منابع و ماخذ مقاله وجوه نقد، مدیریت سود، وجوه نقد آزاد، جریان وجوه نقد آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

دارند دارند آندسته از رویه های حسابداری را انتخاب کنند که باعث افزایش سود می شود. علاوه براین یافته های آنها نشان می دهد که چهار موسسه بزرگ حسابرسی به طور قابل ملاحظه ای رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود را تعدیل می کند.
داماری و اسماعیل68 (2014) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی اثر مازاد جریان وجوه نقد آزاد، حاکمیت شرکتی و اندازه شرکت برقابلیت پیش بینی سود» در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند که که در شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا، قابلیت پیش بینی سود کمتراست. همچنین یافته ها نشان می دهد زمانی که سهامداران نهادی مالک حجم بزرگی از سهام هستند و زمانی که مدیر عامل مستقل است، در شرکت های دارای مازاد وجوه نقد آزاد بالا، قابلیت پیش بینی سود بیشتر است. در نهایت یافته های این پژوهش نشان می دهد که نقش مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی در کاهش تضاد نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد و و بهبود قابلیت پیش بینی سود در شرکت های بزرگ بیشتر است.
نوریامان69 (2013) در پژوهشی تحت عنوان «تأثیر مدیریت سود بر بازده سهام و نقش کیفیت حسابرسی به عنوان متغیر میانجی (تعدیل گر)» به این نتیجه رسید مدیریت سود تأثیر منفی بر بازده سهام دارد و کیفیت حسابرسی رابطه منفی مدیریت سود با بازده سهام را تقویت می کند به عبارت دیگر، رابطه منفی مدیریت سود با بازده سهام برای شرکت های حسابرسی شده توسط چهار موسسه بزرگ حسابرسی در مقایسه با شرکت های حسابرسی شده توسط سایر موسسات حسابرسی بیشتر است.
بوکیت و اسکندر (2009)، در پژوهشی این موضوع را بررسی کردند که آیا مازاد جریان وجوه نقد بالا با مدیرین سود رابطه دارد یا نه؟ آنها در پژوهش خود فرض کردند که مدیران شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا انگیزه درگیر در فعالیت های مدیریت سود را دارند. با این وجود، زمانی که کمیته حسابرسی مستقل تر است مدیریت سود کمتر به وقوع می پیوندد. آنها در پژوهش خود نشان دادند که کمیته حسابرسی مستقل به شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا کمک می کند تا فعالیت های مدیریت سود که باعث افزایش سود می شود، را کاهش دهند.
پنمن و يهودا (2009) در تحقیقی ارزشگذاری سود و جريان نقد آزاد را با استفاده از اصول حسابداري تعهدي مورد بررسي قرار دادند. آنها دريافتند كه درآمدها آن چنان كه انتظار ميرود ارزش مثبتي دارند اما در صورت ثابت بودن درآمدها جريان نقدي آزاد هيچ قدرتي در توضيح بازده سهام ندارد.
كوين كي لي (2008) در پژوهشي با عنوان «كيفيت سود و سرمايه‌گذاري ثابت آتي : شواهدي از اقلام تعهدي اختياري» به بررسي اين موضوع پرداخته كه چگونه يك جنبه از كيفيت سود- يعني اقلام تعهدي اختياري- طرح و كارايي سرمايه‌گذاري ثابت ثانويه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. نتايج اين پژوهش نشان داد در يك سطح از فرصت سرمايه‌گذاري، سرمايه‌گذاري در دارايي‌هاي ثابت در دوره t براي شركت‌هاي با مقدار بالاي اقلام تعهدي اختياري مثبت در دوره t-1 ، كمتر به جريان وجوه نقد داخلي حساس است. همچنين درسطح معيني از سرمايه‌گذاري در داراييهاي ثابت در دوره t ، بازگشت داراييها در دوره t+1 براي شركت‌هاي با مقدار بالاي اقلام تعهدي اختياري مثبت در دوره t-1 پايين تر است. در كل نتايج اين پژوهش اثبات كرد كه شركتهاي با مقدار بالاي اقلام تعهدي اختياري مثبت منابع را بطور نابجا تخصيص مي‌دهند و بنابراين باعث كاهش كارآيي شركت مي‌گردند.
كين چن و ديگران(2008) در مقاله‌اي باعنوان «مجموعه فرصت هاي سرمايه‌گذاي و مديريت سود: شواهدي از نقش كنترل سهامداران» انگيزه و تاثيرات كنترل سهامدارن بر روي رابطه بين مجموعه فرصت سرمايه‌گذاري و مديريت سود در تايوان را بررسي كردند. نتايج اين پژوهش نشان داد كه شركت‌هاي با فرصت سرمايه‌گذاري بالا بيشتر تمايل دارند كه اقدام به مديريت سود نمايند. همچنين متغير كنترل سهامداران – كه بوسيله صورت جريان وجوه نقد اندازه‌گيري گرديد- با احتمال پايين‌تر مديريت سود مرتبط است.
دیچو و تانگ (2008) دریافتند، که درآمدهای ناپایدار گذشته، قدرت توضیح ماندگاری درآمدهای جاری را دارد و رابطه ی منفی با قابلیت پیش بینی درآمدهای آتی را دارد.
استيون كـان و ديگران(2006) در مقاله‌اي باعنوان «تخـصص حسـابرس : تاثير فرصت‌هاي سـرمايه‌گذاري» اين مطلب را بررسي كرده‌اند كه چرا تخصص حسابرس از صنعتي به صنعت ديگر متفاوت است؟ آنها در اين مقاله تمركز حسابرس را به عنوان معياري براي تخصص در صنعت تلقي كرده‌اند. آنها فرض كردند كه مجموعه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري نقش مهمي در تعيين يك صنعت به عنوان هدفي جذاب براي تخصص حسابرس و ايجاد مشكل براي ورود ساير حسابرسان ايفا مي كند. آنها به اين بحث پرداختند كه وقتي مجموعه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري ويژه صنعت بالا باشد، حسابرسان سرمايه‌گـذاري‌هاي بالايي براي آن صنعت انجام مي‌دهند كه به آنها اجازه مي‌دهد تا براي اين صنعت خاص خدمات متمايزي ارائه بدهند و موانعي براي ورود ديگر شركت‌هاي حسابرسي به اين صنعت خاص ايجاد كنند. با استفاده از دو معيار متفاوت براي مجموعه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري و سه نوع طبقه‌بندي صنايع، آنها مشاهده نمودند كه تخصص حسابرس با افزايش سطح فرصت‌هاي سرمايه‌گـذاري در صنعت و با كـاهش تنوع مجموعه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در درون يك صنعت افزايش مي‌يابد.
كيم لاي (2002) در پژوهشي با عنوان « فرصت سرمايه گذاي و كيفيت حسابرسي» به بررسي رابطه بين فرصت سرمايه‌گذاري و كيفيت حسابرسي پرداخته و نتيجه‌گيري كرده است كه شركتهاي با فرصت سرمايه‌گذاري بالا احتمال بيشتري دارد كه اقلام تعهدي اختياري زيادي داشته باشند ولي اين احتمال وقتي كه چنين شركتهايي داراي 5 حسابرس بزرگ (حسابرس با كيفيت بالاتر) باشند كاهش مي‌يابد وي همچنين نتيجه‌گيري نموده كه نسبت بالاتري از شركت‌هاي با فرصت سرمايه‌گذاي بالا وجود دارد كه 5 حسابرس بزرگ دارند و سرانجام گزارش كرده كه شركت‌هاي داراي فرصت سرمايه‌گذاي بالا كه 5حسابرس بزرگ دارند در مقايسه با شركت‌هاي داراي فرصت سرمايه‌گذاي پايين كه 5 حسابرس بزرگ دارند اقلام تعهدي اختياري كمتر و كيفيت حسابرسي مشاهده شده بالاتري دارند.
گوپال کریشنان (2002) در مقاله‌ای با عنوان «کیفیت حسابرسی و قیمت گذاری اقلام تعهدي اختیاری» به بررسي رابطه بين كيفيت حسابرسي و قيمت گذاري اقلام تعهدي اختياري پرداخت. نتايج اين پژوهش نشان داد كه رابطه بين بازده سهام واقلام تعهدي اختياري براي شركتهاي حسابرسي‌شده توسط 6 حسابرس بزرگ نسبت به شركتهاي حسابرسي‌شده توسط ساير موسسات حسابرسي بزرگتر است. بعلاوه اقلام تعهدي اختياري مشتريان 6حسابرس بزرگ رابطه بيشتري با قابليت سودآوري آتي دارد.

2-13-2 پژوهش های داخلی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله کیفیت حسابرسی، مؤسسات حسابرسی، هزینه نمایندگی، سود پیش بینی شده Next Entries پایان نامه درمورد قابلیت اعتماد، وضعیت تأهل، تعریف دین، دگرگونی ارزشی