منابع و ماخذ پایان نامه ایفای نقش

دانلود پایان نامه ارشد

کفار و نابودی آنان کراهت داشتند. پس می توان افرادی را که بر سر جهاد با پیامبر9 جدال کرده اند، مجرم دانست. لذا فراز پایانی آیه می تواند نظر به افرادی غیر از مشرکان داشته باشد که قصد جنگ با گروه حق و مؤمنان دارند؛ بنابراین منظور از مجرمان در آیه 8، علاوه بر مشرکان، منافقان هم می باشند. آیات سوره توبه نیز از منافقان به عنوان مجرم یاد می کند388.
از آنجا که جمله﴿ كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ﴾ (5) متعلق به مدلول جمله﴿ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ﴾ (1) می باشد.389 می توان نتیجه گرفت کسانی که بر سر انفال، نزاع و جدال نمودند، هنگام رفتن به جهاد نیز کراهت داشته و با پیامبر9 به مخالفت برخاسته اند که این کراهت، نمایانگر روحیه نفاق و وجود منافقان در بین مؤمنان می باشد.
تعبیر﴿ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين ﴾، در آیه 1﴿ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين﴾ نیز بیانگر این است که اگر اینها( منافقان) ایمان داشتند، تقوا پیشه کرده و حکم رسول9 را اطاعت نموده و از نزاع بر سر غنائم دست بر می داشتند.
لذا توجه به این نکته ضروری است که از ابتدای سوره، خداوند به صورت سرپوشیده و پنهانی، حالات منافقان را به ویژه با ذکر دو ویژگی مؤمنان حقیقی ﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ بیان می کند. زیرا هر اندازه که انسان از نماز و انفاق دور می شود، روحیه نفاق در او بیشتر نمایان می گردد.
2-2-3- نحوه اتصال خط مؤمنان با خط خداوند و جهاد
آیه 9 ﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾ عنایت خداوند در جنگ بدر را به تصویر کشیده و نشان می دهد که مؤمنان ضعیف که از جنگیدن کراهت داشتند پس از تبیین حق در آیه 7و8، تسلیم شده و به سمت میدان جنگ شتافتند. استغاثه ذکر شده در آیه 9 از سوی مؤمنان ضعیف می باشد که نشان از حالت ترس و هراس آنها از سپاه کفار است. زیرا مؤمن حقیقی ایمان به وعده الهی مبنی بر پیروزی در جنگ بدر را دارد و معتقد است که قلّت سپاه به اذن خدا بر کثرت سپاه پیروز می گردد390، ترسی به دل ندارد تا همچون مؤمنان ضعیف، در لحظات خطر ناک جنگ، از ترس دست به دعا بردارد. اما تفسیر نمونه با استناد به روایت «اللهم انجز لى ما وعدتنى اللهم ان تهلك هذه العصابة لا تعبد فى الارض»، بیان کرده است که پیامبر9 نیز با استغاثه کنندگان همراه بوده اند391. لازم به ذکر است که پیامبر9 در رأس مؤمنان حقیقی می باشند و بنابر آیه 2﴿…وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾، همه جانبه بر پروردگارشان توکل نموده اند و به وعده خداوند﴿ وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ…﴾ (7و8 )، مبنی بر پیروزی مسلمین بر مشرکین، کاملاً یقین دارند، ترس و هراس در میدان جنگ برای ایشان معنا ندارد. لذا باید گفت که پیامبر9 برای ثبات قدم مؤمنان ضعیف، دعا نموده اند و روایت مذکور به این معنا اشاره دارد. ناگفته نماند مؤید این نظر که آیه 9 مرتبط با جنگ بدر است، آیات سوره آل عمران می باشد392.
بنا به آیه 9 و 10﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ * وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ حضور ملائکه از جمله امدادهای الهی به شمار می رود و چون این امر موجب پیروزی مسلمانان شد، عبارت ﴿ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾ تداعی می شود.
در آیه 11 به نمونه های دیگری از امداد الهی از جمله خواب سبک و بارش باران اشاره می شود. خواب سبک موجب شد که سپاه مسلمین استراحت نموده و آمادگی کافی برای مبارزه با دشمن پیدا کنند. که اگر آنها به خواب عمیق فرو می رفتند احتمال اینکه دشمن از فرصت استفاده نماید و به آنها شبیخون بزند، وجود داشت. بارش باران نیز باعث شد قدم‏هاى مسلمین بر روى ريگ‏هاى بيابان استوار شود و پلیدی را از آنها دور نماید. اين پليدى ممكن است وسوسه‏هاى شيطانى بوده و ممكن است پليدى جسمانى بر اثر جنابت393. لذا با نزول باران رحمت خداوند، آنها غسل کردند و پاک و پاکیزه شدند و از وسوسه شيطان که در مورد رفتن به جهاد در دلشان ایجاد شده بود، بيرون آمدند و در نتیجه، دلهایشان مطمئن و قدمهایشان استوار گردید394. البته، دو احتمال در مورد عبارت ﴿وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ﴾ وجود دارد. یکی آنکه خداوند مى‏خواست در آن شنزار كه پاى مسلمانان فرو مى‏رفت، و لغزنده بود، به وسيله ريزش باران گامهاى آنها را محكم كند و دیگر آنکه مراد از تثبيت اقدام تقويت روحيه و افزودن ميزان پايمردى و استقامت آنها در پرتو اين نعمت باشد و يا اشاره به هر دو قسمت بوده باشد395.
از آنجا که نصرت و پیروزی جز از ناحیه خداوند نمی باشد﴿ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾ (10)، در آیه 11 ﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ﴾ به عنایات ویژه خداوند، از جمله بارش باران در جنگ بدر، اشاره می شود، که محکم شدن گامهای مؤمنان و تثبیت روحیه آنها را به دنبال داشت-﴿وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ﴾- و موجب پیروزی مسلمین شد. لذا آیه 12﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ﴾، نقش ملائکه را در تثبیت مؤمنان بیان می کند:﴿فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا﴾.

2-2-4- نحوه اتصال خط خداوند با خط دستورات و توصیه های الهی
در آیات 9، 10، 11 و 12 نقش ملائکه در پیروزی سپاه حق که تحت نظر پروردگار عمل می کردند، بیان شد. اما در فراز پایانی آیه 12﴿ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ﴾، دستور به کارگیری شدت عمل در کشتار کافران به مؤمنان داده می شود؛ تا مؤمنان نیز در تحقق پیروزی و احقاق حق نقش خود را به عنوان یک موجود مختار ایفا کنند.. این در حالی است که المیزان، هر دو حکم را امر به ملائکه می داند – ﴿ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا ﴾ و ﴿ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ﴾- . زیرا این ملائکه هستند که وارد عمل می شوند و در نابودی کفار ایفای نقش می کنند. هر چند در مورد حکم دوم:﴿ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ﴾، به صورت احتمالی، امر به مؤمنان نیز در نظر می گیرد396. اما با توجه به آیه 10 که آمدن ملائکه را تنها برای بشارت و اطمینان قلب متذکر شد:﴿ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ﴾، نظر ایشان در مورد نسبت حکم اخیر به ملائکه مورد تأیید واقع نمی شود و بنابراین خطاب در فراز پایانی آیه تنها مربوط به مؤمنان است.
از آنجا که در آیه 12﴿ …سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ…﴾، به القای رعب در دل کافران اشاره شد، در آیه 13و 14﴿ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ * ذلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْكافِرِينَ عَذابَ النَّار﴾، علت رعب افکنی در دل کفار بیان می گردد. به عبارت دیگر، ایجاد رعب در دل کفار نتیجه مخالفت با خدا و رسول9 می باشد.
به دنبال دستورات خداوند به مؤمنان در راستای جهاد در آیه 12، در آیات 15 و 16﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ * وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ﴾ نیز توصیه های دیگری در همین راستا به آنها داده می شود.
با اینکه در آیات پیشین به تثبیت مؤمنان توسط ملائکه اشاره شد، اما این فرمان اخیر- عدم فرار – نشان می دهد که برخی از مؤمنان هنوز به تثبیت نرسیده اند؛ چرا که تثبیت ملائکه متناسب با میزان ایمان افراد صورت می پذیرد. و اگر مؤمنان ضعیف توسط ملائکه تثبیت نشوند، خطر فرار از جنگ وجود دارد و ممکن است با فرارشان بر روحیه دیگران نیز اثر بگذارند. بنابراین فرار از جنگ که در آیه 15 نهی شده است، مجاز نمی باشد. از آنجا که تثبیت، در آیات پیشین در مورد مؤمنان حقیقی تحقق یافته است، می توان گفت مؤمنان حقیقی از مصادیق این دو آیه نمی باشند و تنها مؤمنان ضعیف و منافقان باقی می مانند. مؤمن ضعیف با تهدید خداوند﴿فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ﴾ تقویت شده و مصداق﴿وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾، می شود و فکر فرار از جنگ ندارد. اما کسی که قلباً مؤمن نیست و خودش را در بین اهل ایمان جا زده است، به جای اینکه با شنیدن آیات﴿فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ﴾، ایمانش زیاد شود، بر انکارش افزوده می شود و همراهی نمی کند. لذا اگر بخواهند از جنگ فرار کنند، مشمول غضب الهی می شود:﴿ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيرا﴾397.
2-2-5- نحوه اتصال خط دستورات و توصیه های الهی با خط خداوند
آیات 12، 15 و 16 به مؤمنان در رابطه با جنگ سفارشاتی نمودند و مؤمنان با پیروی از دستورات خدا و رسول9و نیز عنایات ویژه خداوند به پیروزی رسیدند. اکنون در آیه 17 ﴿ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾، بر نقش خداونددر این پیروزی اشاره می شود. در آیه 12، گر چه مؤمنان باید بر پیکر دشمن ضربه بزنند، اما عامل اصلی پیروزی، امدادهای الهی از جمله القای رعب در دل کفار بود که از طریق قوانین تکوینی خداوند صورت پذیرفت. امر به ملائکه تشریعی نیست بلکه تکوینی است و آنها موظف به اجرای امور هستند و تخلف نمی ورزند398. بنابراین ملائکه مأمور تثبیت اهل ایمان می باشند. به همین دلیل در آیه 17، به مؤمنان چنین تذکر می دهد:﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ…﴾. لذا پیروزی سراسر از آن خداست:﴿ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾ (10).
تعبیر﴿ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى﴾ حکایت از وحدت خداوند و پیامبر9دارد. همانگونه که در جای دیگر بیعت با رسول9، بیعت با خداوند بیان شده است.399
عبارت ﴿ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴾ تداعی گر آیه 9 ﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِين﴾ می باشد؛ چراکه خداوند با شنیدن استغاثه مؤمنان – سَمِيعٌ – و علم داشتن به حال درونی آنها – عَلِيمٌ -، نصرت و امدادهای خود را شامل حال آنها نمود.
آیه 18 ﴿ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ﴾، از این جهت با آیه 17 مرتبط می باشد که خداوند علاوه بر یاری مؤمنان، کید کافران را نیز سست نمود که این در جواب استغاثه مؤمنان بود.
مشرکان ملاک حقانیت را پیروزی در جنگ می دانستند و با داشتن تجهیزات نظامی به پیروزی خود یقین داشتند، و از این طریق می خواستند اطرافیان پیامبر9را سست و رویگردان نمایند. لذا خداوند با پیروزی مسلمین در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سوره معارج، سوره حجرات، رهایی بخشی، حیات طیبه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جانشینی پیامبر