منابع و ماخذ پایان نامه بی تقوایی

دانلود پایان نامه ارشد

پروردگار محسوب مى‏شود. بعضی گفته‏اند410: امانت خدا، آئين اوست و امانت پيامبر9، سنت اوست و امانت مؤمنان، اموال و اسرار آنها مى‏باشد. ولى امانت در آيه فوق همه را شامل مى‏شود411.
به عقیده اکثر مفسران، امانت، تکالیف و احکام الهی مانند دستورات سياسى و اوامر مربوط به جهاد و اسرار جنگی می باشد412. اما با استناد به آیات دیگر، می توان مصداق امانت را دقیق تر مشخص نمود. در آیه 58 سوره نساء، امر به سپردن امانت به صاحبانشان شده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً﴾. در روایات بسیار تأکید شده است که منظور از امانت، مقام ولایت می باشد. امام باقر 7، ذیل این آیه می فرمایند:«خداوند بر امام7 واجب نموده است که امانت را به امام بعد از خود بر گرداند. و امام حق ندارد امانت را از امام بعدى دريغ بدارد».413 در روایت دیگر امام رضا 7می فرمایند: امانات، ائمه : از آل محمد 9می باشند.414
علاوه بر روایات، آیه بعد از آن، یعنی آیه 59 ﴿ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً﴾ نیز مؤید همین نظر می باشد. همه مفسران شيعه در اين زمينه اتفاق نظر دارند كه منظور از ” اولوا الامر”، امامان معصوم:مى‏باشند كه رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پيامبر9به آنها سپرده شده است.415
تفسیر قمی در رابطه بین این دو آیه، نظر بر این دارد که عبارت ﴿ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها﴾ اشاره به امامت معصومین : دارد. و فراز بعدی آیه:﴿ وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل﴾، حاکمیت عادلانه امام7 را متذکر شده است. بنابراین در آیه بعد اطاعت از حکم امامان معصوم :بر مردم واجب شده است:﴿ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾.416
علاوه بر ذکر مصادیق امانت، با توجه به آیه﴿لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ﴾، مهمترین مصداق خیانت، خیانت به خدا و رسول، بیعت شکنی با پیامبر9درمسئله ولایت و عدم پذیرش ولایت معصومین :می باشد. هر چند رعایت نکردن سایر تکالیف و احکام الهی نیز زیر مجموعه خیانت قرار می گیرد417.
از آنجا که موضوع منافقان در آیات 23-21 ﴿ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ * وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ﴾ قبل از موضوع فتنه درآیه 25 ذکر شده است و از طرفی چون فتنه از سوی ستمکارانی است که در بین مؤمنین حضور داشتند، در نتیجه این ستمکاران همان منافقان می باشند که بر سر جانشینی امام علی 7اختلاف نمودند. و پیوند این دو موضوع این چنین برقرار می شود.
یادآوری دوران استضعاف مؤمنین در مکه و امداد الهی در هجرت به مدینه در آیه 26 ﴿وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ ذکر شده است. همانگونه که در گذشته به علت قلت مؤمنان و اهل حق، خطراتی از جانب کفار آنها را تهدید می کرد، در آیه 25 ﴿وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ﴾ نیز که سکوت مؤمنان در برابر ظلم ظالمان را در جامعه ایمانی به تصویر کشیده، نشان از کمی مؤمنان حقیقی می باشد و همین قلت اهل حق باعث می شود که احقاق حق صورت نگیرد و در نتیجه خطرات دوباره دامنگیر آنها شود.
در آیه 28 به این موضوع اشاره شده است که خداوند از طریق اموال و اولاد انسان را به محک می زند تا مؤمنان حقیقی از سایرین شناخته شوند. در آیه 24 ﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ﴾، نیز خداوند برای محک زدن انسان، او را بر سر دو راهی خود و خواسته های نفسانیش قرار می دهد. لذا آیه 25 و آیه 27 به یک نمونه از امتحانهای الهی اشاره می کنند؛ چراکه در این دو آیه از فتنه و خیانت به امانت سخن به میان آمد و بررسی شد که مهمترین مصداق فتنه، خیانت به ولایت می باشد. به عبارت دیگر در آزمون ولایت، مؤمنان جانب خواسته های نفسانیشان را گرفته و به خاطر ترس از اموال و اولاد در برابر سران ظلم سکوت نموده و مدافع حق ولایت نشدند. بنابراین علاقه به اموال و اولاد موجب می شود فرد رو در روی خدا قرار بگیرد و به خدا و رسول9 ظلم و خیانت نماید.
آیه 28 با آیه 36 نیز مرتبط می باشد. همانطور که اهل ایمان از طریق اموال و اولاد به محک زده شدند، کفار مکه نیز از همین طریق به محک زده شدند. آنها به جای اینکه اموال و اولادشان را در راه خدا به کار بگیرند، در جهت باطل به کار می بستند.
با توجه به آیه 28 ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾ که خداوند از طریق اموال و اولاد انسان را به محک می زند، اگر کسی جانب خداوند را گرفته و در آزمون الهی موفق شود، پاداش و اجری عظیمی به او داده می شود: ﴿وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾. به تناسب مطرح شدن اجر عظیم، آیه 29 ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ﴾ به تبیین و معرفی این اجر عظیم می پردازد. تشخیص دادن حق از باطل، از جمله عنایات بزرگی است که خداوند به انسان دارد. این اجر عظیم که خداوند به انسان عطا می کند ریشه در فضل و بخشش بیکران خداوند دارد: ﴿وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ﴾.
پس به عنوان نمونه می توان گفت اگر در آزمون ولایت که آیات قبل به آن اشاره داشتند، مؤمنان به اشتباه افتادند و نتوانستند حکومت حق را از باطل تشخیص دهند، قطعاً نتیجه بی تقوایی است که همانا مقدم شمردن خواسته های نفسانی -حبّ مال و فرزند- بر احکام الهی می باشد.
2-2-8-نحوه اتصال خط مؤمنان، دستورات و توصیه های الهی و قوانین تکوینی با خط پیامبر9و خداوند
آیه 30﴿وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ﴾ به مکر مشرکان مکه جهت از بین بردن پیامبر9اشاره کرده است و در ظاهر تناسبی با آیات قبل از خود ندارد.
با دقت در آیات پیشین متذکر این نکته باید شد که خیانت به خدا و رسول9 و امانات از طریق مکر صورت می گیرد. لذا مکری که اطرافیان پیامبر9 بر سر مسئله جانشینی به کار برده اند، تداعی گر مکر کافران مشرک نسبت به خود پیامبر9می باشد و آیه 30 یادآور می شود که سابقه مکر زدن به پیامبر9تازگی ندارد. البته می توان گفت افرادی که در مورد امر ولایت مکر زده اند، همانهایی هستند که در گذشته در صف مشرکان قرار داشتند و به گونه ای دیگر مکر می زدند.
2-2-9- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط پیامبر9و قوانین تکوینی
در آیات30، 31و 32 نمونه هایی از مکر مشرکان بیان شده است:﴿وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ * وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ * وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ﴾.
با توجه به اینکه عکس العمل مشرکان پس از تلاوت آیات، در خواست عذاب می باشد، این احتمال وجود دارد که محتوای آیات تلاوت شده ﴿وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا﴾، وعده عذاب را متذکر شده است. لذا آنها چنین در خواستی کرده اند:﴿ وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ﴾.
مشرکان با اسطوره خواندن کتاب و ادعای آوردن کتابی چون قرآن و در خواست عذاب سعی در پراکنده ساختن اطرافیان پیامبر9داشتند که نمونه هایی از مکر آنها محسوب می شود.
از آن جا که مشرکان وعده تحقق عذاب را که پیامبر9بر آنها تلاوت می نمود، باور نداشتند، آن عذاب را از پیامبر(ص) طلب می کردند و چون عذاب وعده داده شده محقق نمی شد، حقانیت پیامبر9زیر سؤال می رفت و آنها از این طریق موجب فاصله گرفتن مردم از پیامبر9می شدند.
لذا برای نفی پندار باطل مشرکان، صریحاً در آیه بعد علت عدم نزول عذاب را اشاره می کند:﴿وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴾ (33) . حضور پیامبر9و مؤمنان و نیز در خواست استغفار از سوی مشرکان مانع نزول عذابشان می شود. بنابراین نمی توان از عدم تحقق عذاب پس از در خواست آن نتیجه گرفت که آنها عذاب نمی شوند. به همین دلیل آیه 34 تأکید می کند که با داشتن اعمالی چون باز داشتن از المسجدالحرام قطعاً مستحق عذاب خواهند بود:﴿ وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ﴾.
اما به نظر المیزان، آیه 32 و 33، يعنى آيه﴿وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ….﴾ تا آخر آيه بعدش﴿وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ….﴾، با آیات قبل و بعد از خود، كه كلام، در آنها عليه كفار قريش است، در يك سياق نيست. به نظر ایشان، گفتار و جوابى را كه خداوند در آيه ﴿ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ….﴾حكايت كرده، مربوط به مشركين نمی باشد، و گويا كلامى است از برخى اهل كتاب و يا بعضى از كسانى كه ايمان آورده و سپس مرتد شده‏اند. لذا با تبیین نمودن رابطه بین این آیات، نظر ایشان مبنی بر عدم اتصال این آیه با آیات پیرامون418 قابل پذیرش نمی باشد.
2-2-10- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط قوانین تکوینی و خط پیامبر9
آیه 35﴿ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ﴾ و آیه 36 ﴿ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ﴾ نیز به نمونه های دیگری از مکر آنها اشاره می کند. آنها با کف زدن و سوت کشیدن و انفاق مال در راه باطل، سعی بر این داشتند که آیات به گوش مردم نرسد و آنها را از مسیر الهی باز دارند. پس پیامد چنین اعمالی چیزی جز عذاب نخواهد بود:﴿ وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ…﴾.
از آنجا که آیه 36﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ﴾ ، عاقبت کفار را جهنم معرفی می کند. لذا آیه 37 ﴿لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولئِكَ هُمُ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه جانشینی پیامبر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جامعه اسلامی