منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، تجاوز جنسی، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

نوعی نگرش همراه است اگر نگرش را مقدمه عمل بدانیم هر نگرش خاص به یک پدیده یا مقوله خاص، آمادگی خاصی در فرد برای عمل ایجاد می کند در نتیجه نگرش مردان به خشونت علیه زنان و نوع احساس و جهتگیری آنان نسبت به این پدیده می تواند در مسائل اجتماعی و خانوادگی آنان موثر باشد .دلایل گوناگونی را می توان برشمرد که دال بر اهمیت مطالعه و بررسی درباره ی مساله ی خشونت علیه زنان باشد.خشونت ممکن است اثرات طولانی مدت بر وجود و رفتار قربانی بگذارد و سلامت جسمی – روانی و قدرت سازگاری او را کاهش دهد و روابط خانوادگی و اجتماعی او را از حال عادی خارج نماید. زنان اغلب از ماهیت درهم پیچیده تاثیرات احساسی و فیزیکی خشونت و بد رفتاری صحبت می کنند. هر عمل خشونت آمیز و بدرفتاری درخود عوامل روان شناختی مثل تحقیر، خجالت، ایجاد سلطه و اعمال قدرت را در بر می گیرد. بنابراین هیچ معلول فیزیکی جدای از معلول های روانی دیگر نمی باشد (Humphreyes &Thiara ،: 2003 129). اگر زنان را به عنوان رکن اصلی خانواده در نظر بگیریم خواهیم دید که منبع عظیمی از نیروی انسانی راکه مورد خشونت علیه زنان قرار گرفته اند مورد غفلت واقع شده اند.اثرات خشونت فقط به زنان محدود نمیشود بلکه کل خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.گرچه درباره ی رابطه سرمایه فرهنگی با آسیب های اجتماعی تحقیق صورت نگرفته است اما از مهمترین فرضیه های مطرح شده در زمینه سرمایه فرهنگی، تاثیر آن بر آسیب های اجتماعی است. بدین ترتیب یکی از ضرورت های بحث سرمایه فرهنگی در ایران وجود آسیب و افزایش مشکلات اجتماعی است. با این توصیف، از آنجا که پژوهشی در زمینه سرمایه فرهنگی و نگرش مردان به خشونت علیه زنان انجام نشده است و شناخت و دریافت درستی از نگرش مردان به خشونت علیه زنان وجود ندارد و هم چنین وجود چنین آسیبی در خانواده ها که می تواند نهاد خانواده را با چالش های بنیادی روبه رو سازد لذا انجام چنین پژوهش هایی بیش از پیش ضروری به نظر می رسد.اهمیت موضوع در این است که طبق نتایج بدست آمده در این تحقیق سرمایه فرهنگی تاثیری مهمی در نگرش مردان به خشونت علیه زنان داشته و عامل تاثیر گذاری در نگرش مردان به خشونت علیه زنان بوده است. و هرچه مردان سرمایه فرهنگی بالایی را تصاحب کنند به نوعی آگاهی خود را از مسایل اجتماعی بالا می برند و به نگرش بهتری به خانواده و مسایل اجتماعی آن دارند.

اهداف تحقیق
در این تحقیق برانیم که تا با بررسی نگرش مردان به خشونت علیه زنان تاثیرسرمایه فرهنگی را بر نگرش مردان به خشونت علیه زنان را بسنجیم. می خواهیم بدانیم در سرمایه فرهنگی های متفاوت چه تاثیری بر نگرش مردان به خشونت علیه زنان دارد.
بررسی نگرش مردان به خشونت علیه زنان
بررسی انواع خشونت علیه زنان و رابطه ای ان با انواع سرمایه فرهنگی
تاریخچه تحقیقات پیرامون خشونت
تا سه دهه قبل هیچ یک از جامعه شناسان به طور خاص به بررسی پدیده خشونت علیه زنان نپرداخته بودند. آنان با اینکه از وجود خشونت در خانواده آگاه بودند، گمان میکردند این نوع رفتار خشونت آمیز استثنائی است. در شرایط بحرانی در میان خانواده ها بروز میکند. اما از اوایل دهه 1970 میلادی نگاه پژوهشگران متوجه این پدیده شد و با انجام دادن بررسی های گوناگون کوشیدند که خشونت خانوادگی را شناسایی کنند. علاوه بر جامعه شناسان گروهی از محققان علوم دیگر و افراد علاقه مند به مسائل اجتماعی نیز به پدیده خشونت علاقه نشان دادند که از آن میان می توان از روان شناسان نام برد که با مطالعه آثار خشونت بر سلامتی روانی زنان ، اقدامات مفیدی انجام دادند (اعزازی، 1380: 12). سازمان ملل متحد بررسی مساله خشونت علیه زنان را در زمانی اغاز کرد که کنفرانس جهانی زنان در کوپنهاک (1980) و نایروبی (1985) تشکیل شد. آشنایی همه اعضای سازمان ملل با موضوع خشونت علیه زنان به عنوان نقض حقوق بشر نتیجه ای فشاری بوده است که سازمان های غیر دولتی زنان به دولت ها و دستگاههای بین المللی و منطقه ای حافظ حقوق بشر وارد اورده بودند. البته اوج اقدامات و برنامه های مبارزه با خشونت در دهه 1990 انجام پذیرفته است. کنفرانس جهانی حقوق بشر سال 1993 کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه سال 1994، کنفرانس جهانی توسعه اجتماعی سال 1995 چهارمین کنفرانس زنان پکن سال 1995 و چهل و نهمین مجمع عمومی سازمان جهانی بهداشت سال 1996، تماما در زمره کنفرانس ها و مجامعی بودند که موضوع خشونت علیه زنان را به عنوان معضل جهانی مورد بررسی قرار دادند و ضمن تبیین اشکال، علل و عوامل و پیامد های پدیده خشونت به تدوین سیاست ها و برنامه های عملی در راستای مبارزه با آن پرداختند(شجاعی،1384: 457).گسترش دامنه خشونت به تمامی کشورها و زمانها، موجب شده است این پدیده نزد پژوهشگران و محققان، مفاهیم و مصادیق گوناگون و تفسیرهای متعددی را متبادر به ذهن کند. بررسی علمی و تخصصی خشونت در حوزه جرم شناسی ایجاب می کند در ابتدا مفهوم این خشونت و انواع ان تبیین شده، وجه تمایز مصادیق آن مشخص گردد و چنان تعریفی از عبارت خشونت ارائه شود تا از تفسیر ها و برداشت های متفاوت، جلوگیری شود.به دلیل ویژگی های خاص خشونت علیه زنان، آثار و نیازهای قربانیان این خشونت نیز، شکل ویژه ای به خود می گیرد.در تحقیقی در باب نگرش زنان عرب به الگو های متفاوت کنار آمدن با همسر ازاری با هدف ارتباط بین زمینه فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- اجتماعی عرب، به این نتیجه به دست امد ه اغلب شرکت کنندگان دارای ویژگی هایی چون ادراک زنانه سنتی، نگرش های قالبی نسبت به نقش های جنسیتی، سطوح بالای گرایش به مذهب، گرایش قوی به خانواده، پیش فرض های مربوط به احساس مسئولیت در برابر رفتار خشونت آمیز شوهران و پافشاری بر عدم در خواست کمک از نماینده های رسمی و یا ترک خانواده بودند(حاج یحیی،2002). در پژوهش دیگری که به آزمون نگرش های مربوط به خشونت زناشویی در چهار جامعه اسیایی( چین، کره، ویتنام و کامبوج) پرداخته است، مشخص شد که 27 درصد از کل پاسخ گویان اظهار کرده اند که شاهد نوعی از خشونت خانوادگی در دوره کودکی بوده اند.
در ایران نیز در دهه اخیر مطالعات زیادی در باب مسئله خشونت علیه زنان وجود دارد، اما سهم ناچیزی از این مطالعات به نگرش نسبت به خشونت علیه زنان اختصاص دارد.
خشونت علیه زنان در جهان
در اکثر جوامع بشری زنان به شکل های گوناگونی خشونت وابسته به جنسیت را تجربه میکنند که بیشتر آنها خانوادگی و به دست شوهر، پدر، و یا برادر که جزو نزدیکترین بستگان زن می باشد، انجام می شود. این خشونت ها به اشکال مختلف متناسب با سطح فرهنگ جوامع نسبت به زنان و دختران صورت میگیرد. در آمریکا پس از دستگاه پلیس و نیروی انتظامی و ارتش، خانواده خشن ترین گروه اجتماعی است و بیشترین قربانیان خشونت در خانواده، زنان و کودکان میباشند. در این کشور بر اساس اخبار جنائی 99 ./. درصد از قتل های زنان و دختران و دیگر خشونت های که به آنها روا می شود به دست شوهران، نامزدها، شوهران سابق، پدران و برادرانآنها صورت میگیرد. یعنی به دست کسانی که بر اساس انتظار می بایست بزرگترین حامیانآنها باشند.این موقعیتی است که نیمی از جمعیت جهان صرفا به این خاطر که دارای جنسیت مونث هستند از طرف جنس به اصطلاح قوی یا جنس مذکر مورد خشونت قرار میگیرند( احمدی خراسانی، 1379: 135).در سال 1985 در شهر سائوپولوی برزیل 81% درصد تجاوز های گزارش شده به دست شوهران و دوستان پسر زنان صورت گرفته است. در فرانسه 95% درصد قربانیان خشونت های گزارش شده زنان هستند. 51% درصد این زنان قربانی، مورد تجاوز جنسی همراه با شکنجه ی شوهران خود قرار گرفته اند.در فرانسه 95% درصد قربانیان خشونت های گزارش شده زنان هستند. 51% درصد این زنان قربانی، مورد تجاوز جنسی همراه با شکنجه ی شوهران خود قرار گرفته اند.در سال 1990 در یک بررسی تصادفی از زنان گواتمالا 49% آنان از سوی شریک زندگی خود، مورد بدرفتاری های شدید جسمانی، روانی و یا جنسی قرار گرفته اند. 90 % درصد زنان هندی قربانی بدرفتاری جسمی و روانی شوهران قرار گرفته اند. در ایآلات متحده ی امریکا براورد شده که سالانه دو میلیون زن از شریک زندگی خود کتک می خورند که نیمی از آنها به مداوای پزشکی نیاز دارند. علاوه بر این در این کشور هر شش دقیقه یک زن مورد تجاوز جنسی از سوی افرادی غیر از شریک زندگی خود قرار گرفته اند که 85% درصد تجاوز جنسی به پلیس گزارش نمی شود و تنها کمتر از 5% درصد از تجاوز کنندگان به زندان می افتند. در کانادا از هر 4 زن یک مورد حملات جنسی قرار می گیرد. در منطقه روستایی بنگلادش، سوء تغذیه در میان دختربچه ها سه برابر پسر بچه هاست. سالانه هشت تا 10 هزار دختر برای روسپیگری از تایلند به ژاپن اورده می شوند. در پاکستان 99% زنان خانه دار از شوهران کتک می خورند. در امریکا بیش از 50% درصد زنان و کودکان به دلیل خشونت علیه آنان در خانه پا به فرار می گذارند. هر ساله بیش از 1 میلیون زن به علت آسیب های وارده ناشی از کتک به دنبال حمایت های پزشکی هستند( نوابی نژاد، 1385: 167-168 ).جان ای، ابراین پژوهشی تحت عنوان ” خشونت در خانواده های مستعد طلاق در آمریکا ” در سال 1969 با استفاده از نمونه ای شامل 150 نفر که 52% درصد آنها را زنان و 48% درصد آنها را مردانی که درگیر طلاق بودند تشکیل می دادند. وی از طریق مصاحبه به نتایج زیر دست یافت، رفتار خشونت گرایانه بیشتر در خانواده هایی متداول است که شوهرانآنها در شغل و نقش نان آوری خانواده موفق نبودند و هم چنین شوهران پایگاه شوهران توسط اعضای دیگر خانواده مورد تهدید واقع می شد. آنها جهت اثبات مجدد برتری پایگاه انتسابی شان در برابر دیگر اعضای خانواده دست به رفتار خشونت گرایانه متوسل می شدند( (Obrah, 1971:698 .
ریچارد گلس3 در پژوهشی تحت عنوان “نداشتن سر پناه، پویایی اجتماعی خشونت در ازدواج” در سال 1979 بر روی 80 خانواده در نیویورک آمریکا از طریق مصاحبه با اعضای خانواده ها انجام داده و به نتیجه رسید که خشونت علیه زنان بیشتر در منزل روی میدهد و شدت خشونت ، تجربه خشونت در دوران کودکی و منابع اقتصادی و اجتماعی، نداشتن سر پناه و محدودیت های بیرونی در ادامه زندگی زن با شوهر خشونت گر تاثیر دارد. (Gellse, 197:75)
ساندرا ، جی ال رو کیج4 در سال 1973 در کشور آلمان رابطه بین ارزش ها وخشونت را با این فرضیه خشونت آمیز از تعهد به ارزش های خرده فرهنگی و الگوی نگرش منتج می شود، مورد پژوهش قرار دارد و به این نتیجه رسید که رابطه ی نسبتا ضعیفی بین نگرش ها و رفتار خشونت آمیز وجود دارد (Ball-rokeech,1973:559).جولیاس بابکوک5 و همکارانش در یک پژوهش تحت عنوان “خشونت و قدرت، رابطه بین الگوهای ارتباط، تفاوت های قدرت و خشونت علیه زنان در سال 1993 در واشنگتن بر روی نمونه ای شامل 95 زوج که ازدواج کرده بودند انجام داد.این تحقیق بیان می کند که قدرت در روابط زناشوئی عوامل خطر را برای خشونت شوهر نسبت به زن فراهم می کند. تفاوت های قدرت زناشوئی به وسیله تفاوت هایی در پایگاه اقتصادی، قدرت تصمیم گیری و الگوهای ارتباط و مهارت عملیاتی، مشخص شوند. نتیجه پژوهش این بود که متغیر های پایگاه اقتصادی – اجتماعی به طور معنا داری با خشونت شوهران یا آزار روانی مرتبط بودند(Babcook.efal,1993 :40-42).
ماریا روی6 در تحقیقی انجام داده است که جامعه آماری آن موسسه زنان مورد بدرفتاری قرار گرفته و بحران زده می باشد. حجم نمونه 150 مورد که به طور اتفاقی از 1000 مورد موجود انتخاب شده اند. روش انجام این پژوهش پیمایش توصیفی می باشد.ایشان نه عامل موثر را در ایجاد خشونت را بیان می کند، مشارکت بر سر پول،حسادت، مسائل جنسی، مصرف الکل یا اعتیاد به مواد مخدر،اختلاف بر سر فرزندان،بیکاری شوهر، علاقه زن به کار بیرون خانه، بارداری، مصرف الکل یا مواد مخدر از طرف زن.هوتالیگ و سوگارمن7 با بررسی بیش از 400 گزارش مربوط به زنان کتک خورده که در فاصله سال های 1970 تا 1985 در سمینارها ارائه و در مجلات چاپ شده بود کوشیدند مشخصاتی را در مورد زنان طبق

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، جامعه پذیری، جامعه شناسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، علامه طباطبایی، علوم اجتماعی، کارشناسی ارشد