منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی شدن، پیش داوری، بحران اقتصادی، وابستگی متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی
این دیدگاه که محور اصلی تفکرات مارکسیستی است، عامل اقتصادی و موقعیت طبقاتی افراد را عامل شکل گیری آگاهی و نگرش آنها می داند.
از نگاه مارکس پایگاه معیشتی و موقعیت تاریخی افراد ، افکار آنها را شکل می دهد. به نظر کوزر مارکس پذیرفته بود که افراد خاص ممکن است همیشه بر وفق منافع طبقاتی شان فکر نکنند و در طرز تلقی شان تحت تاثیر طبقه ای که بدان تعلق دارند نباشند اما طبقات دوم به معنایی متمایز از افراد جداگانه ، همیشه تحت تاثیر طبقه شان هستند( کوزر: 1378،89).
وبلن در همین راستا معتقد بود که پایگاه فرد در پهنه فنی و اقتصادی بینش و عادات فکری اش را تعیین می کند. به همین سان عادت و رسوم و شیوه های عمل و اندیشه در چارچوب اجتماعاتی رشد می کنند که انسآنها در نبرد برای کسب معاش به درون آنها کشیده می شوند. ( همان ،362) مانهایم معتقد است که نه تنها جهت گیریهای بنیادی، ارزشگذاریها و محتوای افکار، بلکه شیوه بیان یک مسئله، نوع و حتی مقولاتی که تجارب ما را دسته بندی می کنند و سرو سامان می دهند ،نیز بر حسب پایگاه اجتماعی مشاهده گر تغییر می پذیرد ( کوزر11: 1378 ،362).
پایگاه ( موقعیت )
در هر جامعه ای گروهبندی متعدد و متنوعی وجود دارد. واقعیت تعلق به این گروها از جمله عوامل موثر بر نگرش افراد می باشد . گروهای طبقاتی، جنسی ، سنی، زبانی ، قومی ، گروهبندی های جغرافیایی ( بر اساس شهر و روستا….) گروهبندی منطقه ای ( بر اساس درجه محرومیت یا برخورداری از امکانات )و گروهای تاریخی ( تفاوت نسلها ) افراد متعلق به هر گروه زبانی ، نسلی ، قومی، و…..از گروه خود تاثیرات خاصی می پذیرند. این امر بر نگرش آنان موثر است ( سیاهپوش :1381،68).
تفاوت نسلها
اختلاف نسلها از دیگر متغیرهای مهم در شکل دهی به نگرشها است. به نظر مانهایم « واقعیت تعلق داشتن به یک نسل و به یک طبقه و یا گروه سنی، به افراد متعلق به این مقولات، موقعیت مشترکی در فراگرد تاریخی و اجتماعی می دهد، پهنه تجربه بالقوه آنها را به یک صورت خاص محدود می سازد و آنها را به شیوه فکری و تجربی خاص و یک کنش تاریخی ویژه این موقعیت متمایل می گرداند» (سیاهپوش:569، 1381). بنابراین واقعیت تعلق به یک نسل از جمله عوامل شکل دهنده نگرش افراد می باشد. این متغیر رابطه مستقیمی با گروهبندی سنی افراد دارد. تفاوت نوع نگرش نسل جوان با نسل بزرگسال به جامعه پذیری های متفاوت در همین راستا قابل طرح و تبیین می باشد.
تجربه
به طوری که برخی معتقد هستند که تجربه های متفاوت افراد ناشی از ساخت و تکوین زیستی آنان است . برخی دیگر معتقد هستند که بعضی افراد اجزاء مهمتر یا تعداد بیشتری از عناصر یک فرهنگ را می اموزند. به علت تجربه های منحصربفرد است که افراد از یک مقوله واحد ( مثلا از متن واحد و کتابی واحد ) چیزهای متفاوتی می اموزند . تجربه های خیلی متفاوتی می اموزند. تجربه های خیلی متفاوت به عکس العمل های انسان در مسیر اجتماعی شدن رنگ خاصی می دهد و در نتیجه افراد در مقابل محرکی واحد عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند. به عنوان مثال والدینی که در دوره بحران اقتصادی یا جنگ بزرگ شده اند تجربیاتی به کلی متفاوت از فرزندان خود دارند که ممکن است اجتماعی شدن خود را با دوران رفاه نسبی و امنیت گذرانده باشند( اینگلهارت 12: 1373،61).
نیک گهر معتقد است که تجربیات نقاط عاطفی هستند که افراد از آنجا امور عالم را زیر نظر می گیرند از اینجاست که فرد به مقایسه و مقابله امور می پردازد و عقاید و قضاوتهایش شکل می دهد . او تجربه های اجتماعی را در سه مقوله جای می دهد .
الف ) تجربه های اجتماعی مشترک همه موجودات انسانی ب ) تجربه اجتماعی ویژه یک فرهنگ و یک جامعه خاص ج ) تجربه اجتماعی منحصر بفرد در یک شخص
رابطه نگرش با دیگر مفاهیم نزدیک
برخی مفاهیم غالبا با نگرشها تداخل می یابند و با آنها اشتباه گرفته می شوند، در اینجا لازم است که این واژه ها را مقایسه نموده و به وجه تمایز این مفاهیم با نگرش بپردازیم تا به مفهوم دقیق نگرش دست یابیم:
الف) نگرش و واقعیت
1- بارزترین صفت ممیزه این دو واژه این است که نگرش بر خلاف واقعیت دارای عنصری ارزشیابانه و عاطفی است مثلا شخص معتقد است که انسان در هر سلول خود دارای 46 کروموزم است ولی وی احساسی عاطفی در برابر این اطلاعات ندارد و دلایلی وجود ندارد که از کروموزنها متنفر باشد یا آنها را دوست نداشته باشد.
2- نگرش و واقعیت از نظر ثبات تا حدودی تفاوت دارند، یک نگرش وقتی ایجاد و به خوبی مستقر شد، در مقابل تغییربسیار مقاومتراز واقعیت است.
ب) نگرش و عقیده
در ساده ترین سطح، عقیده چیزی است که شخص بر مبنای واقعیات، درست می پندارد. عقاید اساسا شناختی هستند. یعنی عاری از هیجان و شورند و در ذهن رخ می دهند تا در اندرون. همچنین آنها ناپایدارند؛ یعنی نمی توانآنها را با شواهد خوب و روشن دگرگون کرد اما نگرشها ارزیابی کننده اند و دلالت بر دوست داشتن و دوست نداشتن دارند. در حقیقت عقیده ای که شامل یک جزء ارزیابی کننده و یک جزء هیجانی باشد، نگرش نامیده می شود. در مقایسه با عقاید، نگرش ها خیلی به دشواری تغییر می یابند. عقیده، اندیشیدن نسبت به واقعی بودن یک موضوع است. قضاوتی است که ما نسبت به موضوعی داریم، برای مثال اگر بگوییم «این موضوع بد است» عقیده خود را نسبت به ان موضوع بیان کرده ایم.
با وجود این، عقیده و نگرش دو جنبه مکمل یک فرایند هستند. نگرش از پویایی و زمینه های عاطفی بیشتری برخوردار است و عقیده بیشترجنبه عقلانی و گفت و شنود و ارتباط شفاهی دارد. نگرش و عقیده چنان در هم امیخته اند که سنجش افکار عمومی اغلب از طریق سنجش نگرش انجام می گیرد.
پ) نگرش و علاقه
نگرشها همچنین از علایق متمایز هستند. نگرش و علایق،
1- هر دو به دوست داشتن و دوست نداشتن مربوط می شوند.
2- هر دو می توانند به ترجیح دادنها در مورد فعالیتها، نهادهای اجتماعی یا گروهها مربوط باشند.
3- هر دو شامل احساسهای شخصی درباره چیزی هستند. همین سبب تمایز نگرشها از علایق می شود. نگرش نوعا به عنوان احساس نسبت به یک شیء، یک نهاد اجتماعی یا یک گروه تصور می شود در حالی که علایق، احساس فرد به یک فعالیت است(کریمی، 1385: 227 )
ث) نگرش و پیش داوری
«پیش داوری حکم مقدم بر تجربه است. یعنی اساس یا واکنشی است که شخص نسبت به کسی یا چیزی پیش از هر گونه تجربه واقعی دارد( کلاین برگ13،1370 : 569). ولی نگرش معمولا همراه با ادراک تجربه تشکیل می شود.
د) نگرش و نظر
«نظر نوعی برداشت و طرز تلقی یک شخص از یک پدیده است که عموما حالتی موقتی دارد ولی نگرش دارای حالت مستحکم و نسبتا دائمی است»(رفیع پور،1378 : 7 ).
و) نگرش و تفکر قالبی
تفکر قالبی عقیده و باوری است که به شکل قالبی یا کلیشه ای در میان گروه اجتماع یا جامعه بخصوصی رواج داشته باشد چنان که افراد بدون تامل و ملاحظه دلایل مخالف، ان را قبول کنند. در حالی که نگرش عقیده ای است که در برابر دلیل مخالف، سخت ایستادگی می کند و مایه تعصب دارنده ان می شود ( آقابخشی، 1366 :242).
ویژگی های نگرش
1- جهت گیری، منظور از جهت گیری، موافقت و یا مخالفت با موضوع نگرش است.
2- شدت: منظور از شدت، درجه موافقت ویا مخالفت با موضوع نگرش است. اغلب لازم است که علاوه بر جهت گیری موافق یا مخالف نسبت به موضوع، اندازه جهت گیری نیز معلوم شود، جزء شناختی نگرش ممکن است با موضوع کاملا موافق و ان را خیر مطلق و یا کاملا مخالف و ان را شر مطلق بداند. جزء اصلی یا هیجانی انگیزش ممکن است در برخورد با موضوع به صورت محبت نامشروط یا تنفر محض (عقده) ظاهر شود. خط مدرجی که برای سنجش نگرش ها مورد استفاده قرار می گیرید از قطب موافقت کامل شروع و پس از گذشتن از مطلق بی طرف تا قطب مخالفت کامل ادامه می یابد.
3- نگرش ها نظام گونه اند: شناختها(عقاید)، احساسات و تمایلات به رفتار با هم ترکیب شده و نظام واحدی را به وجود می اورند که این نظام را نگرش یک فرد نسبت به موضوعی می خوانیم. اجزای این نظام با هم بستگی و پیوستگی دارند که اگر تغییری در شناخت شخص درباره ی موضوعی رخ دهند در احساسات او نسبت به ان و در آمادگی او برای عمل و رفتار نسبت به ان تاثیر می گذارد.
4- وابستگی متقابل نگرشها: بخش اندکی از نگرشها از نگرشهای دیگر مجزا می باشند، لیکن اغلب آنها با نگرشهای دیگر ایجاد خوشه ای می کنند، در این خوشه ها هر یک از نگرشها با نگرشهای همجوار خود وابستگی و همبستگی متقابل دارند. به درجه ای که نگرش های شخص با هم تناسب و همبستگی داشته باشند به ان درجه می توان گفت که شخصیت او دارای وحدت است.
5- خصلت اکتسابی نگرشها: «پارک» در تعریف از نگرش ان را ریشه در تجربه می داند از این رو نمی تواند تنها یک غریزه اجتماعی باشد. بنابراین نگرشها مجموعه هایی هستند که از طریق محیط و یادگیری اکتساب می شوند و پیوسته برداشت و نظر اولیه شخص درباره یک موضوع، جزو امور ذاتی و فطری انسان به شمار نمی ایند و این پدیده عموما بر اساس تجربه شخص مستحکم تر می شود و در رفتار و برخورد ان فرد با ان پدیده کم و بیش منعکس می گردد.
6- خصلت ذهنی بودن نگرشها: پیش از هر چیزی باید نگرش را یک حالت ذهنی بدانیم. به تعبیر دقیق تر نگرش متضمن نوعی ارزیابی از کسی یا چیزی است و این ارزیابی امری کیفی و غیر حسی است. درباره شناسایی و اندازه گیری نگرشها ابهامات بسیاری وجود دارد. از یک سو غالبا چنین تصور می شود که نگرشها به عنوان یک چیز واقعی تلقی می شوند – چیزی که در ذهن یک فرد وجود دارد و موجب تحریک رفتار فرد می شود- از سوی دیگر هیچکس هرگز نمی تواند نگرش را مشاهده کند یا لمس کند. نگرش یک وجود استنباطی است که فقط می توانان را به صورت غیر مستقیم مشاهده نمود و کمیت ان را مورد اندازه گیری قرار داد.
7- ارتباط با پاسخ: نگرشها پیش از انکه پاسخ های اشکار باشند، فراهم کننده یا مقدمه وضعیت آمادگی قبلی برای پاسخ های اشکارند. لازمه هر پاسخ ارادی، وجود یک طرح واره ادراکی و نگرشی است.
8- ثبات نگرشها: نگرشها، عموما میل به پایداری دارند. زیرا ثبات جزء ذات نگرش و یکی از وجوه تمایز ان با احساسات ساده تر است. اما بدین معنا نیست که نگرشها تغییر نمی کنند بلکه تغییر آنها تدریجی است ولی بسیار سخت.

کارکرد نگرش ها
نسبت به موضوعات اجتماعی افراد نگرش هایی دارند، چرا که ، الف) به آنها کمک می کند جهان پیرامون خود را سازماندهی نموده، ساده کرده و درک نماید.
ب) به آنها کمک می کند از طریق اجتناب از حقایق ناخوشایندی که درباره خودشان وجود دارد عزت نفس خود را حفظ کنند.
ج) به آنها اجازه می دهد که ارزش های اساسی خود را بیان کنند.
به عملکرد های فوق باید عملکرد چهارمی را نیز اضافه نمود و ان اینکه نگرش ها به افراد کمک می کنند با گروه و اجتماع همرنگ شوند و در نتیجه پاداش هایی را که از گروه دریافت می دارند به حداکثر برسانند. ملاحظه می شود که نگرش ها به ما کمک می کنند تا با محیط خود سازگار شویم. پس از اینکه یک موضوع اجتماعی طبقه بندی شد این امکان فراهم می شود که ما نسبت به ان موضوع به شیوه ای که مشخصه گروهی است و بدان تعلق داریم واکنش نشان دهیم. این امر ما را از اتخاذ یک تصمیم جدید و تمام دردسرهای مربوط به ان رها می سازد و به ما کمک می کند که به شیوه ای یکسان رفتار کنیم. اسمیت و همکارانش اشاره کرده اند که یکی از عملکرد های نگرش ها این است که فرد می تواند از طریق آنها برخی از مشکلات درونی خود را برون سازی کند. فردی که دارای تعارضات و ناکامی های درونی حل نشده است میتواند تنفر خود را متوجه گروه های بیرونی سازد(رینولدز14:1974،25).
برای درک ماهیت نگرش ها، می توانیم از طریق دریافت فایده و ضرورت ان به مساله پی ببریم و این سوال را مطرح سازیم که اساسا چگونه نگرش ها به مردم در جهت بر آوردن نیازهایشان کمک می کنند؟ یک نگرش چه منفعتی برای یک فرد دارد؟ یک نگرش چگونه می تواند نیاز های یک شخص را ارضاء کند؟ چگونه فرد را در سازگاری با محیطش یاری می رساند(رینولدز:1974،26).
به نظر کاتز و تنی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اجتماعی شدن، خشونت علیه زنان، ساده سازی، رسانه های جمعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خشونت علیه زنان، آزار جسمی، آزار جنسی، علوم اجتماعی