منابع و ماخذ پایان نامه اهل بیت (ع)، امام خمینی، تفسیر قرآن، علوم دینی

دانلود پایان نامه ارشد

بحلال و حرام و ناسخ و منسوخ و آياتى كه در سفر و آياتى كه در حضر نازل شده و در كدام شب چقدر آيه نازل شده و در باره چه كس و چه چيز نازل گرديده عارف هستيم ما حكماى خدا در زمين و گواهان او در ميان مردم هستيم اين آيه اشاره بهمين مطلب است سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ گواهى از ما است و پرسش از مردم، اين علمى بود كه بتو اطلاع دادم اگر قبول نمودى بر اين نعمت سپاسگزارى كن و اگر رد كردى خداوند بر هر چيز گواه است‏ »301 .
استدلال
اخباریان از روایاتی با موضوع یادشده نتیجه می گیرند که علم قرآن و تفسیر آن و انتزاع احکام نظری از آن مختص ائمه اهل بیت (ع) بوده ، بنا براین هر کس بدون مراجعه به ائمه به سراغ تفسیر و استنباط احکام الهی برود گرفتار تفسیر به رأی و اجتهاد ظنی شده و بر خلاف ما انزل الله فتوی داده و گمراه شده است302 .
پاسخ
در پاسخ به سؤال و استدلال فوق دو مطلب قابل ذکراست .
اول : اینکه روایاتی با موضوع فوق در رد کسانی گفته شده که معتقدند در علم قرآن و حدیث نیازی به مراجعه به ائمه نمی باشد در حالی که این تهمت از مجتهدان شیعه سخت دور است زیرا این بزرگواران در مسائلی به اجتهاد رو می آورند که به هیچ وجه در سخنان ائمه جواب متقنی نیافته اند لذا به خاطر ترس از تعطیلی احکام با استفاده از اصول کلی و مبناهایی که خود ائمه بیان نموده اند به اجتهاد رو آورده یا به تفسیر کلام وحی می پردازند303 و لذا اجتهاد ی که در نزد علمای اصولی پذیرفته است چیزی جز به کار بستن تمام توان در فهم مراد و مقصود اصلی روایات و کاربردی کردن آن نمی باشد بنا براین اگر اخباری و اصولی بدون تعصب سخن یکدیگر را گوش نمایند چندان اختلافی بین آنها باقی نمی ماند زیرا هر دو طایفه مخالف به کار بردن استنباطات شخصی و رأی و قیاس و مانند آن هستند و این همان مطلبی است که امام خمینی نیز یاد آوری نموده و فرموده به خاطر تعبیرات مختلف ، نباید از حقایق محروم شد زیرا چه بسا همه یک مطلب را میگویند ولی به زبانهای مختلف ؛ ایشان می نویسد :
« ادعيه و قرآن و اينها همه باهمند. اين عرفا و شعراى عارف مسلك، و فلاسفه هم، همه يك مطلب مى‏گويند؛ مطالب مختلفه نيست. تعبيرات مختلفه است، زبانهاى مختلفه ؛ زبان شعر، خودش يك زبانى است. حافظ، زبان خاصى دارد. همان مسائل را مى‏گويد كه آنها مى‏گويند؛ اما با يك زبان ديگرى. زبانهاى مختلف است و نبايد از اين بركات مردم را دور كرد، بايد مردم را به اين سفره پهن الهى كه قرآن و سنت و ادعيه باشد، دعوت كرد؛ تا هر كس به اندازه خودش استفاده بكند »304 .
دوم : اینکه در روایاتی با موضوع یادشده ائمه به این دلیل خود را از دیگرمفسران لایق تر به تفسیر قرآن دانسته اند که آگاهی بیشتری راجع به محتوا و شأن نزول آیات و اینکه در چه زمانی و خطاب به چه کسانی نازل شده و پیامبر به عنوان اولین و آگاه ترین مفسر در تبیین آن چه فرموده و آیا این آیه بعداً قید خورده یا آیه دیگری را تخصیص یا تقیید زده یانه و… و ائمه صرف نظر از مقام امامت ـ که از اصول مسلم و پذیرفته شده همه شیعیان است ـ بی واسطه از طریق امام علی (ع) همه علوم وحی را از پیامبر به ارث برده اند و کتابهایی مانند کتاب علی (ع) و مسند علی (ع) و مسند حضرت فاطمه (س) در اختیار ایشان بوده و به خواص اصحاب نیز آن را نشان داده اند ؛ بنا براین به توجه به ویژگیهای فوق هر کس بتواند به علوم مذکور که در اختیار ائمه اهل بیت بوده دست یابد خواهد توانست همچون ائمه مفسر کلام وحی باشد و گرچه دست یابی کامل به علوم پیش گفته احدی را جز ائمه مقدور نیست اما هر کس با توجه به طاقت و لیاقتش می تواند به علوم نامبرده دست یافته و به تفسیر قرآن بپردازد بنا براین این دسته روایات نیازمندیهای مفسر را بیان نموده و به نوعی چگونگی تفسیرکردن را به مفسران آموخته است به خاطر وجود اینگونه روایات تفسیری بوده که علامه بزرگوار صاحب تفسیر المیزان نقش روایات را در تفسیر قرآن همان نقش معلمی و راهنمایی دانسته ؛ ایشان می نویسد : « شان پيامبر در اين مقام تنها و تنها تعليم كتاب است، و تعليم عبارت از هدايت معلمى خبير نسبت به ذهن متعلم است، و كارش اين است كه ذهن متعلم را به آن معارفى كه دستيابى به آن برايش دشوار است ارشاد كند، و نمى‏توان گفت تعليم عبارت از ارشاد به فهم مطالبى است كه بدون تعليم، فهميدنش محال باشد، براى اينكه تعليم آسان كردن راه و نزديك كردن مقصد است، نه ايجاد كردن راه »305 .
امام خمینی نیز با وجود آنکه فهم کامل قرآن را در اختیار « من خوطب به »306 می داند لیکن با اعتقاد به اینکه بر طبق روایات اهل بیت و آیات قرآن مراتبی از فهم قرآن برای همه بشر قابل دست یابی است همگان را به استفاده از قرآن دعوت می نماید ایشان می نویسد « … لكن به اندازه علم و معرفت و استعدادهاى اهل معرفت و تحقيق در رشته‏هاى مختلف، به بيانها و زبانهاى متفاوت نزديك به فهم از اين خزينه لا يتناهاى عرفان الهى و بحر مواج كشف محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بهره‏هايى بردارند و به ديگران بدهند و اهل فلسفه و برهان با بررسى رموزى كه خاص اين كتاب الهى است و با اشارات از آن مسائل عميق گذشته، براهين فلسفه الهى را كشف و حل كرده، در دسترس اهلش قرار دهند. و وارستگان صاحب آداب قلبى و مراقبات باطنى رشحه و جرعه‏اى از آنچه قلب عوالم307 از «ادَّبَنى‏ رَبِّى»308 دريافت فرموده، براى تشنگان اين كوثر به هديه آورند و آنان را مؤدب به آداب اللَّه تا حد ميسور نمايند. و متقيان تشنه هدايت بارقه‏اى از آنچه به نور تقوا از اين سرچشمه جوشان « هُدىً لِلْمُتَقين »309 هدايت يافته‏اند، براى عاشقان سوخته هدايت اللَّه به ارمغان‏ آورند. و بالاخره هر طايفه‏اى از علماى اعلام و دانشمندان معظم به بعدى از ابعاد الهى اين كتاب مقدس دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوى عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمه همه چيز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست »310 .
11. روایاتی در مورد اصناف مردم با هدف تشویق به علم آموزی
« عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ يَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاء »311 .
جميل گويد: شنيدم از آن حضرت[ امام صادق ] كه مى‏فرمود: مردم سه دسته صبح مى‏كنند: عالم و متعلم و ورآبى [ خاشاک روی آب ] ، ما علماء هستيم، و شيعيان ما متعلم و دانش آموزند، و مردم ديگر ورآبيند.
استدلال
اخباریان پس از نقل روایاتی با موضوع یادشده چنین نتیجه گیری نموده اند که مردم ـ بعد از رسول خدا و آمدن دین اسلام ـ سه دسته هستند .
الف ) اصحاب عصمت و طهارت ، ائمه اهل بیت (ع) .
ب ) کسانی که ملتزم هستند تمام مسائلی که احتمال اشتباه در آن می رود اعم از عقاید و اعمال را از ائمه اهل بیت (ع) اخذ نمایند .
ج ) کسانی که جزء دو گروه پیشین نیستند .
در ادامه افزوده اند که گروه سوم کاملا رد شده و مردود به حساب می آیند و تمامی کسانی که در مبحث اعتقادات از مقدمات عقلی و در مبحث اعمال و افعال از مقدمات ظنی مانند اصالت برائت ، استصحاب و دیگر دلایل ظنی استفاده می کنند در گروه سوم قرار می گیرند312 و از معاندان محسوب می شوند فلذا تنها راه باقی مانده برای بشر ـ اگر بخواهد راه سلامت پوید ـ مراجعه به اهل بیت در همه مسائل از جمله در تفسیر قرآن و فهم آن می باشد .
پاسخ
در پاسخ استدلال یادشده می گوییم محتوای روایات مذکور در بردارنده چند نکته است که باید به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد .
نکته اول : در تعدادی از روایات موضوعی یادشده از شیعه به عنوان « متعلم » یاد شده و سایر مردم « غثاء » نامیده شده اند و پرواضح است که نزدیکترین فرقه به اسلام ناب محمدی (ص ) و استدلالی ترین ، عقلی ترین و منطقی ترین فرقه در بین فرقه های اسلامی شیعه بوده و خواهد بود و لذا تنها فرقه کاملا بر حق و هدایت یافته شیعه بوده و از این زاویه دیگر فرقه ها « غثاء » هستند زیرا همانند خار و خاشاک روی آب به دنبال رئیس فرقه هایشان رفته و دنبال استدلال و بررسی پیرامون حقانیت فرقه و اعتقادشان نیستند حال آنکه شیعیان از بدو ظهور اسلام همواره استدلال دیگران را شنیده و به آن پاسخ منطقی داده اند و به دلیل اینکه در اقلیت بوده اند تنها راه برای بقاء و تداوم این مذهب را داشتن استدلال قوی و منطقی در مقابل اکثریت مخالف دانسته و به آن ملزم بوده اند و در این مطلب بین اصولیان و اخباریان اتفاق نظر وجود دارد .
نکته دوم : پاره ای از روایات موضوعی فوق در رابطه با تشویق به علم آموزی و برحذر داشتن مردم از تنبلی و دوری از جهل و نادانی و مانند آن است313 که در این رابطه آیات و روایات بسیاری وجود دارد314 و سیره عملی پیامبر (ص ) و ائمه معصومین (ع )نیز نمونه عینی تشویق به علم آموزی و دوری از جهل و تنبلی است315 و در این مطلب واین استنباط نیز همه فرقه های اسلامی و همه گرایشهای مختلف شیعی متفق القولند .
نکته سوم : آنچه مایه اختلاف و تنازع بین اصولی و اخباری در رابطه با روایات فوق است این مطلب است که اخباریان ازاین روایات اینگونه نتیجه می گیرند که بعد از پیامبر تا قیام قیامت مسلمانان باید در همه مسائل اعم از اعتقادی و عملی فقط و فقط به روایات اهل بیت مراجعه نموده و حق اجتهاد در دین را ندارند و اگر جایی برای مسئله ای جوابی نیافتند توقف نمایند حال آنکه نگاهی به محتوای روایات موضوعی فوق به این شبهه پاسخ می دهد زیرا طبق این روایات از شیعیان به عنوان « متعلم » یعنی کسانی که دنبال علم و دانش می روند نام برده شده و چه بسا منظور از متعلم در این روایات در مرحله اول همان علوم دینی بوده باشد و آنچه امروزه عالمان علم اصول در پی آن هستند چیزی جز کشف علوم دینی از دل آیات و روایات نیست و اگر از دلیل عقلی و دیگر قواعد اصولی استفاده می کنند این قواعد نیز از دل همان روایات اهل بیت (ع) استخراج شده و اینگونه نبوده که از دلایل و براهینی در مقابل روایات اهل بیت استفاده نمایند و لذا طعن و هشدار موجود در روایات فوق بیشتر خطاب به سایر فرقه ها بوده که در مقابل علم سرشار اهل بیت به اصولی ساخته شده از نزد خودشان مانند قیاس ، استحسان ، مصالح مرسله و مانند آن رو آورده اند و لذا اگر اخباریان در مبانی اصولیان دقت بیشتری می نمودند چه بسا در اینگونه مباحث و اصول استنباطی به اتفاق نطر می رسیدند با این تفاسیر اختلاف موجود بین اصولی و اخباری در این زمینه اختلاف در برداشت است و گرنه مقصود هردو گروه یکی است و آن موضع نگرفتن در مقابل روایات صحیح اهل بیت (ع) و عدم استفاده از استنباطات شخصی در علوم دینی است .
امام خمینی نیز از جمله وظایف علما ـ به عنوان دست اندر کاران استنباط مسائل دینی از روایات اهل بیت و مبلغان دینی ـ را مراجعه به روایات این بزرگان و پیشوایان در منابع اولیه و اصیل شیعه از جمله کتاب کافی و وسائل دانسته می فرمایند : « وظايف عالِم خيلى زياد است. همان طورى كه آن همه تعريف از براى عالِم شده است در روايات كريمه، در قرآن هم تعريف شده است، وظايفى كه در روايات شريفه ما وارد شده است مراجعه بفرماييد، كتاب كافى را مراجعه بفرماييد، كتاب وسائل را، آن ابوابى كه مُعَد براى اين چيزهاست مراجعه بفرماييد، اصول كافى خصوصاً در اين مسأله، در اين مسائل مراجعه بفرماييد كه آن وظايفى كه از براى ملّاها هست، آن وظايفى كه از براى اهل علم هست، آن آدابى كه از براى مفيد و مستفيد هست »316 .
امام خمینی با دقت و موشکافی در مبانی اخباریان به عدم وجود اختلاف بین اصولی و اخباری اذعان نموده و تکفیر و تحهیل این دو گروه نسبت به یکدیگر را

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ناسخ و منسوخ، رسول خدا (ص)، عام و خاص، محکم و متشابه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه آیات و روایات، امام خمینی، تدبر در قرآن، صاحب نظران