منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، کارشناسی ارشد، روش تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد

سیستماتیک استفاده شده است. سپس پرسشنامه ای استاندارد با اعتبار و روایی مناسب تنظیم گردید به نحوی که گویه ها منطبق با شرایط و آداب و رسوم جامعه ی مورد مطالعه تدوین شده اند. با مراجعه به خانواده ها به صورت مصاحبه ای پر شد یعنی محقق سوآلات را برای پاسخگویان می خواند طوری که قابل فهم باشد و ابهامی برای پاسخگو باقی نماند. در مرحله ی بعد تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده از نرم افزار spssانجام شد که به نتایج ان به طور خلاصه به شرح زیرمی باشد:
متغیر زمینه ای : سن ، وضعیت اشتغال
متغیر مستقل : سرمایه فرهنگی و انواع ان ، سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه فرهنگی تجسد یافته، سرمایه فرهنگی نهادینه شده
متغیر وابسته: نگرش به انواع خشونت علیه زنان که سه سطح نگرش ( احساسی، شناختی، کنشی ) به انواع خشونت علیه زنان ( فیزیکی، اقتصادی، روانی) سنحیده شده است .
در بین متغیر های زمینه ای بین سن افراد و نگرش آنها نسبت به خشونت به زنان در خانواده
رابطه وجود دارد ، افراد در سنین بالا با فقر فرهنگی بیشتری می تواند یکی از عواملی باشد که خانواده و اعضای ان را تهدید می کند. آگاهی نداشتن از قوانین و حقوق رایج جامعه که منجر به این می شود فرد دست به عملی زند و تصور کند که می تواند از ان رهایی یابد. اگر چه بعضاً افرادی نیز یافت می شوند که علی رغم آگاه بودن از نتیجه اعمالشان به خاطر جهالت و فقر فرهنگی مرتکب اعمال خلاف می شوند. جوآنان با بدست آوردن سرمایه فرهنگی بیشتر که به طور ناخودآگاه با خود آگاهی بدست می اورند باعث شده ایت که نگرش منفی به خشونت علیه زنان داشته باشند و از عواقب بد ان در خانواده و جامعه آگاهی بیشتری داشته باشند.
در بین متغیر های زمینه ای بین وضعیت اشتغال و نگرش آنها نسبت به خشونت یه زنان در خانواده رابطه معنا داری وجود ندارد و شاید به این دلیل باشد که خشونت علیه زنان مدت هاست که در فرهنگ این جامعه وجود دارد و وضعیت اشتغال که به صورت بیکار، شاغل، بازنشسته و دانشجو بررسی شده است رابطه ای با نگرش مردان به خشونت علیه زنان وجود ندارد.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) ) رابطه معناداري وجود دارد همان طور که دیده می شود بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي عامل تاثیر گذاری در نگرش عاطفی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. درنگرش عاطفی گفته می شود که آیا پاسخگو موضوع را دوست دارد یا نه …موافق است یا نه.. موضوع ممکن است خوشایند یا ناخوشایند باشد. در جامعه ای که مردان از سرمایه فرهنگی بالای برخوردار هستند نگرش عاطفی اشان به خشونت علیه زنان منفی است و با بدست آوردنآگاهی بیشتری که از طریق سرمایه فرهنگی بدست آورده اند نسبت به خشونت نگرش منفی پیدا کرده اند و این موضوع برایشان خوشایند نیست.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد . سرمايه فرهنگي عامل تاثیر گذاری در به نگرش شناختی انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. در نگرش شناختی گفته می شود یعنی آنچه پاسخگو در مورد موضوع نگرشی می داند یا می اندیشد. اطلاعاتی که فرد درباره موضوع نگرش دارد. در اینجا هم مردان با سرمایه فرهنگی بالا نگرش شناختی منفی به خشونت علیه زنان دارند. و نسبت به این موضوع اطلاعاتی دارند که از طریق سرمایه فرهنگی بالا به این آگاهی دست پیدا کرده اند.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش کنشي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد . همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش کنشی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد. سرمايه فرهنگي عامل تاثیر گذاری درنگرش کنشی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) نبوده است.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود ندارد. سرمایه فرهنگی عینیت یافته که در قالب اشیای مادی و رسانه هایی نظیر نوشته ها، نقاشی ها، دوربین عکاسی ، ابزار ها و غیره است، اين سرمايه از بديهي ترين و آشكار ترين نوع سرمايه فرهنگي است كه افراد جامعه مي توانند از ان بهره مند گردند و بيشتر در كالاها و اشياء مادي تجسد مي يابد. شاید به این دلیل رابطه ی معناداری وجود ندارد که مردانی که سرمایه ای عینیت یافته را تصاحب کرده اند از خصلت اساسی این سرمایه را كه اثر آموزشي بر دارندگانان مي گذارد تاثیر خاصی را نپذیرفته اند و عامل اثر گذاری در نگرش آنها به خشونت علیه زنان نبوده است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی عینیت یافته نقشی کلیدی را در اثر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان را ایفا نکرده است.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد. سرمایه فرهنگی نهادینه شده براي دارنده ان پايگاه اجتماعي ايجاد مي كند ،اين سرمايه قابل واگذاري و انتقال نيست و بدست آوردنان براي افراد به شرايط معيني بستگي دارد . این پایگاه اجتماعی به نوعی توانمندی فرهنگی را بدنبال دارد که به نوعی در نگرش مردان به خشونت علیه زنان تاثیر گذاشته است.سرمایه فرهنگی عینیت یافته توانسته است نقش کلیدی در نگرش به خشونت علیه زنان را ایفا کند. و مردان با سرمایه فرهنگی نهادینه شده بالا نگرش منفی به خشونت علیه زنان دارند.
بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد. سرمایه فرهنگی تجسد یافته به عبارتی ارزشی بیرونی است که به جزء جدانشدنی وجود شخص یا خصلت او تبدیل می شود و بر خلاف سایر اشکال سرمایه نمی توانان را از شخص جدا کرد و فورا به شخص دیگری منتقل نمود. سرمایه فرهنگی تجسد یافته طی زمان به شخص توانمندی فرهنگی را میدهد و بر نگرش های شخص درباره ی موضوع های مختلف تاثیر می گذارد. در اینجا میبینم که سرمایه فرهنگی تجسد یافته عامل اثر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان بوده است . و مردان با سرمایه تجسد یافته بالا نگرش منفی به خشونت علیه زنان پیدا کرده اند.
اما فرضیه اصلی تحقیق، بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد.سرمايه فرهنگي تمركز و انباشت انواع مختلف كالاهاي ملموس فرهنگي و نيز قدرت و توانايي در اختيار گرفتن اين كالاها و همچنين استعداد و ظرفيت فرد در شناخت و كاربرد اين وسايل را سرمايه فرهنگي مي گويند . شاید به این دلیل است که این رابطه اثبات شده است که سرمايه فرهنگي اثرات مستقيمي بر هويت اجتماعي افراد دارد و با افزايش اين سرمايه هويت اجتماعي نيز تشديد مي شود به عبارت ديگر سرمايه فرهنگي موجب مي شود كه افراد به گونه ي مناسب تري خود و محيط اجتماعي و خانوادگی خود را شناخته و به ان پايبند باشد در واقع سرمايه فرهنگي تاثير بسزايي در شناخت انسان در زمينه هاي فردي و اجتماعي دارد . سرمايه فرهنگي در افزايش آگاهي از آئين ها باور ها دانش ها و هنر ها موثر بوده و موجبات شناسايي عوامل پيوند خانواده را فراهم مي آورد و علاوه بر ان ميزان بهرهمندي از اين سرمايه نوع رفتاردر خانواده و جامعه را مشخص و وجود ان نشان از توسعه جامعه دارد اين سرمايه در بازتوليد ديگر سرمايه ها نقش داشته و موجبات رشد فكري و پويايي جامعه را فراهم مي آورد . و در اینجا عامل تاثیر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان را داشته است و شاید فقدان این سرمايه فرهنگي به نوعی خشونت های خانگی را تشدید کرده و ایجاد اختلال در خانواده ها شود.
با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که افزایش سرمایه فرهنگی در زمینه های مختلف می تواند به پدیده خشونت علیه زنان کمک موثری بکند و حتی ان را کاهش بدهد. سرمایه فرهنگی قابلیت های را به فرد می دهد که توانمندی فرهنگی را به دنبال دارد و این باعث می شود که آ گاهی ما درباره حقوق انسانی زن و همسر در خانواده بالا برود و مردان از روش های مسالمت امیز برای اختلافات خانوادگی استفاده کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه‌ای فرهنگی به‌ طوردائمی درقلمرو امکانات یک مرد، باقی خواهد ماند و این تاثیر خود را بر فرزندان مذکر خانواده منتقل خواهد شد و نگرش های مثبت درباره خشونت علیه زنان را محو و از بین خواهد برد. کارکرد سرمایه فرهنگی از نگاه متفکرین خارجی؛ پیر بوردیو، از کارکردهای سرمایه فرهنگی به حفظ و نگهداری موقعیت یا تغییر موقعیت افراد در سلسله مراتب ساختارهای اجتماعی توجه می‌کند و تأثیر سرمایه فرهنگی افراد را در سبک زندگی آنها مورد توجه قرار می‌دهدجان فیسکسرمایه فرهنگی را باعث فهم انتقادی مردم از وضعیت اجتماعی خود می‌داند.کارکرد سرمایه فرهنگی از نگاه متفکرین ایرانی،سرمایه فرهنگی می‌تواند، کارکردهای زیر را داشته باشد: دسترسی اکثریت اعضای جامعه به منابع معرفتی، بسط خردگرایی در عرصه‌های مختلف زندگی، بالا بودن سطح مشارکت همگانی در تولیدات و خلاقیّت‌های علمی و فرهنگی، سریع شدن تغییرات اجتماعی، گسترش دانش‌های نوین و گسترش گردش اطلاعات به‌صورت افقی و عمودی و رشد شخصیتی برای اکثریت افراد جامعه که این به نوبه خود به نگرش مردان به خشونت علیه زنان تاثیر بسزایی دارد و به از بین بردن خشونت علیه زنان کمک شایانی خواهد کرد. نتایج بدست آمده با نتایج تحقیقات مشابه، مقایسه شده است. البته موضوع تحقیق به علت نو بودن قابل تعیم به تحقیقات دیگر نمی باشد . سعی شده تحقیقتی که درباره خشونت علیه زنان و سرمایه فرهنگی استفاده شود. در سال 1985 در شهر سائوپولوی برزیل 81% درصد تجاوز های گزارش شده به دست شوهران و دوستان پسر زنان صورت گرفته است. در فرانسه 95% درصد قربانیان خشونت های گزارش شده زنان هستند. 51% درصد این زنان قربانی، مورد تجاوز جنسی همراه با شکنجه ی شوهران خود قرار گرفته اند. 51% درصد این زنان قربانی، مورد تجاوز جنسی همراه با شکنجه ی شوهران خود قرار گرفته اند.در سال 1990 در یک بررسی تصادفی از زنان گواتمالا 49% آنان از سوی شریک زندگی خود، مورد بدرفتاری های شدید جسمانی، روانی و یا جنسی قرار گرفته اند. 90 % درصد زنان هندی قربانی بدرفتاری جسمی و روانی شوهران قرار گرفته اند. در آیآلات متحده ی امریکا براورد شده که سالانه دو میلیون زن از شریک زندگی خود کتک می خورند که نیمی از آنها به مداوای پزشکی نیاز دارند. در تحقیق حاضر از مجموع پاسخگویان به لحاظ نگرش نسبت به “خشونت علیه زنان در خانواده” در رابطه با زنان؛ 43/9 درصد دارای نگرش منفی، 49/9 درصد بينابين و 6/2 درصد نیز از نگرش مثبت برخوردار میباشند. در اینجا میبینم که 9/49 درصد نگرش بینابینی به خشونت علیه زنان داشته اند که نشان از خشونت علیه زنان در خانواده است. همچنین در پایان نامه ای کارشناسی ارشد که توسط علی مرتضوی در شهر همدانانجام شده است به شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت نسبت به زنان است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است که جامعه آماری در این تحقیق عبارت از کلیه مردان معلم شاغل مقاطع ابتدای و دبیرستان شهرستان تویسرکان که 70 نفر می باشد. در این تحقیق 37 درصد نسبت به خشونت علیه زنان نگرش منفی داشتند و 58 درصد نسبت به خشونت علیه زنان نگرش مثبت داشتند . محسن مارابی در سال 1384 در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طبا طبایی به راهنمایی دکتر طلعت اللهیاری تحت عنوان “بررسی عوامل خشونت موثر بر خشونت علیه زنان در شهرستان کامیاران ” انجام داده است که روش تحقیق پیمایشی و روش نمونه گیری طبقه بندی متناسب می باشد. بر روی 386 نفر از زنان مورد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، آسیب های اجتماعی، جامعه شناسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جامعه شناسی، سرمایه فرهنگی، علوم اجتماعی، کارشناسی ارشد