منابع و ماخذ پایان نامه جانشینی پیامبر، خوشگذرانی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

الْخاسِرُونَ﴾ علت ورود آنها را به جهنم توضیح می دهد.
متراکم شدن کفار در جهنم-﴿وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً﴾- به علت کثرت آنها می باشد که در جای دیگر نیز خداوند به این مطلب اشاره کرده است:﴿ قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ ﴾419.
پس از اینکه آیه 36، جهنم را نتیجه عملکردهای کفار بیان نمود، در آیه 38 ﴿قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ﴾ به آنها وعده آمرزش داده می شود، تا به سوی خداوند بازگردند و اگر از اعمال ناپسند خود دست بر ندارند، همچون پیشینیان با آنها رفتار می شود.
2-2-11- نحوه اتصال خط مخالفان حق و خط پیامبر9با خط جهاد و مبارزه و خط دستورات و توصیه ها
در آیه 38 پیامبر9با کفار اتمام حجت نموده و وعده آمرزش به شرط کنار گذاشتن زشتیها و وعده برخورد در صورت ادامه روند باطل می دهند. آیه 39﴿وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾، موضوع جنگیدن مؤمنان با دشمنان را مطرح می کند. از تعبیر﴿ وَ قاتِلُوهُمْ ﴾ می توان نتیجه گرفت که برخی ازکفار مکه راه دوم را انتخاب کرده اند و به جنگ با مؤمنان روی آورده اند که اکنون خداوند به مؤمنان دستور جنگ با آنها را می دهد. و برخی از آنها نیز ممکن است از اعمال زشت خود دست برداشته و مورد بخشش خداوند قرار گرفته باشند.
از آنجا که مهمترین مصداق فتنه در آیه 25﴿وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾ اختلاف بر سر جانشینی پیامبر9ذکر شد، دستور نابودی کامل مشرکان در آیه 39، به منظور از بین رفتن فتنه، می تواند مرتبط با همین موضوع نیز باشد.
با توجه به اینکه کفار باقی مانده از جنگ بدر، در آینده با تظاهر به ایمان در کنار مؤمنین قرار می گیرند و بر سر جانشینی اختلاف ایجاد می کنند، لذا خداوند در جنگ بدر، دستور نابودی کامل آنها را می دهد تا از فتنه ای که در آینده از سوی همین افراد رخ می دهد، جلوگیری نماید: ﴿ وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ﴾ (39).
اگرچه نابودی تمامی مشرکان در آن زمان صورت نگرفت، اما از بین رفتن شرک و فراگیر شدن دین یکتا پرستی در زمان قائم (عج) قطعاً محقق می شود و دین کاملاً از آن خدا می گردد:﴿ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ﴾. روایت امام صادق 7، نیز ذیل همین آیه به این معنا اشاره کرده است420.
ناگفته نماند، تعبیر﴿قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ﴾ در آیه 38، اشاره به وعده مغفرت در صورت دست برداشتن از کفر، و تعبیر﴿ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ (39)، اشاره به وعده مغفرت در صورت دست برداشتن از جنگ را دارد.
از آنجا که یک نمونه از غنائم، غنائم جنگی می باشد و دریافت غنائم جنگی نیز پس از پیروزی در جنگ معنا می یابد، لذا آیه 41 ﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ﴾ که حکم تقسیم غنائم را بیان می کند، با آیات پیرامونش کاملاً مرتبط می باشد.
به عبارت دیگر، ابتدا در آیه 39﴿ وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ﴾ فرمان جنگیدن مؤمنان با مشرکان مکه داده می شود، سپس متذکر می شود که مشرکان، در صورت دست کشیدن از جنگ، مورد توجه خداوند قرار می گیرند:﴿فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ (39)، اما در برابر سرسختی آنها برای ادامه جنگ، خداوند یاری و امداد خودش را به مؤمنین تضمین می کند:﴿ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ﴾ (40).
بنابراین از آیه 40 پیروزی مؤمنان فهمیده می شود. لذا به روال منطقی لازم است موضوع انفال که پس از پیروزی نصیب مؤمنین شده است، مطرح شود:﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ﴾.
تعبیر﴿ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ حاکی از این است که در جنگ بدر بر پیامبر9آیاتی نازل شده است. از آنجا که موضوع این آیه، بیان حکم غنائم می باشد، لذا باید آیاتی که در جنگ بدر بر پیامبر9، نازل شده است، نیز در این رابطه باشد. بنابراین، منظور از آیه نازل شده، می تواند موضوع انفال باشد که در آیه 1 مطرح شده بود:﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين﴾.
2-2-12- نحوه اتصال خط جهاد و مبارزه با خط خداوند
آیه 41﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ﴾ با آیات 7، 8 و 37 مرتبط می باشد. با این بیان که؛ آیه 37 ﴿ لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ﴾ در مورد جداسازی افراد خبیث از طیب در آخرت سخن می گوید. و آیه 41، با تعبیر ﴿يَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ که به معنای روز جدایی حق از باطل درجنگ بدر می باشد، نمونه ای از پاکسازی دنیوی را ذکر نموده است.
آیات 7 و 8 ﴿يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ‏ * لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ﴾ نیز بنابر روایات، به دوران ظهور قائم (عج) اشاره دارند که نمونه دیگری از پاکسازی خبیث از طیب محسوب می شود. در تفسير عياشى از حضرت صادق 7روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «الشوكة التي فيها القتال»421. و خدای تعالی می خواهد دین اسلام را ﴿ بِكَلِماتِهِ﴾ یعنی با اولیاء خود ثابت گرداند. ﴿يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ﴾. در تفسیر قمی422 نیز آمده که منظور از «کلمات»، ائمه :می باشند.
و محمد بن مسعود عياشى; در تفسير خود از حضرت ابى جعفر الباقر 7، روايت نمود كه تفسير باطنى آيه كريمه ﴿وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ﴾ تا آخر اينچنين است: كه خدای تعالی اراده كرده ﴿يُرِيدُ اللَّهُ﴾، اما هنوز به فعل نياورده، بلكه در زمان خلافت امير المؤمنين7 و ظهور قائم آل محمد(عج) به فعل خواهد آورد. و﴿أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ﴾، يعنى «ان يحق حق آل محمد»، و مراد از ﴿بِكَلِماتِهِ﴾، كلمات باطنى حق تعالى است و على 7، كلمه خداى تعالى در باطن است. و منظور از﴿ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ»، بنی امیه هستند که خداوند ریشه آنها را قطع می کند.
تعبیر﴿ ليحق الحق﴾، در آیه 8، يعنى « ليحق حق آل محمد حين يقوم القائم (عج) » و چون احقاق حق آل محمد در اول آيه به امير المؤمنين7و به خلافت آن حضرت است، و در اينجا به قائم آل محمد(عج)، پس تكرارى در اين آيه نخواهد بود. و ﴿ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ﴾، يعنى «القائم و اذا قام يبطل باطل بنى امية»423.
و بعضى گفته‏اند424 كه: مراد از ﴿كلمات﴾ آياتى است كه در آن وعده نصرت و پیروزی است. مؤید این مطلب، آیات سوره های صافات425 و صف426» می باشند.
2-2-13- نحوه اتصال خط دستورات و توصیه های الهی با خط جهاد و مبارزه
پس از اینکه آیه 41 حکم غنایم را بیان نمود در آیات بعد از پیروزی در جنگ که با عنایات خداوند صورت گرفت، سخن می گوید. باید گفت به تناسب مطرح شدن ﴿ يَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ در آیه 41 که اشاره به جنگ بدر و پیروزی سپاه حق بر سپاه باطل دارد، در آیات 42، 43 و 44 چگونگی پیروزی مؤمنین در جنگ بدر به تصویر کشیده می شود:﴿إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ * إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ * وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾.
تعابیر﴿ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً﴾ (42)، ﴿ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ﴾ (43) و﴿ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً ﴾ (44) اراده خداوند را در پیروزی مؤمنان بر کافران، خاطر نشان می سازد که آیات 7 و 8 نیز بیانگر همین مطلب می باشند: ﴿يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ‏ * لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ﴾.
آیات 42، 43 و 44 با آیه 40 ﴿وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ﴾ نیز مرتبط می باشند. با توجه به اینکه خداوند در آیه40، در برابر سر سختی مشرکان مکه جهت ادامه جنگ، وعده یاری به مؤمنان می دهد، لذا در این سه آیه، کیفیت یاری و امداد خویش را روشن می نماید.
در آیات 45، 46 و 47 ، احکامی چون بسیار بیاد خدا بودن، مقاومت، اطاعت از خدا و رسول9، نهی از نزاع و سستی و ریاکاری و خوشگذرانی به مؤمنان سفارش می شود:﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ *وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾.
با توجه به اوصاف منافقان از جمله فراموشی یاد خدا و ریاکاری که آیه﴿إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً﴾ به آن اشاره نموده است. و با توجه به حالات مشرکان که اعمالی چون بازداشتن مردم از المسجدالحرام، کف زدن و سوت کشیدن نزد خانه خدا که نشان از حال سرمستی است (بَطَراً) ﴿وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ * وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُون﴾ (آیات34 و35)، داشتند، می توان گفت خصوصیات ذکر شده در آیه 47 از

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه بی تقوایی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دارایی ها