایه فرهنگی نمادین همان قابلیت تعریف کردن، ساختن ارزشها، معیارهای سبک های فرهنگی، اخلاقی و هنری است . ونیجک (1997) سرمایه فرهنگی را ” سلیقه ها ، شیوه ها، رسم های خوب و پسندیده، توانایی های شناختی و توانایی پذیرش و فهم محصولات فرهنگی مشروع مانند موسیقی کلاسیک، تئاتر، ادبیات می داند.هولت (1998) پرورش خانوادگی،آموزش رسمی، فرهنگ شغلی را بعنوان منابع شکل گیری سرمایه فرهنگی افراد معرفی می کند( فاضلی، 1383 : 31 ). تعریفی که به آنها اشاره شد یک برداشت فردگرآیانه از مفهوم سرمایه فرهنگی است. شوکر نیز برخورداری از دانش موسیقی را نوعی سرمایه فرهنگی می داند ” رسیدن به هر شکلی از سرمایه فرهنگی موسیقی، بسط هر نوع دانش از سنت های موسیقیایی برگزیده و تاریخ آنها و آشنایی با نوازندگان مرتبط به آن را شامل می شود” ( شوکر،1381: 28 ).
مفهوم سرمایه فرهنگی با رهیافت متفاوت از بوردیو
از دیگر کسانی که در آثار خود به مفهوم سرمایه فرهنگی اشاره کرده است ماچلپ است. ماچلپ سرمایه های فکری و آموزشی را ” به تحقیق و توسعه، ارتباطات رسانه ای، سرمایه آموزشی و تحصیلات، اطلاعات و خدمات ماشینی” تقسیم می کند و سرمایه فرهنگی می نامند ( Frow,1999: 92 ) از نظر وی آموزش های مختلف در خانه، کلیسا، مدارس و مراکز تربیت معلم شغلی نوعی سرمایه است. در واقع از نظر وی کل اطلاعات و علوم در جهت تولید نیرو،قدرت و اندیشه بکار می رود سرمایه فرهنگی تلقی می شود. فولک و برکیس انواع سرمایه را به سرمایه طبیعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه ساخت انسان تقسیم می کنند” سرمایه فرهنگی شامل مذاهب متعدد، اخلاقیات، تنوع فرهنگی، نمادی ، اجتماعی و تجارب حاصل از فرهنگ های غرب و شرق است که امکان استفاده درست از طبیعت و ایجاد نهادها و کنش های جمعی،تعاون و همکاری و یادگیری اجتماعی را فراهم می کند.این سرمایه فرهنگی متکی به خود سازماندهی است( 50 :Folk and Berkes,1999 ). در این دیدگاه باورها، اندیشه ها،ارزش ها،اخلاقیات بجای مانده از گذشتگان که نقش اساسی در رفع نیازهای مادی و معنوی زندگی دارند،به عنوان سرمایه فرهنگی تلقی می شوند. از دیگر کسانی که ضمن توجه به دیدگاه بوردیو، در زمینه سرمایه فرهنگی کار کرده است دیوید تراسبی می باشد. وی سرمایه فرهنگی را مجسم کننده و ذخیره کننده یا تامین کننده ارزش های فرهنگی تعریف کرده و آن را به دو نوع ملموس و ناملموس تقسیم می نماید( تراسبی ،1382: 69 ). از نظر وی سرمایه فرهنگی ” شامل شکل بنا ها، محله ها، معماری، آثار هنری است که در قالب میراث فرهنگی تعریف می شود.این نوع سرمایه فرهنگی همانند سرمایه فیزیکی است اما ارزش فرهنگی دارد سرمایه ناملموس به صورت معنوی، به شکل ایده ها، عقاید و ارزش هایی است که در یک گروه مشترک می باشند. این نوع سرمایه فرهنگی با مفهوم فرهنگ سازگاری بیشتری دارد و آثار هنری مانند موسیقی،ادبیات، اداب و رسوم فرهنگی،عقاید و زبان جزء این نوع سرمایه فرهنگی است. سرمایه فرهنگی معنوی می تواند در اثر بی توجهی از بین برود و یا از طریق سرمایه گذاری جدید افزایش یابد( تراسبی ،1382:71 ).از نظر تراسبی ساختمآنهای هنری،سالن های کنسرت، موزه های هنری، مراکز فرهنگی، ورزشی، مکانهای تاریخی نیز در کاربرد عامیانه سرمایه فرهنگی نامیده می شود. از نظر وی سرمایه فرهنگی ” حاصل فعالیت های خلاقانه بشر است، حفظ زیست بومهای فرهنگی باعث حفظ حیات فرهنگی و بقای تمدن بشری است، سرمایه فرهنگی دارای ویژگی تکثر وتنوع است. آثار اصیل هنری بعنوان سرمایه فرهنگی از یکدیگر متمایزند”( تراسبی ،1382:76 ).در واقع تفاوت تراسبی با بوردیو در این است که وی به بعد جمعی سرمایه فرهنگی بیشتر تاکید دارد. جان فیسک از دیگر کسانی است که با رویکرد تا حدودی متفاوت از بوردیو و تراسبی سرمایه فرهنگی را تعریف کرده است. وی ارزیابی فرهنگ و سرمایه فرهنگی را با معیارهای اقتصاد مادی را نقد می کند ” اقتصاد فرهنگ را نباید همانند اقتصاد مادی تعریف کرد. معانی و علایق، لذت ها همانند رفاه مادی و اقتصادی نیست. علایق بیشتر در تحت کنترل افراد ، کمتر تحت نفوذ اقتصاد می باشند ( Fiske,1997:19 ). جان فیسک برای توضیح سرمایه فرهنگی طبقات پایین، اصطلاح سرمایه فرهنگی عامه را بکار می برد.” این مفهوم از سرمایه فرهنگی معادل اقتصاد مادی و برداشت اقتصادی از فرهنگ نیست که تحت سلطه کامل اقتصاد است،بلکه سرمایه فرهنگی عامه مجموعه معانی و علایق و لذت های انباشت شده است که در خدمت عامه مردم فاقد قدرت ( اقتصادی-اجتماعی) است. این معانی می تواند شامل اطاعت ، فرمانبرداری، سازش، مقاومت و مخالفت،تمسخر، گریز و نیرنگ باشد. مجموعه این واکنش ها جزء فرهنگ عامه است و بطور معنی دار در زندگی آنها کاربرد دارد و یک سرمایه فرهنگی است”( 18 Fiske,1997:). فیسک دانش را به دو نوع دانش دانشگاهی و دانش انسانی تقسیم می نماید و دانش انسانی را دانش عامه مردم می داند که در روند زندگی روزمره بدست آمده و ارتباط بیشتری با فرهنگ عامه دارد. این دانش و سرمایه فرهنگی ، سرمایه فرهنگی طبقه ی بورژوازی نیست بلکه در جهت فهم و تحلیل کارکرد ایدئولوژی به زبان ساده است. استوارت هال (1986) به شناخت ایدئولوژی های مقاوم و جایگزین اشاره می کند که گروهای اجتماعی فاقد قدرت داری ان هستند این ایدئولوژی های مقاوم همان سرمایه فرهنگی عامه هستند که افراد فاقد قدرت را قادر می سازند تا احساس روشن و قابل فهم از وضعیت تاریخی خودشان داشته باشند( 249 Fiske,1997: ).از دیگر دیدگاههای نزدیک به دیدگاه جان فیسک دیدگاه تورنتن است . تورنتن با تحلیل و توصیف خرده فرهنگ های جوآنان و فعالیت های فرهنگی و نحوه گیری آنها از موسیقی،پوشش ، ارایش و کلوپ ها، اصطلاح سرمایه خرده فرهنگی را بکار برده است. شرکت در کلوپ های شبانه، رقص، موسیقی، بهره گیری از سبک های خاص لباس پوشیدن، معنای خاص در زندگی جوآنان دارد و به عنوان سرمایه خرده فرهنگی تعریف می شود(99 :1997 fisk,). تورنتن و جان فیسک هر کدام به شیوه متفاوت سرمایه فرهنگی را بعنوان ابزار درک، لذت و مبارزه و مقاوت تلقی می کردند. در هر حال توجه به اصطلاحات سرمایه فرهنگی عامه و سرمایه خرده فرهنگی جوآنان که به ترتیب به وسیله جان فیسک و تورنتن به کار رفته است؛ در مطالعات فرهنگی می تواند مفید باشد.
مفهوم سرمایه فرهنگی از دیدگاه بعضی از متفکرین داخلی
در ایران افراد معدودی در مورد سرمایه فرهنگی بحث کرده اند. شاید بتوان گفت تنها چلبی در کتاب جامعه شناسی نظم به این موضوع به صورت سیستماتیک توجه کرده است . وی سرمایه فرهنگی با دارایی فرهنگی را معادل دسترسی به منابع معرفتی جامعه تعریف می کند. سرمایه فرهنگی را معادل اطلاعات می داند ” سرمایه فرهنگی معادل اطلاعات، مهارت، دانش و شناخت تلقی می شود.در منابع، از آن به عنوان سرمایه انسانی نیز، یاد می کنند( چلبی، 1382: 95). هرچند که چلبی در اشاره به مفهوم سرمایه فرهنگی نامی از بوردیو نمی برد اما تعریف وی از سرمایه فرهنگی، تقریبا معادل سرمایه فرهنگی تجسدی بوردیو است. بحث چلبی در مورد نتایج حاصل از توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی در جامعه قابل توجه است . به نظر می رسد که سرمایه فرهنگی با توجه به اهمیت روز افزون ان در جامعه لازم است به عنوان یک منبع جداگانه مورد توجه قرار گیرد، نابرابری در توزیع سرمایه فرهنگی داری اهمیت خاص خود است . تفاوت در دست یابی به مراکز آموزشی و ارتباطی و پیدایش مواضع و مشاغل تخصصیازعوامل توزیع نابرابرانه سرمایه فرهنگی است. رفیع پور از دیگر جامعه شنآسانی است که به طور مختصر به دیدگاه بوردیو و بحث سرمایه فرهنگی اشاره کرده است. برخی دانشمندان علوم اجتماعی اخیر، بخصوص بوردیو و پیروانش و همچنین در یک جدال علمی متقابل افرادی مانند برایسون و اریکسون به بحث بین ارتباط فرهنگ و قشر اجتماعی می پردازند؛ اما به فرهنگ فقط با یک دید محدود می نگرند. فرضیه بوردیو این است که قشر بالایی جامعه کوشش می کند تا با برتری خود بر بقیه قشرها را ( علاوه بر طرق اقتصادی) از طریق متمایز کردن فرهنگ خود نسبت به بقیه مردم ( به عنوان سرمایه فرهنگی) حفظ نماید( رفیع پور، 1378: 296).رفیع پور به این نکته تاکید دارد که فرهنگ یک ذخیره اطلاعات است و از یک نسل به نسل دیگر می رسد و جوامع بوسیله آنها نیازهای خود را بهتر ارضا می نماید و در جهت حفظ و تکمیل و انتقال ان به نسلها ی بعد فعالیت می نمایند. این نوع نگاه به سرمایه فرهنگی، مشابه اندیشه دیوید تراسبی و برکیس است که سرمایه فرهنگی رامجموعه ارزشها و هنجارها، اخلاقیاتو غیره می دانند که حاصل تجارب گذشتگان است. نکته مورد نظر رفیع پور این است که به جای سرمایه فرهنگی، اصطلاح سرمایه فرهنگی و اجتماعی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، نابرابری ها Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، تغییرات اجتماعی، کالاهای فرهنگی