منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، خشونت خانگی، سرمایه فرهنگی، دانش و آگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي تجسد یافته عامل تاثیر گذاری درنگرش عاطفی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. سرمایه فرهنگی تجسد یافته سرمایه ای است که به تلاشها و سرمایه گذاری فرد وابسته است و فرد برای بهبود و تحصیل خود آن را بدست می اورد و این سرمایه پیوسته همراه فرد است و و توانسته در نگرش عاطفی مردان به خشونت علیه زنان موثر باشد. بعد آموزشی این سرمایه بر نگرش عاطفی مردان به خشونت علیه زنان تاثیر گذار بوده است.
جدول شماره(14-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش عاطفی افراد به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
17
16
68
101

27.0%
21.9%
29.7%
27.7%
بينابين
37
32
98
167

58.7%
43.8%
42.8%
45.8%
مثبت
9
25
63
97

14.3%
34.2%
27.5%
26.6%
جمع
63
73
229
365

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=0/008 Sig=0/913
با توجه به جدول فوق درمي يابيم كه براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=0/008) و قبول خطای بیش از 05/0 (913/0sig=) و درجه اطمينان کمتر از 95/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد و 0H يعني فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را پذيرفته و نمي توانيم رد كنيم.همانطور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد. سرمایه فرهنگی عینیت یافته عامل تاثیر گذاری در نگرش عاطفی به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی)نبوده است. این رابطه تایید نشده است شاید به این دلیل است که سرمایه فرهنگی عینیت یافته بیشتر در تصاحب کالاها و ابزار فرهنگی تعریف شده است و هرکسی در جامعه که توان اقتصادی داشته باشد می تواند این کالاها را تصاحب کند بدون آنکه تلاشی در بدست آوردن آنها کرده باشد و از بعد آموزشی این کالاها نتوانسته سودی بجوید و تنها آنها را در اختیار دارد و به همین دلیل نتوانسته در نگرش عاطفی آنها به خشونت علیه زنان تاثیر بگذارد.
جدول شماره(15-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش عاطفی افراد به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
28
40
11
79

21.2%
28.8%
29.7%
25.6%
بينابين
53
64
21
138

40.2%
46.0%
56.8%
44.8%
مثبت
51
35
5
91

38.6%
25.2%
13.5%
29.5%
جمع
132
139
37
308

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/243 Sig=0/002
با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/243) با قبول خطای کمتر از 01/0 (002/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 99/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي نهادينه شده عامل تاثیر گذاری در نگرش عاطفی به انواع خشونت خانگی (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. شاید به این دلیل است که سرمایه فرهنگی نهادینه شده بیشتر از طریق مدارک دانشگاهی و تحصیلی واقعیت پیدا می کند و ظاهرا کسانی که دارای مدرک های معتبر تحصیلی و مهارت های فنی و هنری هستند از بعد آموزشی این مدارک بهره گرفته اند و توانسته در نگرش عاطفی مردان به خشونت علیه زنان نقش موثری را داشته باشند.
جدول شماره(16-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش عاطفی افراد به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
23
37
18
78

21.1%
26.2%
32.7%
25.6%
بينابين
45
65
26
136

41.3%
46.1%
47.3%
44.6%
مثبت
41
39
11
91

37.6%
27.7%
20.0%
29.8%
جمع
109
141
55
305

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/199 Sig=0/012

با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/199) با قبول خطای کمتر از 05/0 (012/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 95/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش عاطفی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي عامل تاثیر گذاری در نگرش عاطفی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. به طور کل سرمایه فرهنگی به خودی خود سطح دانش و آگاهی افراد را بالا می برد و ابعاد آموزشی خود را به افراد ارائه می دهد و باعث شده که در اینجا بر نگرش عاطفی مردان به خشونت علیه زنان تاثیر بگذارد و عامل موثری باشد.
جدول شماره (17-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش شناختي افراد به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
27
31
81
139

42.9%
39.2%
36.8%
38.4%
بينابين
27
36
110
173

42.9%
45.6%
50.0%
47.8%
مثبت
9
12
29
50

14.3%
15.2%
13.2%
13.8%
جمع
63
79
220
362

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=0/043 Sig=0/605

با توجه به جدول فوق درمي يابيم كه براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=0/043) و قبول خطای بیش از 05/0 (605/0sig=) و درجه اطمينان کمتر از 95/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عينيت يافته و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد و 0H يعني فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را پذيرفته و نمي توانيم رد كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي عینیت یافته و نگرش شناختی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود ندارد. سرمايه فرهنگي عینیت یافته عامل تاثیر گذاری درنگرش شناختی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) نبوده است.این رابطه تایید نشده است شاید به این دلیل است که سرمایه فرهنگی عینیت یافته بیشتر در تصاحب کالاها و ابزار فرهنگی تعریف شده است و هرکسی در جامعه که توان اقتصادی داشته باشد می تواند این کالاها را تصاحب کند بدون آنکه تلاشی در بدست آوردن آنها کرده باشد و از بعد آموزشی این کالاها نتوانسته سودی بجوید و تنها آنها را در اختیار دارد و به همین دلیل نتوانسته در نگرش شناختی آنها به خشونت علیه زنان تاثیر بگذارد.
جدول شماره (18-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش شناختي افراد به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
35
52
19
106

26.9%
39.1%
47.5%
35.0%
بينابين
66
65
18
149

50.8%
48.9%
45.0%
49.2%
مثبت
29
16
3
48

22.3%
12.0%
7.5%
15.8%
جمع
130
133
40
303

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/258 Sig=0/001

با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/258) با قبول خطای کمتر از 01/0 (001/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 99/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادينه شده و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي نهادینه شده و نگرش شناختی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي نهادینه شده عامل تاثیر گذاری در نگرش شناختی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است. شاید به این دلیل است که سرمایه فرهنگی نهادینه شده بیشتر از طریق مدارک دانشگاهی و تحصیلی واقعیت پیدا می کند و ظاهرا کسانی که دارای مدرک های معتبر تحصیلی و مهارت های فنی و هنری هستند از بعد آموزشی این مدارک بهره گرفته اند و توانسته در نگرش شناختی مردان به خشونت علیه زنان نقش موثری را داشته باشند.
جدول شماره (19-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)

نگرش شناختي افراد به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته
جمع

پايين
متوسط
بالا

منفي
27
68
42
137

24.8%
40.5%
52.5%
38.4%
بينابين
52
82
36
170

47.7%
48.8%
45.0%
47.6%
مثبت
30
18
2
50

27.5%
10.7%
2.5%
14.0%
جمع
109
168
80
357

100.0%
100.0%
100.0%
100.0%

Gamma=-0/397 Sig=0/000

با توجه به جدول فوق و براساس آزمون گامای بدست آمده (Gamma=-0/397) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig =) و درجه اطمينان بیش از 99/0 مي توان گفت بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد يافته و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد و 0H فرضيه خنثي كه نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذيريم و رد می كنيم. . همان طور که گفته شد بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي تجسد یافته و نگرش شناختی آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) رابطه معناداري وجود دارد. سرمايه فرهنگي تجسد یافته عامل تاثیر گذاری درنگرش شناختی به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی) بوده است.
جدول شماره(20-4): رابطه بین ميزان برخورداري افراد از سرمايه فرهنگي و نگرش شناختي آنها به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
نگرش شناختي افراد به انواع خشونت علیه زنان (فیزیکی، روانی و اقتصادی)
ميزان برخورداري افراد از سرمايه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، خشونت خانگی، متغیر مستقل Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی