منابع و ماخذ پایان نامه جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ویژگیهای مشرکان مکه نیز می باشد. نتیجه اینکه تعبیر﴿ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ﴾ (47) هم به مشرکان بر می گردد و هم به منافقان.
به مناسبت مطرح شدن برخی از اعمال این مخالفان چون حالت سرمستی، ریاکاری و بازداشتن از مسیر الهی(بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ)، آیه 48 تأثیر گذاری و ولایت شیطان بر آنها که به دلیل نوعی سنخیت است، بیان می کند: ﴿ وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾.
عبارت ﴿ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ﴾، می تواند به نزول ملائکه اشاره داشته باشد، که شیطان به حضورآنها پی برد و گفت: ” من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد”. یعنی من به خوبى آثار پيروزى را در اين چهره‏هاى خشمگين مسلمانان با ايمان مى‏نگرم، و آثار حمايت الهى و امدادهاى غيبى و يارى فرشتگان را در آنها مشاهده مى‏كنم، اصولا آنجا كه پاى مددهاى خاص پروردگار و نيروهاى غيبى او به ميان آيد من عقب ‏نشينى خواهم كرد427. در واقع شیطان مشاهده می کرد که فرشتگان به یاری مسلمین آمده اند. کفار نیز به دلیل تجسم یافتن ملائکه در قالبهای انسانی، که منجر به افزایش جمعیت مؤمنان شد، به رعب و وحشت افتادند﴿ إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْب﴾ (12)، اما حضور ملائکه را در میدان بدر تشخیص ندادند. و تنها شیطان و ملائکه یکدیگر را می دیدند و می شناختند. و تعبیر ﴿إِنِّي أَخافُ اللَّهَ﴾: به این معنا نیست که شیطان از عذاب خداوند می ترسد، بلکه به گفته قتاده: اين دشمن خدا دروغ مى‏گفت و نمى‏ترسيد. زیرا مى‏دانست كه كارى از دستش ساخته نيست. عادت وى همين است. همين كه پيروان خود را تحريك كرد و حق و باطل را در مقابل هم قرار داد، آنها را رها مى‏كند و از آنها بيزارى مى‏جويد، بنا بر اين منظور شيطان اين است كه: من چيزهايى مي دانم كه شما نمى‏دانيد و مى‏ترسم كه خداوند مرا هم هلاك كند428.
در این آیه شیطان قبل از شروع جنگ بدر به پیروانش وعده پیروزی و یاری می دهد:﴿ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ﴾ ولی در اثناء جنگ، با مشاهده امداد الهی که با نزول ملائکه همراه بود- إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِين(9) – ، از یاری آنها اظهار ناتوانی می کند:﴿ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ﴾.

2-2-14- نحوه اتصال خط خداوند و مؤمنان با خط مخالفان حق
ولایت شیطان و عدم تحقق وعده او در یاری پیروانش، نقطه مقابل آن یعنی ولایت خداوند و تحقق یاری او بر مؤمنان را تداعی می کند. که آیه 40﴿ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ﴾ به ولایت و یاری خداوند بر مؤمنان اشاره می کند، و آیات 42، 43 و 44 ﴿إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ * إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ * وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾ چگونگی تحقق وعده الهی و یاری مؤمنین را تبیین می نمایند. آیه﴿وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُم﴾429 نیز مؤید همین مطلب می باشد.
2-2-15- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط قوانین تکوینی
آیه 48﴿ وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ﴾ یادآور تأثیر شیطان بر مشرکان است.
آیه 49﴿ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ قول منافقان مبنی بر طعنه به مؤمنان را بیان می کند.
با توجه به اینکه عبارت﴿ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ﴾ (47)، به مشرکان و منافقان، اشاره دارد، و تأثیرات شیطان نیز در مورد هر دو گروه صورت می گیرد، می توان گفت این سخن منافقان﴿ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ﴾ در آیه 49 ، ناشی از تأثیر شیطان بر منافقان می باشد.
آیه 50﴿وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ﴾ نیز به گرفتن جان کافران توسط ملائکه اشاره کرده است.(با توجه به آیات 48 و 49 مقصود ازکافران، مشرکان و منافقان می باشند).
پل ارتباطی این دو آیه، قول منافقان می باشد. چون آنها عاقبت مؤمنان را مساوی با مرگ می دانستند و از اینکه مؤمنان امید پیروزی در برابر سپاه عظیم دشمن داشتند، آنها را به تمسخر گرفته و چنین می گفتند: ﴿ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ﴾. در حالیکه مؤمنان با توکل به پروردگارشان به پیروزی رسیدند- ﴿وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴾ (49)- و مرگ و نابودی، دامنگیر سپاه کفار گردید. به همین دلیل در آیه 50 به گرفتن جان کافران اشاره شده است.
از آنجا که آیه 50 ﴿وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ﴾ عذاب کافران(اعم از مشرک و منافق) را حین مرگ و پس از آن بیان نموده است، آیه 51 نیز با اشاره به اصل پیامد اعمال، بیانگر این مطلب است که چنین عذابهایی ریشه در عملکرد آنها دارد:﴿ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ﴾.
پس از اشاره به عذابهای کفار جنگ بدر، نمونه ای دیگر از اقوام پیشین که به دلیل اعمال ناشایست گرفتار عذاب شده اند، در آیه 52 بیان می شود:﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾.
آیه 53﴿ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ وآیه 54﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ﴾، به همراه آیه 51 ﴿ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ﴾ تأکید بر این مطلب دارند که کیفر و مجازات بندگان نشأت گرفته از اعمال خودشان می باشد نه ظلم خداوند به بندگان.﴿ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ﴾، ﴿وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ﴾.
به تناسب اشاره به کفر مشرکان مکه و کفر آل فرعون که در آیات قبل ذکر شد، در آیات 55 و 56، به معرفی بدترین جنبندگان می پردازد: ﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ﴾.
اکثر مفسران، بدترین جنبندگان را یهود در نظر گرفته اند؛ چرا که آنها مکرراً عهد و پیمان خود را با پیامبر9نقض می نمودند.
با توجه به اینکه بدترین جنبندگان باید در پایین ترین درجه جهنم قرار بگیرند، لذا بنابر آیه 145 سوره نساء﴿ إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً﴾ منافقان بدترین جنبندگان محسوب می شوند. همانطور که روایات ذیل این آیه، بنی امیه را بدترین جنبندگان معرفی کرده است430. این طایفه، در ظاهر خود را مسلمان می دانستند و در عمل تابع دستور خدا و پیامبر9نبودند.
بنابراین منافقان نیز همچون یهود می توانند مصداق این آیه باشند؛ چرا که آنها نیز مکرراً با پیامبر9بیعت شکنی می نمودند. مؤید این مطلب، آیه 41 سوره مائده می باشد که به کفر منافق و یهود در کنار هم اشاره شده است431.
در آیات پیشین:﴿ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ * وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ﴾ (22 و 23 )، نیز بیان کردیم که مراد از بدترین جنبندگان منافقان می باشند.
2-2-16- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط دستورات و توصیه های الهی
پس از معرفی بدترین افراد که برای جامعه اسلامی بسیار خطر آفرین می باشند، در آیات 57 و 58 ﴿فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ * وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ﴾ نحوه بر خورد با آنها را به مسلمین گوشزد می کند تا از خیانت و نقشه های آنها در امان بمانند.
در آیه 57، به چیره شدن بر دشمن و تنگ نمودن عرصه بر آنها اشاره شده است تا از این طریق مسلمانان اقتدار نظامی خود را در میادین جنگی نشان دهند. لذا تعبیر ﴿ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ﴾ می تواند به دو معنا اشاره داشته باشد. در نگاه اول، منظور مخالفانی که در میدان جنگ پشت سر واقع شده اند از اقتدار مسلمانان گرفتار رعب و وحشت شده و از خیانت و حمله مجدد به مسلمین منصرف شوند432. در نگاه دوم، درس عبرتی باشد برای مخالفان زمان آینده که با در نظر داشتن سابقه نظامی مسلمین دیگر فکر خدعه و خیانت در سر نپرورانند433.
پس از اینکه آیه 58 به خیانت کافران اشاره نمود،﴿ وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ﴾ آیه 59 ﴿ وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ﴾ به پندار باطل آنها یعنی پیروزی بر مسلمین اشاره می کند. به این علت که آنها از طریق خدعه و خیانت می خواستند بر مسلمین سبقت بجویند. لذا تعبیر﴿ إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ﴾ در فراز پایانی آیه به آنها گوشزد می کند که با به کار بستن نقشه و نیرنگ نیز نمی توانند خدا را عاجز کنند.
از آنجا که آیه 57﴿فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ﴾ خواهان اقتدار نظامی مسلمین بود، لذا در آیه 60 ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ﴾ راه رسیدن به چنین اقتداری را برای مسلمین متذکر می شود که همانا بسیج کردن تمام تواناییها اعم از تواناییهای جسمی، فکری، اقتصادی …می باشد.
در آیه 60 به سه دسته از دشمنان اشاره شده است:﴿ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه بی تقوایی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دارایی ها