منابع و ماخذ پایان نامه حکمت خداوند، صفات خداوند، اسرای جنگی

دانلود پایان نامه ارشد

ر آیات«13-25-48-52-68»، آمده است.
شدید العقاب بودن خداوند از صفاتی می باشد که قدرت خداوند را نشان می دهد که آیات 13﴿ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾19، 25 ﴿ وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾20، 48 ﴿ وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾21 و 52 ﴿ كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾22 به آن اشاره دارند.
عقاب پس از عصيان واقع مى‏شود كه در عقب عصيان و گناه صورت مى‏گيرد، و شديد بودن عقاب مانند شديد بودن در رحمت و لطف است، که هر دو ملازم همديگر می باشند.23
عذاب عظیم خداوند که در آیه 68﴿ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ﴾24 بیان شده است، ریشه در شدیدالعقاب بودن خداوند دارد.
2-1-1-3- رحمت
این موضوع آیات «29-69-70» را در بر گرفته است.
در این سوره به برخی از صفات خداوند اشاره شده است که ریشه در رحمت خداوند دارد.
2-1-1-3-1- ذوالفضل
این ویژگی تنها در آیه 29 یاد شده است.
فراز پایانی آیه 29 ﴿ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ﴾25 فضل و بخشش عظیم خداوند نسبت به مؤمنان را متذکر شده است.
2-1-1-3-2- غفور
این ویژگی خداوند در آیات«69-70» ذکر شده است.
یکی دیگر از ویژگیهای خداوند«غَفُورٌ » است که در آیات 69 ﴿ فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾26 و 70 ﴿ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾27 ذکر شده است. خداوند به خاطر دارا بودن این ویژگی است که در دنیا گناهان انسان را می پوشاند و در آخرت از سر رأفت و رحمت خویش، بندگان را مورد عفو قرار می دهد.
2-1-1-3-3- رحیم
رحیم بودن خداوند نیز در آیه 69 و آیه 70 بیان شده است.
در ابتدای سوره که با ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾ شروع می شود و همچنین در انتهای آیات 69 و 70 ، به صفت «رَحِيمٌ» خداوند اشاره شده است[که در قسمت قبل، آیات آن را آورده ایم و در اینجا از تکرار آنها خودداری می کنیم]. لازم به ذکر است که صفت رحیم با توجه به آیه ﴿ وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ﴾28 به رحمت خاص خداوند اشاره دارد؛ چرا که رحمت واسعه خداوند که همان رحمت عام و فراگیر است و شامل همه مخلوقات عالم می شود:﴿ وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ﴾، در ادامه آیه، به متقین اختصاص یافته است:﴿ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ ﴾، لذا می توان به رحمت خاص خداوند نسبت به خوبان پی برد. و در جای دیگری صفت رحیم برای مؤمنین که از جمله خوبان هستند، به کار رفته است:﴿ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيما ﴾29. از این رو می توان نتیجه گرفت نام رحیم افاده رحمت خاص خداوند را دارد.30

2-1-1-4- حکمت
در آیات «10-49-63-67-68-71 » به حکیم بودن خداوند اشاره شده است.
یکی از صفات کمال خداوند، حکمت است، چنانکه حکیم از نامهای اوست. مقصود از حکیم بودن خداوند این است که : اولاً، افعال خداوند از نهایت اتقان و کمال برخوردار است. ثانیا، خداوند از انجام کارهای ناروا و عبث منزه است.31
آیه 10 ﴿ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾32، به صفت حکیم خداوند اشاره کرده است. آن چنان حكيم و دانا است كه يارى خود را جز در مورد افراد شايسته قرار نخواهد داد:﴿ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾33.
در آیه 49 ﴿إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾34 نیز به حکمت خداوند اشاره شده است. حكمت خداوند سبب مى‏شود كه همه كارهايش حساب شده باشد.35
اینکه خداوند دلهای مؤمنان را باهم الفت داده و آنها را نسبت به هم مهربان نموده، کار حکیمانه ای می باشد که آیه 63 ﴿ وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾36 متذکر آن شده است.
در آیه 67 ﴿ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾37 نیز، به حکمت خداوند اشاره شده است. گرفتن اسیر قبل از اتمام جنگ، خطرآفرین می باشد و به دور از حکمت و درایت است. لذا تذکر این نکته حکیمانه به مجاهدین اسلام، از سوی خدای حکیم می باشد.
بنا به آیه 68﴿ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ﴾38، خداوند تا زمانی که حکمی را تبیین نکرده و از طریق رسولان، حجت را تمام نکرده باشد، عذابی نازل نمی کند. لذا از این آیه می توان اعمال حکیمانه خداوند را نتیجه گرفت.
خداوند در آیه 71﴿ وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾39، احتمال خیانت اسرای جنگی به پیامبر9و مؤمنان، را بیان می کند که خیانت خداوند به آنها را به دنبال خواهد داشت. لازم است گوشزد شود که در این سوره اغلب، حکیم در کنار عزیز ذکر شده، غیر از مورد فوق که با علیم همراه شده است به دلیل این که خیانت یک حالت درونی است و به صورت پنهانی صورت می گیرد. اما خداوند علیم نسبت به آن آگاهی دارد و اینکه فعلاً دست آنها را رو نمی کند به خاطر حکیم بودن او است.
2-1-1-5- علم
در آیات «17-39-42-43-47-53-60-61-66-70-71-72-75» به این صفت خداوند اشاره شده است.
علم خدا، به حکم اینکه عین ذات اوست، ازلی بوده و بی نهایت می باشد. خدای تعالی علاوه بر علم به ذات، به ماسوی ذات نیز اعم از کلی و جزئی، پیش از وقوع و بعد از وقوع آگاه است. قرآن بر این حقیقت تأکید بسیار دارد.40
2-1-1-5-1- علیم
آیاتی که به این موضوع پرداخته اند عبارتند از: «17-39-42-43-53-60-61-66-70-71-72-75».
آیه 17﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾41، علیم بودن خداوند را متذکر شده است. از آنجا که مؤمنین پس از پیروزی احساس غرور و قدرت می کردند، برخی این حالشان را آشکار کرده و برخی پنهان می کردند. لذا علیم بودن خداوند به گروه دوم بر می گردد.
آمدن صفت «عَلِيمٌ» در کنار صفت سمیع بدین معنا است که خداوند نه تنها شنوای گفته ها می باشد بلکه به راز سینه ها و خطورات قلبها نیز آگاه می باشد.
آیه 42﴿ إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴾42 نیز، متذکر علیم بودن خداوند شده است.
همچنین در آیه ی 43 ﴿ إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ﴾43 به آگاهی خداوند نسبت به آنچه که در درون سینه هاست، اشاره شده است.
از آنجا که گرفتن نعمتها به سبب کفران خود مردم می باشد، علیم بودن خداوند نیز در این رابطه نقش ایفا می کند. از همین رو در آیه 53﴿ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴾44، به این صفت اشاره شده است. خداوند اعمال نادرستی که نشان از کفران دارد و در پنهان صورت می گیرد، آگاه می باشد و بر اساس علمش به چنین اعمالی، نعمتها را دگرگون می کند و از انسان می گیرد.
در آیه 60﴿ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ﴾45 نیز، به علم خداوند اشاره شده است. خداوند به دشمنان خویش و دشمنان مؤمنین و دشمنانی که مؤمنان آنها را نمی شناسند، آگاه می باشد.
آیه 61 ﴿ وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴾46 علم خداوند را بیان کرده است. گاه دشمن ابراز صلح می کند و گاه تمایل به صلح دارد اما هنوز بیان نکرده است. از سوی دیگر گاه مؤمنین توکل خود را بر زبان می آورند و گاه در ذهن خود می گذرانند و به صورت قلبی توکل می کنند، لذا خداوند به همه اینها آگاه هست.
در آیه 66 ﴿الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴾47 به این اشاره شده است که خداوند به ضعف ایمان افراد آگاه می باشد:﴿ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً ﴾.
آیه 70﴿ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴾48، علم خداوند به قلوب اسیران را خاطر نشان ساخته است.
درآیه 71 ﴿ وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾49 و در آخرین آیه سوره، یعنی آیه 75 ﴿ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ﴾50 به علیم بودن خداوند اشاره شده است.
2-1-1-5-2- بصیر
آیه 39 و آیه 72 بصیر بودن خداوند را بیان کرده اند.
درآیه 39 ﴿ وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾51 و آیه 72 ﴿ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾52 به بصیر بودن (بینایی) خداوند در برابر اموری که بندگان انجام می دهند، اشاره شده است.
عبارت ﴿بِما يَعْمَلُونَ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارتباط آیات، تناسب آیات، قرآن کریم، دانشگاه آزاد اسلامی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دنیاگرایی