منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، خشونت های خانگی، خشونت خانوادگی

دانلود پایان نامه ارشد

نپذیرفته اند و عامل اثر گذاری در نگرش آنهابه خشونت علیه زنان نبوده است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی عینیت یافته نقشی کلیدی را در اثر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان را ایفا نکرده است.
جدول شماره(26-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان
نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
45
60
18
123

35.4%
45.1%
47.4%
41.3%
بينابين

69
67
20
156

54.3%
50.4%
52.6%
52.3%
مثبت
13
6
0
19

10.2%
4.5%
.0%
6.4%
جمع
127
133
38
298

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/214 Sig=0/019
با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/214) با قبول خطای کمتر از 05/0 (019/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 95/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم.همان طور که مشاهده شد گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد. سرمایه فرهنگی نهادینه شدهبراي دارنده ان پايگاه اجتماعي ايجاد مي كند ،اين سرمايه قابل واگذاري و انتقال نيست و بدست آوردنان براي افراد به شرايط معيني بستگي دارد . این پایگاه اجتماعی به نوعی توانمندی فرهنگی را بدنبال دارد که به نوعی در نگرش مردان به خشونت علیه زنان تاثیر گذاشته است.سرمایه فرهنگی نهادينه شده توانسته است نقش کلیدی در نگرش به خشونت علیه زنان را ایفا کند.

جدول شماره(27-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان
نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
34
78
41
153

32.1%
46.7%
53.2%
43.7%
بينابين

58
82
35
175

54.7%
49.1%
45.5%
50.0%
مثبت
14
7
1
22

13.2%
4.2%
1.3%
6.3%
جمع
106
167
77
350

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/299 Sig=0/000
با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/299) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 99/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد. سرمایه فرهنگی تجسد یافته بهعبارتی ارزشی بیرونی است که به جزء جدانشدنی وجود شخص یا خصلت او تبدیل می شود و بر خلاف سایر اشکال سرمایه نمی توانان را از شخص جدا کرد و فورا به شخص دیگری منتقل نمود. سرمایه فرهنگی تجسد یافته طی زمان به شخص توانمندی فرهنگی را میدهد و بر نگرش های شخص درباره ی موضوع های مختلف تاثیر می گذارد. در اینجا میبینم که سرمایه فرهنگی تجسد یافته عامل اثر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان بوده است .

جدول شماره(28-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان
نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
35
59
27
121

33.7%
43.4%
49.1%
41.0%
بينابين

58
69
28
155

55.8%
50.7%
50.9%
52.5%
مثبت
11
8
0
19

10.6%
5.9%
.0%
6.4%
جمع
104
136
55
295

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/233 Sig=0/009

با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/233) با قبول خطای کمتر از 01/0 (009/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 99/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش آنها نسبت به خشونت علیه زنان رابطه معناداري وجود دارد.سرمايه فرهنگي تمركز و انباشت انواع مختلف كالاهاي ملموس فرهنگي و نيز قدرت و توانايي در اختيار گرفتن اين كالاها و همچنين استعداد و ظرفيت فرد در شناخت و كاربرد اين وسايل را سرمايه فرهنگي مي گويند . شاید به این دلیل است که این رابطه اثبات شده ایت که سرمايه فرهنگي اثرات مستقيمي بر هويت اجتماعي افراد دارد و با افزايش اين سرمايه هويت اجتماعي نيز تشديد مي شود به عبارت ديگر سرمايه فرهنگي موجب مي شود كه افراد به گونه ي مناسب تري خود و محيط اجتماعي و خانوادگی خود را شناخته و به ان پايبند باشد در واقع سرمايه فرهنگي تاثير بسزايي در شناخت انسان در زمينه هاي فردي و اجتماعي دارد . سرمايه فرهنگي در افزايش آگاهي از آئين ها باور ها دانش ها و هنر ها موثر بوده و موجبات شناسايي عوامل پيوند خانواده را فراهم مي آورد و علاوه بر ان ميزان بهرهمندي از اين سرمايه نوع رفتاردر خانواده و جامعه را مشخص و وجود ان نشان از توسعه جامعه دارد اين سرمايه در بازتوليد ديگر سرمايه ها نقش داشته و موجبات رشد فكري و پويايي جامعه را فراهم مي آورد . و در اینجا عامل تاثیر گذاری در نگرش به خشونت علیه زنان را داشته است و شاید فقدان این سرمايه فرهنگي به نوعی خشونت های خانگی را تشدید کرده و ایجاد اختلال در خانواده ها شود.

فصل پنجم
خلاصه
نتیجه گیری و پیشنهادات

مقدمه

نگرش مثبت مردان به خـشـونت خانگی تنها در خانواده های مسئله دار مشاهده نمی شود؛ بلکه حتی در میان خانواده های طبقات میانی و بالا باشرایط اقتصادی و روابط خانوادگی به ظاهر مطلوب و بدون هر نوع مشکل اجتماعی یاخانوادگی نیز وجود دارد. نگرش مثبت مردان به خشونت های خانگی باعث میشود که زنان قربانی خشونت شوند و باعث محرومیت زنان از حقوق برابر وزندگی سالم می شوند. همین نگرش مثبت به خشونت علیه زنان باعث تشدید رفتار خشن در جامعه و خانواده می شود. یـکـی از نتایج مهمی که از بررسی های خشونت خانوادگی به دست آمده، این است که روابط خشن در خانواده تنها بر فرد تأثیر نمی گذارد؛ بلکه جامعه رانیز دربرمی گیرد؛ بدین معنا که قربانیان خشونت در روابط اجتماعی خود دارای مشکلاتی هستند. اما نقطه عطف نگرش به خشونت علیه زنان وسرمایه فرهنگی چیست؟ سرمایه فرهنگی همانا مجموعهای از ثروتهای نمادین است که از یک سو به معلومات کسب شدهای بر میگردد که به شکل رغبتهای پایدار ارگانیسم، حالت درونی شده به‌خود میگیرند (در فلان زمینه دانش داشتن، بافرهنگ بودن، به زبان و نحوه بیان تسلط داشتن، جهان اجتماعی و رمزگان ان را شناختن و خود را در این جهان آشنا دیدن) از سوی دیگر، به صورت موفقیتهای مادی، سرمایه به حالت عینیت یافته، میراث فرهنگی به شکل اموال (تابلوها،کتابها،واژهنامهها،ابزارها،ماشینها) جلوه میکند؛ و سرانجام سرمایه فرهنگی میتواند به حالت نهادینه شده در جامعه به‌صورت عناوین، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی و غیره که به استعدادات فرد عینیت میبخشد؛ جامعه (یا بیشتر اوقات دولت) که این بازشناسی را اعلام میدارد، ان را نهادینه میکند و اغلب برای ان پایگاه قائل میشود و جایگاه تعیین میکند (معلم، استاد، قاضی، کارمند دولت). سرمایه فرهنگی بدون کوشش شخصی کسب نمیشود و به ارث برده نمیشود، بلکه از جانب عامل کار طولانی، مداوم و پیگیر یادگیری و فرهنگپذیری را میطلبد با هدف جزئی از خود کردن، از ان خود کردن، ان را به قالب خودکشیدن، به عنوان چیزی که وجود اجتماعی او را تحول میبخشد: «سرمایه فرهنگی داشتنی است که بودن شده است، ملکی است درونی شده و جزء لایتجزای شخص گردیده، خصلت او شده است. در بعد تجسد یافته این نوع سرمایه به بدن و ذهن فرد پیوسته است. به تلاشها و سرمایه گذاری شخص فرد وابسته است و به وسیله خود فرد بدست می آید. ان کسی که برای تحصیل و برای بهبود خود فعالیت می کند ان را بدست می آورد. سرمایه فرهنگی عینیت یافته در قالب اشیای مادی و رسانه هایی نظیر نوشته ها، نقاشی ها، مجسمه ها، ابزار ها و غیره تعریف می شود.در این تحقیق به بررسی تاثیر انواع این سرمایه فرهنگی به نگرش مردان به خشونت علیه زنان پرداخته شده است که ببینیم آیا داشتن سرمایه فرهنگی بالا یا پایین برنگرشهای مردان به خشونت علیه زنان علیه زنان تاثیر می گذارد یا نه؟. سرمایه فرهنگی متفاوت می تواند یکی از عوامل موثر بر نگرش مردان به خشونت علیه زنان باشد که از طریق فرایند جامعه پذیری اعمال نفوذ می کند. اگر سرمایه فرهنگی متفاوت که درجامعه جریان دارد چه تاثیری بر نگرش مردان به خشونت علیه زنان دارد وآیا سرمایه فرهنگی قادرخواهد بود نگرشهای مثبت را در زندگی اجتماعی بارورو سازد.

خلاصه و نتیجه گیری

خشونت عليه زنان يكي از معضلات اجتماعي در تمام كشورهاي دنيا به حساب مي آيد. اينمعضل اجتماعي علاوه بر ايجاد مشكلات جسمي و رواني در شخص مضروب، موجب بروز عواقبجبران ناپذير اجتماعي نيز مي گردد. همچنین يکي از موضوعاتي که باعث ايجاد اختلال در کارکرد خانواده مي شود،بحث خشونت هاي خانگی است. در چهارچوب خانواده، گاه روابط بين دو جنس از حالت عادي خارج شده وصورتي نامتعارف به خود مي گيرد.غير عادي بودن روابط بين دو جنس هم به لحاظ ارزشهاي فرهنگي وهم به لحاظ قوانين ومقررات موجود مسئله اي است که حيات خانواده و جامعه را تهديد مي کند.
خشونت‌ در خانواده‌ معنا و مفهوم‌ مختلفی‌ را در بر می‌گیرد. خشونت‌ والدین‌ با فرزندان‌، فرزندان‌ نسبت‌ به‌ هم‌، مرد نسبت‌ به‌ زن‌ و برعکس‌ جزو خشونت‌های‌ خانوادگی‌ هستند. اما شایع‌ترین‌ نوع‌ خشونت‌، رفتار خشونت‌آمیز و همراه‌ با سلطه‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ است‌. این‌ خشونت‌ می‌تواند درقالب‌ خشونت‌های‌ جسمانی‌، جنسی‌، روانی‌واقتصادیباشد.

در خشونت جسمی هر نوع‌ ضرب‌ و جرح‌ و زد و خورد فیزیکی‌ مانند سیلی‌، لگد، نیشگون‌، کشیدن‌ مو، گاز گرفتن‌، کشیدن‌ شدید دست‌ و پا، هل‌ دادن‌، ضربات‌ شدید، خراش‌ و… جزو خشونت‌های‌ جسمانی‌ محسوب‌ می‌شود. خشونت‌های‌ جسمانی‌ همیشه‌ اثری از خود بر جای‌ می‌گذارد. هر چند برخی‌ موارد اثرضربات‌ وارد شده‌ بر بدن‌ به‌ دلیل‌ پوشیده‌ بودن‌ ان‌ ناحیه‌ کمتر هویدا می‌شود اما می‌توان‌ با دقت‌ در این‌ نواحی‌ اثرانرآیافت‌.تحقیقات‌ نشان‌ داده‌ که‌ یکی‌ از خشونت‌های‌ فیزیکی‌ ناپیدا، تجاوز جنسی‌ است‌ که‌ شاید بدترین‌ آثارروحی‌ و جسمی‌ را در فرد آزار دیده‌ برجای‌ می‌گذارد.
خشونت‌های‌ روانیعلاوه‌ بر خشونت‌های‌ جسمی‌ و فیزیکی‌ که‌ معمولا از خود اثری‌ بر جای‌ می‌گذارند و در بسیاری‌ موارد قابل‌ تشخیص هستند، نوعی‌ خشونت‌ وجود دارد که‌ در ظاهر خشونت‌ به‌ نظر نمی‌رسد اما در عمل‌ آثار زیان‌باری‌ بر جای‌ گذاشته‌ و تحمل‌ ان‌ بسیار مشکل‌ است‌. این‌ نوع‌ خشونت روانی است‌ که‌ شاید بعد از آزارهای‌ جسمی‌، بدترین‌ شکل‌ خشونت علیه زنان‌ علیه‌ زنان‌ باشد. از سوی‌ دیگر دروغ‌ گفتن‌، نفقه‌ ندادن‌، به‌ زن‌ و خواسته‌های‌ مطلوب‌ او بی‌توجه‌ بودن‌، دیر به‌ خانه‌ آمدن‌، ، به‌ قول‌ و قرارهای‌ خانوادگی‌ بی‌اعتنایی‌ کردن‌، تحقیر کردن زن و… نیز به‌ نوعی‌ خشونت علیه زنان‌ علیه‌ زنان‌ به‌ حساب‌ می آید. در خشونت اقتصادی می توان به از بین بردن استقلال مالی زن و مصادره اموال زن نام برد. رفتارهای محدود کننده زن در امور مالی و کنترل سختگیرانه شوهر

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، آسیب های اجتماعی، جامعه شناسی