منابع و ماخذ پایان نامه اهورامزدا، رسول اکرم (ص)، حضرت آدم (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

است. او كمال مطلق بوده و حمد مطلق، مخصوص ذات اوست كه جامع صفات و اسماء است.» در اين تفسير، سماوات، عالم ارواح است و ارض، عالم جسم دانسته شده است. خداوند در عالم جسم، مراتب ظلمات را كه حجاب‌هاي ظلماني ذات اوست، انشاء كرده و در عالم ارواح نيز نور علم و ادراك را مقرر كرده است. ملاصدرا دنيا را ظلمت و آخرت را عالم نور دانسته است.
نمونه ديگر، آيه نور است كه در اين آيه پنج بار كلمه نور تكرار شده و بيشتر كلمات آن مانند مشكوه، مصباح، زجاجه، كوكب، دري، شجره، مباركه زيتون، يضي، نار و يهدي است كه از حيث تاويلي و معناشناسي با نور مرتبط‌اند. اين آيه مورد توجه بسياري از حكيمان و عارفان بوده و تفسير و تاويل‌هاي بسياري از آن كرده‌اند» ( همان منبع،42،43).
4-1-5 قداست نور
«به منظور شناخت بهتر عنصر نور، بايد به نمودها و نقش هاي آن توجه کرد. نور، پديده اي است که محتاج تعريف نيست؛ زيرا بنا بر اقوال منطقيون، شرح و تعريف بايد موجب ظهور بيشتر معرّف شود؛ در صورتي که نور از همه چيز ظاهرتر و آشکارتر است. به اين ترتيب، مي‌توان گفت هيچ چيز به اندازه نور از تعريف بي نياز نيست. پاکي، روشني و وابستگي نور به عالم برتر، وجهي قدسي و معنوي به آن مي‌بخشد. نور جايگاه ايزدان و فرشتگان است و قديسان گاهي هاله اي از نور به همراه دارند. در اغلب، مذاهب سالک بايد بر تيرگي هاي عالم مادي و نفس وجودي اش غالب شود تا به وارستگي و حيات طيبه راه يابد. از اين رو، در اين بخش وجه قدسي نور، بنا بر مراتب وجودي آن بررسي مي‌شود» ( ابراهیمی دینانی،1383 ،77).
4-1-6 خداوند، نورالانوار
«در انديشه هرمس، «آتوم» با ماهيت نوراني اش خالق يگانه و تنها سرچشمه پايدار انرژي است. هرمسيان به وابستگي نور و زندگي معتقد بودند و براي نور منشأ الهي قائل شدند. در ايران باستان، از خالق جهانيان تعبيرهاي دقيق تر و مفصل تري عرضه مي‌شود . زردشت معبود يگانه، اهورامزدا را در مقام تنها موجود ستودني معرفي مي‌کند و نماد و نشانه حضور او را نور و ديگر عناصر نوراني مي‌داند: «روشني، آتش و آفتاب تجلي اهورامزداست. اهورا به وسيله نور تجلي مي‌کند نور مايه زندگي و خورشيد، افزار زندگي است.» .در اين آيين نيز نور وجود اهورا، معبود شايسته پرستش، حيات بخش ديگر موجودات است؛ به همان شيوه اي که در سطح فروتر و مادي، خورشيد به زندگي بشر گرما و جنبش و تکاپو مي‌بخشد. آفرينش با خلقت نور آغاز مي‌شود؛ اما در آيين يهود بيشترين رابطه نور و معبود، هنگام تجلي الهي آشکار مي‌شود.در اين گونه تجلي ها، ماهيت نوراني خداوند را دود يا ابري تيره احاطه مي‌کند. شايد اين هاله تيره نمادي از وجه کبريايي و صفات جلاليه خداوند باشد؛ نمادي که صفات رحمت و غضب خداوندگار را با هم آشکار مي‌کند. از طرف ديگر، اين ماهيت دو گانه مي‌تواند اشاره اي باشد به اينکه هرچه جز خداوند و انوار اقدس او، فاني و تباه شدني اند و تنها موجودي که هستي مطلق دارد خداوند يگانه است» (رضی،1360 ،89).
«در دين مسيح، خداوند نور مطلق است. در اغلب متون ديني مسيحي، از وي با عنوان «پدر» ياد مي‌شود؛ نوري که سرشار از حيات و زندگي است. عيسي (ع) در توصيف خداوند مي‌فرمايد: «پس گويم اگر کسي مانند خدا شود سرشار از نور گردد، اما اگر او يک تن گردد، جدا از خداوند، سرشار از ظلمت شود».
توصيفات خداوند در وجه نوراني، در دين مبين اسلام به کمال رسيده است. اولين و اساسي ترين ويژگي نور در اسلام، اصل الهي آن است. در سوره نور، آيه نور، خداوند بهصراحت خود را نور آسمانها و زمين معرفي مي‌کند:«الله نورالسموات و الارض» (نور، آیه35). در آيه هاي ديگر، خداوند يا نورالانوار، نور را به خود نسبت مي‌دهد؛ يعني از نظر نحو و ترکيب عبارت، کلمه «نور» به خداوند و ذات او اضافه شده است. با اين وصف چنين برداشت مي‌شود که هر جا نوري وجود دارد، پرتويي از انوار ايزدي به ظهور رسيده است.
در دين اسلام، مصاديق و نمادهاي نور، بنا بر تقرب هر يک از مخلوقات به ذات احديت معين مي‌شود. رسول اکرم (ص) داراي نزديک ترين جايگاه به مقام الهي است. از اين رو، برترين تمثّل نوراني خداوندگار در ميان مخلوقات است» ( هالروید،1388، 234).
4-1-7 حقيقت محمديه
«نور وجود ختمي‌مرتبت، به منزله اولين مخلوق خداوند، از حضرت آدم (ع) در وجود انبياي االهي حضور داشته و در نهايت، با بعثت حضرت محمد (ص) به اوج اشراق و تجلي رسيده است.
«خورنه» يا «فره» ايزدي، «شخينا» يا «سکينه» و «کلمه الله» همگي پرتوهاي حقيقت محمديه به شمار مي‌روند و به ترتيب، در دين زردشتي، يهودي و مسيحي از آن ها نام برده شده است.
در آيه 52 از سوره «شوري» ، خداوند در وصف رسول اکرم مي‌فرمايد: «جعلناه نوراً نهدي به من نشاء من عبادنا و انّک لتهدي الي صراط مستقيم». در آيه هاي قبل، ابتدا خداوند کتاب آسماني قرآن را نوري هدايتگر معرفي مي‌کند که عبادالله را به صراط مستقيم راهنمايي مي‌کند. در اين آيه، با کاربرد ادات تأکيد («انّ» و لَ») پيامبر اکرم همچنون کلام خداوند، در نقش نور هدايتگر معرفي مي‌شود. در آيه پانزدهم سوره مائده نيز با استفاده از دو فعل يکسان، بر نوراني بودن وجود رسول اکرم (ص) و قرآن مجيد اشاره شده است.
نکته در خور توجه ديگر همساني نور وجود نبوي با نور عقل است. منظور از عقل در اين مبحث نزديک ترين مخلوق به نورالانوار و کامل ترين موجود در عالم وجود است. در کتاب شريف اصول کافي و شرح آن آمده است: اول مخلوق خداوند روح نبي اکرم (ص) بود. در روايتي، اولين مخلوق خداوند قلم بوده و در روايتي ديگر، اولين مخلوق فرشته اي کروبي است. در بعضي روايت ها نيز اولين خلق خداوند عقل ذکر شده و در برخي ديگر نور وجود حضرت رسول اولين مخلوق است.اين ها تمام صفات و اوصاف يک چيزاست به اعتبارات گوناگون که به حسب هر صفتي به نامي‌ديگر ناميده مي‌شود. در واقع نام ها زياد است و مسمي‌از جهت ذات و وجود يگانه است؛ اما ماهيت ،ذاتاً جوهري است .بنابراين، در ايران مزدايي، نور وجود پيامبر (مانند بهمن يا منش برتر) اولين آفريده و «نور پيدايش عالم هستي است که نزديک ترين چيز به ذات الوهيت است».( ارنست،1387، 151)
4-1-8 نور و وجود
«آنچه ذيل اين عنوان بررسي مي‌شود، بنا بر رابطه عنصر نور با مراحل آفرينش و مرتبه وجود ي مخلوقات است. در آيين هرمس، در وصف آتوم (خالق هستي) آمده است: «آتوم نور است، سرچشمه هميشه پايدار انرژي است … انرژي از ابديت به کيهان القا مي‌شود و انرژي به نوبه خود حيات را به همه درون کيهان القا مي‌کند.» در توصيفي ديگر، عقل که وظيفه خلقت بشريت را بر عهده دارد، منبع حيات و نور معرفي مي‌شود. بر اساس اين تعبيرها، نور آتوم يا اولين مخلوق وي، يعني عقل- که به نسبت ديگر موجودات، مقرب ترين مخلوق به آتوم است و بيشترين نور را کسب مي‌کند- آفرينش را شکل مي‌بخشد.
در دين زردشت، نام اولين مخلوق خردورز، بهمن است. بهمن از امشاسپندان يا فرشتگان مقرب است و ماهيتي نوراني دارد. انسان نيز با حضور نور آفريده مي‌شود. در توصيفي اسطوره اي آمده است: نخستين آفريده همه آب سرشکي بود زيرا همه از آب بود جز تخمه مردمان و گوسپندان، زيرا آنان را تخمه و نژاد از آتش است… ]اهورا[ آتش را چون اخگري آفريد و بدو درخششي از روشني بيکران پيوست.
شاکله وجودي اهريمن، بر خلاف خلقت انسان، از تاريکي و جهل است. تعبير و تأويل اين مفاهيم مي‌تواند اشاره اي به قواي معنوي و مادي وجود انسان باشد؛ به اين گونه که اصالت انسان جوهر نوراني و اهورايي است؛ ولي نفسانيات و وابستگي هاي مادي او را به سوي جهل و تاريکي سوق مي‌دهد.
از اين رو، تاريکي، سايه، عدم بصيرت و مرگ از يک جنس اند و نور، گرما، بينايي و زندگي نيز معادل يکديگرند. علاوه بر اين گونه آيات، با توجه به نور وجود خاتم انبيا، در حديثي قدسي به رابطه نور و زندگي اشاره شده است. در اين حديث آمده است: (يا احمدُ لولاکَ لَما خَلَقتُ الافلاک …». خداوند به رسول خويش خطاب مي‌کند که اگر او نبود، آسمان ها و در کل، عالم هستي آفريده نمي‌شد. بنابراين، هستي حقيقي هر موجود بنابر مقدار تقرب به آن حضرت و مکتب وي مشخص مي‌شود؛ زيرا بعد معنوي اين منبع نوراني معادل است با ظلمت و در نتيجه، عدم و نيستي» (بلخاری،1388، 44).
4-1-9 نور و زيبايي
«نور و جمال، هر دو از يک جنس و گاهي مترادف با يکديگرند. امام خميني (ره) در شرح «دعاي سحر» مي‌فرمايد: «فالبهاءُ هو الحُسن و الحُسنُ هوَ الوجود، فکُلّ خيرٍ و بهاء و سناءٍ فهي مِن بَرَکاتِ الوجود و اظلالِه». اين عبارت ها گوياي وحدت سه گانه وجود، نور و جمال اند، و حسن و سنا تجلي هاي وجود دانسته مي‌شوند. در حکمت الاشراق سهروردي نيز بنا بر عبارت (کلٌّ لذتِ البرزخّيه انَّما حَصِلَت بِاَمر نوري» ( ابراهیمی دینانی،1383، 610).
«درک لذت هاي دنيايي به درک نور متضمّن در آن منحصر دانسته شده است؛ از اين رو لذتي که از مشاهده امر جميل و زيبا حاصل مي‌شود، به دليل انوار معنوي آن است. بنابر رابطه مستقيم نور، وجود و جمال نتيجه مي‌گيم هر قدر وجود (نور) قوي تر باشد، زيبايي نيز کامل تر خواهد و بود و «خداوند همه زيبايي و کمال است و هر چه جز اوست، همه و همه پرتويي از نور او، تراوش هاي وجود او و سايه هاي ذات اويند.» در فرهنگ معين نيز ذيل کلمه «بهاء» اين معاني- که از ترادف معنايي و هويت يکسان اين مفاهيم نشان دارد- ذکر شده است: نور، درخشندگي، زيبايي. در بررسي کارکرد نور و پيشينه آن در اين مفهوم، بايد ذکر کرد که بن مايه ها و قدمت پيوستگي نور و زيبايي در ايران باستان، و اوج تلاقي آن ها در آيين مقدس اسلام مشاهده مي‌شود.
در دين اسلام بيش از هر آيين ديگري به زيبايي پرداخته شده است. در اين مکتب، خداوند، در مقام نورالانوار بالاترين و کامل تررين منبع زيبايي است و زيبايي را دوست دارد. او از بندگان خويش مي‌خواهد به رنگ الهي (صبغه الله) و خوي و صفات پروردگار تقرب جويند. از اين رو، بنا بر يگانگي اصل و ريشه نور و زيبايي، آراستگي و زيبايي از آداب عبادت و حضور در معابد و مساجد است که جايگاه نور الهي اند: «خذوا زينَتَکُم ععند کُلِّ مَسجِدٍ». در عرفان اسلامي‌نيز ميان سه عنصر نور، وجود و زيبايي رابطه اي مستقيم برقرار است؛ يعني هر قدر وجود قوي تر باشد، نور و زيبايي آن نيز آشکارتر و والاتر خواهد بود. نبي اکرم (ص) که مقرب ترين موجود به ساحت خداوند ي است و از بيشترين نور وجودي برخوردار است، آينه جمال الهي نيز به شمار مي‌رود.
در سطحي وسيع تر، بنا بر سوره «مومن»، آيه 64: «وَ صُوَّرَکُم فَاَحسَنَ صُوَرَکُم» يا آيه «لَقَد خَلَقنا الانسانَ في اَحسنِ تقويمٍ» زيبايي خلقت انسان نمادي از جمال الهي است. همچنين، نگريستن به زيبايي ظاهري آفرينش که پرتويي از انوار الهي به شمار مي‌آيد، به کسب نور معنوي و بصيرت بيننده مي‌انجامد» (افراسیاب پور،1380، 54)
4-1-10 نور، نماد وجود است و ظلمت، نماد عدم
«سهروردي در ابتداي رساله آواز پر جبرئيل، در شرح زمان و مکان واقعه، از زبان راوي مي‌نويسد:
يک شبي که غسق شبه شکل در قعر فلک مينارنگ مستدي گشته بود و ظلمتي که دست برادر عدم است در اطراف عالم سفلي متبدد شده بود… از سر ضجرت شمعي در دست داشتم، قصد مردان سراي ما کردم.
راوي در شبي که تيرگي محض همه جا را فرا گرفته است، با شمعي در دست، قصد سراي مردان مي‌کند. در آثار سهروردي، تيرگي و ظلمت، به ويژه در اين عبارت، معادل عدم و نيست است؛ زيرا وجود حقيقي چيزي جز نور مطلق و نورالانوار نيست.از اين رو، اين شخص با در دست داشتن شمع که نمادي از وجود، علم و حيات است، به راه مي‌افتد. پيش از اين گفته شد که در اديان کهن و اغلب آيين ها، ميان نور و وجود رابطه اي تنگاتنگ برقرار است و هرچه موجودي به منبع اصلي آفرينش و آفريدگار عالم تقرب بيشتري داشته باشد، سهم او از نور و حيات نيز بيشتر است. بهمن، لوگوس، پتاهيل، روح، عيسي مسيح (ع) و در نهايت، نور وجود حضرت ختمي‌مرتبت، به واسطه تقرب به منبع آفرينش و بهره مندي از نور حيات و هستي، قدرت حيات بخشي نيزکسب کرده اند. مخلوقات نيز به واسطه افاضه اين واسطه هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه عالم ماده، است همانطور که در، عرفان اسلامی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه صفات خداوند، عالم محسوس