منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، علامه طباطبایی، علوم اجتماعی، کارشناسی ارشد

دانلود پایان نامه ارشد

ه بندی کنند که در میانآنها عمومیت دارد و سبب می شود که قربانی خشونت گردند. یک عامل مشترک که در میانزنان کتک خورده وجود داشت تجربه خشونت در دوران کودکی بود. عامل دیگر عامل سن بود احتمال قربانی شدن زنان جوان تر بیشتر از زنان با سنین بالاتر بود.در نهایت محققان بیان کردند آنچه مثابه عاملمشترک در میانزنان کتک خورده مشاهده می شود تنها جنس آنها یعنی تعلق داشتن به جامعه زنان است ( اعزازی، 1380 :50 ).

پیشینه تجربی تحقیق در ایران
رساله دوره دکتری تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر میزانخشونت علیه زنان» توسط پژوهشگر اکبر شریفیان دررشته جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تهران به راهنمایی دکتر عزت الله سام آرام در مرداد 1385 انجام شده است.رساله حاضر، پژوهشی است که در زمینه بررسی علل و عوامل موثر بر خشونت علیه زنان که با روش پیمایشی انجام شده است.جامعه آماری این پژوهش کلیه خانواده های ساکن تهران در زمان پژوهش و فرد مورد مشاهده زن شوهر دار ساکن خانواده تهرانی است که در زمانپژوهش با همسر خود زندگی می کند.هدف اصلی پژوهش توصیف و تحلیل کم وکیف خشونت علیه زنان در خانواده های تهرانی و ارائه راهبرد های مناسب در جهت پیشگیری و کاهش آن می باشد. جهت رسیدن به هدف پژوهش با توجه به تاریخچه خشونت علیه زنان و بررسی مطالعات و تحقیقات و تئوریهای مناسب جهت تبیین خشونت علیه زنان و در نهایت ارائه پیشنهادات مورد توجه واقع شده است.در این رساله به این نتایج رسیده اند که 100 درصد افراد مورد مطالعه تحت خشونت علیه زنان که در 4 بعد خشونت روانی- خشونت اجتماعی اقتصادی- خشونت فیزیکی مستقیم- خشونت فیزیکی غیر مستقیم سنجیده شده بود واقع شده اند.تمام فرضیات پژوهش به جز یکی از آنها که وجود رابطه معکوس میان پای بندی شوهر به اخلاقیات و خشونت علیه زنان را عنوان می کرده تایید شدند.
در پژوهشی که سال 1381 در 28 مرکز استان کشور توسط دکترقاضی طباطبایی، دکتر محسنی تبریزی و دیگران صورت پذیرفته عنوان شده که میانگین های مرتب شده دوره های زندگی زنان نشان می دهد که یک سال اول ازدواج، دورانتنگنای مالی، پس از تولد فرزندان، حداقل یک بار در ماه، میانسالی و دوران میانسالی و دوران بارداری پر خشونت ترین دوره های زندگی زنان هستند. 7/52 درصد از کل پاسخگويان در پژوهش ملی بررسی خشونت علیه زنان دقيقا اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی اين نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکيک، دشنام، داد و فرياد، بهانه‌گيری‌های پی در پی و … است، بوده‌اند.رتبه بعدی از آن خشونت فيزيکی از نوع دوم است که ۸/۳۷ درصد از زنان ايرانی از اول زندگی مشترک خود، ان را تجربه کرده‌اند.اين نوع خشونت شامل سيلی زدن ، زدن با مشت يا چيز ديگر،لگدزدنو … است. رتبه سوم با رقم ۷/۲۷ درصد متعلق به خشونت‌های ”ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی” است که شامل ايجاد محدويت در ارتباط‌های فاميلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاريابی و اشتغال و ايجاد محدويت در ادامه تحصيل و مشارکت در انجمن‌های اجتماعی است .يافته‌های تحقيق قاضی طباطبايی و همکارانش در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت علیه زنان نشان می‌دهد که وضعيت تحصيلی نيز بر ميزان همسرآزاری تاثير دارد. زنان بی‌سواد بيشترين و زنان دارای فوق ديپلم و ليسانس کمترين خشونت را از اول زندگی مشترک خود تجربه کرده‌اند.زنان۵۵ تا ۵۹ ساله بالاترين و زنان۲۰ تا ۲۴ ساله پائين‌ترين مورد وقوع خشونت را در زندگی مشترک خود داشته‌اند. زنان غير شاغل نيز بيشتر و زنان شاغل کمتر خشونت را تجربه کرده‌اند . براورد علی انجام شده مربوط به گستره خشونت علیه زنان در 28 مرکز استان کشور نشان می دهد که 66 درصد خشونت مورد مطالعه از اول زندگی مشترک حدود 30 درصد خانواده ها خشونت فیزیکی جدی و در 10 درصد خانواده ها خشونت های منجر به صدمات موقت ویا دائم گزارش شده است(طباطبایی، تبریزی و دیگران 1381).
خانم ملیحه مرعشی پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در سال 1383 تحت عنوان ” بررسی عوامل موثر بر تحمل خشونت (همسر ازاری) در زنان شهر تهران در رشته مددکاری اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تهران به راهنمایی دکتر تقی دوست قرین ، به بررسی و شناخت تاثیر عوامل جمعیت شناختی ، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و فردی در تبیین تحمل خشونت زنان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش زنان متاهل ساکن شهر تهران در سال 1383 می باشند. این پژوهش یا استفاده از روش تحقیق پیمایشی و روش نمونه گیری مختلط و حجم نمونه 350 نفر بر روی زنان متاهل ساکن شهر تهران که طول ازدواج آنها حداقل یک سال بوده انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از متغیر های مورد مطالعه بین تحصیلات زوجین، میزان درامد مرد، عدم وجود منابع اقتصادی برای زن، احساس زن در مورد برخورد جامعه با زنان مطلقه، احساس زنان در مورد عدم وجود حمایت های اجتماعی، تجربه خشونت، حمایت از طرف خانواده پدری و تحمل خشونت توسط زنان ارتباط معنا دار نشان داده است.
فاطمه رحیمی پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در سال 1387 تحت عنوان ” بررسی عوامل موثر بر میزان خشونت علیه زنان در خانواده های مهاجر افغان در رشته مددکاری اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران به راهنمایی دکتر طاهره قادری به انجام رسانده است . جامعه آماری این پژوهش شامل تمام خانواده های مهاجر افغان ساکن در شهر ری استان تهران می باشد. روش انجام پژوهش از نوع پیمایشی و بر اساس پرسش نامه ساخته شده است. که با مراجعه حضوری به خانواده ها اطلاعات جمع آوری گردیده است. روش نمونه گیری پژوهش نیز زنجیره ای هدفمند می باشد. نتایج کلی پژوهش نشان می دهد که زنان افغان تحت انواع خشونت فیزیکی، روانی، اقتصادی قرار می گیرند که در میزان این خشونت متغیر های مختلفی مثل پایگاه اقتصادی و اجتماعی مردان مشاهده و تجربه خشونت مرد در خانواده پدری، میزان حمایت خانوادگی از زن و متغیرهای ناشی از مهاجرت در این پژوهش تایید شده و خشونت علیه زنان مهاجر افغان رابطه معنا دار بوده است.
محسن مارابی در سال 1384 در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی به راهنمایی دکتر طلعت اللهیاری تحت عنوان”بررسی عوامل خشونت موثر بر خشونت علیه زنان در شهرستان کامیاران” انجام داده است که روش تحقیق پیمایشی و روش نمونه گیری طبقه بندی متناسب می باشد. بر روی 386 نفر از زنان مورد خشونت ساکن در مناطق شهری و روستایی شهرستان کامیارانانجام داده است. بر پایه این نتایج اکثر زنان نمونه آماری از طرف شوهرانشان مورد شدیدترین انواع خشونت قرار گرفته اند که خشونت روانی به میزان 50 درصد، خشونت اقتصادی 81.6 درصد و خشونت جسمی و جنسی هر کدام به میزان 95.3درصد وجود داشته است( مارابی،1384).
اقای دکتر ازاد ارمکی پژوهش خود را در سال 1375 تحت عنوان ” بررسی وضعیت خشونت در شهر تهران” به صورت نظر سنجی در شهر تهرانانجام داده است در این بررسی 46 درصد افراد نمونه را مردان و 54 درصد را زنان تشکیل می دادند. این پژوهش به دنبال این هدف بود که آیا در جامعه خشونت وجود دارد؟ دلایل و شرایط آن کدامند؟ چه کسانی تحت چه شرایطی به این عمل دست می زنند؟ دراین پژوهش پاسخ گویان معتقد بودند که خشونت در جامعه تهران زیاد و بسیار زیاد است. 23 درصد تا حدود 8 درصد و یا خیلی کم و 5 درصد بی نظر. براین اساس جامعه تهران با درصد بالایی مبتلا به آسیبی چون خشونت هستند. در میانانواع خشونت خانوادگی، خشونت کلامی با 45 درصد به طور یکسانی برای مردان و زنان روی می دهد. اما در تعیین میزان بروز خشونت 52 درصد از پاسخ گویان به استفاده از خشونت فیزیکی اقدام نموده اند که در این میانمردان سهم بیشتری را دارا بودند که میزانآن با افزایش سن در مردان کاهش و با افزایش تحصیلات افزایش می یابد(ازاد ارمکی،1375 : 53-44).
احمد ابراهیمی پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در سال 1385 تحت عنوان” بررسی تاثیر مراجعه به کلانتری در وضعیت خشونت علیه زنان علیه زنان” در شهر قزوین در رشته مددکاری اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی به راهنمایی دکتر منیر اسادات میر بهاء به انجام رسانده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنانی است که در فاصله فروردین ماه تا اسفند ماه سال 1383 به دلیل خشونت علیه زنان جهت اقامه دعوی به یکی از کلانترهای پنجگانه شهر قزوین مراجعه نموده اند.روش انجام پژوهش از نوع پیمایشی توصیفی و بر اساس مصاحبه شخصی، پرسش نامه عینی، بحث میزگرد و مصاحبه تلفنی بوده است که با روش نمونه گیری تمام شماری انجام گرفته است و به این نتایج رسیده است که بین میزانخشونت علیه زنان علیه زنان و زمان مراجعه به کلانتری رابطه وجود دارد. بین وجود وقایع و موقعیت های تنش افرین در زندگی و میزان و نوع خشونت اعمال شده علیه زنان رابطه وجود دارد.
کلثوم حضوری پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در سال 1383 تحت عنوان “بررسی وضعیت زنان خشونت دیده قبل و بعد از شکایت در کلانتری ” در رشته مددکاری اجتماعی دانشکده علامه طباطبایی به راهنمایی دکتر انور صمدی داد به انجام رسانده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متاهل منطقه 16 تهران که در فاصله 18 ماه بین سال 80 تا 82 بر اثر خشونت علیه زنان به کلانتری 120 در نازی آباد شهر تهران مراجعه کرده و از شوهران خود شکایت نموده اند. روش انجام این پژوهش از نوع پیمایشی توصیفی و روش نمونه گیری ان از نوع تمام شماری می باشد. نتایج پژوهش حاکی از معنا دار بودن رابطه بین مشاهده خشونت توسط شوهر در خانواده پدری، تجربه خشونت توسط شوهران، دخالت خویشاوندان زوجین و وقوع خشونت علیه زنان می باشد.اما بین اعتیاد همسر به الکل و مواد مخدر، رضایت زوجین در انتخاب یکدیگر و وضعیت جسمی و روانی زوجین و وقوع خشونت علیه زنان رابطه ی معناداری مشاهده نشده است.
آسیه کامرانی در یک پژوهش به ” بررسی و شناخت و میزانخشونت علیه زنان علیه زنان و عوامل موثر بر ان در خانواده های ساکن شهر دره شهر” در سال 1387-1388 در دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی به راهنمایی دکتر محمد زاهدی اصل پرداخته است. در این پژوهش با توجه به مباحث مطرح شده در بخش نتایج توصیفی تحقیق و آزمون فرضیات، نتایج این تحقیق با تحقیقات موجود در زمینه خشونت علیه زنان مورد مقایسه قرار خواهد گرفت.این پژوهش بر روی 120 نفر از زنان ساکن در شهر دره شهر انجام شده که حداکثر 5 سال از ازدواج این زنان گذشته بود. و از کلیه گروههای سنی، تحصیلی و اجتماعی و به شیوه تمام شماری انتخاب شدند. در این پژوهش که بین گرایش های اقتدارگرایانه مردسالاری در مرد و خشونت علیه زنان علیه زنان رابطه معناداری مشاهده شده است.
پرویزبگرضایی، پژوهشی را در سال 1382 تحت عنوان ” بررسی عوامل مؤثر برمیزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده مطالعه موردی، شهرستان ایلام” در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در رشته کارشناسی ارشد رشته مطالعات زنان به راهنمایی دکتر عذرا جاراللهی انجام داده است. سوال اصلی این پژوهش این است که چه عواملی بر میزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده تأثیر دارند؟ و هدف اصلی نیز شناخت این عوامل و ارائه راهکارهای لازم جهت کاهش پدیده خشونت خانوادگی می‌باشد. برای رسیدن به پاسخ سؤال فوق و اهداف مورد نظر تحقیق،‌از نظریات مختلفی در زمینه خشونت خانوادگی استفاده شدهاست.و فرضیه‌هایی در زمینه ارتباط عوامل مختلف (مانند تجربه و مشاهده خشونت در خانواده خاستگاه توسط مرد، میزان پایبندی مرد به اعتقادات مذهبی، سوءظن مرد نسبت به زن، میزان دخالت خویشاوندان مرد در زندگی آنها،‌ میزان تصمیم‌گیری زن در امور زندگی،‌ میزان رضایت و علاقه زن به همسر هنگام ازدواج،‌ تعداد فرزندان، پایگاه اقتصادی – اجتماعی مرد، اختلآلات روانی (پرخاشگری) مرد، اعتیاد مرد به مواد مخدر و الکل و تحصیلات زن) با میزان خشونت فیزیکی و روانی مردان نسبت به همسران خود به محل آزمایش گذاشته شد.

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه فرهنگی، تجاوز جنسی، حقوق بشر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، سرمایه اجتماعی، جامعه آماری، جامعه شناسی