منابع و ماخذ پایان نامه جنگ جهانی دوم، دوره نوجوانی، بحران هویت، هویت شخصی

دانلود پایان نامه ارشد

مسأله است كه از طرف فرد به طور آگاهانه طراحي و به اجرا در مي آيد و نتيجه آن حل مسأله و يا افزايش ظرفيت روانشناختي فرد براي از سرگذراندن موفقيت آميز شرايط بحراني و دور ماندناز آسيب هاي ناشي از بحرانهاي روحي پيش آمده است.

2-2-2-سبك مقابله مسأله مدار:
عبارت از عمكرد هاي مستقيم فكري و رفتاري فرد مي باشد به منظور تغيير و اصلاح شرايط تهديد كننده محيطي انجام مي شود(پاري،1991،ترجمه مقدسي 1375)در واقع راهبردهاي مقابله اي مسأله مدار شيوه هايي را توصيف ميكنند بر اساس آن فرد اعمالي را كه بايد براي كاهش يا از بين بردن يك عامل تنيدگي محاسبه ميكند.رفتارهاي مسأله مدار شامل جستجوي اطلاعات بيشتر درباره مسأله تغيير ساختار مسأله از نظر شناختي و اولويت دادن به گام هايي براي مخاطب قرار مسأله مي شود.در مقابله متمركز بر مسأله افراد تدابيري را به كار مي برند كه به چند مورد از اين تدابير اشاره مي كنيم.
1-مقابله فعال فرايندي است كه شخص در طي آن به طور فعالانه براي تغيير منبع فشار رواني تلاش ميكند.
2- مقابله مبتني بر برنامه ذيزي:در اين مقابله فرد برباي كنترل و حل مشكل با تكيه بر فكر و انديشه به ارزيابي راه حل هاي مختلف مي پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترين شيوه به حل مسأله اقدام مي كند.
3-مقابله بردبارانه:عبارت است از خويشتنداري و اجتناب از فعاليت ناپخته اي كه منجر به پيچيده تر شدن مسأله و ايجاد اخلال در روند حل مسأله مي شود.
4-مقابله جستجوي حمايت اجتماعي كار آمد:هنگامي كه فرد خود را براي حل مسأله ناتوان مي بيند به راحتي از كمك هاي ياورانه افراد ديگر اسنفاده ميكند اين كمك به تناسب نياز و نوع مشكل مي تواند كسب اطلاعات از طريق خدمات راهنمايي، مشاوره و جذب امكانات مادي يا معنوي از ديگران باشد.(وفایی بور بور،1378).
2-2-3-سبك هاي مقابله اي هيجان مدار:
شيوه هاي را توصيف ميكند بر اساس آن فرد و خود متمركز شده و تمام تلاش او متوجه كاهش احساسات ناخوشايندي خود مي باشد. واكنش هاي مقابله اي هيجان مدار شامل گريه كردن ،عصباني و ناراحت شدن پرداختن به رفتارهاي عيب جويانه ، اشتغال ذهني و خيال پردازي مي باشد.مقابله متمركز بر هيجان شامل كليه فعاليتها و افكاري مي باشد فرد به منظور كنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشي از شرايط فشار زا بكار مي گيرد اين مقابله عبارتند از:
1-مقابله مبتني بر جستجوي حمايت عاطفي:تلاشهاي فرد براي به دست آوردن حمايت اخلاقي،همدلي،همدردي وجوه تفاهم و احساس درك شدن توسط ديگران را شامل مي شود.
2- مقابله مبتني بر تفسير مجدد مثبت:ارزيابي مثبت از حوادث و موقعيت ها كه مبتني بر نگرش خوش بينانه به رويدادهاي زندگي است اين مقابله بيشتر براي اداره و كنترل عواطف و آشفتگي روان بكار مي رود تا مربوط به منبع استرس باشد.(لازاروس1990).
3-مقابله مبتني بر مذهب: فرد براي رهايي از نالراحتي هاي خود به انجام اعمال مثل دعا و نيايش،توكل و توسل به خداوند روي مي آورد.اين نوع مقابله براي همه مردم مفيد واقع مي شود زيرا هم به عنوان منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي تغيير مثبت عمل ميكنند.
4-مقابله مبتني بر پذيرش: عبارت از يك پاسخ مقابله اي كنشي است كه آن شخص واقعيت شرايط فشار زا را ميپذيرد اين افراد در شرايطي كه منبع فشار قابل تغيير نيست (فوت يكي از عزيزان)مهم و موثر است(كارور و همكاران 40به نقل از؛دافعی،1376).
راهبرد مقابله اجتنابي:مستلزم فعاليت ها و تغييرات شناختي است كه هدف آن اجتناب از موقعيت تنيدگي زا مي باشد رفتارهاي مقابله اي اجتنابي ممكن است به شكل روي آوردن و درگير شدن در يك فعاليت تازه و يا به شكل روي آوردن به اجتماع و افرباد مهم ديگر ظاهر شود(دافعی،1376).
2-2-4-مقابله هاي ناكار آمد و غير مفيد
مجموعه از شيو هاي مقايله اي را در بر ميگيرد اگر چه براي تغيير منبع فشار ها و بهبود احساسات ناشي از موقعيت فشار زا بكار گرفته مي شوند ولي متأسفانه اين شيوه وضع را بدتر ميكند و لذا نميتوان از اين عوامل به مهارت مقابله اي تغيير نمود و عبارتند از:
1-پرداختن به احساسات دردناك از طريق تفكر آرزو مندانه
2-استفاده از دارو براي فرار از رنج مثل الكل ،نيكوتين،ترياك ،مواد مخدر اور،و مسكن هاي آرامش بخش و ضد افسردگي بدون تجويز پزشك استفاده شود.
3-تفكر منفي كه در اين حالت فرد بطور غير واقع گرايانه اي به موارد منفي مشكل تأكيد كرده و مشكلات داشته از آنچه هست و بصورت غير قابل حل ارزيابي ميكند.(پي ستين،مي ير 1989،به نقل از؛دافعی،1376).
4-رفتارلهاي تكانشي مثل اينكه فرد بدون فكر،انديشه و ارزيابي درست از آنچه رخ داد فورأ دست به اقدام و عمل مي زند.
5-مقابله بصورت انكار به گونه ايد ذبرخورد مي كند كه انگار مسله اي روي نداده است و مانع مقابله بعدي مي باشد.(ماتيوز و همكاران1983،نقل از؛دافعی،1376).
2-2-5-انواع مقابله و كاركردهاي آن
تلاش زيادي به منظور طبقه بندي انواع پاسخ هاي مقابله اي تاكنون صورت گرفته است.بسياري از پ‍ژوهشگران همچون فلوكمن و لازاروس (1984؛ به نقل از ؛دافعی؛1376).دو نوع كلي مقابله اي متمركز بر مشكل و مقابله متمركز بر هيجان را از هم متمايز نموده اند

منابع يا عوامل بيروني

منابع مادي و محسوس مثل پول و وقت

حمايت اجتماعي

استروسرهاي زندگي و كشاكشهاي روزانه

پيامدهاي مقابله از سرگيري فعاليتهاي معمول،ناراحتي هاي روانشناختي

وظايف مقابله:
كاهش شرايط زيان آور محيطي يا سازگاري با رويدادها،حفظ تصوير مثبتي از خود و ادامه ارتباط مطلوب با ديگران

پاسخ ها و راهبردهاي مقابله:حل مشكل و تنظيم هيجاني،مثلاَ جستجوي اطلاعات،عمل مستقيم،مهار فعاليت،پاسخ هاي درون رواني و رفتن به سوي ديگران

ارزيابي و تفسير استرسور:ارزيابي اوليه :وجود آسيب يا فقدان تهديدهاي بعدي ،ارزيابي ثانويه :برآورد منابع مقابله اختيارات

رويداهاي پرفشار مراحل آن و دوره بعدي انتظار

سبك هاي معمول مقابله
ديگر عوامل شخصيتي بر راهبردهاي مقابله

شکل 2-1:فرايند مقابله (كوهن لازاروس1979،لازاروس و فلوكمن،1984،تيلور،1983،به نقل از تيلور و شلي اي،1999،ص206)
1-مقابله متمركز بر مشكل: شامل اقداماتي است كه فرد ردر رابطه با موقعيت فشار زا به منظور تغيير و يا حذف آن انجام مي دهد و بر عامل فشار زا متمركز است.
2-مقابله متمركز بر هيجاني: شامل اقداماتي است كه در جهت تنظيم وكنترل پيامدهاي هيجاني عامل فشار زا است تا تعادل عاطفي و هيجاني را حفظ نمايند.
بعدها لازاروس و فلوكمن(1986؛به نقل از موس و اسكافر،1993)دو ديدگاه كلي براي طبقه بندي فرآيندهاي مقابله ارئه دادند كه ديدگاه اول بر مكان مقابله(فعاليت و جهت گيري شخصي در پاسخ به استرس )تأكيد مي كرد.يعني يك فرد مي تواند به مشكل نزديك شده،در جهت حل آن بكوشد يا سعي كند از مشكل اجتناب كرده و بر كنترل هيجانات مرتبط با استرس متمركز گردد.ديدگاه دوم بر روش مقابله(آيا يك پاسخ مستلزم كوشش هاي رفتاري يا شناختي است)تأكيد مي ورزد.ما در اينجا اين دو ديدگاه را تركيب كرده و مفهوم يكپارچه تري از فرايند مقابله اي ارائه مي كنيم:
مقابله ي رويكردي- شناختي
شامل تحليل منطقي ،ارزيابي مجدد مثبت ،پذيرش مسئوليت و خويشتنداري است. اين فرايند مقابله اي ،توجه دقيق بر يك جنبه از موقعيت بر هنگام رويارويي با مشكل ،طرح تجربيات گذشته ،پذيرش يك موقعيت ،سازمان بندي مجدد آن براي يافتن چيزي مثبت و مطلوب در آن را در بر ميگيرد.(موس و اسکافر،1993).

مقابله رويكردي- رفتاري
شامل جستجوي راهنما و حامي و بخش عيني مناسب از قبيل مقابله مبتني بر حل مسأله را در رويارويي مستقيم با يك رويداد و عواقب آن در بر مي گيرد.( موس و اسکافر،1993).
مقابله اجتنابي – شناختي
پاسخ هايي را در بر مي گيرد كه متوجه انكار،تقليل وخامت يك بحران و پيامدهاي آن باشد و همچنين پذيرش يك موقعيت همانطور كه هست، مي باشد.

مقابله اجتنابي- رفتاري
جستجوي پاداش ها ي جانشين را در بر ميگيرد، يعني سعي مي شود كه به وسيله در گير شدن در فعاليت هاي جديد و خلق منابع ديگر ارضاء ،جايگزين هايي براي بحران يافت شود.مثل تخليه احساسات از قبيل ، خشم و نا اميدي،مصرف داروهاي آرام بخش و انجام رفتاري كه ممكن است به طور موقت تنش را كاهش مي دهد.پاركر و براون(1982؛به نقل از دافعی،1376)با استفاده از روش تحليل عاملي،شش گونه مقابله را شناسايي و چنين نامگذاري كرده اند:بي پروايي(شكستن اشياء)اجتماعي شدن(گذاردناوقات با دوستان) حواسپرتي( مشغول كردن خود به كاري ديگر)،حل كردن مشكل (تفكر درباره مشكل)،بر خورد منعلانه(مطاله و خواندن)،به خود دلداري دادن(پول خرج ككردن براي خود).
بنابر اين علاوه بر نقش مقابله به عنوان ميانجي استرس و بيماري ،چند بعدي بودن و ماهيت خاص مقابله شايسته توجه كافي است و در حد وسيعي از جنببه ي نظري فهم ما درباره ارتباط بين استرس و بيماري روشن مي سازد و مي تواند در ايجاد مداخله هاي باليني در مورد افراد داراي موقعيت هاي پر استرس به كار رود.
2-3-هویت
به طور کلی هویت شامل گستره‌ای از دیدگاه‌ها و ارزشهاست که با یکدیگر در تعامل‌اند برای اینکه به افراد، احساس فردیت را از طریق هدفهای قابل شناسایی در زندگی القا کنند. هویت می‌تواند به انسان خط سیر مشخصی را اهداء کند (معین،1377). واژه «هویت» به ارتباط شخص با ارزشهای منحصر به فردی اطلاق می‌شود که توسط جامعه اشاعه یافته است (اتکینسون و همکاران ،1983؛ترجمه ببراهینی و همکاران،1383)جیمز هویت شخص را مفهومی می‌داند که فرد از خود به عنوان یک شخص دارد و این مفهوم، ناشی از تجربه، تداوم و تمایز، یعنی خود همانی در طی زمان و متمایز بودن از دیگران است (معین،1377).
اریکسون ابتدا اصطلاح «هویت من41» را برای توصیف مسائل روانی بعضی از نظامیان بازگشته از جنگ جهانی دوم به کار برد. او مشاهده کرد که این سربازان نمی‌توانند از عهدة تغییر نقش خود از سرباز به شهروند برآیند و در انطباق با وظایف و مسئولیتهای جدید خود در جامعه ناتوان هستند. تجربه آنها فقدان یکسان بودن خود و پیوستگی زندگی بود. وی می‌گوید : «آنچه توجه مرا بیشتر جلب کرد، فقدان مفهومی از هویت در این مردان بود. آنها می‌دانستند که چه کسی هستند. آنها یک هویت شخصی داشتند، اما این هویت از نظر ذهنی سست بود. زندگی آنان دیگر پیوستگی گذشته را نداشت. نوعی آشفتگی اساسی در چیزی که بعدها آنرا «هویت من» نامیدم، وجود داشت (معین،1377).
2-3-1-نظریه‌های تحول هویت
تحول هویت را معمولاً یکی از جنبه‌های تحول «خود» به حساب می‌آورند.تحول خود، یک مبحث مهم در روان‌شناسی رشد است که مهمترین موضوع آن تحول هویت است. بیشتر نظریه‌های روان‌شناسی رشد، شکل‌گیری هویت در دوره نوجوانی را مملو از دشواریها و مخاطرات معرفی کرده‌اند (غضنفری، 1382). در زیر مهمترین نظریه‌های مربوط به هویت تشریح می‌شود.
2-3-1-1-دیدگاه اریکسون
نظریه اریکسون اساساً تکوینی است و بر کل تاکید دارد، یعنی به طور همزمان به مجموعة عناصر تشکیل دهنده فرد توجه می‌کند. به بیان آشکارتر اریکسون به هشت مرحله تکاملی در زندگی انسان قائل است و توصیف او از این مراحل چنان است که گویی بر اساس نظریة فروید و تحول غریزی کودک استوار است، اما به جنبه‌های عقلانی و اجتماعی شخصیت نیز تعمیم داده شده است. هر یک از این مراحل هشتگانه، اوج یک بحران و حلّ آن است. اما بحران لزوماً جنبة ناخوشایند و مرضی ندارد، بلکه تنها نمایانگر یک نوع حساسیت یا شکست‌پذیری خاصی است که از عدم تعادل ناشی می‌شود. عدم تعادل نیز در نتیجة رشد امکانات بالقوه جدید در فرد است. بنابراین، در اینجا جنبة مثبت بحران مورد نظر می‌باشد (اریکسون،1968).
در جدول زیر هشت مرحله رشد روانی اجتماعی اریکسون ارائه شده و تنها به تشریح مرحله پنجم که مربوط به بحران هویت است اکتفا می‌شود.

جدول 2-1 مراحل روانی اجتماعی رشد اریکسون
مرحله
سن تقریبی
شیوه‌های کنار آمدن سازگارانه در برابر ناسازگارانه
دهانی – حسی
از تولد تا 1

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سلامت روان، سبک های مقابله، سبک های مقابله ای، سلامت روانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سلامت روان، سلامت عمومی، سلامت روانی، صاحب نظران