منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، پایگاه اجتماعی، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی می شوند. در این وضعیت، جنسیت یعنی مرد یا زن بودن در بردارنده مجموعه ای از ویژگی ها و رفتار های است که در درون هر جامعه برای مردان و یا زنان مناسب دانسته می شود. آنچه که محتوای این فرایند در نظر گرفته می شود( نظیر هنجارها، ارزشها، نگرشها و رفتار ) همان هایی هستند که از نیاز های سیستم اجتماعی جامعه سر چشمه می گیرد( ریاحی،1386: 117). کارل مانهایم معتقد است واقعیت تعلق داشتن به یک طبقه و یک نسل ویک گروه نسلی به افراد متعلق به این مقولات موقعیت مشترکی در فراگرد تاریخی و اجتماعی می دهد. پهنه ی تجربه ی بالقوه آنها را به صورت خاصی محدود می سازد و آنها را به یک صورت خاص محدود می سازد و آنها را بر یک شیوه ی فکری و تجربی خاص و یک نقش تاریخی ویژه ی این موقعیت متمایل می گرداند. وی بر این باور بود که نه تنها جهت گیری بنیادی ارزش گذاری ها و محتوای افکار بلکه شیوه ی بیان یک مساله و نوع رهیافت و حتی مقولاتی که تجارب ما را بسته بندی می کنند و سر وسامان می دهند نیز بر حسب پایگاه اجتماعی مشاهده گر تغییر پذیرند. مانهایم با فراگذاشتن از این مفهوم به یک مفهوم کلی رسیده بود که بنابر آن همه ی شیوه ها ی فکری و صورت ها و محتوایشان به شکلی وابسته به پایگاه اجتماعی مدافعانآنها را در نظر گرفته می شود.از دید مانهایم و جامعه شناسی شناخت عوامل مختلفی نظیر گروه هایی که خود به آن تعلق دارد نظام سیاسی حاکم بر جامعه ، اوضاع فرهنگی ، پایگاه اجتماعی – اقتصادی فرد بر اندیشه و نگرش او تاثیرگذارند(کوزر، 1373 :569).
نظریه نیوکامب
یکی از اولین و بهترین مطالعات در مورد تاثیر گروه مرجع بر نگرش ها توسط تئودور نیوکامب 32(1930) صورت گرفت. وی مطرح می کند که ارزش ها و بسیاری از نگرش ها ی ما غالبا وام گرفته از گروههایی هستند که در آنها عضویت داریم یا با آنها همانندسازی کرده ایم. گروه مرجع گروهی است که به آن گرایش داریم و با معیار های آن، خودمان و دنیا را ارزیابی می کنیم یکی از خصوصیات گروه مرجع این است از آن خط میگرند. گروههای مرجع می توانند بزرگ و فراگیر باشند مثل ملیت یا دین و یا کوچک باشند مثل خانواده یا گروه دوستان (کریمی ،1388 :29). کارل مانهایم معتقد است واقعیت تعلق داشتن به یک طبقه و یک نسل ویک گروه نسلی به افراد متعلق به این مقولات موقعیت مشترکی در فراگرد تاریخی و اجتماعی می دهد. پهنه ی تجربه ی بالقوه آنها را به صورت خاصی محدود می سازد و آنها را به یک صورت خاص محدود می سازد و آنها را بر یک شیوه ی فکری و تجربی خاص و یک نقش تاریخی ویژه ی این موقعیت متمایل می گرداند. وی بر این باور بود که نه تنها جهت گیری بنیادی ارزش گذاری ها و محتوای افکار بلکه شیوه ی بیان یک مساله و نوع رهیافت و حتی مقولاتی که تجارب ما را بسته بندی می کنند و سر وسامان می دهند نیز بر حسب پایگاه اجتماعی مشاهده گر تغییر پذیرند. مانهایم با فراگذاشتن از این مفهوم به یک مفهوم کلی رسیده بود که بنابرآن همه ی شیوه ها ی فکری و صورت ها و محتوایشان به شکلی وابسته به پایگاه اجتماعی مدافعانآنها را در نظر گرفته می شود. از دید مانهایم و جامعه شناسی شناخت عوامل مختلفی نظیر گروه هایی که خود به ان تعلق دارد نظام سیاسی حاکم بر جامعه ، اوضاع فرهنگی ، پایگاه اجتماعی – اقتصادی فرد بر اندیشه و نگرش او تاثیرگذارند(کوزر, 1373: 595).
چهارچوب نظری
با توجه به اینکه نحوه شکل گیری نگرش از دیدگاه صاحب نظران متعددی مورد توجه قرار گرفته است و اززوایای مختلفی به آن نگریسته اند در این پژوهش به نظریه کرچ ( (Kerchکراچفیلد(Crachfield) و بالاچی، ( Ballachey)” پرداخته شده است که البته از دو قسمت این نظریه برای چارچوب نظری این تحقیق استفاده شده است زیرا به نوعی بر متغیر مستقل تحقیق استوار است. این سه نظریه پرداز ” نگرش را ترکیب شناختها و اساسها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین می دانند از نظر صاحب نظران فوق، مهمترین عامل موثر بر شکل گیری نگرش ها به شرح ذیل است،1) کسب اطلاعات درباره ی موضوع، شیء یا فرد خاص، اطلاعاتی که شخص کسب می کند در ایجاد و شکل گیری نگرش های او تاثیر دارند مراجع اطلاعاتی ما در دوران کودکی و در خانواده پدر و مادر و در مدرسه معلمان و هم شاگردیها و در جامعه و رسانه های گروهی، همکاران، دوستان و اشنایان هستند. 2) تعلق گروهی، نیاز تعلق به گروه یکی از نیازهای مهم انسان است و همبستگی شخص با گروه در ایجاد نگرش های او تاثیر حتمی دارد می توان گفت که نگرش های شخص نماینده اعتقاد و سنت های گروهی است که شخص جزء آنهاست . علاوه بر این فرد این نگرش ها را بر میگزیند که براورنده نیازهای او باشد بدین ترتیب تاثیر گروه بر نگرش های غیر مستقیم و پیچیده است.
از نظر صاحب نظران فوق، مهمترین عامل موثر بر شکل گیری نگرش ها، کسب اطلاعات درباره ی موضوع، شیء یا فرد خاص است. اطلاعاتی که شخص کسب می کند در ایجاد و شکل گیری نگرش های او تاثیر دارند.اگر شخص یا جامعه ای درباره خشونت علیه زنان اطلاعاتی نداشته باشد، طبعا نگرشی نیز نسبت به آن ندارند. اما اگر روزنامه ها یا رادیو، تلویزیون بحث های در مورد خشونت علیه زنان مطرح کنند و پیامد منفیآنرا برای مردم روشن کنند، مردم با خواندن یا شنیدن این بحث ها نگرشی نسبت به آن پیدا کرده و نگرشی منفی نسبت به آن پیدا می کنند. نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان معلول آگاهی ها و اطلاعات آنان درباره خشونت علیه زنان است.اگر در مجموعه آگاهی های فرد که این آگاهی ها معلول فرهنگ، تربیت ، عادات و همچنین آموزش های رسمی و غیر رسمی افراد است، خشونت علیه زنان تخطئه شده باشد به احتمال قوی آن فرد نیز نسبت به خشونت علیه زنان نگرش منفی دارد و برعکس.از آنجا در این تحقیق برانیم که رابطه سرمایه فرهنگی با نگرش به خشونت علیه زنان را بررسی کنیم، ما باید ارتباط میان تعلق گروهی و کسب اطلاعات با سرمایه فرهنگی را روشن کنیم می توان گفت در مفهوم سرمایه فرهنگی بوردیو آگاهی ها و تحصیلات در بعد نهادینه شده سرمایه فرهنگی دسته بندی می شود، بر اساس استفاده از مفهوم سرمایه فرهنگی در نظریه کرچ و همکاران می توان گفت میان سرمایه فرهنگی و نگرش به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد، در نظام آموزش رسمی مدرن معمولا آگاهی ها و اطلاعاتی در محکومیت و مذمت خشونت علیه زنان به فارغ التحصیلان ارایه می شود معمولا دوره آموزشیدر بردارنده کارگاه ها و کلاس هایی درباره مهارت های زندگی هست که انتظار ان است که در این آموزش ها شرایط و پیامدهای منفی خشونت علیه زنانآموزش داده شود. از سوی دیگر بعد نهادینه شده سرمایه فرهنگی در مفهوم سازی های بوردیو عامل تعلق گروهی است از آنجا که سرمایه فرهنگی نهادینه شده از قبیل مدارک تحصیلی ، شرکت در کلاس های آموزشی، هنری، مذهبی ارزشهای گروه های مشارکت کننده و دارنده این ویژگی ها را به فرد منتقل می کند می توانانتظار داشت، هرچه سرمایه نهادینه بالا یا پایین باشد ، نگرش خاصی به خشونت علیه زنان پیدا می کنند ممکن است این سرمایه تشویق کننده یا تبقیح کننده خشونت علیه زنان باشد.از سوی دیگر نگرش افراد به خشونت علیه زنان نیز معلول تربیت و پرورش نگرشهای خاص در افراد است. به تعبیر بوردیو بعد سرمایه فرهنگی تجسد یافته ارزشی بیرونی است که جزء جدانشدنی خصلت افراد است به تعبیر بوردیو این سرمایه جزءکالبد شخص شده و دلالت بران دارد که فرد خود با صرف زمان و تمرین آن را در کالبد خود جای داده است. هم چنین از مفهوم این بعد از سرمایه در نظریه کرچ و همکاران می توان گفت که میان سرمایه فرهنگی تجسد یافته و خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد چرا که این نوع از سرمایه به صورت تمایلات دیر پای ذهنی افراد است که به مرور زمان در اثر پرورش و آگاهی دادن و کسب اطلاعات در وجود افراد درونی می شود. به طوری که شخص در اثر تربیت و پرورش به نگرش های خاصی دست پیدا می کند و در درون او شکل می گیرند و همراه او زندگی خواهند کرد اگر شخصی نسبت به خشونت علیه زنان نگرش منفی داشته باشد در اثر تربیت و آگاهی در درون ان فرد شکل میگیرد. به تعبیر بوردیو سرمایه فرهنگی تجسد یافته مصرف فرهنگی( میزان کتاب خواندن…استفاده از اینترنت…) خاصی را ارایه می دهد که به نوعی لازمه تعلق گروهی است، و همین تعلق گروهی به همراه خود نگرش های خاصی را به وجود می آورد. به طوری که اگر ما جزء گروهی باشیم که از اینتر نت استفاده میکنیم نسبت به خشونت علیه زنان در سایت های اینترنتی آگاهی بدست می آوریم و نگرش خاصی نسبت به آن قضیه پیدا خواهیم کرد .
از سوی دیگر نگرش افراد به خشونت علیه زنان نیز می تواند معلول آگاهی و اطلاعاتی باشد که فرد با بدست آوردن سرمایه فرهنگی عینیت یافته بدست می آورد. طبق تعریف بوردیو سرمایه فرهنگی عینیت یافته مالکیت کالاهای فرهنگی و کالاهای صوتی و تصویری…است که مالکیت و در دست داشتن ابزار های فرهنگی به ما اطلاعات و دانشی می دهد که باعث می شود نسبت به موضوع های خاص نگرش خاص پیدا کنیم.و احتمالا اگر در ابزار های فرهنگی که ما در دست داریم نگرشی منفی به خشونت علیه زنان ارایه شده باشد ما نیز نگرش منفی نسبت به این موضوع پیدا خواهیم کردویا عکس این قضیه صادق است. هم چنین مالکیت ابزار های فرهنگی برای ما تعلق گروهی را به همراه دارد و آنها را به یک گروه خاص متعلق می کنند و نگرش های خاصی را برای آنها به وجود می آورد.
فرضیه اصلی تحقیق
میان سرمایه فرهنگی مردان و نگرش آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی (تجسد یافته)مردان و نگرش آنهابه خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (عینیت یافته) مردان و نگرش آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
سرمایه فرهنگی (نهادینه شده) مردان و نگرش آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق
میان سن افراد و نگرش آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان وضعیت اشتغال افراد و نگرش آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی افراد و نگرش عاطفی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی (تجسد یافته)مردان و نگرش عاطفی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (عینیت یافته) مردان و نگرش عاطفی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (نهادینه شده) مردان و نگرش عاطفی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی افراد و نگرش شناختی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی (تجسد یافته)مردان و نگرش شناختی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (عینیت یافته) مردان و نگرش شناختی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (نهادینه شده) مردان و نگرش شناختی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی افراد و نگرش کنشی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.
میان سرمایه فرهنگی (تجسد یافته)مردان و نگرش کنشی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (عینیت یافته) مردان و نگرش کنشی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد .
میان سرمایه فرهنگی (نهادینه شده) مردان و نگرش کنشی آنها به خشونت علیه زنان رابطه وجود دارد.

مدل تحقیق

فصل 3
روش تحقیق

مقدمه
در این فصل ابعاد روش شناختی تحقیق نظیر نوع روش ها، جامعه آماری، حجم نمونه، شیوه نمونه گیری، ابزار گرد اوری داده ها و اطلاعات تحقیق، تکنیک تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق، پایای و روایی تحقیق و تعریف نظری و علمی مفاهیم اصلی تحقیق آورده می شود.
روش تحقیق
هدف از انتخاب روش، این است که محقق مشخص نماید که چه شیوه یا روش باید اتخاذ گردد تا اهداف پژوهشی وی هرچه سریع تر و دقیق تر، آسان تر و کم هزینه تر محقق و میسر گردد. بنابراین در این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و اهداف تحقیق از روش تحقیق

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی شدن، مقایسه اجتماعی، خشونت علیه زنان، جامعه پذیری Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جامعه آماری، خشونت علیه زنان، روش تحقیق، جامعه شناختی