منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، آزار جسمی، آزار جنسی، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

چند از روانشناسان کارکردگرا برای نگرش عنوان شده است که به ویژه چهار نوع از آنها اهمیت بسزایی دارد:
کارکرد تطابق ( سازگاری)
در وهله اول نگرش ها برای دستیابی به اهداف کمک می کنند نگرش ها می توانند در دستیابی به اهداف کاملا مفید واقع شوند زیرا آنها با ابزار رسیدن به هدف را تامین می کنند و یا اینکه با دستیابی به هدف عجین می شوند.
کارکرد دفاع از خود
مردم مقدارزیادی از انرژی خود را صرف زندگی کردن با خودشان می کنند و آنها تلاش می کنند تا احترام به نفس خود را حفظ کنند در صورتی که در عین حال سعی می کنند تا گونه ای از تضاد عواطف را نیز کنترل کنند برخی روانشناسانان بخش از شخصیت را که در این فرایند درگیر می شود “خود” می نامند. تمهیدات روانشناختی را که از خود محافظت می کنند دفاع کنندگان از خود می نامند. کارکردگرآیان معتقدند که بسیاری از نگرش ها دارای کارکرد دفاع از خود هستند برای مثال یکی از مکانیزم های دفاع “فرافکنی” می باشد.
کارکرد ابراز ارزش ها
این نگرش از شیوه های تصدیق مجدد اعتقاد شخص به ان نوع شخصی است که دوست دارد باشد، در واقع انرا یکی از ابزار های تثبیت و حفظ خود هویتی محسوب می شود. نگرشهای که این هدف را برآورده می سازد، همچنین به شخص اجازه می دهد تا از تصور از خودانگاره برای مواجهه با تغییرات محیطی تغییر دهند.

کارکرد آگاهی
گاهی اوقات نگرش ها شخص را در موضوع بخشیدن به فهم جهان کمک می کند نگرش ها نقش مهمی را در ارضای نیازهای مردم برای دانستن ایفاء می کنند، نیازی که غالبا به سختی و شیوه های دیگری ارضاء می شود(رینولدز:1974،27).
مفهوم خشونت(Violence)
خشونت ( violence) در زبان پارسی با کلماتی همچون درشتی ، زبری، تندخویی، درشت خوییو درشتی کردن، مترادف شده است. (فرهنگ عمید، 863)فرهنگ لغت آکسفورد ( Oxford )، خشونت را به استفاده غیرقانونی از زور تعبیر کرده است . (Oxford dictionary of Law )(در فرهنگ حقوقی بلک (Black ) ، خشونت، استفاده نابجا، غیرقانونی وتعرض آمیز از قدرت تعریف شده است که معمولاً همراه با شدت، خشم بسیار و هتک حرمت است، بنا بر تعریف این فرهنگ، این تعرض ممکن است نسبت به حقوق متعارف انسان ها ، قوانین و آزادی های عمومی صورت گیرد. اعمال زور فیزیکی، با هدف ایراد صدمه و آسیب یا آزار انجام می گردد؛ اما خشونت تنها محدود به شکل فیزیکی نیست، بلکه مواردی همچون تهدیدهای کلامی را نیز در بر می گیرد. اصولا لازمه وقوع هر خشونت، زور و تعرض است اما خشونت مترادف با زور و تعرض نیست.
از لحاظ ماهیت، اعمال خشونت آمیز را می توان به دو دسته عمده خشونت فیزیکی که از ان با ویژگی های « شفاف و بسیط » یاد شده و خشونت فرا فیزیکی ( معنوی ، روانی … ) که خشونتی پنهان، پیچیده و مدرن است، تقسیم کرد(پرفيت ، آلن 15:27-29( 1378)).
خشونت، معنای متقن ومشخصی ندارد؛برای نمونه برخی تعاریف از خشونت، تنها بر جنبه فیزیکی تاکید کرده، هر فعل یا رفتار تهدید آمیزی را که باقصد ایراد صدمه فیزیکی یا ایجاد ترس از ایراد صدمه، صورت گیرد و عملاً منتهی به ایراد صدمه و آسیب شود یا احتمال ایراد صدمه و آسیب را در پی داشته باشد، در زمره رفتارهای خشونت آمیز محسوب می کنند؛ در حالی که در مقابل فمینیست ها به ارائه تفسیر موسعی از خشونت دست زده ومعتقدند هر رفتاری که قربانی را بر خلاف میلش وادار به انجام کاری کند یا مانع از انجام کار مورد علاقه وی یا موجب ترس زن شود، در زمره رفتارهای خشونت آمیز قرار می گیرد ( طاهری بجد، محمد علی 1371 : 69).
سازمان بهداشت جهانی در تعریف خود از خشونت بیان می دارد، « خشونت استفاده عمدی از نیرو یا قدرت فیزیکی، ارعاب یا تهدید برخود با دیگری است که علیه یک گروه یا جامعه صورت گرفته و منجر به آسیب روانی، سوء رشد و تکامل یا محرومیت شود یا احتمال وقوع این نتایج متصور باشد.
سازمان ملل متحد در سال 1993 در ماده 1 اعلامیه رفع خشونت علیه زنان، خشونت علیه زنان را چنین تعرِیف کرد ، « هر رفتار خشن و وابسته به جنسیتی که موجب آسیب جسمی، جنسی، روانی و یا رنج زنان شود. چنین رفتاری می تواند با تهدید،اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی صورت گرفته و در جمع یا خفا رخ دهد» ( سازمان جهانی بهداشت ،1380 :138).
در مجموع باید گفت خشونت،دارای یک معنای ثابت و استاندار نیست؛ آنچه در ذیل عنوان خشونت جای می گیرد می تواند از جامعه ای به جامعه دیگر یا حتی از گروهی به گروه دیگر درون یک اجتماع و در زمان های گوناگون ، تغییر کند. امروزه عمدتاً تعاریفی که از واژه تهاجم ( تعرض ) صورت می گیرد به نحوی است که اشکال شدید خشونت های روانی را نیز در بر دارد.
انواع خشونت علیه زنان
خشونت خانوادگی با توجه به رابطه مهاجم و قربانی، انواع گوناگونی پیدا می کند اما در این تحقیق به انواع ان می پردازیم.
الگوهای رفتاری خشونت
خشونت برای دانشمندان علوم اجتماعی تداعی کننده مصادیق گوناگونی است؛ برخی ترجیح می دهند واژه خشونت را به تهاجم های شدید فیزیکی محدود کنند والبته از این محدودیت ، نیاز به واکنش اورژانسی نسبت به خشونت علیه زنان را نتیجه می گیرند. سایرین، مصادیق گسترده تری را از « خشونت » می پذیرند که شامل تهاجم های فیزیکی والبته خشونت های غیر فیزیکی نیز میشوند. این تعریف وسیع از خشونت، « هر گونه عملی » که برای بزه دیده زیان آور باشد را در خود جای می دهد و بر این اساس ، تهدید به تهاجمات بدنی، آزارهای روانی ، لفظی ، عاطفی ، تجاوزات جنسی یا تهدید به تجاوزات جنسی و رفتار سهل انگارانه و غفلت آمیز، همگی در شمار مصادیق رفتاری خشونت قرار میگیرند. به همین ترتیب نیز دیدگاه بشردوستانه، راهکار گسترده ای را برگزیده وتعریفی را ارائه می کند که قادر باشد تمامی انواع صدمات وارده به اشخاص را در برگیرد اما تعاریفی، خشونت را تنها در اعمال خشونت فیزیکی محدود می کنند.
عمدتاً پذیرش آزار فیزیکی و آزار جنسی به عنوان مصادیق خشونت مورد توافق است؛ برخی محققان نیز آزار لفظی، کلامی، روانی و اقتصادی را در زمره خشونت به حساب می آورند.
خشونت فیزیکی مرد نسبت به زن، خشونت ارتکابی از سوی مردان، متداول ترین نوع خشونتی است که در خانواده و بر زنان اعمال میشود. شآیان ذکر است خشونت علیه زنان علیه زنان، تنها محدود به زنانی نیست که با شوهری آزار رسان زندگی می کنند؛ خشونت می تواند پس از جدایی و طلاق به وقوع پیوندد یا حتی تشدید شود. خشونت علیه زنان علیه زنان در چهارچوب روابط نزدیک دو جنس مخالف ( بدون وجود عقد ، ازدواج ) نیز تعریف شده است. شریک ، دوست مذکر ، هم خانه و همچنین شوهر سابق ( جدا شده یا طلاق گرفته ) ، همگی می توانند مرتکبین خشونت خانودگی علیه زنان باشند. به همین دلیل نیز برخی محققین درتعریف عملیاتی خود این نکته را در نظر داشته، معتقدند خشونت علیه زنان، آزار فیزیکی، جنسی و روانی زنان از سوی ، « شریکان» مرد ( فعلی یا سابق ) است.
خشونت فیزیکی( Physical Violence)
آشکارترین شکل آزاری است که ممکن است علیه زن واقع شود. هر گونه اقدام فیزیکی که جسم زن را با هدف آسیب رساندن یا کنترل وی مورد آزار قرار دهد ، در این بخش جای می گیرد ( رئیسی ترشیزی ، امرالله ، 1381: 50-49).اگر چه گفته می شود آزار جسمی باید ناشی از برخورد باشد، کسانی هم هستند که تهدید به اعمال ارعاب و تهدید به خشونت فیزیکی را هم به منزله آزار جسمی تلقی می کنند و معتقدند مردان اغلب از توان و برتری جسمی خود برای مرعوب کردن همسرشان استفاده می کنند؛ بنابراین مصادیقی چون مسدود کردن راه، سلب حق استفاده از وسایل، حالت تهاجمی به خود گرفتن و گره کردن مشتها را نیز به عنوان « ارعاب به منزله آزار جسمی » تلقی می کنند.مصادیق مورد وفاق آزار فیزیکی عبارتند از ، مثله کردن ، زنده به گور کردن، خفه کردن، سوزاندن، چاقون زدن ، شلیک کردن، اسید پاشی، اجبار به خود کشی، لگد زدن، کتک زدن با مشت یا و سایل دیگر، سیلی زدن، گاز گرفتن، نیشگون گرفتن، هل دادن، چنگ زدن، کشیدن موی سر، فشردن گلو، اردنگی زدن و سایر رفتارهای مشابه( اشوری، محمد و شهلا معظمی،1381: 12).
خشونت روانی(Psychological Violence)
خشونت روانی، مجموعه گسترده ای از آزار یا تهاجم های غیر فیزیکی است. این نوع از خشونت ، تحت عناوینی چون آزار ( تهاجم ) روانی، آزار روحی، آزار کلامی و عناوین دیگر نیز آورده شده است. تلاش های اندکی دربرآورد وسعت بدرفتاری روانی میان بزرگسالان یک خانواده نسبت به یکدیگر صورت گرفته است. بررسی آزار روانی از آن جهت اهمیت دارد که تحقیقات نشان می دهد تهاجم روانی به عنوان عامل خطر و هشدار مقدماتی برای تهاجم های بدنی به شمار رود. برخی متغیرها هم مانند خشم و خصیصه قدرت طلبی می تواند به عنوان پیشگو کننده تهاجم روانی در آینده به کار آید.مطالعات بر روی زنان قربانی خشونت علیه زنان در خانواده نشان می دهد از نظر زنان، بدترین نوع ضربه های فیزیکی هم به اندازه شکنجه های روحی و زندگی در ترس و وحشت ، خشونت بار به شمار نمی رود ( اصلانی، مینا، 1381: 19-20). سوء رفتار روانی با زنان را می توان به دو دسته عمده آزارهای عاطفی و سلطه / انزوا تقسیم کرد. آزارهای عاطفی مصادیقی چون آزارهای کلامی ( به کار بردن کلمات رکیک و اسم گذاری، تحقیر و هر رفتار بی رحمانه کلامی که عامدانه صورت می گیرد و احتمال می رود منجر به آسیب احساسی شود ) را در بر دارد . سلطه / انزوا نوعی از رفتارها را در بر می گیرد که برای تحت تسلط درآوردن ، کنترل وتضعیف زنان به کار می رود.رفتارهای منطبق با سلطه / انزوا، محدود کرن فعالیت ها و روابط اجتماعی، از بین بردن کرامت انسانی و عزت نفس، ایجاد احساس گناه در زن، منت نهادن مداوم از بابت تامین معاش و عهده داری زندگی و سرکوفت های پی در پی، تهدید، کنترل تماس های تلفنی زن، خواندن نامه ها ویادداشت های شخصی وی و مانند ان است. همچنین مواردی مانند توهین های مکرر لفظی به زن، حبس کردن و محروم کردن وی از منابع شخصی، توهین به دوستان و خانواده او، خرده گیری از افکار وعقاید، داشتن روابط نامشروع با سایر زنان، منزوی کردن همسر با جدا کردن وی از خانواده و دوستان، وارسی لوازم زن، تعقیب وی، پرخاش، داد و فریاد، سرکوفت، سرزنش، بددهانی و … در این دسته جای می گیرد.
در برخی تحقیقات، استثمار خانگی زن و نوع انتظاراتی که از مفهوم وظایف زن در خانواده وجود دارد –مانند این که زن صرفاً باید وظیفه خانه داری یا مراقبت از بچه ها را بر عهده داشته باشد –درزمره خشونت های عاطفی ذکر شده است( اصلانی، مینا، 1381: 22).
خشونت جنسی( Sexual violence)
تعریف متداول و پذیرفته شده از تجاوز جنسی در اذهان عموم یا حتی متخصصین جامعه عبارت است از « برقراری رابطه جنسی اجباری از سوی مرد با زنی که همسرش نیست ». این تعریف احتمال وقوع تجاوز شوهر نسبت به همسرش را نفی می کند. از نظر تاریخی این استثناء در نظام حقوقی بریتانیا ایجاد شد و به رویه حقوقی آمریکا هم سرایت کرد. سر متیو، یکی از حقوق دانانانگلیسی، معتقد بود رضایتی ذاتی، ضمنی و برگشت ناپذیر در عقد ازدواج وجود دارد که طی ان زن می پذیرد خودش را در اختیار شوهر قرار دهد و این امر احتمال وقوع تجاوز را منتفی می کند، یعنی زن حق امتناع از برآوردن خواسته های جنسی شوهرش را ندارد؛ اما از اوایل دهه 70 با رشد جنبش فمینیسم، قوانین نفی کننده تجاوز در ازدواج، از سوی زنان مورد حمله قرار گرفت. در سال 1993 تجاوز در ازدواج یا نزدیکی بدون رضایت زوجه در بسیاری از آیآلات آمریکا جرم شناخته شد. امروزه در بسیاری ازکشورها می توان شوهر را به جرم تجاوز به همسر یا خشونت های جنسی نسبت به وی ، تحت تعقیب قرار داد.خشونت یا آزار جنسی هر گونه سوء رفتار جنسی است که نسبت به زن صورت می گیرد؛ اجبار زن به تمکین ( نزدیکی بدون رضایت زوجه )، عصبی شدن به هنگام رد تقاضای نزدیکی واصرار در انجام روابط جنسی، الزام زن به برقراری رابطه جنسی نا متعارف و آزار دهنده ( نظیر برقراری ارتباط جنسی از راه دهان ، مقعد و … )، استفاده از اشیا یا ضرب و جرح زن به هنگام رابطه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی شدن، پیش داوری، بحران اقتصادی، وابستگی متقابل Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، نابرابری ها